نقش معاهدات و قراردادهای اجتماعی در یک ملت اصلی انکار ناپذیر است. تعهداتی که طبق اصول و ضوابطی آحاد یک ملت آن را پذیرفته و روابط اجتماعی را بر آن استوار می سازند. طبعاً هر جامعه ای طبق فرهنگ و سنت موجود، ضوابط و حدودی دارد که تعهدات بر محور آن انجام می گردد. در اسلام نیز معاهدات اجتماعی دامنه گسترده ای دارد، در این مناسبت بخشی از آن چه را که در گفتار امام علی (ع) در زمینه این معاهدات آمده می آوریم؛ معاهدات اجتماعی در این بخش دو بعد دارد یکی تعهدات مسلمین در برابر یکدیگر و دیگری تعهدات مسلمین با دیگران.
معاهدات مسلمین در برابر یکدیگر
از آن جا که جامعه اسلامی بر اساس اخوت عمیق ایمانی پی ریزی شده و برای هر فرد و قشر و طبقه ای، حدود و حقوق و وظایفی مشخص گردیده و بر ذمه هر یک نهاده شده، انجام این تعهدات و تکالیف از اهم مسایل اجتماعی اسلام است. در این زمینه امام على (ع) خطاب به مردم چنین می فرماید:
«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّةً أَوْقَى مِنْهُ وَ مَا يَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ كَيْفَ الْمَرْجِعُ، وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِي زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَكْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ كَيْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِيهِ إِلَى حُسْنِ الْحِيلَةِ».[1]
هان ای مردم! وفا توأم با صداقت است و من پوششی را مطمئن تر از آن نمی دانم و کسی که بداند بازگشت او به کجاست پیمان شکنی نمی کند. ما در زمانی به سر می بریم که بیشتر مردم نیرنگ و مکر را ناشی از هوشیاری و زیر کی می دانند!
آن حضرت در نامه ای که میان ربیعه و اهل یمن نوشته چنین یاد می کند:
«لَا يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ لِمَعْتَبَةِ عَاتِبٍ وَ لَا لِغَضَبِ غَاضِبٍ وَ لَا لِاسْتِذْلَالِ قَوْمٍ قَوْماً وَ لَا لِمَسَبَّةِ قَوْمٍ قَوْماً؛ عَلَى ذَلِكَ شَاهِدُهُمْ وَ غَائِبُهُمْ وَ سَفِيهُهُمْ وَ عَالِمُهُمْ وَ حَلِيمُهُمْ وَ جَاهِلُهُمْ؛ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْهِمْ بِذَلِكَ عَهْدَ اللَّهِ وَ مِيثَاقَهُ، إِنَّ عَهْدَ اللَّهِ كَانَ مَسْئُولًا».[2]
عهد خویش به موجب غیظ و غضب اشخاص و یا تحقیر و توهین و یا دشنام و اهانت، نمی شکنند. بر این عهد، حاضر و غایب و نادان و دانا؛ و بردبار و جاهلشان ملتزم اند و عهد و ميثاق الهی نیز بر دوش آنهاست. همانا عهد با خدا مورد سؤال و مؤاخذه است.
در یکی دیگر از خطبه های نهج البلاغه در این باب چنین می خوانیم:
«الْفَرَائِضَ الْفَرَائِضَ، أَدُّوهَا إِلَى اللَّهِ تُؤَدِّكُمْ إِلَى الْجَنَّةِ؛ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ حَرَاماً غَيْرَ مَجْهُولٍ وَ أَحَلَّ حَلَالًا غَيْرَ مَدْخُولٍ، وَ فَضَّلَ حُرْمَةَ الْمُسْلِمِ عَلَى الْحُرَمِ كُلِّهَا وَ شَدَّ بِالْإِخْلَاصِ وَ التَّوْحِيدِ حُقُوقَ الْمُسْلِمِينَ فِي مَعَاقِدِهَا. فَالْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ إِلَّا بِالْحَقِّ، وَ لَا يَحِلُّ أَذَى الْمُسْلِمِ إِلَّا بِمَا يَجِبُ».[3]
واجبات را، واجبات را! برای خدا آنها را انجام دهید تا شما را به بهشت وارد سازد. همانا خداوند اموری را حرام کرده که پوشیده نیست و چیزهایی را حرام نموده که نامشخص نیست و حرمت مسلمان را بر دیگر حرمت ها برتری بخشیده و حقوق مسلمین را به اخلاص و توحید لازم و استوار نموده، پس مسلمان کسی است که دیگر مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند و ایذای مسلم جایز نیست مگر در جایی که (به حکم شرع) لازم گردد.
