جایگاه کار و تلاش نزد امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه

انسان به طور طبیعی در حال کار و تلاش است. کسب از طریق کار و تلاش یکی از پایه‌ های اساسی زندگی انسان است، که نه تنها نیازهای مادی او را برآورده می ‌کند بلکه به او احساس ارزشمندی و هدف می‌ بخشد. از طریق کسب و کار، انسان می‌ تواند مهارت‌ ها و توانایی‌ های خود را به کار گیرد و به جامعه خدمت کند.

اهمیت کار و تلاش در زندگی بشری به اندازه ‌ای است که بسیاری از ارزش‌ ها و مفاهیم اخلاقی و اجتماعی حول محور کار و تلاش شکل گرفته‌ است. کار و تلاش برای کسب روزی، علاوه بر تأمین ما یحتاج خود، به انسان فرصت می ‌دهد تا به کمک دیگران نیز بشتابد. به همین دلیل، کار و تلاش از جمله اصول پسندیده است که مورد تأکید امیرالمؤمنین قرار گرفته است.

انواع کار و تلاش در اسلام

اسلام به همه کار و تلاش هایی که ناشی از رابطه طبیعی میان ابزارهای مختلف تولید است، بحث کرده است. و از انواع کار، احیای موات را نام می برد: آن عبارت است از اینکه زمینی را که قابل استفاده نیست آماده استفاده و بهره برداری قرار دهیم. اگر آب ندارد، آبش را تامین کنیم و اگر در آب فرو رفته است آبش را خشک کنیم یا اگر شوره زار است آن را اصلاح کنیم، به هر حال انجام کاری که زمین غیر قابل استفاده را به زمینی آماده کشت و مناسب بهره برداری تبدیل کند.

کار و تلاش در کشاورزی

اسلام برای کشاورزی اهمیت ویژه ای قائل است. زیرا عامل اساسی در تامین معاش اعم از خوراک، پوشاک و دیگر وسائل زندگی محسوب می شود. کشاورزی نزد اهل مکه از کارهای ناپسند به شمار می آمد. پیامبر (ص) آمدند تا قید و بندهای فکری و گمراه کننده ای که آنان را از حرکت و پویایی باز می داشت، بردارند، ایشان خطاب جهانیان می فرماید: «ما مِن مسلِمٍ يَغرِسُ غَرسا أو يَزرَعُ زَرعا ، فَيَأكُلُ مِنهُ طَيرٌ أو إنسانٌ أو بَهيمِةٌ ، إلاّ كانَ لَهُ بِه صَدَقةٌ»[1] نهالی که مسلمان می کارد و محصولی را که کشت می کند تا انسان و حیوان از آن بخورند همه این کارها دارای صدقه اند.

این حدیث شریف راه را برای فعالیت های مختلف کشاورزی از قبیل شخم زدن، کاشتن نهال و کود دادن و سم پاشیدن و دیگر کارهای کشاورزی، باز می کند که هدف اصلی آن تهیه امکانات زندگی برای انسان و حیوان است. اسلام به کشاورز بخاطر کار و تلاش و فعالیتش روی زمین احترام می گذارد و از کشاورزان به عنوان گنجینه های زمین یاد می کند. امام صادق (ع) می فرماید:

«الزّارِعُونَ كُنوزَ اللّه ِ في أرضِهِ، وما في الأعمالِ شَيءٌ أحَبَّ إلى اللّه ِ مِن الزِّراعَةِ، وما بَعَثَ اللّه نبيّا إلّا زَرّاعا إلّا إدريسَ عليه السلام فإنّهُ كانَ خَيّاطا».[2] کشاورزان گنجینه های الهی در زمینند و هیچ کاری نزد خداوند محبوب تر از کشاورزی نیست، خداوند همه پیامبرانی را که برانگیخت کشاورز بودند، جز ادریس که خیاط بود.

در سایه این راهنمایی پر مغز فعالیت کشاورزی پیشرفت زیادی کرد. امام علی (ع) نیز با گفتار و کردار خویش از چنین سیاستی پشتیبانی می کردند. و در صحنه کار و تلاش امام (ع) به کشاورزی می پرداخت و در همه زمینه ها فعالیت می کرد – چنان که گفتیم – چاه حفر می کرد و شخم می زد و نهال غرس می کرد و سرمایه زیادی که از این راه بدست می آورد همه را در راه های خیر هزینه می کرد.

کشاورزی و تجربه

امام امیرالمؤمنین علی (ع) همیشه نهال خرما غرس می کرد. در هر مرتبه هزاران هسته خرما می کاشت که همه آنان به طور کامل و بدون عیب و نقص به نخل هایی پر محصول در می آمد. مردی او را با بار شتری از هسته خرما دید، از او پرسید: ای ابوالحسن!چه حمل می کنی؟ فرمود: صد هزار نهال خرماست. و مرد گفت: امام (ع) همه آن هسته را کاشت و دانه ای هم فرو نگذاشت. و روزی با کوله باری از هسته خرما می رفت. به او گفتند: ای ابوالحسن! چه با خود داری؟ امام فرمودند: اگر خدا بخواهد نخل های خرماست!

با دقت در این دو روایت در می یابیم که امام (ع) در انتخاب بذر و زمین مناسب دقت به خرج می دادند تا روند (فرآیند) کشت نهال در بهترین شرایط انجام گیرد تا هسته ای بیهوده و بی محصول در زمین کشت نگردد. این امر نشانه نبوغ و مهارت در به سامان رساندن اینکار است که تنها کشاورز با تجربه می تواند به خوبی از عهده آن بر آید. امام در سخنانش بر همین نکته تاکید داشتند و می فرمودند: «اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُحتَرفَ الامینَ»؛[3] خداوند کارگر (باتجربه) و امانتدار را دوست دارد.

حمایت از کشاورزان

امام (ع) در نامه خود به مالک اشتر، کشاورزان را از یاد نمی برند، به او درباره خراج دهندگان – کشاورزان – سفارش می کنند. خراج دهندگان همان هایی اند که در زمینی که متعلق دولت است، کار می کنند، می فرمایند:

«وَتَفَقَّدْ أَمْرَ الْخَرَاجِ بِمَا يُصْلِحُ أَهْلَهُ، فَإِنَّ فِي صَلاَحِهِ وَصَلاَحِهِمْ صَلاَحاً لِمَنْ سِوَاهُمْ، وَلاَ صَلاَحَ لِمَنْ سِوَاهُمْ إِلاَّ بِهِمْ، لاَِنَّ النَّاسَ کُلَّهُمْ عِيَالٌ عَلَى الْخَرَاجِ وَأَهْلِهِ. وَلْيَکُنْ نَظَرُکَ فِي عِمَارَةِ الاَْرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِکَ فِي اسْتِجْلاَبِ الْخَرَاجِ، لاَِنَّ ذَلِکَ لاَ يُدْرَکُ إِلاَّ بِالْعِمَارَةِ؛ وَمَنْ طَلَبَ الْخَرَاجَ بِغَيْرِ عِمَارَة أَخْرَبَ الْبِلاَدَ، وَأَهْلَکَ الْعِبَادَ، وَلَمْ يَسْتَقِمْ أَمْرُهُ إِلاَّ قَلِيلاً. فَإِنْ شَکَوْا ثِقَلاً أَوْ عِلَّةً، أَوِ انْقِطَاعَ شِرْب أَوْ بَالَّة، أَوْ إِحَالَةَ أَرْض اغْتَمَرَهَا غَرَقٌ، أَوْ أَجْحَفَ بِهَا عَطَشٌ، خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ يَصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُمْ؛ وَلاَ يَثْقُلَنَّ عَلَيْکَ شَيْءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَؤُونَةَ عَنْهُمْ، فَإِنَّهُ ذُخْرٌ يَعُودُونَ بِهِ عَلَيْکَ فِي عِمَارَةِ بِلاَدِکَ وَتَزْيِينِ وِلاَيَتِکَ»[4]

در خصوص مالیات چنان کن که حال خراج دهندگان بهبود یابد. زیرا با بهبودی خراج و خراج دهندگان وضع دیگران نیز اصلاح می شود و کار دیگران جز با بهبود آن سامان نمی پذیرد. زیرا همه مردم روزی خوار خراج و خراج گزارند و باید نظر تو بیشتر در آبادانی زمین باشد تا گرفتن خراج.

چون خراج بدون آبادانی میسر نمی شود و آنکه بدون آبادانی خراج بخواهد، بلاد را ویران می کند و عباد را هلاک می سازد و دولتش چند روزی بیش دوام نمی یابد، و اگر مردم از سنگینی مالیات یا آفت زدگی یا کم آبی شکایت کردند، به آنان به اندازه ای که وضع زندگیشان بهبود یابد تخفیف بده، مبادا این تخفیف بر تو گران و سنگین تمام شود، زیرا این اندوخته ای است که با آبادانی و زیبا سازی شهرها به تو باز می گردانند.

این مجموعه سفارش هایی است در خصوص رعایت حال کشاورزان که بر قلم مبارک امام (ع) جاری می شود و استاد محمد عبده، این گفتار امام را در خصوص کشاورزان می داند و در شرح خود چنین می گوید: «اگر شکایت کنند از سنگینی مالیاتی که برای آنان معین گردیده یا از گزند آسمانی که بر کشت هایشان رسیده یا از کم آبی رودخانه یا از کمبود نزولات آسمانی یا تغییری که در زمین پدید آید یا از آب زیادی که بذرها را بپوساند به طوری که بوی بد و گند از آن به مشام رسد و در نتیجه محصولات کاهش یابد یا در اثر کم آبی، ماده غذایی بذر از بین برود و سبز نگردد.

پس به هنگام شکایت تو باید نیازهایشان را بر آوری!»[5] ولی استاد محمد جواد مغنیه در شرح این گفتار می گوید که: «منظور امام، عامه مردمند نه کشاورزان»[6] این نظر با مشکلات و گرفتاری هایی که در سخن امام بیان شده و تنها کشاورزان از آن رنج می برند، همخوانی ندارد – و همه این گفتار از خراج دهندگان – کسانی که روی زمین کار می کنند – سخن می گوید و عقیده محمد عبده به صواب نزدیک تر است.

گفتار امام متضمن نکات زیر است:

1- پرداخت وام به کشاورزان، زیرا تا زمانی که در انتظار برداشت محصولند بدهی دارند و بهتر است که وام هایشان از حساب ویژه ای باشد کلمه ثقل (سنگینی) در گفتار امام بر این معنی دلالت دارد.

2- مبارزه با حشرات و آفت هایی که به محصولات آسیب می رساند کلمه «علت» (آفت و گزند) مبین این معناست.

3- فراهم آوردن امکانات آبیاری و آبرسانی به زمین های کشاورزی.

4- آمادگی برای رویارویی با حوادث ناگوار طبیعی مانند سیل و نظایر آن.

امام (ع) همواره در مورد کشاورزان به کارگزارانش سفارش می کرد و در نامه هایشان در مورد کشاورزان به نیکی سفارش می کرد واز آنان به عنوان أکارون – کسانی که زمین را شخم می زنند – یاد می نمود.

کار و تلاش دامداران

دامداری از نظر اهمیت، هم شأن و هم طراز کشاورزی است و در جزیرة العرب نیز رواج داشت پیامبر اکرم (ص) نیز در دوران جوانی گوسفند پرورش می دادند. با ظهور اسلام سرزمین های زارعی فتح شد و به قلمرو اسلام پیوست در نتیجه از اهمیت دامداری به شکلی که در جزیره العرب متداول بوده کاسته شد.

