ذلت و عزت نفس مومن در پرتوی سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه

تمام مردم به تمایل طبیعی و کشش غریزه حب ذات علاقه دارند که در جمیع شئون زندگی و مظاهر حیاتی همواره از نعمت عزت و بزرگواری برخوردار باشند و از خواری و ذلت برکنار. آیین مقدس اسلام عزت و ذلت را در تعالیم خود مورد کمال توجه قرار داده و و مسلمانان را موظف نموده است که در حفظ عز و احترام خود کوشا باشند، بزرگواری و شرافت خویش را از آسیب مصون دارند و از گفتار و رفتاری که به ذلت و خواری آنان می انجامد، اجتناب نمایند.

مومن و عزت نفس دینی

امام صادق (ع) فرمود:

«إن الله فوض إلى المؤمن أموره كلها، ولم يفوض إليه أن يكون دليلا، أما تسمع الله عز وجل يقول: “ولله العزة ولرسوله وللمؤمنين” فالمؤمن يكون عزيزا ولا يكون ذليلا».[1]

خداوند کار مؤمنین را به خودشان واگذار نموده ولی اجازه نداده است خویشتن را ذلیل و خوار نمایند. مگر نشنیدی که خداوند در قرآن شریف فرموده که: عزّت برای خدا و پیغمبر و مؤمنین است؟ پس شایسته افراد با ایمان عزت و بزرگواری است نه خواری و ذلت.

«لا ينبغي للمؤمن أن يذل نفسه، قلت: بما يذل نفسه؟ قال: يدخل فيما يعتذر منه».[2]

سزاوار نیست که شخص با ایمان خود را ذلیل نمایند. راوری حدیث سؤال کرد: چگونه خود را ذلیل می کند؟ در پاسخ فرمود: به کاری دست می زند که سرانجام باید از آن معذرت بخواهد.

امام علی (ع) فرمود: «الاِسْتِغْنَاءُ عَنِ الْعُذْرِ أَعَزُّ مِنَ الصِّدْقِ بِهِ».[3]

خویشتن را از عذرخوهی بی نیاز داری بهتر است از این که با صدق و راستی به ذلت عذرخواهی تن در دهی.

امام على (ع) ضمن نامه ای که به حارث همدانی نوشته، خاطر نشان ساخته است که: «لَا تَجعَل عِرضَکَ غَرَضاً لِنِبَالِ القَولِ»[4]؛ عملی انجام بده که عزت و آبرویت هدف تیرهای ملامت این و آن قرار مگیرد.

راغب در کتاب مفردات می گوید: «العزة حالة مانعة للانسان من أن يغلب».[5] عزت یک حالت روحی و ترفع روانی است که نمی گذارد آدمی مشهور و مغلوب دگری شود و در مقابل کسی یا چیزی دچار شکست و خواری گردد.

عزت نفس آسیب ناپذیر امام علی (ع)

بسیاری از مردم با آنکه عزیز النفس اند و در خوش آمدها و بدآمدهای زندگی کمتر به ذلت و زبونی می گرایند، با این حال نقطه های ضعفی دارند که می توان از آن نقاط در آنها نفوذ نموده و قدرت مقاومتشان را در هم شکست. بعضی مشهور مال اند و بعضی مشهور مقام. گروهی در مقابل تملق مغلوب می شوند و برخی در مقابل اقبال یا ادبار مردم. جمعی نقطه های ضعف دگری دارند و از عوامل دیگری شکست می خورند. ولی اولیای راستین خداوند که عزّ معنوی آنان وابسته و متکی به عزّ الهی است از نقاط ضعف روحی مبرّیٰ و منزّه اند، هرگز در جزر و مد حوادث دچار شکست شخصیت نمی شوند و هیچگاه بزرگواری و عزّ روحانی خویشتن را از دست نمی دهند. در اینجا به چند مورد از مواردی که در نهج البلاغه آمده و روشنگر اراده آهنین و عزت نفس آسیب ناپذیر امام علی (ع) است، اشاره می شود.

امام على (ع) و مال

امام على (ع) به عثمان بن حنيف فرماندار بصره نامه ای نوشته و در خلال آن فرموده است: «فَوَاللَّهِ مَا كَنَزْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ تِبْراً وَ لَا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَفْراً … وَ لَهِيَ فِي عَيْنِي أَوْهَى وَ أَوْهَنُ مِنْ عَفْصَةٍ مَقِرَةٍ».[6] قسم به خدا که از دنیای شما طلا و نقره نیندوختم و از غنایم آن مالی ذخیره نکردم … در نظرم دنیایی که در دست شماست از بلوط تلخ پست تر و خوارتر است.

امام على (ع) و مقام

عبد الله بن عباس می‌گوید:

«دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) بِذِي قَارٍ وَ هُوَ يَخْصِفُ نَعْلَهُ فَقَالَ لِي مَا قِيمَةُ هَذَا النَّعْلِ فَقُلْتُ لَا قِيمَةَ لَهَا فَقَالَ (علیه السلام) وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا».[7]

موقعی که امام علی (ع) با سپاهیان خود به طرف بصره می رفت، عبد الله بن عباس در ذي قار حضورش شرفیاب شد دید آن حضرت کفش پای خود را می دوزد فرمود: عبدالله قیمت این نعل چقدر است؟ پاسخ دادم: قیمتی ندارد.

«به خدا قسم این کفش بی ارزش نزد من محبوب تر از ریاست و فرمانروایی بر شما است مگر آن که بتوانم در پرتو این مقام اقامه حقی کنم یا باطل و یا ظلمی را دفع نمایم».

امام على (ع) و اقبال و ادبار مردم

عقيل بن ابی طالب نامه ای به برادرش نوشت و از رأی آن حضرت درباره جنگ با گروهی که بر ضد حکومت اسلام قیام کرده بودند پرسش نمود. حضرت در پاسخ فرمود: «وَ أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ رَأْيِي فِي الْقِتَالِ، فَإِنَّ رَأْيِي قِتَالُ الْمُحِلِّينَ حَتَّى أَلْقَى اللَّهَ؛ لَا يَزِيدُنِي كَثْرَةُ النَّاسِ حَوْلِي عِزَّةً وَ لَا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّي وَحْشَةً».[8]

«اما آنچه از رأی من درباره قتال پرسش نموده ای به نظر من با این گروه که جنگ را روا و حلال می دانند باید تا پای مرگ جنگید. نه فزونی مردم در اطراف من باعث ازدیاد عزّتم می شود و نه پراکندگی آنان از گردم، مرا نگران می سازد».

امام على (ع) و تملق گویان

مردی حضور امير المؤمنين (ع) شرفیاب شد و زبان به تملق گشود و در مدح و ثنایش افراط نمود. حضرت (ع) به او فرمود: «أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ، وَ فَوْقَ مَا فِي نَفْسِكَ»[9]. من از این همه مدح و تمجیدی که به زبان آورده ای فروترم ولی از آنچه مرا پیش خود تصور کرده ای، برتر و فراتر.

امام على (ع) و عرصه پیکار

آن قدر روحیه آن حضرت در جنگ قوی و شکست ناپذیر بود که با قید قسم فرموده است: «وَ اللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتَالِي لَمَا وَلَّيْتُ عَنْهَا»[10]. قسم به خدا اگر تمام عربها پشت به پشت هم بدهند و در جنگ با من متحد شوند خود را نمی بازم و از پیکارشان روی برنمی گردانم.

عزت نفس در کلام الهی

عزّت حیثیتی، عزت مطلق و عزت اصیل به ذات اقدس الهی اختصاص دارد. چه او است که هرگز مغلوب و مقهور نمی شود و هیچگاه دچار ذلت و خواری نمی گردد. قرآن شریف فرموده است:

«إِنَّ رَبَّكَ هُوَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْعَزِيزُ»[11]؛ بی گمان پروردگار تو است که قوی و عزیز است.

راغب می گوید: «العزيز الذي يقهر ولا يقهر»[12]؛ عزیز کسی است که مقهور می کند و خود هرگز مقهور نمی شود و این از اوصاف حضرت باری تعالی است.

انسان ها در هر مرتبه و مقامی که باشند، عزت نفسشان نسبی و غیر اصیل است و همواره مقهور قدرت لا يزال الهی هستند. قرآن شریف در این باره می فرماید: «وَهُوَ ٱلْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْخَبِيرُ»[13]؛ او خداوند قاهر است که به همه بندگانش برتری و سلطه دارد و او است پروردگار حکیم و آگاه.

بر همین اساس امام على (ع) فرموده است: «وَ كُلُّ عَزِيزٍ غَيْرَهُ ذَلِيلٌ وَ كُلُّ قَوِيٍّ غَيْرَهُ ضَعِيفٌ»[14]؛ هر عزیزی غیر از ذات اقدس الهی ذلیل است و هر توانایی جز پروردگار جهان ضعیف و ناتوان است.

بشر که خود بالاصاله دارای عزت نفس و قدرت روح نیست اگر بخواهد به عزت روحی دست یابد و از قوت معنوی برخوردار گردد، باید به عزیز واقعی متکی شود خود را به قدرت اصيل الهی پیوند دهد و با استمداد از حضرت باری تعالی خویشتن را از سرمایه گرانقدر بزرگواری و عزت نفس برخوردار سازد تا در پرتو آن از ذلت و زبونی مصون بماند، بر مشکلات فایق آید، مقهور این و آن نشود و در مقابل حوادث و رویدادها از پای در نیاید. این خود از برنامه های مکتب قرآن شریف است. «مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلْعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلْعِزَّةُ جَمِيعًا»[15]؛ هر کس طالب عزت است بداند که عزت واقعی و اصیل، عزت تام و تمام به خداوند بزرگ اختصاص دارد.

حقیقت عزت و ذلت در اطاعت و بندگی

آنان که از روی حقیقت به حضرت حق گرایش می یابند، به اطاعت و بندگی اش گردن می نهند، بی قید و شرط تسلیم وی می شوند و راه پاکی و تقوا در پیش می گیرند از ذلت و پستی رهایی می یابند به عز واقعی نایل می گردند و رویدادهای زندگی به شخصیت آنان آسیب نمی رساند.

امام علی (ع) فرمود: «لَا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ الْإِسْلَامِ، وَ لَا عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى»[16]؛ نه هیچ شرافتی برتر از شرف اسلام است و نه هیچ عزتی عزیزتر از پرهیزکاری است.

«مَنْ تَعَزَّزَ بِاللَّهِ لَمْ يُذِلَّ سُلْطَانٌ»[17]. آن کس که در پرتوی اتکاء به خداوند، عزّ و بزرگی یابد، هیچ سلطان قدرتمندی نمی تواند او را ذلیل و خوار نماید.

«كلّ عِزٍّ ليس بالله فهو ذُلٌّ »[18]؛ در حدیث آمده است: هر عزتی که منشأ آن خداوند نباشد و مسیر حق را نپیماید، در حقیقت ذلت و خواری است.

چه بسیارند مردمی که در گذشته و حال برای آنکه کسب عزت و شرف نمایند و به روان خود نیرو و توان بخشند، مسیر شرک را در پیش گرفتند، به غیر خدا گرایش یافتند، به این و آن دل بستند، خویشتن را بنده آنان ساختند، و همانند معبود شایسته پرستش، فرمانشان را بی قید و شرط اطاعت نمودند تا مگر بدین وسیله حمایتشان را به خود جلب کنند و در پرتو آنها نیرومند گردند، غافل از آنکه عزت شرک آلود مایه ذلت است و بزرگی و شرفی که به غیر خدا متکی باشد، موجب خواری و حقارت.

امام علی (ع) فرمود: «مَنِ اعْتَزَّ بِغَيْرِ اللَّهِ ذَلَّ»[19]؛ آن کس که با اتکاء به غیر خدا خویشتن را عزیز به حساب آورد دچار خواری و ذلت خواهد شد.

