تاریخ ولادت ابن میثم، دقیق مشخص نیست اما در کتاب «تراجم علماء بحرین»، تولد وی را در سال 636 ق.
ابن میثم بحرانی شارح بزرگ نهج البلاغه باعنوان مصباح السالکین

تاریخ ولادت ابن میثم، دقیق مشخص نیست اما در کتاب «تراجم علماء بحرین»، تولد وی را در سال 636 ق. دانسته است.[1] همچنین محل تولد او نیز در هیچ منبعی نیامده است؛ ولی از آن جا که به «بحرانی» معروف است و وی را از عالمان سرشناس کشور بحرین شمرده اند، معلوم می شود که در بحرین چشم به دنیا گشوده است. بحرین از دیرباز یکی از مراکز شیعه امامیه بوده است و عالمان سرشناسی زیادی را به خود دیده است.

دانش اندوزی ابن میثم نیز در ابهام قرار دارد؛ اما به طور یقین، وی حیات علمی خود را از سنین کودکی آغاز کرد و از دانشوران بحرین، علوم عصر خویش را به خوبی فرا گرفت. دلیلی که این ادعا را تقویت می کند، شهرت وی است که عالمان عراق و حله به چیره دستی او در علوم مختلف، اذعان داشتند.

آری، عالمی که در بحرین زندگی می کند و در عراق و حله زبانزد دانشمندان آن دیار می شود، بی شک در بحرین از بزرگ ترین فرهیختگان به شمار می رفته است.[2]

استادان ابن میثم

  1. خواجه نصیر الدین طوسی (672 ـ 598 ق).

ابن میثم در محضر این استاد بزرگ حکمت را فرا گرفت؛ شیخ طوسی نیز در تبحر وی در علم کلام و حکمت گواهی داده و وی را بسیار ستوده است.

  1. جمال الدین علی بن سلمان بحرانی (متوفای 672 ق.).

علامه حلی درباره علی بن سلیمان می گوید:

وی به علوم عقلی و نقلی آگاه بود و همچنین شناخت کاملی نسبت به قواعد حکما داشت.

  1. نجم الدین ابوالقاسم جعفر بن حسن هذلی (معروف به محقق حلی) (متوفای 672 ق.).

کتاب فقهی محقق «شرائع الاسلام» مدت ها در حوزه های علمیه به عنوان «فقه استدلالی» تدریس می شد. وی در زمینه ادبیات عرب، چهره ای شناخته شده بود؛ نوشتارش ادیبانه و شعرهایش نیز بسیار نیکو بود.[3]

احتمال دارد ابن میثم در محضر این استاد، فقه و ادبیات را فرا گرفته باشد.

از دریچه نگاه

طریحی، دانشمند معروف، ابن میثم را شیخ صدوق و مورد اعتماد خوانده است.[4]

شیخ یوسف بحرانی از کتاب «سلامة البهیة» نقل می کند:

«پیشوای متکلمان و زبده فقیهان و محدثان، عالم ربانی کمال الدین میثم … غواص دریای معارف و سرچشمه حقایق و لطائف است».[5]

محدث شهیر حاج شیخ عباس قمی، نیز در این باره چنین آورده است:

«عالم ربانی و فیلسوف متبحر، محقق و حکیم متأله مدقق، جامع علوم معقول و منقول و استاد فاضلانی است که از فحول بی شمارند».[6]

صاحب الذریعه او را عارف متکلم[7] می نامد و صاحب معجم المولفین وی را ادیب، حکیم و متکلمی از فقهای امامیه می داند.

کتاب تجرید الکلام فی تحریر عقائد الاسلام نوشته خواجه نصیر الدین طوسی یکی از آثار گرانبهای فلسفی و کلامی است که شرح های زیادی بر آن نوشته شده است. ابن میثم نیز در این باره، آرایی دارد که صدرالدین ملا صدرای شیرازی (متوفای 1050ق.) از میان شرح های مختلف، آرای ابن میثم را ملاک قرار داده است.

ابن میثم تسلط کاملی به شعر داشت؛ او در بسیاری از موارد، برای استشهاد مطالب ذکر شده، از شعر استفاده می کرد.

فراخوانی از بغداد

از مطالعه برگه های تاریخ، بر می آید که ابن میثم بحرانی با آن همه کمالات علمی و معنوی، در نهایت فقر و تنگدستی زندگی می کرد.