همانگونه که ملاحظه می کنیم وفای به معاهدات و پیمان ها در جامعه اسلامی یک اصل اصیل اخلاقی و لازمه صداقت و ایمان و اخلاص و زرهی برای پاسداری حقوق جامعه و افراد آن تلقی شده، و همه افرادی که طرف پیمان اند، اعم از جاهل و عالم و حاضر و غایب بدان ملتزم اند؛ و هیچ عاملی همچون خشم و غضب و کینه و انتقام نباید بر تعهدات خدشه وارد سازد. خلاصه حصار مطمئن یک جامعه اسلامی عمل به معاهدات و پیمانهاست و حقیقت مسلمانی در حفظ حرمت و حقوق همنوعان مسلمان است.
معاهدات مسلمین با دیگران (قراردادهای بین المللی)
برای مسئله مهم پیمان های مسلمین با غیر مسلمین در قرآن و روایات و کتب فقهی و حقوق اسلامی تحت عنوان احکام اهل ذمه، ضوابط و حدودی مشخص شده و به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.
در سخنان امام علی (ع) نیز در این زمنیه به رهنمودهای بسیار ارزنده و آموزنده ای برخورد می کنیم. از آن جمله است، آنچه در خطبه جهاد بیان فرمود. آنگاه که شنید لشکر تجاوزگر طاغی زمان معاویه، به شهر انبار هجوم برده و ضمن ارتکاب جنایات و قتل و غارتگری، به خانه های مردم ریخته و زیور از بدن زنان مسلمان و غیر مسلمان تحت ذمه ربوده اند. متن سخن امام چنین است:
«وَ لَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ وَ الْأُخْرَى الْمُعَاهِدَةِ، فَيَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلُبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رُعُثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ، ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِينَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ كَلْمٌ وَ لَا أُرِيقَ لَهُمْ دَمٌ. فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كَانَ بِهِ عِنْدِي جَدِيراً».[4]
به من خبر رسید که نامردان سپه معاویه، بر زنان غیر مسلمان تحت ذمه وارد شده و خلخال و دست بند و گردنبند و گوشواره از او می کنده اند و آنان به جز با لابه و التماس نمی توانستند جلوی وحشیگری آنان را بگیرند، و آن غارتگران با دست پر برگشته اند نه زخمی خورده اند و نه خونی از آنان ریخته است. به راستی که اگر مسلمانی از این پس از غصه بمیرد بر او ملامتی نیست بلکه سزاوار این است.
این خطبه نشان می دهد که معاهدات اجتماعی در اسلام میان مسلمین و غیر مسلمین چه اندازه اهمیت دارد که امام در اظهار تألم و تأسف خود از جنایات امویان همان اندازه از تضییع حقوق افراد ذمی متألم است که برای افراد مسلمان و این در تاریخ بشر و مکتب ها و نظام های حقوقی انسانها بی سابقه است.
در نظام حقوقی اسلام مردان و زنان اهل کتاب که به شرایط ذمه عمل کنند نه تنها حفظ جان و مال و عرض و امنیتشان بر عهده دولت اسلامی است بلکه آنها می توانند به دین خود پایبند باشند و به معبدهای خود بروند و در میان خود، قوانین و مقررات مورد قبول کتاب مورد نظرشان را به کار بندند، مشروط به آنکه علیه نظام اسلامی حرکت و توطئه ای نداشته باشند. این شرایط و حدود در کتب فقهی به تفصیل بیان شده است؛ امام در سخنی دیگر به این نکته نیز توجه می دهد که رعایت شرایط ذمه از سوی اهل کتاب به طور جدی بدان گونه باید مورد توجه قرار گیرد که امکانات و تدارکات به وسیله آنان به دست دشمنان اسلام داده نشود که آن را علیه مسلمین به کار گیرند. این نکته نه تنها در خصوص اهل کتاب و اهل ذمه بلکه در حق افراد مسلمان نیز صدق می کند. بدین معنی که اگر از سوی مسلمانی و یا معاهدی با دشمنان اسلام همکاری شود، و مثلاً اسلحه یا وسایل دیگر جنگی، برای آنان ارسال گردد، بر دولت اسلامی است چیزهایی را که وسیله کمک رسانی به دشمن است بگیرد و مصادره نماید و زمینه توطئه را منتفی سازد.
