نگاهی به خوی پسندیده و فضائل اهل بیت (ع) در پرتو نهج البلاغه

منزلت و حقیقت خوی پسندیده و فضائل اهل بیت (ع) به سان پیامبر است. پس تمامی خوی های پسندیده پیامبر و برتری های اخلاقی آن حضرت، در آل محمّد (ع) نیز متجلی است؛ زیرا آنان از یک ریشه هستند: «إنّ اللَّه خلق الأنبیاء من شجر شتّی وخلقنی وعلیّاً من شجرة واحدة، فأنا أصلها، وعلی فرعها، وفاطمة لقاحها، والحسن والحسین ثمرها»[1]؛ خداوند تمام پیامبران را از ریشه ها و درختان گوناگونی آفرید و من و علی را از یک درخت. پس من ریشه آن درخت هستم، علی شاخه آن، فاطمه بارورساز آن، حسن و حسین میوه آن درخت هستند. این همان حقیقتی است که فضائل اهل بیت (ع) را از هر فضیلتی متمایز و همسنگ فضائل نبوی می سازد.

جایگاه راز پیامبر خدا و گنجینه علوم

به راستی والاترین و برترین مطالبی که اهل بیت (ع) از پیامبر خدا (ص) گرفته اند، همان دانش ها، آموزه های بلند الهی، شناخت ها و رازهای الهی است که همواره امیر مؤمنان علی (ع) آن ها را تکرار و بازگو می نماید و افتخار و سربلندی خود را به آن ها آشکارا سر می دهد. و آشکارا به آن می نازد و می فرماید:

«هم موضع سرّه، ولجأ أمره، وعیبه علمه، وموئل حکمه، وکهوف کتبه، وجبال دینه. بهم أقام انحناء ظهره، وأذهب ارتعاد فرائصه»[2]؛ آنان جایگاه راز و علوم ناگفتنی و نهانی پیامبر، پشتیبان و نگهبان دستورات پیامبر، گنجینه تمامی دانش های او، سرچشمه سخنان استوار و حکمت (و احکام شرعی و نظر صواب) او و امان و نگهدارنده کتاب ها و بیّنات او و کوه های برافراشته دین برحق او هستند. به وسیله آنان پشت خمیده اسلام استوار و ثابت و پابرجا گردید و لرزش ارکان در خطر افتاده آن از میان رفت.

در این عبارت تمامی ضمیرها به خداوند، یا به پیامبر خدا (ص) بازگشت می نماید، مگر ضمیر واژگان «ظهره: پشت او» و «فرائصه: ارکان او» که به دین اسلام برگشت می نمایند.

منظور از «سرّ و راز» در این گفتار، دانش هایی است که هیچ کس جز آنان نمی تواند آن ها را فرا گیرد و کلمه «امر» بدین معناست که هر آن چه مردم برای دین و دنیای خود بدان نیازمندند، پس امامان، همان پشتیبان و پناه در آن دین هستند.

از فضائل اهل بیت (ع)، سخن دیگر درباره «عیبه امره» است که منظور از آن این است که امامان، مخزن و ظرف های دانش الهی هستند که خداوند به پیامبر سپرد.

دانش اهل بیت (ع) و کتاب های آسمانی

کلمه مورد توجه دیگر در فراز قبل «کتبه: کتاب هایش» است. در صورتی که ضمیر این واژه به خداوند بازگشت نماید، منظور تمامی کتاب های آسمانی خواهد بود و اگر بازگشت ضمیر آن، به پیامبر باشد، منظور از آن، قرآن، سنّت و دیگر نهاده های پیامبر خواهد بود.

روشن است که فضائل اهل بیت (ع) اهل و صاحبان دانش قرآن و مرجع تمامی دانش های قرآنی هستند و این علوم از آنان آموخته شده و سرچشمه گرفته است و از آنان در تمامی جهان اسلام گسترش پیداکرده است. برای نمونه عبداللَّه بن عباس و نظایر او که دانشهای گوناگون قرآن در آنان به انتها می رسد، و ظاهراً همگان از آنان فرا گرفته اند، همگی آنان شاگردان امیر مؤمنان علی (ع) هستند.