وی هنگامی که مشاهده می کرد آن چه مورد اهمیت عمومی مردم و برخی دانش پژوهان قرار دارد، پول و ثروت دنیاست و به کمالات معنوی و علمی توجهی نمی شود، غم بر دلش سایه می افکند. همین تنش های روحی باعث شد که ابن میثم گوشه نشینی و تحمل فقر را بر حضور فعال در اجتماع، ترجیح دهد.

دانشوران بغداد و حله که آوازه ابن میثم را شنیده و برخی از آثارش را نیز مطالعه کرده بودند، نامه ای برای وی ارسال کردند تا با حضور خود در عراق، حوزه درس آن جا را رونق بیش تری بخشد. در بخشی از این نامه آمده است:

«شگفت آور است که شما، با وجود تسلطی که در تمام علوم و معارف دارید، در کنج عزلت و گوشه نشینی باقی بمانید».

ابن میثم پس از دریافت نامه، جواب آنان را با دو بیت شعر ارسال کرد که:

طلبت فنون العلم ابغی بها العلا

فقصر بی عما سموت به القل

تبین لی ان المحاسن کلها

فروع و ان المال فیها هو الاصل

«من انواع علوم و فنون را فرا گرفتم تا به مقام والایی برسم؛ اما تنگدستی و فقر، مرا از رسیدن به این هدف باز داشت. پس آشکارا دانستم که تمام نیکی ها و خوبی ها، فرعند و مال و ثروت، اصل است!»

او به این وسیله به آنان فهماند عده ای از روی نادانی مال بی ارزش دنیا را به کمالات علمی و معنوی ترجیح می دهند. پس از مدتى، خبر به او رسید که هنوز عالمان آن دیار قانع نشده و برخواسته خویش پا فشارى مى کنند لذا تصمیم گرفت به عراق سفر کرده و عقیده خود را به اثبات برساند.[8]

سفر به عراق

ابن میثم پس از ورود به عراق، لباس های مندرس و کهنه پوشید و در کلاس درسی که دانش پژوهان زیادی حضور داشتند شرکت کرد و در آستانه درب نشست.

مدتی که از کلاس درس سپری شد، سوالی پیش آمد و هیچ کدام از حاضران نتوانستند به آن پاسخ دهند؛ ابن میثم پاسخ را بیان کرد؛ اما هیچ کدام از دانشجویان به او توجهی نکردند؛ حتی یکی از آن ها گفت: مثل این که تو هم چند صباحی درس خوانده ای؟! پس از اتمام، هنگامی که سفره غذا پهن شد، به او تعارف نکردند که به سفره بنشیند، فقط مقدار کمی غذا برایش آوردند.

وی فردای آن روز، با لباس های فاخر و اشرافی به مجلس درس وارد شد؛ همگی به احترام او از جا برخاسته و وی را به بالای مجلس راهنمایی کردند.

درس همانند هر روز آغاز شد؛ ابن میثم در میانه درس، مطالبی را که صحت نداشت، عمدا به زبان راند؛ حضار بدون توجه به محتوای گفتار وی، زبان به تصدیق او گشوده و آفرین گفتند.

هنگام غذا خوردن که فرا رسیدن، نسبت به ابن میثم، احترم زیادی قائل شده و او را به غذا خوردن دعوت کردند. وی آستین لباس را به طرف غذا گرفت و گفت: «کل یا کمی؛ ای آستین، بخور!» حاضران با تعجب پرسیدند: این چه حرف و عملی است؟!

ابن میثم در جواب فرمود: همه این غذاهای لذیذ، برای آستین من و جامعه های قیمتی من است؛ نه خود من! زیرا من همان فقیری هستم که دیروز در همین مجلس حضور یافتم و هیچ کدام از شما به من توجهی نکردید و سخنان درست مرا نپذیرفتید؛ اما امروز در قالب یک فرد پولدار شرکت کردم، مورد احترام قرار گرفتم و سخنان باطل و بی اساس من مورد پذیرش شما قرار گرفت!

