اندوه و ترس پسندیده از منظر امام علی (ع)

خداوند متعال در وجود انسان دو احساس «حزن و اندوه» و «ترس» را قرار داده است. در مواردی از روایات اهل بیت از ترس و اندوه به عنوان فضیلت و مواردی نیز به عنوان رذیلت آمده است، به طوری که اگر از این حالات به درستی استفاده شود، می ‌تواند به نیرویی قدرتمند برای رشد و تعالی معنوی تبدیل شود. اندوه بر فرصت‌ های از دست رفته و ترس از گناه و نافرمانی خداوند، مؤمنان را به تفکر و تلاش بیشتر وا می ‌دارد. به طوری که امیر مؤمنان، به ستایش از اندوه و ترس از خدا که باعث تقویت ایمان و تقوا می شود تأکید دارند.

«فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ وَتَجَلْبَبَ الْخَوْفَ»؛[1] پس اندوه را شعار خود ساخت و لباس خدا ترسی در پوشيد.

ستايش اندوه و ترس از خدا

پس از آنکه امیر مؤمنان (ع) فرمودند: خداوند بنده محبوب خود را ياری می کند تا بر نفس خويش چيره شود، می فرمايند اين بنده محبوب خدا، اندوه را «شِعار» و لباس زيرين خود می سازد؛ يعني پيوسته بر مقامات و درجاتی که نتوانسته بدانها دست يابد و بر فرصت هايی که می توانست از آنها بيشتر استفاده کند و نکرده، اندوهگين و ناراحت است. همچنين ترس از خداوند را لباس رويين خود ساخته، يعنی همواره بيمناک است که نکند گناه و ناسپاسی خداوند از او سر زند و باعث شود نامش از طومار بندگان مخلص و محبوب او حذف گردد.

«حزن» در موقعيتی رخ می دهد که نعمتی از انسان باز گرفته شود يا خسارتی بر او وارد آيد و موجب اندوه و ناراحتی او گردد. بی ترديد اين حالت ناظر به گذشته است؛ مانند اينکه انسان کار ناشايستی کرده که آثار بدی در پی داشته است؛ حرف بدی زده که باعث رسوايی او شده و در نتيجه محزون و اندوهگين گرديده است. پس حزن و اندوه هنگامی در انسان پديد می آيد که فرصت هايی را از دست بدهد، يا نعمتی از او ستانده شود و يا مصيبتی بر او وارد آيد. اما «خوف» درباره رويداد و امری است که در آينده پيش می آيد.

مثلاً انسان می ترسد که مصيبت يا عذابی متوجه او گردد و يا نعمتی از او گرفته شود. در واقع حزن و خوف دو ويژگی نفسانی مشابه اند، لکن متعلق آن دو متفاوت است: يکی ناظر به گذشته است و ديگری ناظر به آينده.

خوف و حزن، بدون در نظر گرفتن متعلقشان، نه ممدوح اند و نه مذموم؛ نه به طور کلی می توان گفت خوب اند و نه می توان گفت بدند. پس اگر در سخن امیر مؤمنان (ع) آن دو ويژگی مطلوب و از صفات بندگان محبوب خدا معرفی شده اند، از آن روست که متعلقشان امور معنوی و اخروی اند، وگرنه خوف و حزن به خاطر دنيا نامطلوب است؛ زيرا اصل گرايش و توجه استقلالی به دنيا پسنديده نيست، چه رسد به خوف و ترس درباره آن. حزن درباره امور اخروی و ترس از خداوند و عذاب او مطلوب است؛ چون باعث می شود انسان بيشتر در پی عبادت و اطاعت خداوند و پرهيز از گناهان برآيد، و در نتيجه به انسان کمک می کند که بهتر به وظايفش عمل کند و طريق سعادت و نيکبختی پيش گيرد.