درباره دیگر کتاب های آسمانی نیز روایت های بسیاری داریم که دانش آن ها نزد اهل بیت (ع) است و این خود از فضائل اهل بیت (ع) به شمار می‌رود؛ برخی از آن ها را شیخ کلینی در کتاب شریف کافی آورده است.[3] در روایت دیگری آمده که امیر مؤمنان علی (ع) در ضمن سخنرانی فرمودند:

«از من بپرسید پیش از آن که مرا از دست دهید، پس من مخزن و گنجینه پیامبر خدا هستم و من آشکار و نهانِ چشم فتنه جنگ و اختلاف بین مسلمانان را بیرون آوردم و از جای کَندم و تمام ریشه های آشکار و نهانِ فتنه را از بین بردم، از کسی که تمام دانش مرگ و میرها و تمام مصیبت ها و وقایع و وصیّت ها و دانش قرآن و سخن راستین را می داند، بپرسید.

بپرسید از من که من سَروَر واقعی تمام مؤمنان (سردسته مؤمنان) هستم و هیچ گروهی (اشخاصی) نیستند که صد نفر را هدایت یا گمراه نمایند مگر این که با رئیس و راهنمایشان محشور شوند.

سوگند به خداوندی که جان من در دست اوست، اگر مسند و مقام داوری و قضاوت را برای من مهیا می نمودند و بر آن قرار می گرفتم؛ آن گاه بین یهودیان به توراتشان، بین مسیحیان به انجیلشان، بین زبوریان به زبورشان و بین مسلمانان به قرآن شان داوری می نمودم».[4]

در این هنگام «ابن کوا» به پا خاست و به امیر مؤمنان علی (ع) رو کرد و گفت: ای امیر مؤمنان! از خودت و مقام خود برای من بگو!

حضرت فرمودند:

«وای بر تو! آیا می خواهی خود را پاک و منزّه بشمارم در حالی که خداوند از چنین کاری بازداشته است؟ با این که هر گاه از پیامبر خدا (ص) سؤالی می کردم، جواب می فرمودند؛ و هر گاه سکوت اختیار می نمودم، ایشان شروع به سخن می نمودند. در سینه من علم جمّ (فراوانی) وجود دارد و ما خاندان با هیچ کس سنجش نمی شویم».[5]

عبارت دیگری که به بیان نیاز دارد، عبارت «جبال دینه؛ کوه های استوار دینش» است که از فضائل اهل بیت (ع) به شمار می‌رود. منظور از این عبارت، ماندگاری، پایداری و پایندگی دین به ماندگاری و پایندگی اهل بیت (ع) است.

ارکان دین بودن والاترین فضیلت اهل بیت (ع)

امیر مؤمنان علی (ع) در فراز دیگری و در بیان فضائل اهل بیت (ع) به علوم سرشار آنان اشاره می کنند و می فرمایند:

«آنان زنده کننده دانایی، نابودکننده جهل و نادانی هستند، بردباریشان از دانائیشان خبر می دهد و نمود و ظاهرشان از نهان و باطنشان، و خاموشی شان از راستی و درستی گفتارشان شما را آگاه می سازد.

هیچگاه با حق و درستی مخالفت نکرده اند و در آن، ناسازگاری پیدا نمی نمایند. آنان ستون های اسلام و پناه گاه های محکمِ آن هستند. به واسطه آنان حق به اصل و ریشه واقعی خویش باز می گردد و باطل و ناراستی از جایگاهش دور و نابود می گردد و زبانش از ریشه کنده می شود.

آنان دین را شناختند؛ شناختی که از نهایت دانایی و رعایت و عمل نمودن است، نه فقط شناختی که از شنیدن و نقل کردن باشد؛ زیرا که راویان دانش بسیارند و مجریان و رعایت کنندگانش اندک».[6]

در این عبارت می فرماید: «هیچگاه با حق و درستی مخالفت نکرده و در آن ناسازگاری پیدا نمی نمایند»، که این سخن به حجّت بودن گفتار یکی از معصومین (ع) اشاره دارد؛ تا چه رسد به همگی آنان. در روایتی آمده که امام موسی کاظم (ع) فرمودند: «نحن فی العلم والشجاعة سواء»[7]؛ ما خاندان پیامبر همگی در دانش و شجاعت برابر هستیم.

در روایت دیگری امام صادق (ع) درباره پیامبر، امیر مؤمنان و امامان از فرزندان ایشان می فرماید: «حجّتهم واحدة وطاعتهم واحدة»[8]؛ دلیلشان یکسان و برابر است و پیروی و فرمانبرداری آنان نیز یکسان و برابر است.

