زیاد بن ابیه مدت ها در بصره کاتب مغيره بن شعبه، ابوموسی، عبدالله بن عامر و سپس کاتب ابن عباس بود و مدتی به عنوان جانشین ابن عباس در بصره کار می کرد. وی در فتنه عبدالله بن حضرمی، به عنوان جانشین ابن عباس در بصره بود. برای مطالعه بیشتر درباره شخصیت زیاد بن ابیه، می توانید مقاله شرح حال زیاد بن ابیه کارگزار امام علی (علیه السلام) در فارس را مطالعه بفرمایید.
توبیخ و تهدید زیاد بن ابیه
وقتی که زیاد بن ابیه جانشین ابن عباس در بصره بود، کارهای ناشایسته ای از او سر زد؛ لذا امیرالمومنین علی (علیه السلام) به او نامه ای نوشت و او را نصیحت و موعظه فرمود. امیرالمومنین این نامه را به زیاد بن ابیه، هنگامی که در حکومت بصره نایب و جانشين عبدالله بن عباس بود نوشت و عبدالله در آن هنگام از جانب امیرالمومنین علی (علیه السلام)، بر بصره و شهرهای اهواز، فارس و کرمان حاکم بود:
«وَ إِنّى أَقْسِمُ باللهِ قَسَماً صَادِقاً، لَئِنْ بَلَغَنِي أَنَّكَ كُنْتَ مِنْ فَيْءِ الْمُسْلِمِينَ شَيْئاً صَغِيراً أو كَبيراً، لأشُدَّنَّ عَلَيْكَ شَدَّةً تَدَعُكَ قَلِيل الْوَفْرِ، ثَقِيلَ الظَّهْرِ، ضَئِيلَ الْأَمْرِ، وَالسَّلَامُ؛[1]
«و همانا من سوگند به خدا یاد می کنم؛ سوگندی از روی راستی که اگر به من برسد که تو در بیت المال مسلمانان به چیزی اندک یا بزرگ خیانت کرده و بر خلاف دستور صرف نموده ای، بر تو سخت خواهم گرفت؛ چنان سختگیری که تراکم مایه، گران پشت و ذلیل و خوار گرداند. (یعنی تو را از مقامت برکنار نموده، اندوخته ات را از تو خواهم گرفت تا ذلیل و خوار گردی)، و السلام».
توبیخ زیاد بن ابیه در دیگر منابع تاریخی
1. کتاب انساب الاشراف
بلاذری در کتاب انساب الاشراف این نامه را عینا با اضافاتی نقل می کند. او می نویسد: «امیرالمومنین علی (علیه السلام) کسی را به جانب زیاد بن ابیه فرستاد که آنچه از اموال نزد اوست به کوفه ببرد. زیاد بن ابیه، آنچه بود خود برداشته و به فرستاده امیرالمومنین علی (علیه السلام) گفت: کردها خراج را پرداخت نکرده اند اما من آنها را اداره می کنم. به امیرالمومنین این مطلب را نگویی که اگر مطلع شود اشکال را از جانب من می داند.
فرستاده امیرالمومنین ایشان را از گفته زیاد بن ابیه مطلع ساخت و امیرالمومنین طی نامه ای به زیاد بن ابیه نوشت: «فرستاده من آنچه از اکراد خبر دادی به من رساند و اینک تو سعی در کتمان آن داشتی و من دانستم که این را نگفتی، مگر این که به من بگوید». بعد آنچه در نهج البلاغه آمده نقل کرده است و فقط در آخر نامه، کلمه ضئيل الامر را ندارد».[2]
2. تاریخ یعقوبی
تاریخ یعقوبی این نامه را با اختلاف در عبارت نقل کرده است. آنچه در آن اضافه شده این که می نویسد و زیاد بن عبید کارگزار امیرالمومنین بر فارس بود.
