اشعار همواره در جریان های سیاسی و اجتماعی یکی از محرک های موثر و مهم هستند که احساسات، عواطف، عقاید و نظرات افراد را تقویت یا تضعیف می کنند. تاریخ آغازین شعر دینی، با روزهای نخستین صدر اسلام به ویژه با پیروزی دعوت اسلامی، شکل گرفته است. شاعران جبهه اسلام، سهم بزرگی در گسترش و دفاع از اندیشه های اسلامی بر عهده داشتند. حسان بن ثابت، کعب بن مالک و عبدالله بن رواحه، در شمار مشهورترین شاعرانی به شمار می آیند که از آنها به عنوان بنیان گذاران شعر دینی می توان یاد نمود.
مدح و رثای پیامبر (ص) و اهل بیت ایشان و توصیف ویژگی های آنان، یکی از مدخل های بارز ادبیات متعهد است که در این میان مسأله ولایت امیرمومنان (ع) و غصب خلافت، موجب شد تا حادثه عظیم و سرنوشت ساز غدیر، توجه شاعران را معطوف خود سازد و «غدیریات» را در تاریخ ادبیات شیعه به وجود آورد. مدایح و فضایل امام علی (ع) بر زبان ها جاری شد و شاعران ماجرای سقیفه و عاملان آن را تقبیح کردند.[1]
در این مقاله، بصورت اجمالی مروری بر برخی از فضایل امام علی (ع) در اشعار شاعران عرب زبان خواهیم پرداخت.
عظمت و فضایل حضرت علی (ع)
حضرت علی (ع) شخصیتی است که به یک گروه یا عقیده و مرام خاصی منحصر نیست و از نخستین روزهای طلوع پرفروغ اسلام تاکنون، انسان های بزرگی با گرایش های گوناگون مجذوب ابعاد شخصیت والای ایشان شده اند و هر یک به فراخور دانش، استعداد، گرایش و ذوق خویش، در توصیف ایشان قلم زده اند و در برابر بزرگی شخصیت ایشان سر تعظیم فرود آورده و از فضایل بیکران آن امام همام دم زده اند.
پیامبر گرامی اسلام (ص) درباره عظمت امام علی (ع) فرموده اند: «لَوْ أَنَّ اَلرِّيَاضَ أَقْلاَمٌ وَ اَلْبَحْرَ مِدَادٌ وَ اَلْجِنَّ حُسَّابٌ وَ اَلْإِنْسَ كُتَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛[2] اگر درخت ها قلم شود و درياها مداد گردد و جنيان حساب شوند و آدميان كتاب، نمی توانند فضايل و مناقب على بن ابى طالب را برشمارند».
همان طور که از کلام گران قدر رسول گرامی اسلام (ص) برداشت می شود، فضایل امام علی (ع) به قدری گسترده است که بشر در بازگو کردن آن عاجز مانده و همین سبب شده تا شهریار، همانند دیگر شاعران مسلمان، شیفته و حیران امام علی (ع) شده و این سروده زیبا را به یادگار بگذارد:
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم، شه ملک لا فتی را [3]
جبران خلیل جبران، ادیب بزرگ نیز مسیحی در وصف عظمت و فضایل امام علی (ع) می گوید:
«فَمَن أعجبَ بهِ، کانَ إعجابهُ موثوقاً بالفطره و مَن خاصَمَه کانَ مِن أبناءِ الجاهلیّه؛[4] هر کس شیفته و دلداده علی گشت، شیفتگی و دلدادگی اش به رشته های فطرت بسته است و هر کس با او دشمنی نمود، از فرزندان جاهلیت است».
1. اولین مؤمن به پیامبر (ص)
به اجماع همه مورخان، اولین مردی که رسالت پیامبر اکرم (ص) را پذیرفت امام علی (ع) بود. در این زمینه اشعار بسیاری سروده شده است که از جمله آن ها می توان به شعر ابوالاسود دوئلی اشاره کرد که می گوید: «وَ اِنّ عليّا لکم مَفْخرٌ يُماثِله الاسد الاْسودُ ***** اما اَنَّهُ اوّلُ العابدينَ بِمکةِ و اللّه لايُعْبَدُ؛[5] علی (ع) مایه افتخار شماست و مانند شیر است. آیا او نخستین عبادت کننده پروردگار عالمیان (نبود) در آن هنگام که در مکه خداوند را کسی عبادت نمی کرد؟
سعید بن قیس همدانی نیز در جنگ صفین در این باره چنین گفته است:
«هذا علىٌ وَ ابنُ عمِّ المصطفى ***** اوّلُ مَنْ اَجابَهُ فيما رَوى؛[6] این علی بن ابیطالب (ع) پسر عموی محمّد مصطفی (ص) است، او نخستین کسی است که دعوت پیامبر (ص) را پذیرفت».
2. فضایل امام علی (ع) از زبان ابی معیط
او می نویسد: «وَ اِنّ ولىَّ الامر بَعْدَ محمدٍ علىٌّ ***** و فى کلّ المواطنِ صاحِبُهُ وصىُّ رسولِ اللّه حقّا ***** وِصنوُهُ و اوّل من صلِّى و من لانَ جانبُهُ؛[7] بعد از پیامبر اکرم (ص) ولی امر و رهبر علی بن ابیطالب (ع) است. او فردی است که در همه جا همراه و مصاحب پیامبر (ص) بود. وصی رسول اکرم (ص) و همتای او علی است. آری او نخستین کسی از مردان است که نماز خواند».
3. اشعار خواهر عمروبن عبدود درباره فضایل امام علی (ع)
عمروبن عبدود خواهری به نام عُمرة و کنیه ام کلثوم داشت. نقل می کنند وقتی به او خبر دادند که برادرت کشته شد، پرسید: چه کسی جرأت کرد که برادر دلاور مرا بکشد؟ گفتند: علی بن ابیطالب.
وقتی این را شنید گفت: پس برادرم به دست حریف کریم و شجاعی کشته شده است. چشمانم خشک شود اگر بر کشته شدن او گریه کنم؛ زیرا برادرم دلاوران زیادی را کشته بود و باید با شمشیر همتای کریمی کشته می شد. ای بنی عامر، هیچ افتخاری بالاتر از این تاکنون نشنیده ام. آن وقت ابیاتی به این مضمون سرود:
«لو کانَ قاتلُ عَمروٍ غَيرِ قاتِلهِ ***** بَکَيْته ما قات الرّوح فى جَسَدى ***** لکنَّ قاتِلُهُ من لا يُعابُ بِهِ ***** و کان يُدعى قديما بَيَضةُ البَلَدِ؛[8] اگر کشنده عمرو غیر از علی (ع) بود باید تا روح در بدن داشتم گریه می کردم. لکن کشنده او دلاوری است که عیبی در او نیست. او را از قدیم، بزرگ شهر می خواندند».
4. اشعار سوده همدانی در مدح امام علی (ع)
روزی سوده همدانی نزد معاویه رفت. به مناسبتی از علی بن ابیطالب (ع) سخن به میان آمد. سوده این دو بیت را در وصف فضایل امام علی (ع) خواند: «خداوند پیکر پاکی که با مرگ او عدل هم دفن شد رحمت کند. خداوند خود قسم خورده است که همتایی برای این مرد نیاورد. او فردی بود که حق و ایمان را یک جا داشت».[9]
5. اشعار امام حسن (ع) در رثای امام علی (ع)
نقل شده است پس از دفن علی بن ابیطالب (ع) امام حسن مجتبی (ع) با این دو بیت از پدر بزرگوارشان یاد کرد:
«اَيْنَ مَنْ کان لعِلمِ المصطفى ***** فى الناسِ بابا اَيْنَ مَنْ کان اذا ***** ما قَحَطَ النّاسُ سَحابا اَيْنَ مَنْ کان اذا ***** نودىَ فى الحربِ أجابا اَيْنَ مَنْ کان دُعاهُ مستجابا و مجابا؛[10] کجاست پدرم که باب علمِ پیغمبر (ص) بود؟ کجاست آن کسی که در مواقع خشکسالی ابر رحمت بود؟ کجاست آن مردی که سینه اش در جنگ ها سپر اسلام بود؟ کجاست آن کسی که دعایش به درگاه خدوند مستجاب بود».
6. مرثیه صعصعة بن صوحان در سوگ امام علی (ع)
صعصعة بن صوحان، که از یاران وفادار امام علی (ع) بود، وقتی خبر شهادت علی (ع) را شنید، این اشعار را سرود:
«هَل خَبَّرَ القَبْرُ سائليه؛ أم قَرَّ عينا بزائريه ***** أم هل تراه احاط عِلما؛ بالجسد المُستَکِنَّ فيه ***** لو عَلِمَ القبرُ مَنْ يُوارى؛ تاهُ على کلِّ من يليه ***** يا موتُ ماذا اردتَ مِنّى؛ حقّقتَ ما کنت اتّقيه ***** يا موتُ لو تقبلُ افتداءً؛ لکنتُ بالروحِ أفتَديه ***** دَهرٌ رمانى بفقد إلفى؛ اذمُّ دهرى و اشتکيه؛[11]
آیا قبر به سئوال کنندگان خود پاسخ می دهد که به میهمان خود مفتخر است؟ آیا متوجه است بدنی را که در خود جای داده است معدن دانش است؟ اگر قبر می دانست که چه کسی را در خود جای داده است بر همه کسانی که بعد از این وارد خواهند شد فخر می فروخت. ای مرگ اگر عوض قبول می کردی جانم را به جای او فدا می کردم. روزگار مرا به فراق دوستم مبتلا کرد. تا ابد از روزگار شکایت می کنم و همواره او را سرزنش خواهم کرد».
ـ علی (ع) رازی سرپوشیده است. او جوهری است که فضایلش از نور قدسی نشأت گرفته است.
_ او دارای معجزات بسیار روشنی است که کم ترین آن ها آگاهی او به اسرار نهانی است.
ـ علی (ع) وارث علم پیامبر (ص) و برادر اوست و علاوه بر خویشاوندی در علوّ مقام و منزلت همانند اوست.
ـ اگر دانش او نبود یکتاپرستی از تعرّض گمراهان در امان نمی ماند و همیشه دستخوش تاراج کافران می شد.
ـ اگر او پای خود را به صخره های کوهستان بکوبد، از سنگ های سخت آن آب گوارای فراوانی جاری خواهد ساخت.
7. اشعار ابوطیب طاهربن عبداللّه شافعی
وقتی خبر ضربت خوردن علی بن ابی طالب (ع) منتشر شد، خوارج بسیار خوشحال شدند. فردی از آن ها به نام عمران بن حطّان وقاشی در دو بیت شعر از ابن ملجم تجلیل کرد و گفت: چه ضربتی بود از مرد پرهیزگاری که جز رسیدن به رضوان الهی از آن قصدی نداشت. وقتی آن را به یاد می آورم تصور می کنم که نزد خداوند کفّه ترازوی عمل او از همه سنگین تر است.
وقتی که قاضی ابوطیّب شافعی این سخن ها را شنید در پاسخ او چند بیت به این مضمون سرود: «يا ضربةُ مِنْ شقِىٍّ ما ارادَ بها الاّ لِيَهْدمَ لِلاِسلامِ ارکانا ***** انى لأذکُرُهُ يوما فأَلعنُهُ دُنيا و ألْعَنُ عِمرانا و حَطَّانا ***** عَلَيْهِ ثُمَّ عليهِ الدهر مُتّصِلاً لَعائِنُ اللّهِ اِسْرارا و اِعلانا ***** فَأَنْتُما من کلابِ النارِ جاءَ بِهِ نصُّ الشَّريعَةِ بُرهانا و تِبيانا؛[12]
چه ضربت شومی بود از تبه کاری که جز ویران کردن پایه های دین قصدی نداشت. من روزی که او را به یاد می آورم به عمران و حطّان لعن و نفرین می کنم. لعنت های خداوندی بر او باد در نهان و آشکار و شما ای خوارج از سگ های دوزخید و نصّ شریعت به این گواه است».
8. اشعار حسان بن ثابت در فضایل امام علی (ع)
«ابالحسن تفديک نفسى و مهجتى و کل بطئ فى الهدى ***** و مسارعأ يذهب مدحى و المحبين ضايعا؟ ***** و ما المدح فى ذات الاله بضايعف ***** انت الذى اعطيت اذ انت راکع ***** فدتک نفوس القوم يا خير راکع بخاتمک الميمون ***** يا خير سيّد و يا خير شار ثم يا خير بايع ***** فانزل فيک اللّه خير ولاية و بينها فى محکمات الشرايع؛[13]
ای ابوالحسن دل و جان من و همه کسانی که رهسپار جاده هدایت اند فدای تو باد آیا ستایش من و دوستداران تو ضایع می شود، در حالی که ستایش ذات پروردگار عالم از بین رفتنی نیست؟ این تو بودی که در رکوع به فقیر صدقه دادی. جان همگان به فدای تو ای بهترین رکوع کننده پروردگار عالم درباره تو حکم ولایت را نازل کرد و آن را در آیات محکم قرآن تبیین فرمود».
9. اشعار قیس بن سعدبن عباده انصاری، رئیس قبیله خزرج
در آن هنگام که دشمن ستم کرد گفتم خداوند برای ما بس است.
خداوندی که دیروز فتح بصره را که حدیث آن مفصل است برای ما میسر کرد ما را کفایت می کند.
علی (ع) هم امام ما و هم امام سایر مردم است و در این باره آیاتی در قرآن آمده است.
روزی پیامبر (ص) فرمودند: هر کس که من مولای اویم همانا علی مولای اوست. این خبر، خبر بسیار بزرگی است، به درستی که آنچه پیامبر (ص) به امت خود فرموده است امر مسلّمی است که در آن گفتگویی نیست.[14]
10. اشعار عمرو بن عاص
عمروبن عاص خطاب به معاویه بن ابی سفیان اشعاری در منزلت و فضایل امام علی (ع) سروده است که ترجمه آن عبارت است از:
شهی کز پیغمبر بامر اله
شد او بر همه سرور و داد خواه
چه بسیار درباره اش مصطفی
سفارش به امت نمود از وفا
وصایای پیغمبر پاکدین
به شأن علی آن ولیّ امین
شنیدیم بسیار در هر مقام
که تصریح فرمود او را به نام
بروز غدیر آن شه انبیا
به منبر برآمد چو بدر سما
به امر خداوندگار عزیز
به بانگ رسا آن شه با تمیز
در آن دم که کف بر کفش داشت جفت
بر جملگی این دُر نغر سفت
بفرمود «من کنت مولاه» را
که جمله شناسند آن شاه را [15]
متن عربی اشعار عمروبن عاص: «و کم قد سمعنا من المصطفى وصايا مُخَصَّصةً فى علىًّ ***** و فى يوم «خُمّ» رقى منبرا يبلغ و الرکبُ ***** لم يَرْحلْو فى کفُّهُ کفُّهُ مُعْلِنا يُنادى بامر ***** العزيز العلىِّ ألستُ بکم منکم فى النُّفوسِ باُولى؟ ***** فقالوا: بلى فافعل فانحَلَهُ إمرَة المومنينَ من اللّه ***** مستخلِفِ المُنْحِلِ و قال: فمن کنت مولىً لَهُ فهذا له ***** اليوم نِعْمَ الوَلىّ فوالِ مواليه يا ذالجلالِ ***** و عادِ معادِى اخ المرسلِ…».
11. اشعار ابن ابی الحدید
ابن ابی الحدید معتزلی در یکی از قصاید خود در وصف فضایل امام علی (ع) می گوید:
«علی (ع) رازی سرپوشیده است. او جوهری است که فضایلش از نور قدسی نشأت گرفته است.
او دارای معجزات بسیار روشنی است که کمترین آن ها آگاهی او به اسرار نهانی است.
علی (ع) وارث علم پیامبر (ص) و برادر اوست و علاوه بر خویشاوندی در علوّ مقام و منزلت همانند اوست.
به راستی اگر تیغ او و جهاد او در راه خدا نبود، اسلام توان و رونقی نداشت.
اگر دانش او نبود یکتاپرستی از تعرض گمراهان در امان نمی ماند و همیشه دستخوش تاراج کافران می شد.
همانا تقدیر فرمانبردار قدرت و شجاعت اوست. مبارک باد بر او بی همتایی و قدرتمندی و فرمانروایی اش.
اگر او پای خود را به صخره های کوهستان بکوبد، از سنگ های سخت آن آب گوارای فراوانی جاری خواهد ساخت».[16]
12. اشعار محمد بن ادریس شافعی
از شافعی اشعار زیادی در وصف اهل بیت (ع) و فضایل امام علی (ع) وارد شده است که تنها به دو نمونه اکتفاء می شود:
علىٌّ حبُّهُ جُنَّة / امام الناسِ و الجِنَّةِ
وصىُّ المصطفى حقّا / قسيم النّارِ و الجَنّةِ؛[17]
دوستی علی (ع) سپر آتش جهنم است. او امام انس و جن و به حق وصی پیامبر اکرم (ص) و قسمت کننده بهشت و جهنم است».
در جای دیگر نیز پیرامون فضایل امام علی (ع) می گوید:
قالوا ترفّضتَ قُلتُ کَلاّ / ما الفرضُ دينى و لا اعتقادى
لکن تولَّيتُ غير شکٍ / خيرَ امامٍ و خيرَ هادٍ
ان کان حُبُّ الوصّى رفضا / فانَّنى اَرْفَضُ العِبادِ؛[18]
به من گفتند تو رافضی شده ای. گفتم هرگز دین و اعتقاد من رافضی گری نیست، لیکن من بهترین امام هادی را دوست دارم. اگر دوستی وصی پیامبر (ص) رافضی گری است، پس بدانید که من رافضی تر از همه مردمم».
13. اشعاری از خطیب خوارزمی
خطیب خوارزمی از علمای بزرگ مذهب حنفی ایشان در ضمن اشعار خود در وصف حضرت علی (ع) می گوید:
«جوانمردی چون ابوتراب کجا هست؟ امام و پیشوایی که پاک ترین افراد روی زمین است. اگر روزی چشمانم بیمار شود، از غبار نعل اسبش توتیای دیدگانم می سازم.
محمد رسول گرامی اسلام شهر علم و علی امیرالمومنین در این شهر است.
او در محراب عبادت گریان، ولی در صحنه پیکار و جنگ خندان است.
او از زر و زیور و طلا و نقره بیت المال چشم پوشیده و درهم و دیناری نیندوخت.
چون در رزمگاه شمشیر کشید، سپاه شیاطین را تار و مار کرد».
14. اشعار مرحوم حلی (صفی حلی) در مدح امام علی (ع)
ایشان در وصف حضرت علی (ع) می گوید:
جمعت فى صفاتک الاضداد / فلهذا عزت لک الانداد
زاهد حاکم حليم و شجاع/ فاتک ناسک فقير جواد
ما جمعن فى بشر قطّ / و لا حاز مثلهن العباد…؛[19]
تمام اوصاف به ظاهر متضاد را در خود گرد کرده ای. از این رو نظیر و همتایی نداری. حاکم و زاهد، شجاع و نرمخو، و فقیر و بخشنده ای. این اوصاف در هیچ بشری وجود ندارد ولی تو همه را یک جا داری».
نتیجه گیری
اشعار عرب از ابتدا تاکنون همواره در مدح و رسای اهل بیت (ع) نقش داشته اند. ادبیات و اشعار علوی نیز در شمار این گونه ی شعری قرار دارد. این ادبیات، سرشار از مضامین زیبا در ذکر مناقب، صفات و ویژگی های اخلاقی و فضایل امام علی (ع) است که در طول تاریخ، از ابتدای شکل گیری ادبیات همواره وجود داشته است. در این مقاله با برخی از اشعار شعرای عرب نظیر ابی معیط، سوده همدانی و صعصعه بن سوهان آشنا شدیم و دانستیم که فضایل امام علی (ع) از ابتدا، یکی از موضوعات جذاب برای شاعران عرب بوده است.
پی نوشت ها
[1] حوفی، ادب السیاسی فی العصر الاموی، ص201.
[2] مجلسی، بحارالانوار، ج35، ص258.
[3] شهریار، کلیات دیوان، ص98.
[4] امین، دائرة المعارف الاسلامیة الشیعة، ص155.
[5] ابن شهر آشوب، مناقب، ج2، ص7.
[6] امینی، الغدير، ج3، ص232.
[7] ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغة، ج13، ص213.
[8] حاکم، مستدرک حاکم، ج3، ص36.
[9] قمی، سفینة البحار، ج1، ص671.
[10] مناقب، بن شهر آشوب،، ج3، ص131.
[11] مجلسی، بحار الانوار، ج42، ص242.
[12] مسعودی، مروج الذهب، ج2، ص427.
[13] ترجمه الغدير، ج3، ص799.
[14] ترجمه الغدير، ج3، ص113.
[15] ترجمه الغدير، ج3، ص209.
[16] ابن ابی الحدید، علويات سبع، ص 98.
[17] حمویی جوینی؛ محمودی، فرائد السمطين، ج1، ص326.
[18] قندوزی، ینابيع الموده، ص330.
[19] قمی، منتهی الامال، ص187.
فهرست منابع
- ابن ابی الحدید، ابوحامد، علویات سبع، ترجمه: عبدالحميد آيتی، تهران: انتشارات بشارت، 1374ش.
- امین، حسن، دائرة المعارف الاسلامیة الشیعة، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، 2001م.
- امینی، عبدالحسین، الغدیر، ترجمه محمدباقر بهبودی، تهران: بنياد بعثت، كتابخانه بزرگ اسلامی، 1354ش.
- حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیروت: المکتبة العصریة، 2000م.
- حمویی جوینی، ابراهیم بن محمد؛ فرائد السمطین، بیروت: مؤسسة المحمودي، 1400ق.
- حوفی، احمد محمد، ادب السیاسی فی العصر الاموی، القاهرة: دارالنهضة، 1965م.
- شهریار، محمدحسین، کلیات دیوان، تهران: نگاه، 1373.
- قمی، عباس، سفينة البحار و مدينة الحکم و الأثار، تصحيح و تنظيم: مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد: آستان قدس رضوی بنياد پژوهشهای اسلامى، 1388ش.
- قمی، عباس، منتهی الامال، ويراسته كاظم عابدينی مطلق، تهران: مبين انديشه، ۱۳۹۰ش.
- قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة، منظمة الاوقاف و الشؤون الخیریة، قم: دار الأسوة للطباعة و النشر، 1422ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت: مؤسسه وفا، 1403ق.
- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، قم: دارالهجرة، 1409ق.
منابع مقاله | با اقتباس از:
- مجله گلبرگ؛ اسفند 1379، شماره 13؛ ص 34.
- امین مقدسی، ابوالحسن، تنها دوشانلو، کلثوم، فصلنامه شیعه شناسی شماره 54، بررسی تطبیقی علویات سیدحیدر حلّی و شهریار، بخش اول.





