اینان که غیر خدا را برگزیده اند و اطاعتشان را بر اطاعت خدا مقدم داشته اند، علاوه بر آن که در قیامت استحقاق کیفر شرک دارند در دنیا نیز اغلب نگران و ناراحتند و از این که همانند بردگان، اسیر برگزیدگان خود شده اند در باطن احساس ذلت و زبونی می کنند و بغض و کینه آنها را در دل می پرورند. قرآن شریف درباره این گروه فرموده است:

«وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةً لِّيَكُونُوا۟ لَهُمْ عِزًّا ‎كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا‎»[20]؛ مشرکان، خدای یگانه را ترک گفته و غیر خدا را برگزیده اند که برای آنها مایه عزّت و سربلندی باشد نه چنین است که خیلی زود از عبادت و اطاعت آنها روی گردان می شوند و به ضدیت و خصومتشان قیام می نمایند.

زمامداران وابسته و عزت کاذب

هم اکنون در عصر ما بیشتر زمامداران کشورهای اسلامی کسانی هستند که از اتکاء به خداوند توانا سرباز زده اند، از اطاعت باری تعالی چشم پوشیده اند، عواطف دینی ملت مسلمان و با ایمان خویش را نادیده گرفته اند، برای نیل به عزّ قدرت دنیوی و حفظ کرسی ریاست خود بندگی ابر قدرت های شرق و غرب را پذیرا شده و اوامر ظالمانه و احياناً ضد انسانی آنها را بی کم و کاست اجرا می نمایند. این زمامداران فرومایه و خود فروخته ننگ عالم اسلام و مسلمانی، مطرود خداوند بزرگ و پیامبر اسلامند. اینان مصداق واقعی این آیه از قرآن کریم اند که چهارده قرن قبل بر نبی اکرم (ص) نازل شده است:

«الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا»[21]؛ آنان که کافران را به دوستی و فرمانروایی خود می گیرند و مؤمنین به خداوند را ترک می گویند آیا عزت خویش را از کفار طلب می کنند؟ اینان سخت در اشتباهند که تمام مراتب و درجات عزت به خداوند توانا اختصاص دارد.

خدا را از یاد بردن، تعالیم الهی را نادیده انگاشتن، حق پرستی را سرکوب کردن، محیط اختناق به وجود آوردن، از مردم سلب آزادی نمودن، و خلاصه با اتکاء به اجانب و از راه بزهکاری و گناه به قدرت و مقام رسیدن نه تنها پیروزی انسانی و شرافتمندانه نیست بلکه در نظر امام علی (ع) دست یافتن به هدف از راه گناه و ناپاکی خود نوعی شکست و مغلوبیت است:

«مَا ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ الْإِثْمُ بِهِ، وَ الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوبٌ»[22]؛ پیروز نیست آن کس که گناه بر وی پیروز شده است و آن کس که با شر و بدکاری قدرت به دست آورده و غلبه کرده در حقیقت مغلوب شده است.

فرجام شوم حکومت‌های وابسته

این قبیل زمامداران غافل و نادان چند روزی سرمست پیروزی و عزت کاذب خود هستند و همچنان به سود ابرقدرتها و به زیان مردم خود قدم برمی دارند، ملت خویش را در عذاب و شکنجه نگاه می دارند تا روزی که پیمانه صبر مردم ستمدیده لبریز می شود، به طغیان و عصیان می گرایند، با خشم و خشونت بر فرمانروایان جبار خود می تازند و مانند سیل خروشان کاخ قدرتشان را از بیخ و بن می کنند و بر سرشان ویران می سازند. در آن موقع است که زمامداران دست نشانده متوجه می شوند که در راه کسب عزت و قدرت، مسیر خطا پیموده اند و ابرقدرت های مورد اتکایشان قادر نیستند در این موقع حساس، طوفان انقلاب را مهار کنند، سیل خروشان نفرت و خشم مردم را فرو نشانند خط بدبختی و سیه روزی را از نوکران خویش بگردانند و آنان را از نابودی و سقوط محافظت نمایند.