 اندوه و ترس از خدا در آيات و روايات

با توجه به مطلوب بودن خوف از خداوند و نقش سازنده آن در آيات و روايات پرشماری، از اين دو ويژگی سخن به میان آمده، و واژه خوف و مرادف های آن بارها در قرآن به کار رفته است. در اين مقام به پاره ای از آنها اشاره می کنيم:

.1 «وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامی وَخَافَ وَعِيدِ»؛[2] و هر آينه شما را پس از [هلاکت] آنان (ظالمین) در آن سرزمین جای خواهيم داد. اين [نعمت] برای کسی است که از ايستادن در برابر من [برای حسابرسی] بترسد و از بيم دادنم بهراسد؛

.2 «يَخَافُونَ رَبَّهُم مِن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ»؛ [3]و فرشتگان می ترسند از پروردگارشان که فوق آنهاست و آنچه را بدان مأمورند انجام می دهند؛

همچنین روایاتی در ستایش خوف و حزن و اهمیت آنها وارد شده است که برخی از آنها را بر می شماریم:

  1. امیرالمؤمنین (ع) می فرماید:

«فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ الْمَوْتَ وَ قُرْبَهُ وَ أَعِدُّوا لَهُ عُدَّتَهُ، فَإِنَّهُ يَأْتِي بِأَمْرٍ عَظِيمٍ».[4] اى بندگان خدا از مرگ و نزديك بودنش بترسيد، و آمادگى هاى لازم را براى مرگ فراهم كنيد.

  1. امام صادق (ع) به اسحاق بن عمار فرموده اند:

«يَا إِسْحَاقُ، خَفِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ وَ إِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ فَإِنْ كُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لَا يَرَاكَ فَقَدْ كَفَرْتَ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يَرَاكَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِيَةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِينَ عَلَيْكَ؛»[5] ای اسحاق، آن گونه از خدا بترس که گويا تو او را می بينی و اگر تو او را نمی بينی، او تو را می بيند، و اگر معتقد گردی که او تو را نمی بيند کافر شده ای، و اگر بدانی او تو را می بيند و سپس به نافرمانی او اقدام کنی، او را پست ترين نظرکنندگان به خويش دانسته ای.

چرايی سفارش به داشتن اندوه و ترس در آموزه های دينی

در روان شناسی ترس را نوعی بيماری تلقی کرده اند و پزشکان معتقدند ريشه بسياری از بيماری های جسمی ترس است، و امروزه اين پديده به يک معضل خطرناک و فراگير تبديل شده است. [6]

بر اين اساس در مباحث روان شناسی و تربيتی و در فرهنگ عمومی، بسيار می کوشند تا در جوامع نشاط و شادابی ايجاد کنند. محض نمونه، برای مبارزه با نگرانی، اضطراب و ترس، که حالاتی غيرطبيعی و بازدارنده به شمار می آيند، مراسم و برنامه های شادی بخش بر پا می کنند. بر اين مبنا، اين پرسش اساسی رخ می نمايد که چرا اسلام به ستايش حالاتی ناخوشايند چون اندوه و ترس پرداخته و پيروان خود را به داشتن چنين حالاتی ترغيب کرده است؛ و حتي شادمانی و شادکامی را نکوهيده است:

«إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ»؛[7] خدا شادی کنندگان را دوست نمی دارد.

شايد سفارش های پياپی اسلام به داشتن حالت حزن و خوف، برای کسانی که با معارف اسلامی آشنا نيستند و فضای فرهنگی اسلام را نمی شناسند، اين شبهه را پديد آورد که اسلام خواهان آدم هايی ترسو، افسرده، بی نشاط، منزوی و سر در گريبان است.

آنان با اعتقاد به اينکه اندوه، نگرانی و ترس بيماری هايی روانی و غيرطبيعی و ناهماهنگ با طبيعت انسان اند و زيانشان نيز در دانش روان شناسی ثابت شده است و فرهنگ عمومی نيز آنها را برنمی تابد، می پرسند: چرا اسلام که خود را دين فطرت معرفی می کند، اين حالات منفی و ناخوشايند را می ستايد؟

چرا برخی از آموزه های اسلامی، خنده را که بازتاب شادی و نشاط است، می نکوهند، و در مقابل، گريستن و تضرع را که بازتاب ترس و اضطراب است، می ستايند؟ وقتی غير مسلمانان، و از جمله اروپاييان، از نزديک يا از طريق رسانه های تصويری مراسم و رفتارهای مذهبی مسلمانان و به ويژه شيعيان را می بينند و عزاداری ها، سينه زنی ها و گريه کردن های آنان را مشاهده می کنند، می گويند اين مردم دچار بيماری مازوخيسم اند و به خودزنی و خود آزاری عادت کرده اند!

اما پاسخ شبهه فوق اين است که اسلام در مقام دينی کامل و جامع، همه ابعاد وجودی و جوانب حيات ما را در نظر گرفته است و بنابر آموزه های آن، هيچ يک از قوای جسمی، ذهنی، روانی، معرفتی و تمايلات و حالات انسان لغو و بيهوده يا زيانبار نيستند، و همه اين امور فطری و غريزی، در صورتی که به درستی از آنها استفاده می شود وسيله ای برای تکامل انسان اند.

برای مثال، غريزه و شهوت جنسی برای انسان لازم است و زمینه تداوم نسل را فراهم می آورد، يا غضب، گرچه آثار بد اخلاقی و روانی و خسارت ها و زيان هايی برای فرد و جامعه دارد، اما بيهوده نيست و اِعمال آن در مواردی لازم است. پس همه قوا و حالات برای انسان لازم اند و اگر در جای خود به کار گرفته شوند سودمند و مفيدند، و زيان ها و آفت ها ناشی از آن است که قوا، حالات و تمايلات در جای خود به کار نروند.

حالاتی چون شادی، غم، ترس و حتی اضطراب، هم می توانند برای زندگی دنيوی انسان مفيد باشند و هم می توانند در راه رسيدن به کمال و سعادت اخروی مؤثر افتند. مهم اين است که انسان بداند کجا بايد شاد گردد و کجا غمگين؛ از چه چيزی شاد شود و از چه چيزی غمگين.

مهم آن است که انسان بداند خداوند اين قوا، تمايلات و غرايز را برای چه منظوری قرار داده و در چه مواردی بايد از آنها استفاده کرد. پس نه لغو و زيانبار دانستن حالاتی چون اندوه و ترس از سوی برخی مکاتب روان شناسی و ديگران صحيح است و نه توصيه و تأکيد بر سرکوبی غريزه جنسی و پليد شمردن آن از سوی برخی گرايش ها و نحله های مسيحی و برخی فرقه های انحرافی مسلمان.

برخی فوايد ترس از خدا

با توجه به اصل کلی حاکم بر آموزه های اسلامی و به رغم نگرش مکاتب روانشناسی مادی، روايات و آيات آثار و فوايدی برای خوف از خدا برشمرده اند که به دو نمونه از آنها می پردازيم:

1. امنيت و آرامش در بهشت

يکی از آثار ترس از خدا و بيم از طغيان و سرکشی در برابر او بهره مندی از بهشت، همراه با امنيت و آرامش در آن است؛ زيرا فرجام کسی که در دنيا حريم احکام و دستورهای خداوند را پاس داشته و راه اطاعت و پيروی او را پيش گرفته، سعادت ابدی و بهره مندی از بهشت و احساس آرامش و آسايش در آن است:

«وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى»؛ [8] و هرکس از حضور در پيشگاه خداوند ترسيد و خداپرست شد و از هوای نفس دوری جست، همانا بهشت منزلگاه اوست.

همچنين رسول خدا (ص) در وصايای خود به ابوذر فرمودند:

«يَقُولُ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعالى: لا أجْمَعُ عَلى عَبْدٍ خَوْفَيْنِ وَلا أجْمَعُ لَهُ أمْنَيْنِ فَإِذَا أمِنَنِي فِي الدُّنْيَا أخَفْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَإِذَا خَافَنِي فِي الدُّنْيَا آمَنْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛ [9] خداوند می فرمايد: من برای بنده ام دو ترس و نيز دو امنيت را فراهم نمی آورم: اگر او در اين جهان از من ايمن بود، در جهان ديگر او را خواهم ترساند؛ و اگر در اين جهان از من ترسان بود، روز قيامت او را ايمن خواهم ساخت.

2. بخشودن گناهان

انسان در برابر گناه دو حالت می تواند داشته باشد:

  1. هنگام گناه، ترسی از عاقبت آن نداشته، با امنيت و آرامش روحی در پی بهره مندی از لذت های آن برآيد. چنين حالتی موجب پافشاری و اصرار بر گناه می شود و به سقوط انسان و کيفر الهی می انجامد؛
  2. 2. هنگام گناه انسان از خداوند ترسان و از عاقبت و سرانجام خويش بيمناک باشد، و از آن بترسد که پيش از مرگ موفق به توبه نشود. اين ترس و بيم، در هنگام ارتکاب گناه، موجب کاهش لذت آن می شود و در نهايت، به توبه و بخشودگی گناهان می انجامد. رسول خدا (ص)در اين باره به ابوذر می فرمايند:

«إِنَّ الْعَبْدَ لَيُعْرَضُ عَلَيْهِ ذُنُوبُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيَقُولُ أمَّا إِنِّي كُنْتُ مُشْفِقاً فَيُغْفَرُ لَهُ»؛ [10]در قيامت گناهان بنده مؤمن بر او عرضه می شود و او می گويد که من (در دنيا) از فرجام کار بيمناک بودم؛ در نتيجه گناهانش آمرزيده می شود.

ضرورت توجه به آخرت و نعمت های آن

وقتی از شادی و لذت سخن به میان می آيد، ذهن ما به سرعت متوجه شادمانی دنيوی و لذت هايی می شود که از خوردن، آشامیدن و ديگر بهره مندی های دنيوی به دست می آيند؛ يا وقتی از غم و اندوه سخن به میان می آيد، ذهن ما به سرعت متوجه غم و اندوه ناشی از زيان دنيوی و از دست دادن نعمت مادی می شود؛ در حالی که آدمی بايد برای کوتاهی در بندگی خداوند و از دست دادن نعمت های اخروی نيز غصه دار و غمناک گردد.

در بينش اسلامی بايد اين اصل همواره مورد توجه باشد که نسبت دنيا با آخرت، نسبت محدود با نامحدود و متناهی با نامتناهی است؛ از نظر کمیت، دنيا با آخرت قابل مقايسه نيست؛ زيرا عمر و زندگی دنيوی محدود، و زندگی آخرت نامحدود و نامتناهی است؛ و از نظر کيفيت نيز نمی توان دنيا را با آخرت قياس کرد؛ پس پسنديده نيست که انسان دلبسته لذت های محدود دنيوی، حيوانی و طبيعی گردد و اين دلبستگی او را از لذت های اخروی باز دارد.

اسلام برای اينکه انسان اهمیت و جايگاه رفيع آخرت و نعمت های ابدی و بی نهايت آن را از ياد نبرد و دلبسته دنيا، نعمت ها و لذت های زودگذر آن نشود، دنيا و نعمت های آن را حقير و کوچک خوانده است:

«لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»؛[11] تا بر آنچه از دست شما رفت اندوه مخوريد و بدانچه به شما داد شادمان نشويد و خدا هيچ گردنکش خودستا را دوست ندارد.

قرآن به ما می آموزد که نعمت های مادی امانت های خداوندند و انسان در کنار بهره مندی و لذت بردن از آنها بايد بکوشد که دلبسته شان نشود؛ چون آنها ارزش دل بستن ندارند. داشتن خانه، ثروت و همسرِ خوب، مطلوب است، اما بايد در نظر داشت که همه اينها وسيله آزمايش اند و انسان نبايد سرسپرده و دلبسته شان شود؛ که وقتی از دست می روند، چنان افسرده و ناراحت شود که گويا دنيا به پايان رسيده است؛ يا وقتی به اين نعمت ها و لذت ها دست می يابد، از خوشحالی در پوست خود نگنجد و از لذت های برتر اخروی غافل شود.

