چیستی پیروی از هوای نفس و آرزوی دراز در خطبه 42 نهج البلاغه

در انسان صفات ناپسند زیادی وجود دارد که اگر کنترل نشوند، انسان را از رسیدن به کمال باز می دارند. اما در میان این صفات دو صفت در درجه بالاتری قرار دارند؛ یعنی کسانی که مبتلا به این دو صفت اند، بسیار سخت می توانند خود را از آن رهایی بخشند و امام على (ع) هم خوف خود را نسبت به ابتلای مسلمانان به این دو صفت اعلام می دارد. این دو صفت عبارتند از پیروی از هوای نفس و آرزوی در از داشتن. مطالعه پیامدهای هواپرستی و داشتن آرزوهای طولانی می تواند اطلاعات بیشتر و مفیدی در این موضوع در اختیار مخاطبان قرار دهد.

ارتباط دو سویه هوای نفس و آرزوی طولانی

هوی پرستی و آرزوهای زیاد لازم و ملزوم یکدیگرند یعنی یکی از مصادیق هوی پرستی، آروزی طولانی داشتن و یکی از دلایل آروزی دراز داشتن هوی پرستی است. به عبارت دیگر، کسی که از هوای نفسش پیروی می کند، برای رسیدن به آن آرزوی طولانی در ذهنش پرورش می دهد؛ زیرا یکی از هواهای نفس، رسیدن به درجات بالای مادی است و کسی که آرزوی طولانی داشته باشد؛ در واقع پیرو هوای نفسش است؛ چون اگر هوی پرست نبود، هرگز به سراغ آرزوهای دراز نمی رفت.

آیت الله مکارم شیرازی در این باره می گوید: «هوی پرستی سرچشمه طول امل است و طول امل نیز سرچشمه هوی پرستی مجدد ».[1]

خداوند در قرآن کریم انسان را از پیروی هوای نفس بر حذر می دارد و اعلام می کند کسی که پیرو هوای نفس خود شد و معاند گردید، حجت را بر او تمام می کنیم و بعد از آن دیگر هرگز هدایت نخواهد شد و کسی که از هوای نفس دوری کرد، بهشت جایگاه اوست.[2]

درباره آرزوهای طولانی نیز می فرماید:

«رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كَانُوا مُسْلِمِينَ ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ»[3]؛ انسانهایی که در آرزوهای دراز غرقند روزی خواهند فهمید که با خود چه کرده و خود را از بهشت دور نموده اند.

علاوه بر اینکه خطبه ۲۸ نیز حاوی چنین مطالبی است، پیامبر (ص) نیز قبل از امام علی (ع) مشابه این خطبه را بر اصحاب قرائت نموده اند[4] از سوی دیگر از آنجا که امام علی (ع) رهبر جامعه اسلامی است و تلاش وی می بایست در راستای اصلاح زندگی دنیوی و اخروی باشد، بنابراین ایشان ترس از این دو صفت را به خود نسبت داده است.[5]

هوای نفس چیست؟

هویٰ میل نفس اماره انسان به لذتهای دنیوی است تا اندازه ای که از حدود شریعت خارج شود و به حد افراط برسد و این ویژگی، اقتضای طبیعت انسان می باشد.[6] اسلام شهواتی نظیر شهوت جنسی را سرکوب نکرده است اما کسی که بخواهد از راه غیر مشروع به ارضاء آن بپردازد؛ یعنی زنا کند لواط کند و … اسلام، آن را سرکوب کرده است و هم در دنیا و هم در آخرت دچار عذاب خواهد شد، اما اگر این میل از حدود شریعت تجاوز نکند و در مسیر درست خودش قرار بگیرد یعنی شخص ازدواج کند تا به میل خود برسد؛ نه تنها از نظر اسلام مذموم نیست؛ بلکه به آن سفارش شده و خداوند هیچ میلی را بیهوده نیافریده است.

بنابراین چنین استنباط می گردد که هویٰ خواهی انسان اگر افراطی و بدون قید و شرط باشد، مذموم است، اما اگر کنترل آن در دست انسان باشد، نه تنها مذموم نیست؛ بلکه بهره مندی از لذات دنیوی در طبیعت انسان پیش بینی شده است.

انسان گاهی در هوی پرستی به حدی افراط می کند. که مطیع و تابع هوای نفسانی خود می شود[7] و دیگر چیزی غیر از تمایلات نفسانی خود نمی بیند و این سبب سقوط انسان می شود و انسان را از راه حق باز می دارد.  علامه جعفری در این باره می گوید: «ریشه همه دردهای بشری، هواهای نفسانی است و هر جا ستمی می بینید، اگر ریشه یابی کنید خواهید فهمید که دلیلی غير از هوی پرستی نداشته است.[8]

هوی پرستی در ادوار زندگی

طبق الگوی آیه شریف: «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ»[9] هوی پرستی در زندگی انسان به پنج دوره تقسیم می شود:

۱- دوره اول: یعنی دوران کودکی که در این دوران غفلت و بی خبری و بازی آدمی را به خود مشغول می سازد.

2- دوره دوم: دوران نوجوانی است که در این دوران، سرگرمی جای بازی را می گیرد.

3- دوره سوم: دوران جوانی است که در این دوران، شور و عشق و تجمل پرستی انسان را فرا می گیرد.

4- دوره چهارم: دوران میانسالی است که در این دوران، کسب مقام و فخر انسان را در بر می گیرد.

