توصیف وضعیت امن و حصول آن، علاوه بر دو محور نبود تهدید و تحقق خواسته های بشری، بر رکن اصلی حصول اطمینان به معنای تأمین امنیت در چارچوب نیازهای مادی و معنوی استوار است. تحقق امنیت اقتصادی و امنیت سیاسی در پرتو امنیت فرهنگی میسر است؛ چرا که اقتصاد عدالت مدار و سیاست آگاهانه بر پایه هویت فرهنگی، بستر سلامت و پایداری جامعه اند. تأمین امنیت فرهنگی، در گفتمان علوی به دو شیوه: «مواجهه رفعی» و «مواجه دفعی» در قالب گزاره هایی مانند تایید، رد، تنقیح و پالایش صورت می گیرد.
وظایف حکومت در تأمین امنیت
امنیت، اساسی ترین نیاز بشر است و تأمین آن، نخستین وظیفه حکومت ها است. تصدیق این گزاره، نیازی به تأمل و مجادله ندارد و در ادبیات سیاسی و جامعه شناختی معاصر، از بدیهی ترین اصول شناخته می شود. البته بدیهی بودن یک مفهوم، ملازمه ای با اتفاق نظر در همه جوانب مربوط به آن ندارد و اهمیت این مفهوم، با تعریف مورد اجماع از آن پیوند نخورده است.
امنیت، سنگ زیر بنای حیات فرد و جامعه است و پیش شرط هر گونه توسعه و رشد و رفاه و ارتقای مادی و معنوی محسوب می شود که بخش گسترده ای از این مهم بر عهده حکومت نهاده شده است. از بیان امام علی (ع) در مورد ضرورت حکومت، این معنا به خوبی استفاده می شود. حضرت (ع) در پاسخ به شبهه خوارج که می گفتند: «لا حُكْمَ إِلَّا لله»؛ فرمود:
«وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ، يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ وَ يُبَلِّغُ اللَّهُ فِيهَا الْأَجَلَ وَ يُجْمَعُ بِهِ الْفَيْءُ وَ يُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ وَ يُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِيفِ مِنَ الْقَوِيِّ حَتَّى يَسْتَرِيحَ بَرٌّ وَ يُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ»؛[1]
«در حالى كه مردم را حاكمى بايد نيكو كردار يا تبهکار، تا در حكومت او مرد با ايمان كار خويش كند و كافر بهره خود برد، تا آن گاه كه وعده حقّ سر رسد و مدت هر دو در رسد. در سايه حكومت او مال ديوانى را فراهم آورند، با دشمنان پيكار كنند و راه ها را ايمن سازند و به نيروى او حقّ ناتوان را از توانا بستانند، تا نيكو كردار روز به آسودگى به شب رساند و از گزند تبه كار در امان ماند».
آنچه از متن این سخن برداشت می شود این است که حکومت در اسلام هدف نیست، بلکه وسیله ای است برای اجرای احکام و قوانین و تأمین اهداف عالی آن که این مهم قطعا بدون تأسیس سازمان سیاسی امکان پذیر نیست.
بنابراین، عمده ترین دغدغه و هدف حکومت، توسعه، آبادانی و رشد و پیشرفت همراه با سالم سازی فعالیت ها، مقابله با انواع مفاسد، ایجاد و گسترش عدالت اجتماعی و رفاه عمومی است. مقوله ای که برآورد و دستاورد آن، آرامش خاطر و آسودگی اعضای جامعه و نهایتا تأمین امنیت آنان است.
پاسداشت و حفظ سنت های اسلامی
از منظر گزاره های علوی، پاسداشت و حفظ سنت های نیکو و اسلامی، نفی سنت ها و فرهنگ جاهلی و مقابله با تهاجمات فرهنگی و بدعت ها و به طور کلی حفظ فرهنگ، ارزش های اخلاقی و دینی و ایمانی، الگوهای سنتی، هویت و عرف ملی از الزامات و واجبات اساسی امنیت فرهنگی اجتماعی و یکی از وظایف متولیان و حاکمان اسلامی است و موجب حفظ هویت و فرهنگ جامعه شده و مانع نفوذ فرهنگ های بیگانه می گردد. موضوعی که در نهایت امنیت فرهنگی جامعه را رقم می زند.
منظور از امنیت فرهنگی اجتماعی، احساس آرامش و فقدان هرگونه تهدید و تعرض نسبت به اعتقادات، باورها، به جا آوردن آزادانه عبادات و مناسک مذهبی، تداوم و ماندگاری ارزش های اخلاقی، آداب و رسوم و حفظ و بقاء هویت یک ملت، تحت شرایط مقبول، جهت تحول و تکامل فرهنگی و اجتماعی است.[2]
این مهم از نامه حضرت علی (ع) به فرماندارش، مالک اشتر قابل دریافت است، آنجا که مالک اشتر را به عدم تصدیع و بلکه تأیید و حفظ آداب و سنن پسندیده ای که بزرگان این امت بدان عمل کرده اند، موظف می سازد،[3] سننی که در راستای مصالح واقعی مردم بوده و با مقاصد و اهداف اسلام سازگار است:
«وَلاَ تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هَذِهِ الاْمَّةِ، وَاجْتَمَعَتْ بِهَا الاْلْفَةُ، وَصَلَحَتْ عَلَيْهَا الرَّعِيَّةُ. وَلاَ تُحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَيْء مِنْ مَاضِي تِلْکَ السُّنَنِ، فَيَکُونَ الاْجْرُ لِمَنْ سَنَّهَا، وَالْوِزْرُ عَلَيْکَ بِمَا نَقَضْتَ مِنْهَا»؛[4]
«و آيين پسنديده اى را بر هم مريز كه بزرگان اين امّت بدان رفتار نموده اند و مردم بدان وسيله به هم پيوسته اند و رعيّت با يكديگر سازش كرده اند و آيينى را منه كه چيزى از سنت هاى نيك گذشته را زيان رساند، تا پاداش از آن نهنده سنّت باشد و گناه شكستن آن بر تو ماند».
امام علی (ع) معتقدند، تا جایی که این آداب و رسوم مخالف شرع نباشد، پاسداشت آن منجر به تأمین امنیت فرهنگی خواهد شد.[5]
زدودن خرافات و عقائد باطل
در مقابل، بررسی متن نهج البلاغه، به خصوص مواردی که آیین ایجاد تحول فرهنگی اجتماعی را آموزش می دهد، حاکی از آن است که حضرت علی (ع) با ورود به این عرصه، در برخورد با سنت هایی که موجب رواج جهل، خرافات و گمراهی باشد، آن ها را بدون هیچ گونه اغماضی رد و ابطال نموده و آنچه از فرهنگ های سالم به خرافات و موارد مشابه، آلوده شده باشد را تنقیح، تهذیب و پالایش می کند.
نمونه های فراوانی از این دست با رویکردهای مذکور در مسائلی چون پذیرش و تایید رابطه خونی و همبستگی قومی، ضمن ردّ تعصبات قومی و نژادی، رد تقلید کورکورانه، استبداد و استیثار و … در نهج البلاغه (خطبه ۲، خطبه ۳۰، خطبه ۱۹۱، نامه ۳۳، حکمت ۱۳۴) مطرح می شود.
همچنین، به خصوص وقایعی که در دوره خلفا در اثر فتوحات پی در پی و غنائم بی حساب و نبودن برنامه مناسب جهت بهره برداری از آن ثروت های هنگفت و مخصوصا برقراری حکومت اشرافی و قبیله ای؛ انواع فسادها، دنیاپرستی، تنعم، تجمل، کامجویی و انواع عصبیت های قبیله ای، از نو جان گرفته بود و در میان مسلمین راه یافت.
امام علی (ع) به دنبال احساس این خطر عظیم فرهنگی اجتماعی در مقابل چنین فرهنگ هایی، در مواقف مختلف به شدت موضع می گیرد. چنان که حداقل ۲۵ مورد از نامه های نهج البلاغه تماما موعظه[6] و شامل جهت گیری ها و دلالت های آن حضرت (ع) در مقابل انحرافات فرهنگی اجتماعی است (نامه 45، 49، 54، 55، 67، 68 و …).
قابل توجه است که گاهی چنین سنن یا بدعت هایی، نا امنی فرهنگی ایجاد می کند، آفتی که می تواند راه پیشرفت، تعالی و ترقی ملت ها را کُند و یا محدود سازد.
علاوه بر آن، آنچه توجه به این مهم را برجسته تر می سازد و امنیت فرهنگی را در معرض خطر جدی تری قرار می دهد، هجمه های همه جانبه و عامدانه فرهنگی بیگانگان به ارزش ها، باورها و اصول و رسوم اخلاقی یک جامعه با هدف نفی هویت فرهنگی و ملی کشور مورد هجوم، برای برقرار کردن سلطه فکری و فرهنگی از طریق تغییر باورها و آداب و رسوم زندگی فردی و اجتماعی آن جامعه منطبق با الگوهای فرهنگ مهاجم است.[7]
به فرموده خداوند، یکی از مهم ترین وظایف حکومت، دفاع از فرهنگ اسلامی، بدون هیچ گونه اغماضی در مقابله با تهاجمات اندیشه ها و فرهنگ های مخرب، عقائد باطل و سنت های دست و پاگیر جاهلی است.[8] امام علی (ع) نیز پیرو این مطلب، در شرح وظایف حاکم خطاب به فرماندارش می فرماید:
«به یقین امام و پیشوا، جز وظایفی که به امر خداوند بر عهده او نهاده شده، وظیفه ای ندارد؛ یعنی ابلاغ مواعظ به همه مردم و تلاش و کوشش در خیرخواهی در تمام زمینه ها، احیا و زنده کردن سنت پیامبر (ص) و اجرای تمام قوانین الهی و اجرای حدود الهی نسبت به تمام مستحقین، بدون تبعیض و بی کم و کاست و احقاق حقوق و پرداختن سهم همگان از بیت المال».[9]
روشنگری در مقابله توطئه های فرهنگی
همچنین در نامه ۳۳ نهج البلاغه آمده است، زمانی که حضرت على (ع) مطلع شد که معاویه گروهی از اهل شام را از طریق تاکتیک پخش شایعات دروغین و سم پاشی بر ضد حاکم اسلامی، علی (ع)، در ایام حج به مکه گسیل داشته تا در موسم حج، اذهان مردم را متشتت نمایند و امنیت فرهنگی مردم را سلب کنند، نامه ای با هدف روشنگری و ایجاد هوشیاری و زدودن اوهام باطل و نهایتا خنثی ساختن این حرکت و نقشه معاویه به فرماندارش، قتم بن عب در مکه نگاشت.
آن حضرت (ع) به فرماندارش دستور می دهد که در برابر این توطئه خطرناک فرهنگی، کاملا هوشیار باشد و کاری نکند که بعداً بخواهد از آن عذرخواهی نماید. امیرالمومنین علی (ع) در این نامه می کوشد با آگاهی بخشی و روشنگری، برخی عوامل استحاله فرهنگی را به کارگزار خود بشناساند و مخاطب را از ارتکاب آن باز دارد.
بر مبنای عملکرد امام علی (ع) در 25 نامه های نهج البلاغه که اشاره شد، حاکمان جهت عملی ساختن چنین وظیفه ای باید به دو نکته بسیار حیاتی و حائز اهمیت توجه نمایند:
- شناسایی موضوعات و مسائل مورد تهاجم
- شناسایی ابزار تهاجم فرهنگی و راه های مقابله با آن
امر به معروف و نهی از منکر
یکی از گزینه هایی که به طور قطع، مقابله با تهدیدات فرهنگی داخلی و خارجی و انجام این رسالت را به عهده حکومت محول می سازد، بحث ضرورت تضمین اجرای این احکام است. بدین معنا که مبارزه با تهاجمات فرهنگی، مسائل غیر اخلاقی و منافی عفت عمومی، اقتضا می کند، سرپرست و حاکمی مقتدر در راس امور قرار داشته و افراد خاطی را با ابزار مختلف از تعدی و ورود به امور ممنوعه باز دارد.
یکی از این ابزار، امر به معروف و نهی از منکر و در نظر گرفتن شرایط وجوب آن است. این روش، نوعی محافظت و مصونیت از استحاله فرهنگی است و موجب ناامیدی دشمنان می شود. چنان که امام علی (ع) نیز یکی از مهم ترین دلایلش بابت پذیرش خلافت و حکومت را ضرورت انجام این مسئولیت و پیشگیری از ضررهای تعطیلی این مهم در عرصه اجتماع بر می شمرد و می فرماید:
«سوگند به کسی که دانه را شکافته و جانداران را آفریده که اگر خدا از عالمان پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمکاران و گرسنگی ستم کشان خاموشی نگزینند، افسار خلافت را بر گردنش می افکندم و رهایش می کردم و در پایان با آن همان می کردم که در آغاز کرده بودم».[10]
لذا حکومت موظف است از هر گزینه ای که تهدیدی علیه امنیت فرهنگی و ملغی کننده ارزش ها و احکام مربوط به عفت و سلامت عمومی جامعه و سبب گسترش فحشا و منکرات است، در گام نخست پیشگیری نموده و در صورت ابتلا جامعه بدان، با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر، اجتماع را از این آسیب و تهدید نجات دهد.
با توجه به این تأثیر گسترده و مهم، حضرت علی (ع) خطاب به امام مجتبی (ع)، به عنوان امام و رهبر بعد از خویش، همواره سفارش می کند، در احیای این وظیفه خطیر کوشا باشد و دغدغه ارشاد و هدایت دیگران را داشته باشد.[11]
نتیجه گیری
عرصه های ماموریتی حکومت جهت تحقق امنیت فرهنگی:
- پاسداشت و حفظ سنت های اسلامی و سنن صالح پیشین و مقابله با بدعت ها و تهاجمات فرهنگی مخرب
- زدودن خرافات، اوهام، عقائد باطل و نجات و رهایی مردم از سنت های دست و پا گیر جاهلی
- هوشیاری، روشنگری و خنثی سازی شایعات دروغین و سم پاشی ها بر ضد حاکم اسلامی
- احیا حریت و آزادی در اندیشه و ایجاد فضای امن برای منتقدان
- آموزش و فرهنگی سازی (تدوین سیستم آموزشی مستقیم و گسترش فعالیت های آموزشی و فرهنگی)
- تنقیح، تهذیب و پالایش رسوم و ارزش های اخلاقی
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 40.
[2] . بابالیان؛ رادبین، امنیت فرهنگی در جامعه اسلامی، ص25.
[3] . مکارم شیرازی، پیام امام امیر المومنین (ع)، ج10، ص439.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 401.
[6] . مطهری، سیری در نهج البلاغه، ص 194-193.
[7] . بابالیان؛ رادبین، امنیت فرهنگی در جامعه اسلامی، ص40-39.
[8] . اعراف، 157.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 3.
[11] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.
منابع
- قرآن کریم.
- بابالیان، مجید؛ رادبین، علیرضا، امنیت فرهنگی در جامعه اسلامی از منظر نهج البلاغه، پژوهش های اجتماعی اسلامی، شماره 20، 1393، ص101.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- مطهری، مرتضی، سیری در نهج البلاغه، تهران، صدرا، 1389.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین (ع)، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1375.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
امینی سده، بهمن؛ صابریان، علیرضا؛ کهساری، رضا، وظایف حکومت در تأمین امنیت از منظر نهج البلاغه، فصلنامه علمی پژوهش های نهج البلاغه، شماره 83، 1403، ص 278-253.





