آن بزرگوار در روایت دیگری می فرماید:

«نحن فی الأمر والفهم والحلال والحرام نجری مجری واحداً، فأمّا رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه وآله وعلی (ع) فلهما فضلهما»[9]؛ ما در خلافت و رهبری، درک و فهم و دانش شریعت به یک رویه هستیم، مگر پیامبر خدا (ص) و علی (ع) که جایگاه بلندتر و والاتری از ما دارند.

وجود اهل بیت (ع) از اصل و ریشه پیامبری

حضرت علی (ع) در سخن دیگری می فرماید: «نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَ مَحَطُّ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ وَ مَعَادِنُ الْعِلْمِ وَ يَنَابِيعُ الْحُكْمِ»[10]؛ ما از اصل و ریشه پیامبری، فرودآمدنگاه رسالت، جایگاه آمد و شد فرشتگان رحمت و سرچشمه دانش و چشمه سارهای بینش هستیم.

در این باره شیخ کلینی رحمه اللَّه در کتاب شریف کافی روایت های دیگری نیز از اهل بیت (ع) آورده است. آنگاه حضرتش می فرماید:

«تَاللَّهِ لَقَدْ عُلِّمْتُ تَبْلِيغَ الرِّسَالاتِ وَ إِتْمَامَ الْعِدَاتِ وَ تَمَامَ الْكَلِمَاتِ، وَ عِنْدَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ أَبْوَابُ الْحُكْمِ وَ ضِيَاءُ الْأَمْرِ»[11]؛

به خدا سوگند! من به روش پیام رسانی پیامبران بزرگ الهی و انجام تمامی وعده ها و همه کلمات پروردگار آموخته شدم و نزد ما خاندان پیامبر درهای حکمت و سخن استوار و نغز، و روشنی تمام کارها و حکومت دنیا و جهان آخرت است.

یعنی این که پیامبر خدا (ص) تمام آن چه را می دانسته به امام علی (ع) آموزش داده است. پس ایشان پایه و رکن دین اسلام و جایگاه تمامی دانش های پیامبر بوده اند، پس ناگزیر چگونگی نگهبانی و رساندن دین و راه آموزش دانش آن را می دانسته است؛ چرا که برای زمان های گوناگون، ملّت ها، افراد مختلف و مکان های متفاوت فرق دارد و هیچ کس نباید بر ایشان در انجام هر کاری، یا ترک کاری، یا گفتار و سکوتی ایراد بگیرد.

از طرف دیگر، پیامبر خدا (ص) حقیقت وعده هایی را که بین خداوند و پیامبران و فرستادگان بزرگوارش به بندگان بوده است؛ هم چنین چگونگی برآورده کردن و به پایان رساندن آن را به او آموزش داده است.

به سخن دیگر، پیامبر خدا (ص) تمام وعده هایی را که به مردم داده بود و چگونگی برآوردن آن ها را بعد از او، به علی (ع) یاد داد؛ زیرا او جانشین به حق و برآورنده وعده ها و قرارهای پیامبر بوده است، همان گونه که در روایت های شیعه و سنّی آمده است.

از سوی دیگر، پیامبر خدا (ص) کلمه هایی را که بین خداوند و پیامبرانش بوده و پایان یافتن آن ها را به حضرت علی (ع) آموزش داده است که قرآن کریم می فرماید: «وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقاً وَعَدْلًا لَّا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِهِ»[12]؛ و کلام پروردگار تو- یعنی قرآن- به راستی و عدل و داد به حدّ کمال و تمام رسید؛ هیچ کس نمی تواند سخنان او را دگرگون سازد.

شاید منظور از کلمه ها، مطالبی غیر از کتاب های آسمانی و نوشته های الهی باشد.

اگر واژه «حُکم» در عبارت امیرالمؤمنین (ع)- با حاء مضموم و کاف ساکن باشد- به معنای قضاوت و داوری است. پس اهل بیت (ع) در داوری هایشان، راهنمایی هایی از جانب خداوند به آنان می شود که برای غیر از ایشان هیچ گاه چنین نمی شود. خداوند متعال می فرماید:

«إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللّهُ»[13]؛ همانا این کتاب را به راستی و درستی سوی تو فرو فرستادیم تا میان مردم به آن چه خداوند تو را بنمود، حکم کنی.

یا منظور از حکم، تمام دستورات الهی است.

و اگر واژه «حِکَم» – با حاء کسره دار و کاف مفتوح باشد- جمع حکمت- به معنای سخنان استوار و محکم خواهد بود.

و کلمه «أمر» به معنای سروَری و جانشینی، یا تمامی دستورات، یا تمامی کارهاست. بنابراین اهل بیت (ع) با اجازه خداوند به تمام کارها آگاهند.

فضائل اهل بیت در برخورداری از حقایق قرآن و سنت

از فضائل اهل بیت (ع) آن است که امیر مؤمنان علی (ع) در جای دیگر تأکید می ورزند که حقایق قرآن و سنّتِ پیامبر نزد اهل بیت (ع) است و آن بزرگواران به داشتن آن از دیگران شایسته ترند، آن جا که می فرماید:

«ما هیچگاه مردان را داور قرار ندادیم؛ بلکه تنها قرآن را به داوری پذیرفتیم، این قرآن، فقط خطی است نوشته شده که در میان دو پوست جلد نگهداری می شود، زبان ندارد تا سخن بگوید و همواره به کسی نیازمند است که آن را به سخن درآورد که تنها مردان او را به سخن وامی دارند.

هنگامی که شامیان از ما خواستند قرآن را داور قرار دهیم، از آن گروه نبودیم که از قرآن روی گردان باشیم؛ چرا که خداوند سبحان فرموده است: «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ»[14] پس هر گاه در کاری ناسازگاری و اختلاف کردید آن را به خدا و پیامبرش بازگردانید (و از آنان نظرِ نهایی را بخواهید).

پس بازگردانیدن کارها به خداوند این است که به کتابش داوری و حکم نماییم و برگردانیدن کارها به پیامبر این است که سنّت و آموزه های او را دریابیم و آن ها را به کار ببندیم.

پس اگر قرار باشد به کتاب خداوند به راستی و درستی داوری شود ما شایسته ترین مردم به آن هستیم و اگر قرار باشد به سنّت پیامبر (ص) داوری نماییم، پس شایسته ترین مردم و برترین آن ها ما هستیم … پس اینک بنگرید از چه راه شما را گمراه می نمایند؟ و چگونه بر شما راه یافتند؟»[15]

در این باره روایت های بسیاری از خاندان پیامبر (ع) آمده است. شیخ کلینی رحمه اللَّه در قسمت های مختلفی از کتاب شریف کافی آن ها را آورده است. امیر مؤمنان علی (ع) تصریح می کند که خاندان پیامبر- نه دیگران- همان «راسخان در علم» هستند و می فرماید:

«أَيْنَ الَّذِينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ دُونَنَا كَذِباً وَ بَغْياً عَلَيْنَا؟ أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُمْ وَ أَعْطَانَا وَ حَرَمَهُمْ وَ أَدْخَلَنَا وَ أَخْرَجَهُمْ»[16]؛ کجایند آنانی که به دروغ و ستم بر ما می پندارند به جز ما راسخان در علم هستند از آن رو که خداوند ما را برتری داد و آنان را پست و خوار گردانید و به ما همه دانش ها را بخشید و آنان را بی بهره ساخت و ما را به حریم قربش پذیرفت و آنان را بیرون کرد.

شاید آن حضرت به این آیه اشاره می کند که می فرماید:

«هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»؛[17]

اوست آن خدایی که این کتاب را بر تو فرو فرستاد. برخی از آن آیه ها محکمات هستند (معنای روشن دارند) که آن ها رکن و پایه کتاب هستند و برخی دیگر متشابهات (چند پهلو و غیر روشن) هستند. پس کسانی که در دل های آنان کژی و گمراهی است، برای فتنه جویی و معنای نادرست و خراب کردن معنای آن، به آیه های غیر روشن و چند پهلو دست می اندازند (و در ظاهر از آن پیروی می نمایند) در حالی که معنای واقعی و حقیقی آن ها را جز خداوند و راسخان در علم نمی دانند.

در روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده آن حضرت فرمود: «نحن الراسخون فی العلم ونحن نعلم تأویله»[18]؛ ما راسخان در علم هستیم و ماییم که معنای حقیقی و واقعی آن ها را می دانیم.