امام در این خصوص، ضمن دستور العملی که برای مسئولان اخذ مالیات می دهد، چنین می نگارد:
«وَ لَا تَمَسُّنَّ مَالَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ مُصَلٍّ وَ لَا مُعَاهَدٍ إِلَّا أَنْ تَجِدُوا فَرَساً أَوْ سِلَاحاً يُعْدَى بِهِ عَلَى أَهْلِ الْإِسْلَامِ، فَإِنَّهُ لَا يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ أَنْ يَدَعَ ذَلِكَ فِي أَيْدِي أَعْدَاءِ الْإِسْلَامِ فَيَكُونَ شَوْكَةً عَلَيْهِ».[5]
به مال هیچ کس اعم از مسلمان و یا کافر ذمی، دست نزنید مگر آن که ببینید اسبی یا اسلحه ای را که در راه تجاوز بر مسلمین به کار گرفته می شود که در چنین صورت برای
یک مسلمان جایز نیست آن را در دست دشمنان اسلام باقی بگذارد تا وسیله ای شود برای دشمن که بر مسلمانان چیره شود.
صلح و معاهده با دشمن
آخرین بخش مقال، نقل و بیان سخن امام درباره صلح و معاهده با دشمن است. امام در عهدنامه خود به مالک اشتر نخعی چنین می نویسد:
«وَلاَ تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَيْهِ عَدُوُّکَ وَلِلَّهِ فِيهِ رِضًى فَإِنَّ فِي الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِکَ، وَرَاحَةً مِنْ هُمُومِکَ، وَأَمْناً لِبِلاَدِکَ، وَلَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ، وَاتَّهِمْ فِي ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ».[6]
آن صلح را که دشمن به تو پیشنهاد می کند، اگر مورد رضای خدا باشد رد مکن، زیرا در صلح راحت برای سپاه و آرامش برای تو و امنیت برای کشور است، ولی جداً برحذر باش از دشمن بعد از صلح، زیرا دشمن بسیای اوقات برای غافلگیر کردن نزدیک می شود، بنابراین دور اندیش باش و خوش بینی را متهم کن.
همان گونه که ملاحظه میکنیم در گفتار امام نکته هایی بسیار ظریف است:
1- صلح از سوی دشمن پیشنهاد می شود، نه از سوی مسلمین (در مواقع جنگ)
۲- صلح باید مورد رضای خدا باشد و به دین و مسلمین زیان نرساند.
3- صلح با شرایط مذکور آرامشی برای دولت و سپاه و ملت است.
4- پس از مصالحه باید شدیداً مراقب حرکات دشمن بود که هر لحظه امکان توطئه و حمله مجدد وجود دارد.
5- از ساده اندیشی و حسن ظن که اغلب شیوه افراد صالح و بی غل و غش است، باید بر حذر بود که موجب ضرر و غرامت جبران ناپذیر برای جبهه حق خواهد بود. مؤمن باید با کیاست و هوشیاری و حدت نظر و سیاست الهی و بینش ایمانی، دشمن را زیر نظر داشته باشد و هرگز فریب نخورد. زیرا دشمن هزاران دام ابلیسی و افسون جادویی دارد اما بینش ایمانی است که می تواند همه تار و پودهای ساحران فرعونی را در هم پیچد.
«وَإِنْ عَقَدْتَ بَيْنَکَ وَبَيْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً، أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً، فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ، وَارْعَ ذِمَّتَکَ بِالاَمَانَةِ، وَاجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَيْتَ، فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللهِ شَيْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَيْهِ اجْتِمَاعاً، مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ، وَتَشَتُّتِ آرَائِهِمْ، مِنْ تَعْظِيمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ. وَقَدْ لَزِمَ ذَلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِينَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ؛ فَلاَ تَغْدِرَنَّ بِذِمَّتِکَ، وَلاَ تَخِيسَنَّ بِعَهْدِکَ، وَلاَ تَخْتِلَنَّ عَدُوَّکَ، فَإِنَّهُ لاَ يَجْتَرِئُ عَلَى اللهِ إِلاَّ جَاهِلٌ شَقِيٌّ. وَقَدْ جَعَلَ اللهُ عَهْدَهُ وَذِمَّتَهُ أَمْناً أَفْضَاهُ بَيْنَ الْعِبَادِ بِرَحْمَتِهِ، وَحَرِيماً يَسْکُنُونَ إِلَى مَنَعَتِهِ، وَيَسْتَفِيضُونَ إِلَى جِوَارِهِ، فَلاَ إِدْغَالَ وَلاَ مُدَالَسَةَ وَلاَ خِدَاعَ فِيهِ».[7]
و اگر با دشمن پیمانی بستی بدان و فا کن و با رعایت امانت به تعهد خویش پایبند باش؛ و با دل و جان در انجام آن بکوش؛ چه هیچ یک از واجبات الهی نیست که مردم با همه اختلاف نظرهایی که دارند، مانند وفای به عهد، بر آن اتفاق نظر داشته باشند؛ و مشرکان نیز در بین خودشان جدای از مسلمین آن را محترم شمرده اند. زیرا عواقب پیمان شکنی را دیده بودند. پس به تعهد خویش جفا و خیانت مکن. از خیانت به دشمن بر حذر باش چه آن که به خدا گستاخی نکند جز نادان بدبخت و خداوند با رحمت خویش عهد و پیمانش را محیط امن و حریم آسایش بندگان قرار داده تا در حمایت او پناه گیرند. بنابراین فساد تدلیس و نیرنگ محکوم است.