پس از فتح عراق، مصر هر خانواده ای صاحب زمین کشاورزی شد و با در آمدهای زیادی که از این رهگذر بدست می آورد، آنان را از پرداختن به دامداری و تحمل سختی های آن بی نیاز می کرد و دیگر کسی حاضر نمی شد وقتش را در امور پرورش دام که در مقابل کشاورزی درآمد چندانی نداشت صرف کند.

اینجا بود که شیوه پرورش دام تغییر یافت، به موجب این تغییر- چنانکه در دستورات امام (ع) آمده است – مسلمانان می توانستند، به جای آنکه دام را به صحرا ببرند در داخل مزرعه یا خانه به پرورش آن بپردازند امام علی (ع) می فرماید: «مَن كانَت فِي مَنزِلِه شاةٌ قَدَّسَت عليه الملائكةٌ»[7] فرشتگان خانه ای را که در آن گوسفندی باشد مقدس می شمارند.

با این شیوه جدید، دامداری، جایگاه واقعی خود را باز یافت و از خطر نابودی و انقراض در امان ماند؛ خطری که با توجه به پیشرفت گسترده اقتصادی در اثر فتوحات اسلامی در جهان اسلام و روی آوردن مردم به کار در زمین های کشاورزی آن را تهدید می کرد و با این روش امام (ع) این فعالیت اقتصادی را از نابودی رهانید.

کار و تلاش در صنعت

عرب ها از صنعت دوری می کردند و آن را کار بی ارزشی قلمداد می کردند و اعتقاد داشتند که تنها قشرهای پایین جامعه به آن تن در می دهند. ابن خلدون برای این موضوع دلیل می آورد و می گوید: «زیرا آنها در بادیه نشینی ریشه دار تر و از اجتماع و تمدن که انسان را به صنایع و دیگر لوازم شهر نشینی جلب می کند، دورترند.»[8].

بیشترین صنایع آن روز در سرزمین های فارس و روم که از اعراب بادیه نشین متمدن تر بودند رواج داشت. ولی با ظهور اسلام و شروع فعالیت های جدید اقتصادی شیوه زندگی در جزیره العرب دگرگون شد.

رسول اکرم (ص) مردم را به پیروی از این شیوه فرا خواند و رویارویی های نظامی با قریش، ساختن شمشیر، نیزه و دیگر ابزارهای دفاعی را بر مسلمانان تحمیل کرد. این کار موجب گردید دغدغه روحی که مانع از پرداختن مسلمانان به چنین فعالیت هایی می شد و از نظر اجتماعی هم محکوم بود از بین برود.

از روش هایی که برای تشویق مردم به کار و تلاش می رفت تا به شغل های صنعتی روی آورند ذکر داستان هایی از زندگی پیامبران و کارهایشان بود امام علی (ع) نیز به یارانش می گفت که داود (ع) به هنگام جنگ، زره می ساخت و به هنگام صلح حصیر و زنبیل هایی از لیف خرما که برای حمل خرما از جایی به جای دیگر استفاده می شد.

طبیعی است که صنعت در دوران اولیه اسلامی به گستردگی و رونق کشاورزی نمی رسید زیرا صنعت در دوران اولیه اسلامی به گستردگی و رونق کشاورزی نمی رسید. زیرا صنعت محدود بود و تنها برای رفع نیازهای ضروری به کار می رفت ولی کشاورزان همه فعالیت های اقتصادی را تحت شعاع قرار می داد. درآمدهایی که از طریق کشاورزی بدست می آمد خیلی بیشتر از نیاز مردم بود به طوری که هیچکس وقت خود را صرف فعالیت هایی که درآمدی محدود داشت و از نظر اجتماعی هم گسترده نبود، نمی کرد.

حمایت از صنعتگران

در نامه امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر در خصوص صنعتگران آمده است: «ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِي الصِّنَاعَاتِ، وَأَوْصِ بِهِمْ خَيْراً، الْمُقِيمِ مِنْهُمْ وَالْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ وَالْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ، فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ وَأَسْبَابُ الْمَرَافِقِ»[9] سپس درباره بازرگان و صنعت گران سفارش مرا بپذیر، و به دیگران بسپار که با آنان به نیکی رفتار کنند.

این گروه مردم چه آنانکه مقیم اند چه آنانکه کالایشان را می گردانند و بعضی که کارگرند و با کار و تلاش بدنی کسب روزی می کنند، مایه های سودند و ابزارهای راحتی و آسایش زندگی را فراهم می آورند. منظور از«الْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ» همان صنعت گرانند که نقش قابل توجهی در اقتصاد اسلامی نداشتند، ولی با وجود آن امام (ع) به خاطر اهمیت این فعالیت به کارگزار خود سفارش می کند.

گذشت زمان صحت نظریه امام در خصوص صنعت گران که می فرمود آنان مایه های سودمند به اثبات رساند و چیزی نگذشت که صنعت جلودار فعالیت های اقتصادی شد تا آنجا که پیشرفت یا عقب ماندگی یک کشور با حجم در آمدهای صنعتی آن می سنجند. و صنعت توانست با کمک ابزارهای ماشینی جای خود را در کشاورزی باز کند و آن را از حالت سنتی به کشاورزی پیشرفته و مدرن از نظر حجم و کیفیت تولید در آورد.

کار و تلاش در تجارت

عرب پیش از اسلام، فن تجارت را به خوبی می دانست، قرآن – در سوره قریش – به همین نکته اشاره دارد: «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ»[10] برای الفت دادن قریش – الفتشان به هنگام کوچ زمستان و تابستان – وقتی که رسول خدا به مدینه منوره مهاجرت کردند تاجران یهودی در این شغل فعالیت می کردند، اهل یثرب کشاورزی می کردند و در کنار رسول خدا تعدادی از مهاجرین بودند که در تجارت کار آزموده و مجرب بودند.

وقتی که پیامبر، پیمان برادری را بین مهاجرین و انصار برقرار کرد. مسلمانان بر شریان های اقتصادی مدینه مسلط شدند، انصار به کشاورزی می پرداختند و مهاجرین به تجارت، بنابراین دشمنی یهود با رسول خدا از اینجا شروع شد زیرا این کار حیات اقتصادی آنان را به طور جدی تهدید می کرد به هر حال تجارت پیشرفت زیادی کرد و وقتی که قلمرو حکومت اسلامی گسترش یافت و ثروت های زیادی در دست مسلمانان جمع شد اسلام به دو منظور تشویق به تجارت می کرد:

اول: از این ثروت ها (سرمایه ها) در جاهای مناسب خود بهره برداری شود و در یکجا جمع نگردد و بی مصرف باقی نماند.

دوم: برای صدور اسلام به سرزمین هایی که با اسلام آشنایی نداشتند، زیرا بسیاری از کشورهای اسلامی امروز مانند اندونزی به دست تاجران مسلمان به دین اسلام در آمدند.

بر همین اساس، اسلام به تجارت اهمیت داد و علاوه بر ویژگی اقتصادی به آن وجهه دینی و تبلیغی نیز بخشید. این دو ویژگی (اقتصادی و تبلیغی) چنان به هم گره خوردند که جدایی بین آنان ممکن نبود.

زیرا تجارت نیازمند روابط اجتماعی بین کشورها بود و اسلام موجب می شد که تاجران مسلمان در آن کشورها پایگاه اقتصادی پیدا کنند. بدین ترتیب تبلیغ در تجارت تاثیر گذاشت اما تأثیر تجارت بر تبلیغ امری واضح و روشن بود زیرا پیامبر اکرم (ص) از همان آغاز به اهمیت تجارت پی برد به خصوص که خود در این زمینه تجربه شخصی داشت و پیش از بعثت تجارت می کرد.

امام علی (ع) نیز به پیروی از رسول اکرم (ص) به تجارت اهمیت می داد و مسلمانان را به آن تشویق می کرد و می فرمود: «تَعَرَّضُوا لِلتِّجَارَةِ فَإِنَّ فِيهَا غِنًى لَكُمْ عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ»[11] به تجارت بپردازید. که شما را از آنچه در دست مردم است بی نیاز می گرداند. مسلمانان غیر عرب را نیز به تجارت وامی داشت، زیرا آنان از ویژگی زندگی در کشورهای دیگر آگاهی داشتند،

از این رو می توانستند به این کار بپردازند و امام (ع) خطاب به آنان می فرماید: «اِتَّجِروا بارَكَ اللّهُ لَكُم ؛ فَإِنّي قَد سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ (ص) يَقولُ : الرِّزقُ عَشَرَةُ أجزاءٍ ، تِسعَةُ أجزاءٍ فِي التِّجارَةِ وواحِدَةٌ في غَيرِها».[12]

تجارت کنید، خداوند به شما خیر و برکت دهد. من از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: روزی ده جزء دارد که نه جزء آن در تجارت است و یک جزء در دیگر کارهاست آنگاه امیر المومنین زیبایی کار تجارت را یاد آوری می کند که چگونه تاجر برای اینکار به دریا سفر می کند و توجه همگان را به سیاحت لذتبخش جلب می کند می فرماید:

«مَا أَجْمَلَ فِي الطَّلَبِ مَنْ رَكِبَ الْبَحْرَ لِلتِّجَارَةِ»[13] چه زیباست که انسان برای طلب روزی به دریا سفر کند و به تجارت بپردازد.

حمایت از تاجران

حکومت اسلامی باید از تاجران و صنعت گران، به یک اندازه حمایت کند، زیرا این دو کار به هم وابسته است، تاجر از کالای صنعتی بهره می برد و آن را یا در محل به فروش می رساند و یا به شهرهای دیگر می برد. از آنجا که تاجران همیشه در معرض خطرند، به همین جهت باید از حمایت ویژه دولت برخوردار باشند. به خصوص که هر کسی نمی تواند مانند آنان، کالا را از جایی به جای دیگر ببرد. اگر کالا مدتی در دست صاحبش بماند، ممکن است تلف شود و از بین برود.

همچنین نمی توان کشور تولید کننده و مصرف کننده را برای خرید و فروش، یکجا جمع کرد لذا امام می فرماید: «فَإِنَّهُم مَوادُّ المَنافِعِ، و أسبابُ المَرافِقِ، و جُلاّبُها مِنَ المَباعِدِ و المَطارِحِ، في بَرِّكَ و بَحرِكَ و سَهلِكَ و جَبَلِكَ، و حَيثُ لا يَلتَئِمُ النّاسُ لِمَواضِعِها و لا يَجتَرِئونَ عَلَيها»[14] آنان مایه های سودند و ابزار راحتی و آسایش را برای مردم فراهم می آورند؛ و از دیار دور و نزدیک کشور تو خشکی و دریا و سرزمین های هموار و کوهساران صعب العبور را در می نوردند و آن کالاها که در دسترس مردم نیست فراهم می آورند؛ جاهایی که مردم با آن آشنایی ندارند و جرات رفتن بدانجا را ندارند.

وقتی ارزاق مردم در دست تجار باشد، ممکن است که دست به اعمال زشت و مخالف با حس انسان دوستی بزنند، پس کارگزار باید مراقب باشد. امام علی (ع) در این خصوص به مالک می نویسد: «وَتَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِکَ وَفِي حَوَاشِي بِلاَدِکَ. وَاعْلَمْ مَعَ ذَلِکَ، أَنَّ فِي کَثِير مِنْهُمْ ضِيقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِيحاً وَاحْتِکَاراً لِلْمَنَافِعِ وَتَحَکُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ، وَذَلِکَ بَابُ مَضَرَّة لِلْعَامَّةِ، وَعَيْبٌ عَلَى الْوُلاَةِ»[15]

پس به کار آنان چه در مرکز حکومت و چه در شهرهای دیگر کشور رسیدگی کن و بدان که بسیاری از آنان در داد و ستد بیش از اندازه سخت گیرند و بخلی زشت دارند و به منظور سودجویی بیشتر کالا را احتکار می کنند و به دلخواه نرخ گران می بندند این کار به توده مردم آسیب می رساند و مایه عیب و ننگ کارگزاران است.

بنابراین ضیق – (سخت گیری در داد ستد) -، شح – (بخل) – و احتکار- (پنهان کردن کالای اساسی) – هر سه پدیده هایی هستند که آثاری بدی بر جامعه می گذارند و باید با آنها مبارزه کرد، تا ریشه کن شوند. این امر زمانی ممکن خواهد بود که با نظارت همیشگی کارهای تاجران را مورد رسیدگی قرار داد و هشدار، راهنمایی لازم را به آنان گوشزد کرد.

نتیجه گیری

امام علی (ع) همواره به حمایت از انواع کسب و کار از جمله دامداران، صنعت گران و تاجران می پرداختند و کار و تلاش مستمر را، کلید برون رفت از موانع و مشکلات می دانستند. جامعه ‌ای که ارزش کار را نادیده بگیرد، به زوال می‌ رسد. امام علی (ع) بهترین الگو در این زمینه، همیشه بر کار و تلاش مضاعف تأکید دارند و بیشتر دسترنج خود را برای یاری از نیازمندان اختصاص می‌ دادند. مردم امروز باید از ایشان الگو بگیرند و این سلوک را در برنامه ‌های خود قرار دهند تا با عزت و سربلندی زندگی کنند.

 پی نوشت ها

[1]. بخاری، صحیح بخاری، ج3، ص103.

[2]. حرعاملی، وسائل الشیعة، ج17، ص42، ح21933.

[3]. ابن بابویه (صدوق)، الفقیه، ج3، ص158، ح3581.

[4]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[5]. عبده، شرح نهج البلاغه، ص692.

[6]. مغنیه، تفسیر کاشف، ج4، ص87.

[7]. قمی، سفینة البحار، ج4، ص509.

[8]. ابن خلدون، مقدمة، ص 404.

[9]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه53.

[10]. قریش، 1-2.

[11]. کلینی، کافی، ج5، ص149.

[12]. کلینی، کافی، ج5، ص319.

[13]. کلینی، کافی، ج5، ص256.

[14]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[15]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

منابع  

1- قرآن کریم

2- ابن ‌بابویه، محمد بن علی، من لايحضره الفقيه، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة، 1363ش

3- ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، مقدمة العلامة ابن خلدون، تهران، استقلال، 1410ق

4- بخاری، محمد بن اسماعیل، البخاری، دمشق، دار طوق النجاة، 1422ق

5- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، تهران، اسلامیه، 1372ش

6- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، دارالهجرة، ۱۴۱۴ق

7- عبده، محمد، شرح نهج البلاغة، قم، دارالذخائر، 1370ش

8- قمی، عباس، سفینة البحار، قم، انتشارات اسوه، 1414ق

9- کلینی، محمد بن ‌یعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1363ش

10- مغنیه، محمد جواد، تفسیر کاشف، قم، بوستان کتاب، 1386ش

منبع مقاله با اقتباس از:

حائری، محسن، اندیشه‌ های اقتصادی در نهج‌ البلاغه، تهران، بنياد نهج البلاغه، 1386ش.

جایگاه کار و تلاش نزد امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.