علم به غیب از برترین فضائل اهل بیت (ع)

از والاترین فضائل اهل بیت (ع) این هست که خاندان پیامبر (ع) به آن چه بوده و هست آگاهند، مگر علمی که خداوند آن را به خود مخصوص نموده است که هیچ کس به غیر از او، از آن آگاهی ندارد. حضرت علی (ع) در این باره می فرماید: «وَ مَا سِوَى ذَلِكَ فَعِلْمٌ عَلَّمَهُ اللَّهُ نَبِيَّهُ (صلی الله علیه وآله) فَعَلَّمَنِيهِ وَ دَعَا لِي بِأَنْ يَعِيَهُ صَدْرِي وَ تَضْطَمَّ عَلَيْهِ جَوَانِحِي»[19]؛ دانش نهانی و غیب همان است که فقط خداوند آن را می داند و غیر آن تمام دانش هایی که خداوند به پیامبر آموخت و او نیز آن ها را به من آموزش داد و از خداوند خواست تا سینه من آن را تحمّل نماید و دلم آن را در بر بگیرد و به خود بپذیرد.

امیر مؤمنان علی (ع) در جای دیگری می فرمایند:

«به خداوند سوگند! اگر بخواهم می توانم خبر دهم هر مردی از شما را که از کجا آمده است و به کجا می رود و تمام کارهایش چیست! ولی می ترسم درباره من به باوری برسید که به رسول خدا (ص) نداشتید.

پس آگاه باشید! من تمام این دانش ها و رازها را به یاران ویژه خود می رسانم و بازگو می نمایم.

سوگند به خداوندی که پیامبر را به راستی به پیامبری برانگیخت و او را بر تمام آفریدگان برگزید! فقط به راستی سخن می گویم و به راستی که پیامبر به همه آن چه گفتم با من پیمان بسته است و نیز به تباهی و نابودی تباه شدگان و رهایی یافتگان از من تعهد گرفته است و به سرانجام تمام کارها آگاهی داده است و هر آن چه در سر می گذراندم و به فکر خود مرور می دادم، پاسخش را در گوشم فرو خواند و آن را به طور کامل به من رسانید و فهمانید».[20]

در روایت دیگری آمده است که حضرت علی (ع) فرمود: «سلونی، واللَّه ما تسألونی عن شی ء یکون إلی یوم القیامه إلّا أخبرتکم»[21]؛ از من بپرسید، به خداوند سوگند! درباره هر آن چه که تا روز قیامت خواهد بود اگر از من پرسیده شود به شما پاسخ خواهم داد.

اهل بیت (ع) و درهای دانش

یکی از برجسته ترین فضائل اهل بیت (ع)، در و گنجینه نبوت بودن آنان است. حضرت علی (ع) در این باره می فرماید:

«نَحْنُ الشِّعَارُ وَ الْأَصْحَابُ وَ الْخَزَنَةُ وَ الْأَبْوَابُ وَ لَا تُؤْتَى الْبُيُوتُ إِلَّا مِنْ أَبْوَابِهَا، فَمَنْ أَتَاهَا مِنْ غَيْرِ أَبْوَابِهَا سُمِّيَ سَارِقاً»[22]؛ ما اهل بیت چون لباس نزدیک به او و یاران صمیمی پیامبر و گنجینه داران نبوّت و درهای رسالت و پیامبری هستیم و هیچ خانه ای را جز از درِ آن وارد نمی شوند، و هر که غیر از در وارد شود دزد نامیده می شود.

امام صادق (ع) در این باره می فرماید:

فقط جانشینان پیامبر، درهای الهی هستند که از آن ها باید وارد شد و اگر آنان نبودند، هیچگاه خداوند شناخته نمی شد و به وسیله آنان خداوند بر تمام آفریدگان دلیل و برهان را کامل می کند.

پیش از این نیز پیامبر خدا (ص) خود را شهر دانش خواند و امام علی (ع) را دروازه آن شهر قرار داد.

تمام حافظان حدیث اهل سنّت از امیر مؤمنان علی (ع) این گونه نقل کرده اند که فرمود: پیامبر خدا (ص) می فرماید: «أنا مدینة العلم وعلیّ بابها، فمن أراد العلم فلیأت الباب»[23]؛ همانا من شهر علم هستم و علی دروازه آن است، پس هر که دانش بخواهد باید از دروازه وارد شود.

در حدیث دیگری جابر گوید: پیامبر خدا (ص) فرمود: «أنا مدینه العلم وعلی بابها»[24]؛ من شهر دانش هستم و علی دروازه آن است.

ابن عباس نیز در این زمینه حدیثی را از پیامبر نقل کرده است. او می گوید: من از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: «أنا مدینه العلم وعلیّ بابها، فمن أراد العلم فلیأت الباب»[25]؛ من شهر علم هستم و علی دروازه آن، پس هر که دانش بخواهد باید از دروازه وارد شود.

در این زمینه حضرت علی (ع) از پیامبر این گونه نقل می کند: پیامبر خدا (ص) فرمود: «أنا دار الحکمة و علی بابها»[26]؛ من خانه حکمت و دانایی هستم و علی دروازه آن است.

 

نتیجه گیری

فضائل اهل بیت (ع)، تجلی عینی و راستین فضائل نبوی است. آن بزرگواران از یک شجره طیبه آفریده شده اند، از این رو فضائل اهل بیت (ع) در تمام خوی های پسندیده و برتری های اخلاقی، همسان و همتای پیامبر اکرم (ص) می باشد. پس هرچه از برجستگی های اخلاقی در سخنان امیرالمؤمنین (ع) می بینیم، ریشه در همین فضائل اهل بیت دارد که از منبعی واحد سرچشمه می گیرد.

پی نوشت ها

[1] . ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج42، ص65.

[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 2.

[3] . کلینی، الکافی، ج1، ص223- 227.

[4] . مجلسی، بحار الأنوار، ج26، ص153.

[5] . هاشمی خویی، منهاج البراعة، ج2، ص325.

[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 239.

[7] . کلینی، الکافی، ج1، ص275.

[8] . کلینی، الکافی، ج1، ص275.

[9] . کلینی، الکافی، ج1، ص275.

[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 109.

[11] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 120.

[12] . سوره انعام، آیه 115.

[13] . سوره نساء، آیه 105.

[14] . سوره نساء، آیه 59.

[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 125.

[16] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 144.

[17] . سوره آل عمران، آیه 7.

[18] . کلینی، الکافی، ج1، ص213؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ص84، (چاپ قدیم).

[19] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 128.

[20] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 175.

[21] . ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج8، ص458؛ سیوطی، تاریخ الخلفا، ص124؛ ابن عبدالبرّ، جامع بیان العلم، ج1، ص114.

[22] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 154.

[23] . مجلسی، بحار الأنوار، ج40، ص206.

[24] . مجلسی، بحار الأنوار، ج40، ص206.

[25] . مجلسی، بحار الأنوار، ج40، ص207.

[26] . تحقیق و پژوهش کامل پیرامون این حدیث در: حسینی میلانی، نفحات الأزهار، ج10، ص321 انجام یافته است.

فهرست منابع

  1. قرآن مجید.
  2. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1410ق.
  3. ابن عبدالبرّ، یوسف بن  عبد الله، جامع بیان العلم و فضله، ریاض، دار ابن الجوزی، 1416ق، چاپ دوم.
  4. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، بیروت، دار الفکر، 1415ق.
  5. حسینی میلانی، سیدعلی، نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار، قم، الحقائق، 1426ق، چاپ دوم.
  6. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، تاریخ الخلفاء، قم، منشورات شریف رضی، 1411ق.
  7. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، قم، دار الحدیث، 1424ق.
  8. فیض کاشانی، ملامحسن، الصافی فی تفسیر القرآن، تهران، مکتبة الصدر، 1373، چاپ دوم.
  9. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، بیروت، دار التعارف، 1401ق، چاپ سوم.
  10. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر الأخبار فی مناقب الأئمّة الأطهار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق، چاپ دوم.
  11. هاشمی خویی، حبیب الله بن محمد، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، تهران، مکتبة الإسلامیة، 1359.

 

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

حسینی میلانی، سیدعلی، اهل بیت (ع) در قرآن، قم، الحقائق، 1392. ص41-57.

نگاهی به خوی پسندیده و فضائل اهل بیت (ع) در پرتو نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    مطالب پربازدید

    هیچ نوشته‌ای پیدا نشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *