مطالعه دقیق سیره، بیانات و نوشته های حضرت علی (ع) در نهج البلاغه حاکی از این است که امیرمومنان (ع)، همزمان در مقابل حکومت عثمان و تندروی مردم برضد عثمان موضعی منفی داشته اند. حضرت علی (ع) حکومت عثمان را به خاطر مجموعه ای از ستم ها و مردم را به دلیل گذر از روش های درست مبارزه، مورد انتقاد قرار داده اند. حضرت علی (ع) از مبارزه با روش اصلاح دفاع کرده اند و آن را در عمل و نظر جایگزین تندروی انقلابی ساخته اند.
ماهیت انحرافی حکومت عثمان
در خطبه هایی از نهج البلاغه حضرت علی (ع) از زاویه های گوناگون اخلاق اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی، انحراف های حکمرانی دوره خلیفه سوم را مورد تحلیل انتقادی قرار داده اند. از لحاظ اخلاق اقتصادی، انحصار طلبی یک اقلیت را به مثابه امری ناپسند، با عبارت های تلخ آشکار نموده اند. در بخشی از خطبه سوم، معروف به خطبه شقشقیه، امیر مومنان (ع) به فساد اقتصادی حکومت اشاره کرده و فرموده اند:
«تا اینکه شخص سومی (عثمان بن عفان) از میان آن جمع به پا خاست، در حالی که تنها کارش انباشتن شکم و خالی کردن آن بود و فرزندان پدرش (بنی امیه) با او به پا خاستند و همگی مال خدای تعالی (بیت المال مسلمین) را با دهان پر می خوردند، بمانند شتری که علف های بهاری را با میل و شوق می خورد. تا این که دوران زندگی سومی نیز به سر رسید و ریسمان بافته اش باز شد و کردارش سبب سرعت در قتل او گردید و پرخوری و شکم بارگی او به رویش انداخت».[1]
در این بخش از سخنان حضرت علی (ع) بی مبالاتی خلیفه در زندگی شخصی (پرخوری) و تشکیل هیات حاکمه خانوادگی اموی برای به یغما بردن بیت المال را گوشزد کرده و کشته شدن او را به بدکرداری اقتصادی سیاسی نسبت داده است.
از تعبیر دنیا هم، دنیای آنان، در نهج البلاغه می توان استنباط نمود که مبدا میل حکومت کنندگان در این دوره، منفعت طلبی دنیوی بوده و همین امر زمینه فساد سیستمی، به تعبیر امروزین، را به وجود آورده و اختلاس در حکومت شکل ساختاری پیدا کرده بود. حضرت علی (ع) در هنگام تبعید ابوذر به ربذه از سوی خلیفه و به منظور دلداری به او، در بخشی از خطبه 128، ضمن تایید شیوه مبارزه صحیح ابوذر فرمودند:
«این قوم بر دنیایشان از تو ترسیدند و تو بر دین خود از آنان ترسیدی (با آن ها به خاطر این که دینت سالم بماند، مبارزه کردی) … پس اگر تو دنیای آنان را می پذیرفتی (و مانند آنان در فساد گسترده غوطه ور می گشتی) تو را دوست می داشتند (و تو نیز جزء خودی ها به حساب می آمدی) و اگر چیزی از آن برای خود بر می داشتی، تو را در امان می گذاشتند».[2]
بنابراین، آلودگی به دنیا گرایی و مادیات در سایه سلطه سیاسی، یکی از ویژگی های اساسی حکومت این دوره بوده و افراد و قشرهایی از مردم که نمی توانستند این شرایط را ادامه حکومت راستینی بدانند که به دست پیامبر گرامی اسلام (ص) در مدینه تاسیس گشته و اکنون به حکومتی پر از تبعیض های ناروا تبدیل شده بود، در مقابل آن قرار گرفتند و به شیوه های گوناگون انقلابی و اصلاحی، با آن مبارزه کردند. حضرت علی (ع) و یارانش، راه درست انتقاد و اصلاح را برگزیده بودند.