«أَمَا بَعْدُ فَإِنَّ رَسُولِي أَخْبَرَنِي بِعَجَب زَعَمَ أَنَّكَ قُلْتَ لَهُ فِيْمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ أَنَّ الأكراد هاجَتْ بكَ فَكَسَرْتْ عَلَيْكَ كَثِيراً مِنَ الْخِراج؛ وَ قَلْتَ لَهُ : لا تُعْلِمُ بِذلِكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، يا زياد و اقسم بالله إنَّكَ لَكاذِبٌ، وَ لَئِنْ لَمْ تَبْعَثُ بخِراجِكَ لَاشُدَّنَ عَلَيْكَ شِدَّةً نَدَعْكَ فَلِيْلَ الْوَفْرِ، تَقِيْلَ الظَّهْرِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ لِما كَسَرْتَ مِن الْخَراج مُحْتَمَلاً؛[3]
اما بعد: فرستاده ام مرا خبر داد به مساله عجیبی. تصور او این است که در مذاکرات به وی گفته ای که اکراد بر ضد تو آتش فتنه به پا نموده اند و مقدار زیادی از خراج کم شده است و به فرستاده من پیام دادی که امیرالمومنین را از این موضوع مطلع مساز. به خدا قسم می خورم که تو دروغ می گویی و اگر خراج آنجا را نفرستی بر تو سخت خواهم گرفت، چنان سخت گیری که تو را کم مایه و گران پشت گرداند؛ مگر این که برای کمبود خراجت دلیلی داشته باشی».
از نامه امیرالمومنین علی (علیه السلام) چنین استنباط می شود که زیاد بن ابیه می خواسته است مقداری از خراج را نگه دارد و برای امیرالمومنین نفرستد. لذا با زیرکی خاصی به فرستاده امیرالمومنین علی (علیه السلام) گفت که عده ای از اکراد، سرکشی و طغیان نموده و خراج خود را نپرداخته اند و کمبود از این ناحیه می باشد.
در عین حالی که مورخین نوشته اند زیاد بن ابیه به بهترین وجه در منطقه محل مسئولیت خود عمل نموده، چون مردی بوده است که به شکار و استفاده از غذاهای رنگارنگ و تکبر و فخر فروشی علاقه داشت؛ لذا برای تامین مخارج آن بدین وسیله می خواسته است از بیت المال سوءاستفاده نموده، مقداری از خراج را برای خود نگهدارد. زیاد بن ابیه در جمع آوری خراج دقیق بوده با زور از مردم مالیات و خراج لازم را می گرفت.
نهی از سخت گیری زیاد بن ابیه بر مردم
امیرالمومنین علی (علیه السلام) به زیاد بن ابیه، هنگامی که او را بر فارس و جاهایی که در قلمرو آن بود جانشین عبدالله بن عباس گردانید، در ضمن سخن بلندی او را از زود گرفتن مالیات نهی فرموده می گوید:
«اسْتَعْمِل العدل و احْذَرِ العَشق وَالْحَيْف فَإِنَّ العَشق يَعُودُ بالجَلَاءِ وَ الْحَيْفَ يَدْعُوا إِلَى السَّيْفِ؛[4] عدالت را به کار بند و از زور و ظلم و ستم دوری کن؛ زیرا که زور و فشار باعث می شود که مردم دیار خود را ترک کنند و ظلم و ستم مردم را به شمشیر و قیام میخواند».
امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید اگر با زور از مردم مالیات و خراج بگیری، آنها مجبور خواهند شد که وطن خود را ترک نموده در جایی دیگر ساکن شوند و ظلم و ستم نیز باعث قیام مردم علیه ظالم و ستمگر می گردد.
ابن ابی الحدید در شرح این جملات می نویسد: «عادت مردم فارس این بود که در زمان عثمان، حاکم خراج املاک آنها را قبل از فروش میوه ها به صورت سلف طلب می کرد و یا این که تصور می کردند اول سال قمری، ابتدای وجوب خراج است و خراج را که تابع سال شمسی است با حقوقی که تابع سال قمری است یکی می دانستند و این باعث اجحاف به مردم می شد. لذا امیرالمومنین علی (علیه السلام) زیاد بن ابیه را از پیش گرفتن خراج نهی می کند».[5]
نهی زیاد بن ابیه از اسراف کردن
امیرالمومنین علی (علیه السلام) طی نامه دیگری زیاد بن ابیه را از اسراف نهی می کند و او را دعوت به کار خیر می نماید و برای او چنین می نویسد:
«فَدَع الإسْرَافَ مُقْتَصِداً، وَ اذْكُرْ فِي اليَوْمِ غَداً، وَ أمْسِكَ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِكَ، وَ قَدّم الْفَضْلَ لِيَوْمِ حَاجَتِكَ. أَتَرْجُو أنْ يُعْطِيكَ اللهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِينَ وَ انتَ عِندَهُ مِنَ الْمُتَكَبْرِينَ و تَطْمَعُ، وَ أَنْتَ مُتَمَرغ فِي النَّعِيمِ ، تَمْنَعُهُ الضَّعِيفَ وَ الأرْمَلَةَ – أنْ يُوجِبْ لَكَ ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِينَ؟ وَ إمَا الْمَرْءُ مَجْزي بمَا أَسْلَفَ وَ قَادِمُ عَلَى مَا فَدَّم، والسلام؛[6]
پس در صرف مال زیاده روی مکن و میانه رو باش. در امروز، به یاد فردا باش و به اندازه نیازمندی خود از دارایی پس انداز نما و زیاده بر آن را به جهت روز نیازمندیت (آخرت) پیش فرست. آیا امیدداری که خدا پاداش فروتنان را به تو بدهد و حال آن که تو نزد او از گردنکشان و متکبرین هستی؟
و آیا آزمندی که پاداش صدقه دهندگان را برای تو واجب و لازم گرداند؛ در حالی که تو در عیش و خوشگذرانی غلطیده، ناتوان و بیچاره و بیوه زن و درویش را از آن بهره نمی دهی؟ و جز این نیست که مرد پاداش داده می شود به کاری که از پیش انجام داده و وارد می گردد بر آنچه پیش فرستاده است، والسلام».
تاکید بر لزوم خودسازی کارگزاران
امیرالمومنین علی (علیه السلام) نامه دیگری را طبق بعضی از نسخ تاریخ یعقوبی، به زیاد بن ابیه می نویسد که مضمون آن مشابه این نامه و نامه هایی است که از شرح ابن ابی الحدید نقل می شود و در آخر نامه بر لزوم خودسازی کارگزاران تاکید نموده و به زیاد چنین می نویسد:
«أَدَّبْ نَفْسَكَ وَ تُبْ مِنْ ذَنْبَكَ وَ أَدْ حَقَّ اللَّهِ عَلَيْكَ؛[7] خود را بساز و از گناهت توبه نما و حق خدا را که بر ذمه تو می باشد، ادا کن».
ابن ابی الحدید می نویسد که امیرالمومنین علی (علیه السلام)، یکی از غلامانش را به نام سعد، نزد زیاد بن ابیه که جانشین ابن عباس در بصره بود فرستاد که اموال بصره را به کوفه بیاورد. بین سعد و زیاد بن ابیه درگیری و نزاع به وجود آمد. سعد بعد از بازگشت به کوفه از زیاد بن ابیه شکایت کرده او را سرزنش و عیب جویی می نماید. امیرالمومنین علی (علیه السلام) طی نامه ای به زیاد بن ابیه چنین می نویسد:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ سعْداً ذَكَرَ أَنَّكَ شَتَمْتَهُ ظُلْماً، وَ هَدَّدتَهُ وَ جَبَهْتَهُ تَجَبُّراً وَ تَكَبُراً، فَما دَعَاكَ إلى التكبر، و قد قال رَسُولُ الله (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سلم): «الْكِبْرُ رِداءُ الله فَمَنْ نَازَعَ اللَّهَ رِداءَهُ قَصَمَهُ. و قد أَخْبَرَنِي أَنكَ تُكْثِرُ مِنَ الْأَلْوانِ الْمُخْتَلِفَة فى العام في الْيَوْمِ الواحد.
و تدهن كان يَوْمٍ، فَمَا عَلَيْكَ لَوْضَمْتَ لِلَّهِ أَيَاماً، وَ تَصَدَّقْتَ بِبَعْض ما عِنْدَكَ مُحْتَسِباً، وَ اكِلْتَ طَعَامِكَ مراراً قَفَاراً فَإِنَّ ذَلِكَ شِعَارُ الصَّالِحِيْنَ.
أقتطمَعُ وَ أَنتَ مُسْمَرْعُ فِي النَّعِيمِ تَسْتَأثرُ بِهِ عَلَى الْجار و المسكين و الضعيف و الفقير و الاوقلة و البنيم أن يُحْسَبَ لَكَ أَجْرُ الْمُتَصدِّقِينَ. وَ أَخْبَرَنِي أَنَّكَ تَنكَلَّمُ بِكَلامِ الأبْرارِ، وَ تَعْمَلْ عَمَلَ الْخاطِئِينَ، فَإِنْ كُنْتَ تَفْعَلُ ذَلِكَ فَتَنَفْسَكَ ظَلَمْتَ، وَ عَمَلَكَ أحْبَطَتَ.
فَتُبْ إِلى رَبِّكَ يُصْلِحْ لَكَ عَمَلَكَ، وَ اقْتَصِدْ فِي أَمْرِكَ وَ قَدَّمْ إِلَى رَبِّكَ الْفَضْلَ لِيَوْمِ حَاجَتِكَ، وَ ادّهِنْ غِبَاً فَإِنِّي سَمِعتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ و آله و سلم) يقول: «ادهنوا غبا و لا تدهنوا رقما؛[8]
اما بعد، سعد به من خبر داد که او را بی جهت شماتت کرده و تهدید نموده ای و از روی خود خواهی و تکبر، مانع انجام وظیفه او شده ای. پس چه چیز تو را به تکبر واداشته است و حال آن که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «کبر و بزرگی از آن خداست و هر کس با خدا در این باره منازعه کند خداوند او را در هم می شکند».
و به من خبر داد که تو از غذاهای رنگارنگ در یک روز استفاده نموده، هر روز خود را آرایش و تدهین (استفاده از روغن و عطر) می کنی. چه می شد اگر برای خدا روزهایی روزه می گرفتی و مقداری از آنچه نزدت می باشد، صدقه می دادی که مورد حساب واقع می شد و غذایت را مکررا ساده و بدون خورش می خوردی؛ زیرا این سادگی در زندگی، شعار صالحان است.
آیا آزمندی و حال آنکه در نعمت ها غوطه می خوری و آن ها را به جای همسایه و مساکین و ضعفا و فقرا و بیوگان و یتیمان برای خود برگزیده ای، که برای تو اجر صدقه دهندگان در نظر گرفته شود؟! و به من خبر داد که تو به کلام آزادگان تکلم می نمایی؛ اما مثل خطا کاران عمل می کنی. اگر این گونه عمل می کنی به نفس خود ظلم نموده و عمل خود را ضایع کرده ای.
پس به سوی پروردگارت توبه کن تا عملت را شایسته گرداند و در کارت میانه روی را پیشه نما و اضافی اموال را به سوی پروردگارت، برای روز حاجت بفرست و روز در میان و با فاصله تدهین نما؛ زیرا از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می فرمود: «با فاصله تدهین نمایید و هر روز تدهین مكنيد».
امیرالمومنین علی (علیه السلام) در این نامه، زیاد بن ابیه را به خاطر برخورد زشتش نکوهش کرده او را از تکبر و خودنمایی و تنوع در غذا نهی می کند و به ساده زیستی، روزه ،گرفتن میانه روی ساده غذا خوردن، توبه عمل صالح انجام دادن و توجه به خدا دعوت می کند؛ اما زیاد بن ابیه که نامه را دریافت کرد، طی جوابیه ای که به امیرالمومنین (علیه السلام) نوشت گفتار سعد را رد نموده، گفت: او باید شاهدی بر مدعای خود بیاورد و الا دروغگوست.
زیاد بن ابیه در ادامه، در سال سی و نهم هجری به عنوان کارگزار کرمان و فارس منصوب شد. دلیل انتصاب او هم طمع و شورش آن ها بود که به دلیل شلوغی های بصره، به طمع پرداخت نکردن غنائم و خراج سال افتاده بودند.[9]
نتیجه گیری
زیاد بن ابیه که مدتی به عنوان جانشین ابن عباس و بعدها به عنوان کارگزار فارس فعالیت می نمود، یکی از کسانی است که امیرالمومنین علی (علیه السلام) بارها با ارسال نامه های مختلف، او را در امر کارگزاری، راهنمایی، نصیحت و توبیخ نموده است. نهی از اسراف، نهی از سخت گیری بر مردم و سفارش به خودسازی و دوری از هوای نفس، از جمله عناوین نامه های امیرالمومنین علی (علیه السلام) به زیاد بن ابیه است.
پی نوشت ها
[1] صبحی صالح، نهج البلاغه، نامه شماره 20.
[2] بلاذری، انساب الاشراف، ج 2، ص 162.
[3] تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 204.
[4] نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 1304.
[5] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 245.
[6] صبحی صالح، نهج البلاغه، نامه 21.
[7] تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 202.
[8] شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 197.
[9] ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج 1، ص 313.
منبع
با اقتباس از: ذاکری علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمومنین (ع)، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ج 1، ص 373-386.






