وی در پایان فرمود: من، ابن میثم بحرانی هستم که دعوتم کردید؛ (قبلاً) همین عمل امروز شما را گوشزد کردم و نوشتم که شما، جهل با پولداری را بر علم همراه فقر، ترجیح می دهید![9]

موقعیت ابن میثم در عراق

در حوالی سال 675 ه‍. ق. ابن میثم در حکومت عطا ملک جوینی روزگار خوبی داشت، حکومت آن عصر، قدر و ارزش وی را پاس می داشت. ابن میثم در این باره می گوید:

«هنگامی که توفیق دیدار جوینی برایم دست داد، به حضور شریفش رسیدم. از روی علاقه و محبت، جایگاه و مقامی را به من اختصاص داد که خواسته هایم برآورده شد و باران های نعمت هایش را بر من بارانید که بی شباهت به نعمت های خداوندی نبود،

در گفت و گوهای دوستانه اش، ستایش «نهج البلاغه» و عظمت، فضیلت و اهمیت آن را به گونه ای بر زبان راند که دانستم او همان کسی است که من در جست و جویش بودم؛ چرا که وی به ارزش «نهج البلاغه» و منزلت آن در بین کتاب ها آگاهی داشت. من علاقه مندی وی را به کشف اسرار، دقایق و حقایق «نهج البلاغه» دو چندان کردم …».[10]

از عبارات فوق، می توان به تمایلات شیعی عطا ملک پی برد و ای بسا مصاحبت وی با ابن میثم و تقدیم این شرح از سوی ابن میثم به عطاملک، باعث گرایش وی به تشیع بوده باشد.

آثار علمی

به دلیل قدمت آثار وی، برخی از کتب که به وی منتسب است، در دسترس ما نیست. حتی نام بعضی از آن ها به چند صورت ضبط شده است آن چه مسلم است از وی 12 کتاب نفیس به جای مانده که به شرح ذیل است:

  1. شرح «نهج البلاغه»

این کتاب مهم ترین و معروف ترین اثر وی است که به عطا ملک جوینی اهدا کرده است. همه کسانی که به نوعی زندگی ابن میثم را مورد اشاره قرار داده اند، از این اثر بزرگ تجلیل کرده اند.

صاحب لؤلؤه البحرین می نویسد:

(این اثر) سزاوار آن است که با نور بر مردمک دیده و نه با مرکب بر اوراق نوشته آید.[11]

طریحی می گوید: مانند این کتاب، نوشته نشده است.[12]

در اهمیت این کتاب همین بس که فخر المحققین فرزند علامه حلی، که خود از بزرگان بود، این کتاب را تدریس می کرد. و سید حیدر آملی (عارف نامدار) این درس را از وی فرا می گرفته است.[13]

این شرح کم نظیر، «مصباح السالکین» نام دارد و شش نسخه از آن، در کتابخانه موزه عراق موجود است. ابن میثم سه شرح بر «نهج البلاغه» نوشته است:

  1. شرح بزرگ نهج البلاغه، که «مصباح السالکین» نام دارد.
  2. شرح نهج البلاغه متوسط یا کوچک، که از شرح نهج البلاغه کبیر گرفته شده است. ابن میثم بنا به درخواست عطاملک جوینی برای فرزندان وی (ابو منصور محمد، مظفر الدین و ابوالعباس علی) خلاصه برداری نموده و در پایان کتاب یادآوری می شود که: «هذا مصباح السالکین لنهج البلاغه.» صاحب «الذریعه» می نویسد که دست نوشته هایی از این شرح در مدرسه فاضل خان مشهد و مدرسه مروی تهران موجود است.
  3. شرح سوم که بسیاری از آن نام برده اند اما توضیح بیشتری درباره آن نداده اند. عملا بیش از دو شرح بر «نهج البلاغه» از ابن میثم شناخته شده نیست.

البته احتمال دارد این شرح سوم، همان شرح صد کلمه امیر المومنین (ع) باشد که معرفی خواهد شد.[14]

شرح بزرگ «نهج البلاغه» چندین بار به چاپ رسیده است؛ نخست در سال 1378ق. در تهران ـ که چاپ و تصحیح آن را شیخ محمد رضا بروجردی بر عهده داشت ـ و بار دیگر هم در سال 1981م. توسط دار الآثار الاسلامی، بیروت، به چاپ رسید. ترجمه فارسی این کتاب نفیس نیز توسط بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی، در سال 1375 ش. به چاپ رسیده است.

گروهی از عالمان نیز به تلخیص این کتاب پرداخته اند؛ از جمله، شاگردش علامه حلی، نظام الدین علی بن حسین جیلانی است که آن را «انوار الفصاحة» نامید.[15]

نکته ای که قابل توجه است، «زمان تألیف» این شرح، در زمان حکومت اهل تسنن بر عراق و بعد از فروپاشی حکومت بنی عباس بوده است که خود نشانگر شناخته بودن قدر و منزلت عالمان و همت والای دانشمندان در نشر معارف اهل بیت (ع) است.

در واقع، ابن میثم با شرح «نهج البلاغه» و اهدای آن به عطا ملک جوینی، تمایلات شیعی او را دو چندان نموده و با تلخیص و روان نویسی آن (اختیار مصباح السالکین)، توانست افکار جوانان سنی بغداد را به «تشیع» سوق دهد.

  1. «القواعد فی علم الکلام» یا «القواعد الالهیة فى الکلام و الحکمة»[16]
  2. رساله فی آداب البحث
  3. البحر الخِضَّم (در موضوع الهیات)[17]
  4. النجاة فی القیامة فی تحقیق امر الامامة.[18]
  5. تجرید البلاغه: در معانی و بیان است، زرکلی از آن به «اصول البلاغه» نیز یاد می کند.[19] ظاهرا این کتاب، همان مقدمه شرح نهج البلاغه است که خود ابن میثم با قدری تعدیل، حذف و اضافه به صورت مستقل عرضه کرده است.
  6. رساله فی الوحی و الالهام.
  7. شرح حدیث المنزلة: در باب اثبات خلافت و وصایت امیرالمؤمنین (ع).[20]
  8. شرح المأة کلمة المرتضویة یا شرح صد کلمه امیرالمؤمنین.[21]

این کتاب تحت عنوان «مأة کلمة الامام امیر المومنین علی بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ » توسط منشورات موسسه اعلمی، بیروت لبنان و با تصحیح و تعلیق سید جلال الدین ارموی، به چاپ رسیده است. مصحح از چهار نسخه قدیمی این کتاب، که در اختیار داشته است، بر اساس قدیمی ترین آن ها این کتاب نفیس را احیا نموده است. ترجمه این کتاب نیز توسط آقای عبدالعلی صاحبی و با حمایت بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی در سال 1370 ش. به چاپ رسیده است.

ابن میثم در مقدمه کتاب چنین می نویسد:

«مولا و اماممان، سرور اوصیاء، امیر مومنان علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ که دارای نشانه های روشن و کرامت های بلند می باشد. از شخصیت هایی است که به بلند ترین درجات یاد شده بالا رفته و به روشن ترین و والاترین آن مقامات، فایز گشته است …»[22]

  1. المعراج السماوی.[23]
  2. استقصاء النظر فی امامه الائمه الاثنی عشر.

فخر الدین طریحی در مورد این کتاب می گوید: مانند آن تا کنون نوشته نشده است.[24]

  1. شرح اشارات علی بن سلیمان بحرانی (متوفای 672ق)

علی بن سلیمان بحرانی کتابی به نام «اشارات الواصلین» در باب الهیات و کلام و حکمت نوشته است. که به «اشارات» معروف شد. ابن میثم بر کتاب استادش شرح نوشته است. صاحب «انوار البدرین» می نویسد:

«در آن، دادِ سخن بداده و پرده از ژرفای مطالب برگرفته است … یکی از مشایخ معاصر ما گفته است: اگر او جز این کتاب را نداشت، برای دلالت بر کمال تبحّرش، کافی بود».[25]

جمع بندی

سرانجام این دانشمند شیعی جلیل القدر و شارح بزرگ نهج البلاغه امیرالمؤمنین (ع)، پس از عمری مجاهدت عالمانه پس از آن که به بحرین بازگشت، در قرن هفتم هجری بین سال های 679 و 699 قمری درگذشت. مزار این عالم وارسته در روستای «هلتا» یکی از روستاهای سه گانه ماحوز، بحرین است. شیخ عباس قمی و صاحب «الذریعه» به این محل اشاره کرده اند. در کتاب شرح «نهج البلاغه» آمده است: وی پس از وفات، در مقبره جدش المعلی در قریه «هلتا» به خاک سپرده شد.[26]

پی نوشت ها

[1] . بحراني، لؤلؤة البحرين، ص259.

[2] . جهانبخش، نقد حال میثم بحرانی، ص83.

[3] . امین، اعيان الشيعة، ج8، ص247 و ج4، ص90-89.

[4] . طریحی، مجمع البحرين، ج6، ص172.

[5] . دواني، مفاخر اسلام، ج4، ص196.

[6] . قمی، سفينة البحار، ج2، ص256.

[7] . آقا بزرگ تهرانى ، الذريعة، ج24، ص6.

[8] . دوانی، مفاخر اسلام، ج4، ص190ـ2؛ امین، اعیان الشیعة، ج10، ص197.

[9] . دوانی، مفاخر اسلام، ج4، ص198ـ192.

[10] . ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج1، ص36.

[11] . بحرانی، لؤلؤة البحرين، ص255.

[12] . طریحی، معجم البحرين، ج6، ص172.

[13] . احمدی، مقاله آیت بلاغت (کتاب گلشن ابرار)، ج4، ص61.

[14] . آقا بزرگ تهرانی، الذريعة، ج1، ص150ـ149؛ العاملي، شروح نهج البلاغه، ص86ـ7.

[15] . آقا بزرگ تهرانی، الذريعة، ج14، ص149.

[16] . جهانبخش، نقد حال میثم بحرانی، ص102.

[17] . آقا بزرگ تهرانی، الذريعة، ج3، ص37.

[18] . آقا بزرگ تهرانی، الذريعة، ج24، ص61.

[19] . زرکلی، الاعلام، ج8، ص293.

[20] . جهانبخش، نقد حال میثم بحرانی، ص106، به نقل از: طبسی، انوار البدرين، ص66.

[21] . جهانبخش، نقد حال میثم بحرانی، ص106، به نقل از: طبسی، انوار البدرين، ص66.

[22] . ابن میثم، شرح صد کلمه، مقدمه کتاب.

[23] . آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ج2، ص230.

[24] . طریحی، مجمع البحرین، ج6، ص172.

[25] . جهانبخش، نقد حال میثم بحرانی، ص108، به نقل از: طبسی، انوار البدرین، ص63؛ آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ج2، ص96-98.

[26] . ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ص25.

 

فهرست منابع

  1. ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ترجمه: محمدصادق عارف و دیگران، مشهد: بنیاد پژوهشهاى اسلامی آستان قدس رضوى، 1375.
  2. ابن میثم بحرانی، میثم بن علی، شرح صد کلمه، ترجمه: عبدالعلی صاحبی، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، 1370.
  3. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، بیروت، دارالأضواء، 1403ق، چاپ سوم.
  4. امین، سید ‎محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، 1403ق.
  5. بحرانی، یوسف بن احمد، لؤلؤة البحرین فی الإجازات وتراجم رجال الحدیث، تعلیق: سید محمدصادق بحرالعلوم، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، (بی تا).
  6. دوانی، علی، مفاخر اسلام، تهران، امیر کبیر، 1363.
  7. زرکلی، خیر الدین بن محمود، الاعلام: قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دار العلم للملایین، 1980م. چاپ پنجم.
  8. طبسی، محمدعلی، أنوار البدرین فی تراجم علماء القطیف و الأحساء و البحرین، قم، کتابخانه عمومی آیت الله مرعشی نجفی (ره)، 1407ق.
  9. العاملی، حسین جمعه، شروح نهج البلاغة، بیروت، مطبعة وزنكو غراف الفكر، 1403ق.
  10. قمی، عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامى آستان قدس رضوی، 1388، چاپ سوم.
  11. جهانبخش، جویا، نقد حال شیخ کمال الدین میثم بحرانی، مجله پژوهش و حوزه، سال1380، ش7، ص81-118.

 

منبع مقاله: بازنشر و ویرایش از:

احمدی، مهدی، مقاله «آیت بلاغت»، کتاب گلشن ابرار، ج4، ص61.

ابن میثم بحرانی شارح بزرگ نهج البلاغه باعنوان مصباح السالکین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ابن میثم بحرانی شارح بزرگ نهج البلاغه باعنوان مصباح السالکین

تاریخ ولادت ابن میثم، دقیق مشخص نیست اما در کتاب «تراجم علماء بحرین»، تولد وی را در سال 636 ق.
زمان انتشار : مرداد 6, 1405
کد خبر : 30668
ابن میثم بحرانی شارح بزرگ نهج البلاغه باعنوان مصباح السالکین
اشتراک گذاری خبر :
دیگر اخبار
ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.