پس نعمت ها و لذت های دنيا بد نيستند، بلکه نعمت ها، چه دنيوی و چه اخروی، از آن جهت که مواهب الهی اند مطلوب و ارزشمندند؛ به­ ويژه لذت ها و نعمت های اخروی که خداوند برای تشويق و ترغيب انسان به اطاعت خويش، به وصف نعمت های اخروی می پردازد: باغ های بهشتی، خوردنی ها، آشامیدنی ها، و همسران بهشتی که لذت آنها بی نهايت است.

نکوهش دلبستگی به دنيا و لذت های آن

لذت، خود مطلوب و متناسب با فطرت انسان است و اگر در مواردی نکوهش شده، منظور لذت محدود و حرامی است که مانع از رسيدن به لذت های ابدی آخرت می شود؛ مانند لذت گذرايی که از استعمال مواد مخدر به انسان دست می دهد، اما ناراحتی ها، رنج ها و محروم ماندن از لذت های طولانی زندگی را در پی دارد. آنچه مذموم و نکوهيده است ترجيح دادن لذت های محدود دنيا بر لذت های نامحدود آخرت است. آنچه مذمت شده محاسبات نابه جايی است که انسان در زندگی دارد و در پی آنها به لذت های محدود تعلق و دلبستگی پيدا می کند و خود را از لذت های بی نهايت محروم می سازد.

به راستی کسی که حاضر می شود برای چند لحظه لذت جويی و ارضای شهوت خود، زندگی خويش را تباه سازد، يا کسی که برای رسيدن به لذت گذرای نگاه حرام و يا شنيدن موسيقی حرام، آتش جهنم و عذاب های طولانی جهنم را برای خود فراهم کند، ديوانه نيست؟

خداوند درباره کسانی که دلبسته دنيا شده اند و با سرمست شدن از لذت های آن، از لذت های نامحدود آخرت صرف نظر کرده اند می فرمايد: «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى»؛ [12]ليکن [شما] زندگی دنيا را برمی گزينيد، با آنكه [جهان] آخرت نيکوتر و پايدارتر است.

پيامبران کوشيدند تا انسان ها را به شأن و منزلت والايشان آگاه سازند و اين باور را در آنها پديد آورند که لذت های انسان در لذت های محدود دنيوی و حيوانی منحصر نيست و آدمی می تواند از لذت های نامحدود و نامتناهی معنوی و اخروی نيز برخوردار شود. پس در شأن او نيست که دلبسته لذت های کودکانه و حيوانی شود و اين دلبستگی مانع دستيابی به لذت های نامحدود گردد.

بدين ترتيب، آيات و رواياتی که خوف و حزن را مطلوب شمرده اند، با فطرت انسان هيچ ناسازگاری ای ندارند؛ زيرا حزن و خوف حالاتی فطری اند، لکن انسان بايد به درستی از آنها بهره برد که در اين صورت آثار ارزشمند و سازنده ای در پی خواهند داشت. مثلاً خوف و خشيت از عظمت الهی موجب می شود که انسان به وظايف خود عمل کند؛ با ديگران مهربان باشد؛ به خلق خدا خدمت کند؛ بيشتر در برابر خداوند خضوع کند؛ و برای تقرب به او اعمال صالح انجام دهد. در مقابل، وقتی شادی و سرمستی باعث غفلت انسان از وظايف فردی و اجتماعی می شود، نکوهيده و مخالف فطرت انسانی است.

خاستگاه حالات نفسانی و ضرورت اعتدال در آنها

درباره حالاتی چون خوف، حزن و شادی به سه نکته بايد توجه داشت: اول آنکه خاستگاه و سبب پيدايش آنها چيست؛ دوم اينکه متعلق آنها چيست؛ و نکته سوم نيز آنکه در اظهار و ابرازِ اين حالات، انسان حد اعتدال را رعايت کند و از افراط و تفريط بپرهيزد. گاهی افرادی به سبب ناراحتی های زود گذر دنيايی طاقت و تحمل خويش را از دست می دهند. برخی وقتی پولی را گم می کنند تا مدت ها تمرکز فکر ندارند و حواسشان جمع نيست و به فکر پول گم شده خود هستند و از ديگر امور خويش باز می مانند؛ يا آن گاه که در معامله ای زيان می کنند تا مدت ها ناراحت اند و ذهنشان پريشان است. طبيعی است که افراط در حالاتی چون حزن، انسان را هم از امور مادی باز می دارد و هم از امور معنوی.

کسی که ذهنش به امر ناگواری مشغول گشته، ديگر به درس خواندن و عبادت توجه ندارد. چنين شخصی وقتی به نماز هم می ايستد، توجهش به مشکلات و ناراحتی هايی معطوف است که برايش پيش آمده و از نماز و عبادت خداوند غافل می ماند.

ترس و اندوهی سازنده است که موجب جبران خسارت ها و توجه بيشتر به خداوند و استمداد از او گردد. از همین روی، مردان خود ساخته و مؤمنان راستين هيچ گاه در کشاکش زندگی، خودباخته نمی شوند، و در همه حال، حتی در حال حزن و خوف به ياد خداوندند:

«رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ»؛[13] مردانی که تجارت و دادوستدی آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات مشغول نکند، و از روزی می ترسند که دل ها و ديدگان در آن روز دگرگون [و سرگشته و پريشان] شود.

چنين ترسی که باعث می شود انسان همواره به ياد خدا باشد و با امید به رحمت و بخشايش او به انجام اعمال خير و جبران کوتاهی ها بپردازد، بسيار ارزشمند است. اما اگر اندوه و ترس در زندگی نقش منفی داشته باشد و موجب افسردگی، بی حوصلگی، گوشه گيری، بی تحرکی و فرسايش جسم و روان شود، نامطلوب است.

نتیجه گیری

از کلام حضرت امیر مؤمنان (ع) این نکته استفاده می شود که اندوه و ترس ممدوح مورد تأیید است، بطوری که این اندوه و ترس بی هدف نیست و هدف آن دستیابی به رضایت الهی است؛ ترس و اندوهی سازنده است که موجب جبران خسارت ها و توجه بيشتر به خداوند و استمداد از او گردد. از همین روی، مؤمنان هيچ گاه در سختی های زندگی، دچار وحشت و ترس نمی شوند.

پی نوشت ها 

[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 87.

[2]. ابراهیم، 14.

[3]. نحل،.50

[4]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 27.

[5]. کلینی، اصول کافی، ج2، ص67، ح 2.

[6]. یونکر، روان شناسی ترس، ص7.

[7]. قصص، 76.

[8]. نازعات، 40-41.

[9]. مجلسی، بحارالانوار، ج77، باب 4، ص81، ح 3.

[10]. مجلسی، بحارالانوار، ج77، باب 4، ص81، ح 3.

[11]. حدید، 23.

[12]. اعلی، 16-17.

[13]. نور، 37.

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، دارالهجرة، ۱۴۱۴ق.
  3. كلينی، محمد بن يعقوب، اصول كافی، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلامية، 1377 ق.
  4. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، انتشارات المكتبة الاسلامية، 1405 ق.
  5. يونكر، هلموت، روان شناسی ترس، ترجمه طوبی كيان بخت، تهران، انتشارات يگانه، 1373 ش.

منبع مقاله با اقتباس از:

مصباح یزدی، محمد تقی، بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه، سال نشر 1389ش.

اندوه و ترس پسندیده از منظر امام علی (ع)

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.