«وَلاَ تَعْقِدْ عَقْداً تُجَوِّزُ فِيهِ الْعِلَلَ، وَلاَ تُعَوِّلَنَّ عَلَى لَحْنِ قَوْل بَعْدَ التَّأْکِيدِ وَالتَّوْثِقَةِ وَلاَ يَدْعُوَنَّکَ ضِيقُ أَمْر، لَزِمَکَ فِيهِ عَهْدُ اللهِ، إِلَى طَلَبِ انْفِسَاخِهِ بِغَيْرِ الْحَقِّ، فَإِنَّ صَبْرَکَ عَلَى ضِيقِ أَمْر تَرْجُو انْفِرَاجَهُ وَفَضْلَ عَاقِبَتِهِ، خَيْرٌ مِنْ غَدْر تَخَافُ تَبِعَتَهُ، وَأَنْ تُحِيطَ بِکَ مِنَ اللهِ فِيهِ طِلْبَةٌ، لاَ تَسْتَقْبِلُ فِيهَا دُنْيَاکَ وَلاَ آخِرَتَکَ».[8]
پیمانی که در آن طفره و ابهام باشد، منعقد مکن پس از انعقاد آن را با عبارات مهم و قابل توجيه، نقض مکن، و مبادا برای حل مشکلی به نقض آن عهدی که خدا بر تو لازم ساخته به اقدام ناحق کشیده شوی. چه تحمل مشکلی که امید گشایش آن، با حسن عاقبت می رود، از نیرنگی که از سرانجامش هراس است، و خداوند از آن مؤاخذه می نماید و دنیا و آخرتت را به باد می دهد، بهتر است.
نکته بسیار حساس و اساسی که امام در این فراز بر آن تأکید دارد، این است که به قرار دادهایی که میان دولت اسلام با دشمن منعقد شده باید وفادار بود که پیمان شکنی، گرچه با دشمن باشد ناپسند و مبغوض خداوند است.
در این پیمانها نباید شیوه دیپلماسی و دغل بازی به کار گرفته شود. زیرا اسلام با صداقت و حسن عمل و امانت گسترش یافته و بیگانگان باید از مسلمین آراستگی و صداقت ببینند تا جذب اسلام شوند. صداقت و امانت و حسن عمل و پرهیز از مکر و حیله گرچه احتمالاً زیانهایی را به بار می آورد، ولی تا آن جا که این زیانها قابل تحمل باشد و به کیان اسلام و مسلمین خدشه وارد نسازد، قابل تحمل است. زیرا آن جا که حق محور است و هدف رضای خدا، سرانجام هر کاری به سود جبهه حق تمام خواهد شد.
نتیجه گیری
پایبندی و عمل به معاهدات و قراردادهای اجتماعی توسط مسلمین، یک اصل اصیل اخلاقی و لازمه صداقت و ایمان و اخلاص و زرهی برای پاسداری حقوق جامعه و افراد آن تلقی شده است. وفای به معاهدات و پیمان ها در جامعه اسلامی برای همه افرادی که طرف پیمان اند، اعم از جاهل و عالم و حاضر و غایب یک الزام شرعی و حقوقی است؛ و هیچ عاملی همچون خشم و غضب و کینه و انتقام نباید بر تعهدات خدشه وارد سازد. در اسلام این اصل، تعهد به قرادادها و معاهدات فراتر از جامعه ایمانی و اسلامی است و حتی شامل کفار ذمی و حتی دشمنان نیز می گردد.
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 41.
[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 74.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 167.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 27.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 51.
[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.
[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.
[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
1- رهبر، محمد تقی؛ پیمانها و معاهدات در نهج البلاغه، مجموعه مقالات و سخنرانیها در کنگره بینالمللی هزاره نهجالبلاغه – جلد دوم، ص505-522.
2- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.

