5- دوره پنجم: دوران پیری است که شخص به فکر جمع ثروت و افزایش مال و فرزند می افتد.[10]

منظور از تقسیم بندی این پنج دوره، این است که هر دوره از زندگی انسان، به نوعی از هوی پرستی آمیخته است. البته این به آن معنا نیست که در هر مرحله شهوتها و هواهای دیگر وجود ندارد و انسان از آنها ایمن است، بلکه مقتضيات سن آدمی، ایجاب می کند که در هر سنی نوعی از هوی او را به خود مشغول سازد مخصوصاً که انسان فطرتا خواهان تکامل است و این باعث می شود که با سپری شدن زندگی، خواهشهای نفسانی نیز تغییر کند و در هر مرحله نوعی از خواهشها او را درگیر سازد و اگر انسان بتواند خود را از آن هواها دور کند در این صورت در بازداشتن خود از هواهای نفسانی دیگر موفق تر است.

آرزوی دراز چیست؟

علامه خویی می گوید: «مراد از امل، تعلق نفس به حصول محبوب در آینده است و مرادف طمع و امید می باشد. امید در دوری اش و طمع در حصولش».[11] پس آرزو یعنی اینکه انسان برای رسیدن به مطلوبی در آینده، امید داشته باشد اعم از اینکه این آرزو قابل تحقق باشد یا نباشد. آرزوها بر دو قسم اند:

۱- آرزوی ممدوح

آن است که انسان طالب چیزی در آینده باشد که قابل تحقق است و از آن تعبیر به رجاء و امید می شود و این همان آرزوی پسندیده است. مانند: آرزوی شهادت.[12] در این آرزو انسان امید رسیدن به مطلوبش دارد و برای رسیدن به آن بر خدا توکل می کند و چون می خواهد به شهادت برسد، قدم در میدان جهاد می نهد.

2- آرزوی مذموم

آن است که انسان، طالب چیزی در آینده باشد که تحقق آن امکان پذیر نباشد، و علل و عواملی وجود ندارد که بتواند آن آرزو را تحقق بخشد که از آن تعبیر به: «طول اَمَل» می شود.[13] مانند: آرزوی سلطنت بر کل مردم که چون خود انسان هم می داند این آرزویش تحقق نخواهد یافت؛ پس هیچ گاه توکل نمی کند.

بنابراین منظور از آروزی دراز، آرزویی است که تحقق آن امکان ناپذیر است و انسان را از آخرت باز می دارد وگرنه آرزوهای که انسان را به خدا نزدیکتر می کند نه نتها مذموم نبوده، بلکه لازمه تلاش برای رسدن به لقاءالله هستند پس امام علی (ع) انسان را از متبلا شدن به آروزهای دراز بر حذر می دارند و نه هر آرزویی.

 

جمع بندی

براساس فرامین گهربار امیرالمومنین در خطبه 42 نهج البلاغه، هوای نفس و طول امل دو صفت به هم پیوسته و بسیار خطرناک هستند که رهایی از آنها دشوار می نماید. هوای نفس به عنوان میل افراطی نفس اماره به لذات دنیوی، هنگامی که کنترل نشود، انسان را به ورطه پیروی کورکورانه می کشاند و او را از مسیر حق بازمی دارد. از سوی دیگر، آرزوی دراز به عنوان تعلق نفس به امور غیرقابل تحقق در آینده، سبب غفلت از آخرت و تقویت چرخه هواپرستی می گردد. بنابراین، مهار این دو ویژگی، شرط ضروری برای رسیدن به کمال انسانی و رستگاری اخروی است و هشدار امام علی(ع) در این زمینه، تأکیدی بر اهمیت این نبرد درونی در مسیر حیات طیبه می باشد.

پی نوشت ها

[1] . مکارم شیرازی، پیام امام (ع)، ج2، ص464.

[2] . مؤمنون/ 71؛ بقره/ 120 و 145؛ انعام/ 56؛ قصص/ 49-50؛ محمد/ 14 و 16؛ نازعات/ 40-41؛ جاثیه/ 23.

[3] .حجر/ 2-3.

[4] . ابن بابویه، الخصال، ج1، ص51؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج73، ص91 و ج77، ص119.

[5] . ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج2، ص231.

[6] . جعفری، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج9، ص273؛ ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج2، ص230؛ هاشمی خویی، منهاج البراعة، ج4، ص163.

[7] . جاثیه/ 23.

[8] . جعفری، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج9، ص275.

[9] . حدید/ 20.

[10] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج23، ص351-352.

[11] . هاشمی خویی، منهاج البراعة، ج4، ص163.

[12] . جعفری، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج9، ص276-275؛ مکارم شیرازی، پیام امام (ع)، ج2، ص463-464.

[13] . اعراف/ 176.

 

فهرست منابع

  1. قرآن مجید
  2. ابن بابویه، محمد بن علی؛ الخصال، قم، جماعة المدرسين بقم مؤسسة النشر الإسلامي، 1416ق.
  3. ابن میثم، میثم بن علی، شرح نهج البلاغه، ترجمه قربانعلی محمدی مقدم، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی استان قدس رضوی، ۱۳۷۵.
  4. جعفری، محمدتقی؛ ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶، چاپ ششم.
  5. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، قم، کتابفروشی اسلامیه، 1374، چاپ سوم.
  6. مکارم شیرازی، ناصر؛ پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام شرح تازه و جامعى بر نهج‌البلاغه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1386.
  7. هاشمی خویی، سیدحبیب الله؛ منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة، تحقیق: علی عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1424ق.

 

 

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

قاسمی حامد، مرتضی، نگاهی به آثار هواپرستی و التزام به آرزوهای طولانی در خطبه چهل و دوم نهج البلاغه، دوفصلنامه مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، تابستان 1386، ش8،  ص10-21.

چیستی پیروی از هوای نفس و آرزوی دراز در خطبه 42 نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    مطالب پربازدید

    هیچ نوشته‌ای پیدا نشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *