پاسخ به سه شبهه اصلی پیرامون وجود تاریخی مصحف امام علی (ع)

مصحف امام علی (ع) یا نخستین کتاب در حوزه علوم قرآن، قرآنی است كه پس از وفات رسول خدا (ص) به وسيله امام علي (ع) گردآوری شد. در لابلاي اسناد تاريخي اين مضمون به چشم مي خورد كه امام علي (ع) بعد از وفات پيامبر خدا (ص) در خانه نشست و سوگند ياد كرد، ردا بر دوش نگيرد تا آنكه قرآن را در مصحفي گردآورد. آيا چنين مصحفي از جانب امام علي (ع) بعد از وفات پيامبر خدا (ص) تدوين شده است؟ علمای شيعه و جمعي از علمای اهل سنت بنا بر مدارك موجود اين واقعه را پذيرفته اند. برخی از دیدگاه علمای اهلسنت در انکار جمع آوری قرآن توسط امام علی (ع) نیز مورد نقد قرار گرفته است. اما در این میان بررسی سه شبهه مهم درباره وجود تاریخی مصحف امام علی (ع) و مباحث پیرامون آن از اهمیت بیشتری برخوردار است.

شبهه اول: انکار وجود تاریخی مصحف امام علی (ع)

شبهه اوّل، ترديد در اصل وجود تاریخی مصحف امام علی (ع) و تدوين آن است. قفاري در اين باره مي نويسد:

«گزارش تدوين چنين مصحفي در بعضي از كتاب هاي اهل سنت هم هست، ليكن سند اين روايات – همان طور كه ابن حجر گفته است – صحيح نيست».[1]

اين اشكال به این دلیل وارد نيست زيرا انقطاع سند به محمد بن سيرين – كه از تابعين است – در برخي از طرق اين روايت است و در همه طرق آن نيست. از سوی دیگر ابن الضُريس آن را از محمد بن سيرين از عكرمه از امام علي (ع) آورده است. و عكرمه هم نزد ابن حجر از وثاقت برخوردار است، وی درباره عکرمه می نویسد: «ثقة، ثبت عالم بالتفسیر …».[2]

آلوسي نيز در تفسيرش، طريق ابن الضريس را صحيح شمرده است.[3] افزون بر اين ابن سيرين كه در نزد علماي رجال به اوصاف ثقة، عابد، كبيرالشأن موصوف است،[4] وجود چنين مصحفي را محرز دانسته و در همان روايت ابن الضريس از عكرمه، درباره خصوصيات آن مصحف پرسش مي كند و در روايت ديگري در جستجوي آن مصحف مي گويد: «در پي آن مصحف برآمدم و نامه اي به مدينه نگاشتم [ليكن] چيزي دستگيرم نشد».[5]

شبهه دوم: علت رفتار امام علی (ع) در پنهان کردن آن

شبهه دوم که وجود تاریخی مصحف را زیر سوال برده، درباره رفتار امام علي (ع) در پنهان كردن اين مصحف است؛ سعودي مي گويد:

«اگر وجود تاریخی مصحف واقعيت دارد چرا علي (ع) آن را – لااقل در زمان حكومت خود – آشكار نكرد. آنان كه گزارش اين مصحف را پذيرفته اند. علي را به خيانت و كتمان حق متّصف مي كنند».[6]

متأسفانه اين تعبير زشت و زننده بارها از زبان اين افراد تكرار مي شود[7] و از آن نتيجه مي گيرند چون كسي نتوانسته به آن پاسخ دهد – جز محدّث جزائري – پس اين مصحف پنداري بيش نيست، به عنوان نمونه، فقاري مي گويد:

«شيعه كه چنين افترائي را به علي (ع) بسته، نتوانسته است به اين پرسش بزرگ كه بنيان آنان را ويران مي كند، پاسخ دهد، جز دانشمندي از آنان به نام نعمت الله جزائري كه مي گويد: هنگامي كه اميرالمؤمنين (ع) بر مسند خلافت نشست، نتوانست آن مصحف را آشكار كند، زيرا موجب مي شد اوصاف زشت خلفاي سابق نمايان شود».[8]

بررسي ما درباره اسناد اين مصحف پاسخ شبهه اول را فراهم كرد. و نشان داد كه طرق روايات اين مصحف از طريق اهل سنت، مستفيض و سند برخي از آنها هم از نظر خود آنها صحيح مي باشد.

شبهه دوم اين افراد نيز برخاسته از ناديده انگاشتن سيره و سنت اميرمؤمنان علي (ع) در حفظ وحدت جامعه نو پاي اسلامي و احتراز از هر نوع اختلاف، و نيز ناديده گرفتن ديدگاه دانشمندان اماميه به اين پرسش است. بنا بر اين بايد گفت:

اولاً: اگر وجود مصحف امام علي (ع) بنا بر روايات ثابت است چطور اينان مي گويند اين مصحف افتراست.

ثانيا: پاسخ به اين پرسش تنها از جانب سيد نعمت الله جزائري نيست، بلكه بزرگان اماميه به اين پرسش پاسخي مناسب داده اند. اما اينكه سيد نعمت اللّه جزايري مي گويد: «در آن مصحف اوصاف خلفاي پيشين ثبت شده بود»، بر مشرب اخباري گري اش مشي كرده و به روايتي واحد و بدون سند كه تنها در كتاب الاحتجاج آمده متشبث شده، در حالي كه متن آن روايت نيز صراحتي در اين مطلب ندارد.

در آن روايت آمده است عمر به زيد بن ثابت گفت: علي (ع) قرآني تأليف كرده كه در آن فضايح مهاجران و انصار ثبت شده و ما بايد قرآني تأليف كنيم كه از اين رسواييها، تهي باشد.[9] اين روايت مساوق با رواياتي است كه مي‏گويد: در آن مصحف از منافقان سخن به ميان آمده است مانند روايتي كه ابوجعفر كليني نقل كرده است.[10]

افزون بر اين، قريب به اتفاق دانشمندان اماميه بر اين باورند كه چون تفاوت مصحف امام علي (ع) با مصحف موجود در جوهره قرآن نبوده است، امام لزومي نمي ديدند كه آن مصحف را نمايان كنند.[11]

به نظر مي رسد خود اين كار، يعني پنهان كردن مصحف از جانب امام، قوي ترين دليل بر آن است كه زياده هاي آن مصحف از متن آيات قرآنِ مُنزل نبوده است و اگر تفاوت در جوهره قرآن و متن آيات وحي وجود داشت، سكوت امام جايز نبود. ابوجعفر صدوق رحمة اللّه عليه نيز در اين زمينه چنين استدلال كرده است كه اگر آن اضافات از قبيل آيات قرآني بود، بايستي در قرآن موجود باشد و از آن جدا نمي شد».[12]

هر كس اندك آشنايي با سيره امام علي (ع) داشته باشد به اين باور مي رسد كه امام مانند رسول خدا (ص) از هر نوع اختلافي در بين مسلمين به شدت جلوگيري مي كردند. به عنوان نمونه شيوه امام در ماجراي قتل عثمان معروف است. با آنكه عثمان امام را متهم به مكاتبه با شورشيان كرد»،[13] امام تا آخرين لحظه براي جلوگيري از فتنه و خونريزي بي وقفه تلاش كردند و حسنين (ع) را براي دفاع گماردند. حضرت خود، در نامه اي به ابوموسي أشعري مي نويسد: «بدان هيچ كس در ميان اين مردم براي اجتماع امت محمد (ص) و الفت آنان با يكديگر حريص تر از من نيست».[14]

بنا بر اين، كساني كه مي پرسند: چرا امام كه اسداللّه و اسد رسول اللّه بود، با قدرت شمشيرش مصحف خود را آشكار نكرد، يا از وضع جامعه اسلام و سيره امام و پيامبر بي خبرند و يا تجاهل مي كنند. گزارشي در دست است كه بر پايه آن حذيفة بن يمان به عثمان گفت: صحابه يكديگر را در قرائات قرآن تكفير مي كنند.از اين رو عثمان دست به توحيد مصاحف زد.[15] حال با توجه به اين روند ايجاد اختلافي ديگر در عصر حكومت مظهر وحدت، امام علي (ع) در جامعه اسلامي چه معنايي داشت؟ البته اگر در متن آن مصحف با قرآن موجود تفاوتي بود، قضيه شكل ديگري پيدا مي كرد.

شبهه سوم: تعارض مصحف امام علی (ع) با سیره پیامبر

شبهه سوم برخاسته از تعارضي است كه از محتواي اين مصحف با سيره پيامبر خدا (ص)، ناشي مي شود؛ «قفاري» مي گويد:

«طبق روايت كتاب سليم بن قيس، در آن مصحف، تنزيل و تأويل، ناسخ و منسوخ آيات ثبت شده است و اين نگارش، با اصولي كه پيامبر خدا صلي الله عليه [و آله] و سلم دستور داده اند توافق ندارد، از جمله با اين دستور كه فرمود: «لا تكتبوا عنّي شيئا غير القرآن»؛ از من چيزي جز قرآن ننويسيد. پيامبر به نوشتن قرآن دستور دادند و از نگارش چيزي همراه با قرآن نهي كردند تا مبادا قرآن با چيز ديگري آميخته شود».[16]

به گمان قفاري، با تعارض روايات منع نگارش غير قرآن با روايت سليم بن قيس، گزارش وي درباره وجود تاریخی مصحف امام علي (ع) اعتباري نخواهد داشت.

در پاسخ او بايد گفت:

یکم: تنها روايت كتاب سليم نبود كه مي گفت: در آن مصحف تنزيل و تأويل و ناسخ و منسوخ نوشته شده، در روايات اهل سنت نيز اين مضامين يافت مي شد.

دوم: چطور خود قفاري در كتاب اصول مذهب الشيعة. مي گويد:

«ابن مسعود و ابي بن كعب و عايشه و سالم مولي حذيفه مصاحفي داشتند… و در مصحفشان تفسير بعض از آيات را مي نوشتند… و چه بسا آيات «منسوخ التلاوة» را نيز ثبت مي كردند».[17]

آيا اين افراد دستور پيامبر خدا (ص) را بر عدم نگارش فراموش كردند يا آنكه اساسا روايتِ «لا تكتبوا عني شيئا غير القرآن» كه از ابوسعيد خدري است و شبيه به آن نيز از ابو هريره نقل شده است[18] در مورد خاصي صادر شده و يا احتمال جعلِ آن مي رود.

سوم: روايت عدم نگارش كه تنها در كتابهاي اهل سنت آمده، حديثي موقوف است و همان طور كه بخاري مي گويد[19] معارض قوي تر هم دارد[20] و درواقع مستمسكي براي توجيه و سرپوش گذاري بر اجتهاد بي مبناي دستگاههاي جائد و حكومتهاي ظالم بوده كه بر عدم نگارش و حتي نشر روايات رسول خدا (ص) دستور دادند و با شدت آن را تعقيب كردند.[21]

چهارم: آيا ممكن است خداوند تبيين آياتش را – در همه ابعاد اصول و فروع – به پيامبرش واگذارد و حضرت به عنوان مُبيّن و معلم وحي از نگارش سنت جلوگيري كنند؟ آن هم ديني كه جهان شمول است و بايد پيامش تا قيامت به سراسر گيتي برسد.

پنجم: آيا دستور به منع نگارش حديث مسأله اي ساده است كه تنها يك يا دو روايت آن را گزارش دهند؟ آن هم در شرايطي كه انگيزه براي نقل اين روايت به لحاظ ابتلاي جامعه به آن بسيار زياد بوده است؛ زیرا اگر مسأله اي مورد ابتلاي جامعه بود و تنها يك نفر آن را نقل كند دليل خطاي وي و يا جعل آن و يا دست كم بيانگر واقعه اي ويژه است.

از طرفی بيشتر صحابه هم با اين فرمان مخالفت كرده اند، از جمله خود «ابوبكر» كه حديث مي نوشته و دخترش عايشه مي گويد: پدرم 500 حديث از پيامبر خدا (ص) نگاشته بود.[22] و يا ابن مسعود، ابي بن كعب و …

ششم: چطور ممكن است چنين دستوري از ناحيه حضرت صادر شده باشد، در حالي كه اين نقل با ده ها روايت از ايشان كه فرمان به نوشتن و تعليم و تعلم مي دهند و حتي به صراحت دستور به نگارش حديث مي دهند، مخالفت است. براي نمونه، فرمان ايشان به نگارش وصيت نامه كه فريفين آن را نقل كرده اند، گواهي روشن بر سنت نگارش حديث در عصر رسول خدا است.[23] حتي برخي از دانشمندان اهل سنت مانند ابن حجر با استناد به همين واقعه، جواز نوشتن دانش را در عصر حضرت استفاده كرده اند.[24]

اما توجيه قفاري كه مي گويد: «حضرت دستور به عدم نگارش دادند چون ممكن بود قرآن با چيز ديگري در آميزد»، توجيهي است كه قبل از وي «نووي» در شرح صحيح مسلم آورده است.[25] غافل از اينكه اين بزرگترين وهن به كتاب خداست. چگونه ممكن است آيات وحي با سخن بشر – هر چند معصوم مانند حضرت رسول اكرم (ص) خلط شود و قابل شناسايي و تمايز نباشد؟ در اين صورت آيا مبناي اعجاز قرآن با اين توهم ويران نمي شود؟ به علاوه صحابه در مَرآ و منظر حضرت رسول (ص) قرآن را تلاوت مي كردند، اگر خلط صورت مي گرفت، ايشان تذكر مي داد و بر فرض چنين احتمال باطلي، ترس از آميختن قرآن با حديث در اوايل بعثت كه هنوز قرآن تدوين نشده بود جا داشت – همان طور كه برخي از اهل سنت گفته اند؛[26] ليكن در اين صورت روايت نهي از نوشتن، از اعتبار ساقط مي شود؛ چون راويان اين حديث، يعني ابو سعيد خدري و ابو هريره در اوايل بعثت چنين روايتي را نمي توانستند نقل كنند. ابو سعيد خدري در جنگ احد، سيزده ساله بوده[27] و ابو هريره نيز در سال هفتم هجري در مدينه ايمان آورده است.[28]

حاصل سخن

وجود تاریخی مصحف امام علي (ع) بنا به روايات فريقين امري ثابت است و ترديد در اسانيد و يا منابع آن، ناشي از عدم تتبع كامل و دقت كافي در آنهاست. اگر جمعي از سلفيان وجود تاریخی مصحف امام علي (ع) را بهانه اي بر تحريف قرآن موجود در باورهاي شيعه قرار مي دهند از اين نكته غافلند كه اولاً: مدارك اين مصحف در منابع اهل سنت بيشتر از منابع اهل تشيع است؛ ثانيا: محتواي اين مصحف بنابر اسانيد و مدارك فريقين با قرآن موجود هيچ تفاوتي ندارد جز در ترتيب سوره ها، بيان شأن نزولها و تفسير و تأويل آيات كه در آن مصحف نگاشته شده و اين شيوه اي متداول در بين صحابه بوده كه اين امور را در مصاحف خود مي نگاشتند. از اين رو اگر آن مصحف در دسترس ما بود با توجه به شخصيت عظيم و بي مانند مدون آن، شناخت ما از تنزيل و تأويل آيات و معارف بيكران قرآن، بسيار ژرف تر از وضع كنوني مي بود.

پی نوشت ها

[1] . قفاری، أصول مذهب الشيعة، ص236.

[2] . ابن حجر، تحرير تقريب التهذيب، ج3، ص32، رقم 4673.

[3] . آلوسي، روح المعاني، ج1، ص41.

[4] . مزی، تهذيب الكمال، ج25، ص344.

[5] . سیوطی، الاتقان، ج1، ص58.

[6] . سعودي، الشيعة الامامية، ص46.

[7] . قفاري، أصول مذهب الشيعة، ص202-262-270-1022؛ جارالله، الوشيعة، ص154؛ الهي ظهير، الشيعة والقرآن، ص1420.

[8] . قفاري، أصول مذهب الشيعة، ص202.

[9] . ن.ك: طبرسي، الاحتجاج، ج1، ص36.

[10] . کلینی، الکافی، ج2، ص231.

[11] . ابن بابویه، الاعتقادات، ص84؛ مفيد، اوائل المقالات، ص80؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابي طالب، ج2، ص49؛ كاشف العظاء، كشف الغطاء، ص274؛ خوئي، البيان في تفسير القرآن، ص223؛ طباطبائي، الميزان، ج9، ص224.

[12] . ابن بابویه، الاعتقادات، ص92.

[13] . ابن شبّة، تاريخ المدينة، ج2، ص1155-1167-1168.

[14] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 78.

[15] . سیوطی، الاتقان، ج1، ص64.

[16] . قفاري، أصول مذهب الشيعة، ص236.

[17] . قفاري، أصول مذهب الشيعة، ص1025.

[18] . خطيب بغدادي، تقیید العلم، ص31.

[19] . بنا به نقل خطيب بغدادي، تقیید العلم، ص24.

[20] . ن.ك: خطيب بغدادي، تقیید العلم، القسم الثالث، الآثار والاخبار الواردة عن اباحة كتاب العلم، ص64 به بعد.

[21] . ن.ك: ابوريّه، اضواء علي السنة المحمدية، ص47.

[22] . ذهبي، تذكرة الحفاظ، ج1، ص5.

[23] . بخاري، صحيح البخاري، ج4، ص7؛ مسلم، صحيح مسلم، ج2، ص16.

[24] . ابن حجر، فتح الباري، ج4، ص210؛ رفعت فوزي، توثيق السنة، ص47.

[25] . النووی، شرح صحيح مسلم، ج8، ص130.

[26] . ابوزهرة، الحديث و الحدثون، ص124؛ ن.ك: ابن قتيبه، تأويل مختلف الحديث، ص36.