امام علی (ع) در خطبه دیگری، بزرگترین خطای سیاسی حکمرانی خلیفه سوم را در عبارتی کوتاه، اما پر مغز، توضیح داده اند. حضرت (ع) در این خطبه می فرماید: «من ماجرای او (عثمان) را برای شما خلاصه کنم. او در زمامداری استبداد کرد و خویشان و نزدیکان خود را برگزید و به آن ها امتیاز داد و بد کاری کرد».[3]
استبداد ورزی گونه ای از حکمرانی خود سرانه و مبتنی بر اراده فردی است که حاکم با تحقیر مردم آنان را بر اطاعت از خود مجبور می نماید. در این حکومت ها، فرمانروایان بدون در نظر گرفتن خواست دیگران و مشورت با آنان در همه حوزه ها با تکیه بر امیال درونی خود، دست به تصمیم های حکومتی می زنند.[4]
امیر مومنان (ع) در این سخن کوتاه، استبداد ورزی خلیفه، برگزیدن خویشان و نزدیکان و امتیاز دادن به آنان را از اوصاف سیاسی اقتصادی ناروای خلیفه برشمرده اند. حکومت عثمان از منظر فرهنگی و مذهبی نیز به انواعی از کج روی ها گرفتار آمده و از سنت دینی مورد رضایت خداوند و رسول خدا (ص) خارج گشته بود.
هنگامی که مردم به هیجان درآمدند، خشمگینانه از عثمان به حضرت علی (ع) شکایت بردند و از آن حضرت (ع) درخواست کردند، بین آنان و خلیفه قرار گیرد و او را به خطاهایش آگاه سازد تا بلکه از از کارهای زشتش دست بکشد.
حضرت (ع) در آن دیدار تاریخی نکاتی را با خلیفه در میان گذاشتند و به بعضی از انحرافات فرهنگی اشاره کردند. ایشان در بخشی از سخنان خود بعد از یادآوری گذشته عثمان و همراهی او با پیامبر (ص) و قرابت نسبی و سببی موجود بین آن ها فرمودند:
«… اینک بدان برترین بندگان خدا نزد او پیشوای عادل است که خود هدایت یافته و مردم را هدایت کند، پس سنت های معلوم را برپا داشته و بدعت های ناشناخته ای را بمیراند و نابود گرداند. همانا سنت ها، روشن و دارای نشانه هاست، بدعت ها هم ظاهر و آشکار و دارای نشانه هایی است.
همانا بدترین مردم نزد خدا پیشوای ستمگری است که خود گمراه و وسیله گمراهی مردم شود که سنت های رایج را از بین برد و بدعت های متروک (جاهلی) را زنده گرداند … من تو را به خدا سوگند می دهم، مبادا پیشوای مقتول این امت باشی.
زیرا در گذشته گفته می شد (طبق بعضی تفسیرهای نهج البلاغه گوینده پیامبر گرامی (ص) اند)، در میان این امت پیشوایی کشته می شود که در کشتار و خونریزی تا روز قیامت بر امت گشوده خواهد شد و کارها را بر امت مشتبه گرداند و فتنه و آشوب ها را در میان آنان گسترش دهد، به طوری که حق را از باطل نشناسند و در امواج فتنه ها غوطه ور، متلاطم و سردرگم باشند …».[5]
این خطاب شداد و غلاظ و اشاره به یک پیشگویی نشان می دهد که از منظر حضرت علی (ع)، کج روی خلیفه تا چه اندازه پیامدهای مصیبت باری برای جهان اسلام به وجود خواهد آورد و این پیامدها چگونه سرنوشت مسلمانان را برای همیشه تاریخ تیره خواهد کرد!
برگشت به دوره جاهلی برای زنده کردن بدعت های مرده و کنار گذاشتن سنت های نیکو که بعد از ظهور اسلام تاسیس یا تایید شده بود، مهمترین کج روی فرهنگی و مذهبی است که در این دوره جهان اسلام را گرفتار ساخت و راه درست را به بیراهه تبدیل کرد.
تعامل انتقادی امام علی (ع) و یارانش در برابر عثمان
امیر مومنان (ع) و یاران راستین آن حضرت (ع) در حکومت عثمان، صبر و بردباری پیشه کردند و برای حفظ مصلحت های اسلام و مسلمانان به ناچار حکومت موجود را تحمل کردند؛ اما هیچ گاه ساکت نبودند و منفعل عمل نکردند. آنان بر کج روی های شکل گرفته از سوی حکومت عثمان و یاران اموی او به شیوه های درست عکس العمل نشان می دادند و حکومت نیز با این جریان سر سازش نداشت و اقدامات نامناسبی برضد آنان اتخاذ می کرد.
حضرت علی (ع) به مناسبت های مختلف بر شیوه حکمرانی مستبدانه باند اموی اعتراض کردند. امام (ع) در نامه اول نهج البلاغه، موضع خود در مقابل حکومت عثمان را به صورت کلی این گونه معرفی کرده اند: «من یکی از مهاجران بودم که از او خواستم دست از کارهای باطل و زشتش بردارد و کمتر او را سرزنش می نمودم».[6]
حضرت علی (ع) در ادامه خطبه 162، به صراحت از انفعال عثمان در برابر مروان، فرزند حکم و همه کاره بودن او در حکومت به شدت انتقاد کرده است: «(ای عثمان) برای مروان حیوان غارت شده مباش که تو را هر جا خواست براند، آن هم با بزرگی سن و عمر زیاد که از تو گذشته (عثمان در آن موقع ۸۲ سال داشته)».[7]
این عبارت به خوبی نشان می دهد که نفوذ باند اموی در حکومت تا آنجا پیش رفته بود که اراده خلیفه را تابعی از اراده خود ساخته بود و قدرت واقعی پشت پرده را این باند به تصاحب در آورده و شخصی مانند مروان به همه کاره حکومت تبدیل شده بود.
حضرت علی (ع) در این بیان، سرمنشاء فساد سیاسی و گسترش همه جانبه آن در حکومت عثمان را با زبانی انتقادی آشکار ساخته است. به این ترتیب، حضرت علی (ع) حضور حلقه خطرناک بنی امیه، به رهبری مروان فرزند حکم را به عنوان ویژه خواران حکومت عثمانی اموی، اصلی ترین عامل نارضایتی عمومی معرفی کرده و او را از تبدیل شدن به خدمت کار ستم پیشگان مروانی برحذر داشته و از خلیفه خواسته است که به سرعت آن همه مظالم را جبران کند و حقوق مردم را در همه ایالت های متعلق به جهان اسلام به آنان برگرداند.
هاشمی خوبی در شرح مفصل خود بر نهج البلاغه، ذیل نامه اول حضرت علی (ع)، در یکی از بحث های مربوط به معنای کلمات آن حضرت (ع) به برخی از نصیحت ها و خیرخواهی های او پرداخته و انتقادات امام (ع) بر حکومت عثمان را در چند مورد در ضمن آوردن روایتی از آن حضرت (ع) بیان نموده است.
حضرت (ع) یکی از خطاهای حکومت عثمان را ناتوانی در نظارت بر کارگزاران و مدارای ناشایست با فامیل های خود دانسته است. امام (ع) به صورت موردی به عثمان آگاهی می دهد که چگونه در مقابل تخلفات معاویه که همه چیز را به خود اختصاص می داد و او در حالی که از تخلفات فراوان معاویه با خبر می شد، هیچ گونه عکس العملی نداشت و او را تغییر نمی داد!
امیر مومنان (ع) با قبول علت اعتراض معترضان در هنگام وساطت بین آنان و عثمان به او می گوید که آنان نیازمند عدالت تو هستند و نه کشتن تو.[8] حضرت علی (ع) در اولین خطبه بعد از بیعت مردم با ایشان، با عبارتی صریح و تند، فرمودند: «دغدغه عثمان شکم و زیر شکم بود و او شایسته چیده شدن بال و پر و بریده شدن سر بود».[9]
همه این نقل ها نشان می دهد که آن حضرت (ع) به هیچ وجه از شیوه حکومت عثمان، انحصار طلبی ها، حیف و میل اموال عمومی و بدعت ها و تخلفات فراوان حکومت راضی نبود و از جمله منتقدان اصلی و بلکه پیشوای آن دسته از مومنان واقعی بود که از راه های صحیح در مقابل کجروی های حکومت به مبارزه برخاسته بودند.
از مومنان درجه اول صحابی پیامبر (ص) و بهترین یاران حضرت علی (ع) که در مقابل حکومت و شیوه حکمرانی مفسده خیز عثمان قرار گرفته بودند، می توان به عمار یاسر، ابو الهيثم فرزند تیهان، ابو ایوب خالد فرزند زید و رفاعه فرزند رافع اشاره کرد. آنان از این جهت اصرار داشتند با حضرت علی (ع) بیعت نمایند که معتقد بودند عثمان حکومت اسلامی را به فساد کشیده، قرآن و سنت را به دور انداخته است.[10]
کمیل فرزند زیاد، صعصعه فرزند صوحان، حجر پسر عدی و مالک اشتر از جمله کسانی بودند که به خاطر اعتراض به کارهای منکر عثمان و کارگزارانش با جماعتی از اهل کوفه به شام تبعید شدند.[11] آنان به حضرت علی (ع) از کارهای زشت عثمان و بلاهایی که او و کارگزارانش بر سر مسلمانان می آوردند، همراه جمع دیگری از مسلمانان معترض از ولایت های گوناگون جهان اسلام شکایت کردند.[12]
ابوذر، بزرگ صحابی پیامبر (ص) و از یاران خاص حضرت علی (ع)، از کارهای زشت عثمان انتقاد می کرد و در مقابل عثمان درشتی می نمود.[13] ابوذر، راست گوترین مومن در زبان پیامبر (ص) اعتقاد داشت که خلیفه مردی دروغگوست.[14]
به طور کلی، ابوذر چه زمانی که در مدینه بود و به شام تبعید شد، چه زمانی که در شام اقامت تبعیدی داشت و چه آن زمان که دوباره به مدینه برگشت داده شد و مدتی در آنجا اقامت کرد، از اسراف و مال اندوزی، حیف و میل اموال به دلخواه حکومت و اختصاص آن برای نزدیکان از امویان و مروانیان انتقاد می کرد.
بارها پیش آمده بود که او در میان مردم آیه مربوط به منع از طلا و نقره اندوزی و مژده عذاب دردناک بر این تیپ آدم ها[15] را قرائت می کرد و همین امر، سرانجام، حکومت را برضد او عصبانی می ساخت.[16]
عکس العمل حكومت عثمان در برابر امام علی (ع) و یارانش
عثمان در برابر حضرت علی (ع) احساسی دوگانه داشت و در کل عکس العمل های نامناسبی نشان می داد. او از یک طرف می دانست که آن حضرت (ع) داناترین، راستگو ترین و خیرخواه ترین مومن حاضر در دارالحکومه است و تبعیت از راهنمایی های او می تواند بهترین نسخه نجات بخش حکومت بحران زده او باشد؛
از سوی دیگر با بدبینی نسبت به محبوبیت آن حضرت (ع) در محضر شهروندان مومن آن روز، حضور او در مدینه را بر نمی تابید و با دستورات ضد و نقیض نسبت به حضور و غیبت او در شهر، در عمل به آزار و اذیت حضرت علی (ع) رو آورده بود.
امام (ع) در خطبه 237، خطاب به ابن عباس و ابراز نارضایتی از رفتار عثمان نسبت به خود می فرماید: «پسر عباس! عثمان جز این نمی خواهد که من چون شتر آبکش بوم، با دلوی بزرگ پیش آیم و پس روم. به من فرستاد تا بیرون روم، سپس فرستاد تا باز گردم و اکنون فرستاده است تا بیرون شوم. به خدا کوشیدم، آزار مردم را از او باز دارم، چندان که ترسیدم در این کار گناهکارم».[17]
عثمان زمانی این نامه را نوشت که از ترس شورش گران جرات بیرون آمدن نداشت. او در این شرایط که توده مردم یک صدا امیر مومنان (ع) را به خلافت دعوت می کردند، نگران بود که مردم از سوی حضرت علی (ع) تحریک شده اند و از آن حضرت (ع) درخواست می کرد که شهر را به سوی ملک خود در ینبع، نزدیکی مدینه، ترک کند تا بلکه انقلاب کنندگان با دیدن خروج آن حضرت (ع)، از محاصره دارالخلافه دست بردارند و با حضرت علی (ع) بیرون روند.
هدف خلیفه این بود که بتواند از محاصره خارج گردد و راه چاره ای برای حفظ جان و قدرت خود بیاندیشد تا مبادا شورش در نهایت به نفع حضرت علی (ع) تمام گردد. البته از قبل هم عثمان بارها به بهانه های مختلف حضرت (ع) را از مدینه به خارج فرستاده بود و با احساس خطر و استمداد از او، دوباره حضرت علی (ع) را به مدینه برگردانده بود.[18]
ابوذر بارها با غضب عثمان و با دستور او به تبعید رفت. او که یک بار به شام تبعید شده بود. آنچنان در آگاهی بخشی به مردم و نقل حدیث از پیامبر (ص) در فضیلت اهل بیت (ع) و لزوم تمسک به آن ها پیش رفت که معاویه احساس خطر کرد و با نامه ای که به عثمان نوشت، خلیفه به اجبار دوباره او را به مدینه برگرداند.[19]
حضرت علی (ع) در خطبه 128 در هنگام تبعید شدن ابوذر به ربذه، با اشاره به عوامل برانگیخته شدن حکومت برضد ابوذر و هدف های او از مبارزه برضد حکومت عثمان و حامیان حکومتی عثمان و به منظور دلداری به او می فرماید:
«ای ابوذر همانا تو برای خدا به خشم آمدی، پس به آن که برایش خشمگین شدی امیدوار باش، این قوم بر دنیایشان از تو ترسیدند و تو بر دین خود از آنان ترسیدی (به خاطر این که دینت سالم بماند، مبارزه کردی)، پس دنیا را که برای آن از تو می ترسیدند به ایشان واگذار و با دین خود که به خاطر آن از ایشان می ترسیدی از آنان بگریز.