بدبختانه راه و رسم بیشتر مردم در گذشته و حال چنین بوده و هست که عزت و ذلت را تنها از جنبه ظاهری می نگرند و به ریشه و منشأ آن توجه ندارند. کسی را که دارای قدرت و مقام است از هر دسته و گروه که باشد بزرگتر می شمرند و گرامی و عزیز می دارند هر چند اقتدارش ناشی از خیانت و جنایت باشد و کسی که ضعیف و فاقد قدرت است او را خوار و حقیر میشمرند هر چند ضعفش بر اثر اعمال ظالمانه و ناروای ستمگران و جباران باشد و این برخلاف رویه و روش حضرت علی (ع) له است. چه آن حضرت ذلیل مظلوم را برای احقاق حقش احترام می کرد و قوی ظالم را برای کوتاه کردن دستش حقیر و خوار می شمرد و در بیان این مطلب چنین فرموده است:

«الذَّلِيلُ عِنْدِي عَزِيزٌ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ لَهُ وَ الْقَوِيُّ عِنْدِي ضَعِيفٌ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُ»[23]؛ ذلیل نزد من عزیز و گرامی است تا حق او را از متجاوز بگیرم و قوی نزد من حقیر و ضعیف است تا حق مظلوم را از چنگ وی به در آورم.

علل و عوامل متعددی می تواند محیط را دگرگون کند، در اوضاع و احوال فرد و جامعه اثر بگذارد، عزیزان را ذلیل و خوار نماید، و به ذلیلان بزرگی و عزت نفس بخشد. امام علی (ع) ضمن خطب و نامه ها و کلمات خود پاره ای از آن علل را خاطر نشان فرموده که بخشی از آن را پیشنهاد می شود در مقاله «اصلاحات و تحولات انقلابی دین اسلام» و «کاهلی و سست دلی مسلمانان در جهاد در راه حق» مطالعه فرمایید.

نتیجه گیری

از منظر نهج البلاغه، عزت نفس ریشه در ایمان و تقوای الهی دارد و مؤمن راستین هرگز کرامت ذاتی خویش را در برابر لذتها یا فشارهای زودگذر دنیوی نمی فروشد. امام علی (ع) تأکید می کنند که حفظ عزت نفس مستلزم پرهیز از هر عملی است که آبروی انسان را هدف ملامت دیگران قرار دهد. این عزت نفس آسیب ناپذیر، سدی در برابر ظلم پذیری و وابستگی است و فرد را تا حدّی والا ارتقا می دهد که حتی در سخت ترین شرایط، شخصیت خویش را حفظ کند. بدین جهت تقویت عزت نفس بر اساس معیارهای الهی، سنگ بنای زندگی فردی و اجتماعی آزاده و سربلند است.

پی نوشت ها

[1] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج11، ص424.

[2] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج11، ص425.

[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 329.

[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 69.

[5] . راغب اصفهانی، المفردات، ص563.

[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 45.

[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 33.

[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 36.

[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 83.

[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 45.

[11] . سوره هود، آیه 66.

[12] . راغب اصفهانی، المفردات، ص563.

[13] . سوره انعام، آیه 18.

[14] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 65.

[15] . سوره فاطر، آیه 10.

[16] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 371.

[17] . آمدی، غرر الحکم، ص84، ح1347.

[18] . راغب اصفهانی، المفردات، ص563.

[19] . آمدی، غرر الحکم، ص478، ح10984.

[20] . سوره مریم، آیه 81-82.

[21] . سوره نساء، آیه 139.

[22] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 327.

[23] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 37.

 

فهرست منابع:

  1. قرآن مجید
  2. آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، مکتب الاعلام الاسلامی‌، 1366.
  3. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، آل البیت، 1416ق، چاپ سوم.
  4. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات في غريب القرآن، بیروت، دار القلم، 1412ق.
  5. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج‌‌البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.

 

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

فلسفی، محمدتقی؛ عزّت و ذلّت از دیدگاه نهج البلاغه، کتاب کاوشی در نهج البلاغه – مجموعه مقالات و سخنرانی ها در کنگره بین المللی هزاره نهج البلاغه – جلد دوم، ص625-648.

ذلت و عزت نفس مومن در پرتوی سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    مطالب پربازدید

    هیچ نوشته‌ای پیدا نشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *