توصیف و حدود سرمایه اقتصادی از منظر نهج البلاغه

از منظر امیرالمؤمنین (ع)، سرمایه اقتصادی نه تنها به جنبه مادی محدود نمی‌شود، بلکه همواره باید در چارچوب احکام شرعی و اصول اخلاقی قرار گیرد. اسلام بر این باور است که سود مادی تنها زمانی ارزشمند است که در خدمت بهبود جامعه باشد.

اسلام به سرمایه اقتصادی به عنوان ابزاری برای توسعه همه‌ جانبه نگاه می ‌کند، که شامل سرمایه ‌گذاری در امور معنوی، فرهنگی و آموزشی نیز می ‌شود. ساخت مدارس و مراکز آموزشی، بهبود زیرساخت ‌های فرهنگی و حمایت از فعالیت‌ های اجتماعی، نمونه ‌هایی از سرمایه گذاری‌ های غیرمادی هستند که در اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته ‌اند.

ثروت و سرمایه اقتصادی از منظر اقتصاد دانان

اقتصاد دانان در تعریف ثروت و سرمایه اقتصادی می گویند: چیز مادی ای که برای انسان سود آور باشد و سرمایه اقتصادی را به چیزهای مادی محدود می کنند، تا توانایی های معنوی انسان را از آن خارج کنند. جیفرسون، اقتصاد دان معروف می گوید:

«بارها شنیدیم که زمین، سرمایه است، هوش سرمایه است و… این اشتباه فاحش است. زیرا اطلاق سرمایه اقتصادی به زمین، هوش و دیگر چیزها معنی ندارد. مگر اینکه بگوییم بعضی از مردم از زمین و یا از چیزهایی که هوش خود را در آن به کار می برند، روزی می خورند، همان طور که سایر مردم با سود سرمایه شان زندگی می کنند.»[1]

این سخن مرا به شگفتی وا می دارد، چه اگر زمین برای انسان سود آور است، چرا آن را ثروت و سرمایه به شمار نیاوریم.

اول: سرمایه اقتصادی باید مادی باشد تا ثروت های معنوی از قبیل هوش و نظایر آن را از دایره ثروت خارج کنند.

دوم: سرمایه اقتصادی باید سودی در برداشته باشد تا چیزهایی را که نمی توان از آن سود برد از آن خارج کنند: مانند صحراها و حیواناتی که مضرند و سودی نمی رسانند.

سوم: سرمایه اقتصادی باید کمیاب باشد تا هوا و آب را شامل نگردد، زیرا اگر چه آب ماده ای حیاتی و سودمند است ولی بسیار فراوان است و به عنوان ثروت به حساب نمی آید.

اشکالاتی بر این نظریه وارد است:

اول: به قابلیت ها و کارایی های غیر مادی توجهی نکرده است، زیرا مهارت و تجربه گرچه امر غیر مادی اند ولی سودمندند و می توان از آنها بهره برد. به همین جهت در کنار چیزهای مادی دیگر ثروت به شمار می آیند و همچنین هوش، مادی نیست ولی می توان از آن سود برد. پس هوش نیز ثروت و سرمایه است.

دوم: چنین برداشتی از ثروت و سرمایه اقتصادی، مستلزم فاصله زمانی معین و مکان مشخصی است، در حالی که ممکن است امروز سود و نفعی نرساند، ولی پس از مدت زمانی مورد استفاده قرار می گیرد و سود می دهد. مانند: زمین های بیابانی و یا چیزهایی که در یک کشور سودی نداشته باشد، ولی در کشور دیگری بتوان از آن استفاده کرد و سود برد مانند: موش و گربه که از آنها در کشورهای دیگر برای انجام آزمایش استفاده می کنند.

و اگر دیدگاه اسلام نسبت به ثروت را نیز بر این نظریه بیفزاییم، نکته سومی نیز بر این برداشت وارد می شود:

سوم: هر سودی، سود حقیقی نیست بسیاری از چیزهاست که سود آور به نظر می رسد ولی چیزی جز ضرر در بر ندارد. مانند شراب که برای تولیدگان خود سودهای زیادی را به همراه می آورد ولی به جامعه آسیب می رساند و نتیجه نهایی ضرر است نه منفعت.

اینجاست که باید، همه جانبه به منفعت نگاه کرد. مثلا در جامعه اموری در جریانند که سودی در بر ندارند ولی در حقیقت ثروت و سرمایه اقتصادی به شمار می آیند. مانند: ساختن مدارس یا برعکس اموری جریان دارد که گمان می رود فایده ای دارند، در حالی که ضررشان بیش از منفعتشان است.

مانند: مواد مخدر و نظایر آن و باید به کلمه سود آور در تعریف ثروت و سرمایه اقتصادی، عقل و شرع را نیز اضافه کرد تا تعریف درست در آید. هر چیزی که برای انسان از نظر عقل و شرع سود آور باشد و این نظر اسلام درباره ثروت است.

اسلام مادی بودن سرمایه را شرط نمی داند و سود مادی را نیز در نظر نمی گیرد، بلکه شرط اسلام آن است که سود در چهار چوب احکام اسلامی باشد. زیرا آنچه عقل بدان حکم کند شرع نیز می پسندد. در اینجا گفتارهایی از امام علی (ع) می آوریم تا نظر امام را درباره ثروت بدانیم.

امام می فرماید: «لا مال أعود من العقل»[2] هیچ ثروتی سودمندتر از خرد نیست.یعنی خرد، بزرگترین ثروت و سرمایه انسان است. زیرا انسان با به کار گیری عقل و خرد خویش می تواند سرمایه های فراوانی بدست آورد و هر کس از نعمت خرد بی بهره باشد، از آن سرمایه ها نیز محروم است.

و در همین راستا امام می فرماید: «لا غنى كالعقل وَ لا فقر كالجهل»[3] هیچ ثروتی چون خرد و هیچ تنگدستی چون نادانی نیست سخن و کلام نیز ثروت و سرمایه محسوب می شود چون بخشی از توانایی انسان است.

امام (ع) می فرماید: «احسبوا كلامَكم من أعمالِكم و أقلوه إلا في الخير»[4] سخنانتان را از اعمالتان به حساب آورید و کم بگویید مگر در خیر.

پس سخنوری ثروت است و با وجودی که مادی نیست، ولی برای سخنور و خطیب سود و فایده ای دربردارد چون از سرمایه سخن بهره می برد.

اینجاست که در می یابیم که دیدگاه امام (ع) از دیدگاه اقتصاد دانان، ژرف تر و عمیق تر است و این گستردگی و ژرفا در زندگی اقتصادی تاثیر بسزایی دارد و اگر بخواهیم ثروت و سرمایه امنی را از نگاه اقتصاد دانان برشمریم، مجبور می شویم که تنها چیزهای مادی و سود آور را ذکر کنیم. اما در پرتو کلام امام (ع) خواهیم دید که مردم ثروت ها و سرمایه های فراوانی در اختیار دارند.

امام علی (ع): «لَم يَكتَسِبْ مالاً مَن لَم يُصلِحْهُ»[5] آن شخصی که از سرمایه ‌اش درست استفاده نکند در حقیقت، مالی به دست نیاورده است. بنابراین تعالیم که نمونه ‌ای بسیار‌ اندک درباره مسائل مالی بوده روشن می ‌گردد که به سرمایه‌ها و اموال در اسلام با نگرشی بسیار اصولی و مثبت نگریسته شده و ثروت در جامعه اسلامی، جایگاهی ویژه دارد.

پس چگونه است که اسلام در عین حال، با سرمایه ‌داری در قلمرو گسترده آن مبارزه کرده و مال ‌پرستی و افزون‌ خواهی را به شدت محکوم کرده است؟
اسلام در برابر اموال، از عوارض منفی آن نیز سخن می‌گوید و سرمایه ‌داری را با شیوه و اخلاقیات و عملکردهای ناهنجار آن معرفی می‌کند. اگر اموال و سرمایه ها در جهتی درست و انسانی هدایت نشود، و در خدمت کل جامعه بشری قرار نگیرد، و از صورت ابزاری و آلی درآمده و به صورت هدف و اصل در نزد گروهی خاص ذخیره گردد، مردود است.

مفهوم منفعت (سود)

چنان که دیدیم اقتصاد دانان، ثروت و سرمایه اقتصادی را تنها به جنبه های مادی منحصر می کنند که باید این مفهوم را در سایه گفتارهای امام و دیدگاه همه جانبه ایشان به ثروت و سرمایه اقتصادی تعدیل کرد.

زیرا هر چیز که خیر جامعه و فرد را در برداشته باشد منفعت و سود به حساب می آید، ولی ویژگی های وجود دارد که اگر در سرمایه اقتصادی فراهم شود منفعت را نیز به دنبال خواهد داشت از جمله می توان به مروت و جوانمردی اشاره کرد.

امام (ع) می فرماید: «المال بلا مروءة كالكلب الذي يجتنب عقرا و لم يعقر»[6] مال بدون مروت همچون سگی است که از گزیدن دوری کند و نگزد. پس همان طور که سگ گزنده نمی تواند سودی برساند، ثروت و سرمایه اقتصادی بدون مروت نیز فایده ای در بر ندارد.

یکی دیگر از ویژگی های آن تدبیر، سامان دادن سرمایه از جهت بهره وری و هزینه کردن است؛ اگر صاحب سرمایه تدبیر نداشته باشد، منفعتی هم در مالش نیست امام (ع) می فرماید: «لا مال لمن لا تدبیر له»[7] آنکس که تدبیر ندارد از ثروت بی بهره است.

نتیجه گیری

ثروت و سرمایۀ اقتصادی سودآور، ثروتی است که برای صاحب سرمایه و جامعه سود داشته باشد. گاهی ثروت بیشتر منفعت مادی برای جامعه دارد تا خود برای فرد، مانند اموالی که از طریق صدقات و اوقاف جمع می شود. برای صدقه دهنده یا وقف کننده منفعت مادی کمی در بر دارد ولی آیا می توانیم بگوییم چون منفعت مادی کمی دارد بی ارزش است با کمی دقت درمی یابیم که اگر این اموال در امور اقتصادی سرمایه گذاری می شد منافع مادی آن در برابر منافع معنوی که از راه صدقه یا وقف عاید صاحبش می شود بسیار اندک خواهد بود.

پی نوشت ها

[1]. شریف الرضی، نهج البلاغه، کلمات قصار81.

[2]. شریف الرضی، نهج البلاغه، کلمات قصار113.

[3]. شریف الرضی، نهج البلاغه، کلمات قصار54.

[4]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج20، ص263،ح81.

[5]. آمدی، غرر الحکم و دررالکلم، ص563.

[6]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج20، ص 304، ح482.

[7]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج20، ص317.

منابع

  1. قرآن کریم
  2. ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي، 1363ق
  3. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و دررالکلم، ترجمه رسولی محلاتی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸ش
  4. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، دارالهجرة، ۱۴۱۴ق
  5. طوسی، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1365ش
  6. عبده، محمد، شرح نهج البلاغة، قم، دار الذخائر، 1370ش
  7. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، دار إحياء التراث العربي، 1403ق

منبع مقاله با اقتباس از:

حائری، محسن، اندیشه ‌های اقتصادی در نهج‌ البلاغه، تهران، بنياد نهج البلاغه، 1386.

توصیف و حدود سرمایه اقتصادی از منظر نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.