آنان چه نیازمندند به آنچه که تو آن ها را منع کردی (به نهی از منکر تو بسیار محتاج اند، زیرا مایه رستگاری آنان است) و چه بی نیازی از آنچه که آن ها تو را منع نمودند. (یعنی از دنیا) … یگانه دلگرمی تو حق باشد و تنها از باطل هراسان باش، پس اگر تو دنیای آنان را می پذیرفتی، تو را دوست می داشتند و اگر چیزی از آن برای خود برمی داشتی، تو را در امان می گذاشتند».[20]
بنابراین حضرت علی (ع) و یاران راستگو و راست کردار آن حضرت (ع)، به خاطر انحرافات و کژدیسگی های پیش گفته، از مدافعان حکومت عثمان نبودند؛ اما در مبارزه با فسادهای گسترده هیچ گاه از چارچوب های اسلامی، انسانی، اخلاقی و عقلانی خارج نگشتند و روش مبارزه را به فساد آلوده نساختند.
آنان در مقابل انحصار طلبی های حکومت زبان به اعتراض گشودند و تا حد ممکن برای برگشت حکومت به مسیر درست از هیچ کوششی دریغ نکردند. این گروه از مومنان راسخ، به درستی، اصلاح، نصیحت، تذکر، اعتراض، ارشاد و نشان دادن راه درست به حکومت را به عنوان درست ترین راه مبارزه با حکومت استبدادی تشخیص داده بودند.
نتیجه گیری
هر چند در حکومت عثمان انحراف آشکاری از تجربه سیاسی نبوی شکل گرفت و جامعه به سوی قبیله گرایی دوره جاهلیت سوق داده شد و نارضایتی های زیادی، اقصی نقاط جهان اسلام آن روز را فراگرفت، تنها افراد و گروه های خاصی شیوه صحیح مبارزه را در پیش گرفتند. در مکتب علوی، در هر مبارزه ای به هیچ بهانه ای نمی توان پا را از چارچوب های اخلاقی و انسانی که دین هم بدان ها بشارت داده و پرداخته، فراتر گذاشت.
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 3.
[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 128.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 30.
[4] . داور پناه، انگلیسی برای دانشجویان علوم سیاسی، ص 72-71.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 164.
[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 1.
[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 162.
[8] . هاشمی، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، ج16، ص312 و 316.
[9] . مفید، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصره، ص125.
[10] . مفید، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصره، ص128.
[11] . مفید، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصره، ص137.
[12] . مفید، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصره، ص138.
[13] . خوانساری، شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج6، ص465.
[14] . ابن حیون، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار (ع)، ج2، ص461.
[15] . توبه، 34.
[16] . مجلسی، بحار الانوار، ج22، ص 415-414.
[17] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 237.
[18] . فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج19، ص820.
[19] . مفید، الامالی، ص162.
[20] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 128.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن حیون، محمد بن نعمان، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار (ع)، قم، جامعه مدرسین، 1409ق.
- خوانساری، آقا جمال، شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، تهران، دانشگاه تهران، 1366.
- داور پناه، هرمز، انگلیسی برای دانشجویان علوم سیاسی، تهران، سمت، 1386.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- فیض الاسلام اصفهانی، علی نقی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، تهران، موسسه چاپ و نشر تالیفات فیض الاسلام، 1379.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.
- مفید، محمد بن محمد، الامالی، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
- مفید، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصره، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
- هاشمی خوئی، حبیب الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، تهران، مکتبة الاسلامیه، 1356.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
شفیعی، محمود، تحلیل انقلاب بر ضد عثمان بر اساس نهج البلاغه، فصلنامه علمی پژوهش های نهج البلاغه، شماره 83، 1403، ص 127-105.






