[27] . ذهبي، سيراعلام البنلاء، ج2، ص168.

[28] . ابوريّه، أبوهريرة شيخ المضيرة، ص45.

 

فهرست منابع

  1. ابن بابویه، محمد بن علی، الاعتقادات، قم، المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، 1413ق.
  2. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباري شرح صحيح البخاري، بیروت، دار المعرفة، 1379ق.
  3. ابن حجر، احمد، تحرير تقريب التهذيب، تحقيق دكتر بشارعواد معروف و شعيب الارنووط، بيروت، مؤسسة ‏الرسالة، 1417ق.
  4. ابن شبّه، عمر، تاريخ المدينة المنورة، بيروت، دارالفكر، 1410ق.
  5. ابن شهر آشوب، محمد، مناقب آل ابي طالب، تحقيق يوسف البقاعي، بيروت، دار الاضواء، 1412ق.
  6. ابن قتيبه، عبداللّه‏، تأويل مختلف الحديث، بيروت، دار الكتب، 1415ق.
  7. ابوريّة، محمود، اضواء علي السنة المحمدية أودفاع عن الحديث، قم، مؤسسة انصاريان، 1416ق.
  8. ابوريّه، محمود، أبوهريرة شيخ المضيرة، قاهره، دارالمعارف بمصر، بی تا.
  9. ابوزهرة، محمد، الحديث و الحدثون، بيروت، دارالكتب، بی تا.
  10. آلوسي، محمود، روح المعاني في تفسير القرآن العظیم والسبع المثاني، بيروت، دار الکتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون، 1415ق.
  11. الهي ظهير، احسان، الشيعة والقرآن، لاهور، إدارة ترجمان السنة، 1976م.
  12. بخاري، محمد بن اسماعیل، صحيح البخاري، بیروت، دار طوق النجاة، 1422ق.
  13. جارالله، موسی، الوشيعة في نقد عقائد الشيعة، لاهور، آکادمی سهیل، 1983م، چاپ سوم.
  14. خطيب بغدادي، احمد بن علی، تقیید العلم، بيروت، إحياء السنة النبوية، بی تا.
  15. خوئي، ابوالقاسم، البيان في تفسير القرآن، بيروت، دارالزهراء، 1405ق.
  16. ذهبي، محمد بن احمد، تذكرة الحفاظ، بیروت، دار الكتب العلمية، 1419ق.
  17. ذهبي، محمد بن احمد، سيراعلام البنلاء، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1414ق.
  18. سعودي، ربيع، الشيعة الامامية الاثني عشرية في ميزان الاسلام، قاهرة، مكتبة ابن تيمية، 1414ق، چاپ دوم.
  19. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، الإتقان في علوم القرآن، بیروت، دار الکتاب العربي، 1421ق، چاپ دوم.
  20. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
  21. طباطبائي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، 1383.
  22. طبرسي، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، تحقيق: ابراهیم بهادري و محمد هادي، قم، اسوه، 1424ق. چاپ پنجم.
  23. فوزي، رفعت، توثيق السنة في القرن الثاني الهجري، بيروت، دارالكتاب، 1417ق.
  24. قفاري، ناصر بن عبدالله، أصول مذهب الشيعة الإمامية الإثني عشرية نقد و عرض، جیزه مصر، دار الرضا، 1431ق.
  25. كاشف العظاء، جعفر، كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغرّاء، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم. 1420
  26. كليني، محمد بن یعقوب، الكافي، تصحيح: علي اكبر غفاري و محمد آخوندی، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1407ق، چاپ چهارم.
  27. مزي، يوسف، تهذيب الكمال في اسحاء الرجال، تحقيق دكتر بشارعواد معرف، بيروت، مؤسسة ‏الرسالة، 1413ق.
  28. مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، قاهره، دارالحدیث، 1412ق.
  29. مفيد، محمد بن محمد، اوائل المقالات، قم، المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، 1413ق.
  30. النووی، یحیی بن شرف، المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، بیروت، دار إحياء التراث العربي، 1392ق. چاپ دوم.

 

منبع مقاله | بازنشر با ویرایش از:

نجارزادگان، فتح اله، بررسی و نقد اسناد مصحف امام علی (ع) درمنابع فریقین، نشریه مقالات و بررسی ها، سال 1379، دفتر 68، ص23-44.

 

پاسخ به سه شبهه اصلی پیرامون وجود تاریخی مصحف امام علی (ع)

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    مطالب پربازدید

    هیچ نوشته‌ای پیدا نشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.