در لابلاي اسناد تاريخي در کتابهای شیعه و اهل سنت اين مضمون به چشم مي خورد كه امام علي (ع) بعد از وفات پيامبر خدا (ص) در خانه نشست و سوگند ياد كرد، ردا بر دوش نگيرد تا آنكه جمع آوری قرآن را تکمیل نموده و آن را در مصحفي گردآورد. برای تفصیل مقاله و آشنایی با دلایل علمای شیعه و اهل سنت در وجود مصحف امام علی (ع) و جمع آوری قرآن توسط امام علی (ع)، می توانید به مقاله مصحف امیرالمومنین (ع) یا نخستین کتاب در حوزه علوم قرآن مراجعه فرمایید.
انکار جمع آوری قرآن توسط امیرالمومنین (ع)
آيا چنين مصحفي از جانب امام علي (ع) بعد از وفات پيامبر خدا (ص) تدوين شده است؟ جمعي از شيعه و سني بنا بر مدارك موجود اين واقعه را پذيرفته اند، در حالي كه گروهي ديگر درباره اسناد آن ترديد كرده آن را مردود مي شمرند. گروهي ديگر – كه از انديشه سلفي گري متأثرند – اسناد مربوط به اين مصحف در كتب اهل سنت را ناديده گرفته و وجود مدارك آن را در كتابهاي اماميه از ادلّه تحريف قرآن، به باور شيعه گرفته اند، مانند موسي جاراللّه در الوشيعة،[1] ، دكتر علي احمد السالوس در الاثر الامامة،[2] احسان الهي ظهير در الشيعة والقرآن،[3] محمد عبدالرحمن السيف در الشيعة الاثني عشرية و تحريف القرآن،[4] دكتر ناصر علي القفاري و ديگران.
قفاري كه با تفصيل بيشتري به اين مطلب پرداخته، با استناد به گزارش مصحف امام علي (ع) در كتاب سليم بن قيس چنين مي آورد:
«درنگ در محتواي كتاب را ضروري مي دانم تا ردپاي سبئيه – پيروان عبداللّه بن سبأ- را كه به كتاب خدا، افتراي تحريف زده اند، نشان دهم؛ چون آغاز اين افترا از كتاب سليم بن قيس است كه در ضمن دو روايت آن آمده: «علي (ع) [بعد از وفات پيامبر اكرم (ص)] در خانه خود نشست تا قرآن را گِردآورد و تدوين كند…».[5]
قفاري با استفاده از همين دو روايت در كتاب سليم داوري مي كند كه مسأله تحريف قرآن نزد شيعه در نخستين كتابي كه براي شيعه پديدار شد، يعني كتاب سليم بن قيس، مسجّل و قطعي است».[6]
ربيع بن محمد السعودي نيز گرايش به تحريف قرآن کریم را به شخص سليم بن قيس نسبت مي دهد.[7]
اينان مصحف امام علي (ع) را پنداري و ساخته انديشه هاي «عبدالله بن سبأ» مي دانند و صرف گزارش آن را با قطع نظر از محتواي آن، نشانه نقطه آغاز تحريف قرآن درباورهاي شيعه مي پندارند. از اين رو بررسي اسناد چنين مصحفي ضروري است.
ابن ابی داود و تضعیف روایت جمع آوری قرآن
ابن ابي داود روايتش را درباره مصحف امام علي از طريق «اشعث» از محمد بن سيرين آورده، و سپس چنين ابراز مي كند:
«هيچ كس جز اشعث درباره اين مصحف روايت ندارد و اعتباري هم به روايت اشعث نيست».[8]
اين اظهارنظر به دلايل زير پذيرفتني نيست:
اولاً: اين گزارش تنها از طريق اشعث نيست، چنانكه سيوطي در اتقان مي نويسد:
«گزارش اين مصحف از طريق ديگري غير از اشعث وارد شده مانند ابن الضريس[9] كه در كتاب فضائل خود از عون، از محمد بن سيرين از عكرمه از [امام] علي، چنين نقل مي كند: … پس با خود چنين گفتم كه ردا بر دوش نگيرم تا آنكه قرآن را جمع آوري كنم». و ابن اشته[10] نيز در كتاب مصاحف خويش طريق ديگري از ابن سيرين اين گزارش را آورده است».[11]
ثانيا: اشعث در سند ابن ابي داود به قرينه روايت محمد بن فضيل، و مروي عنه – محمد بن سيرين – «اشعث بن سوّار الكندي النجّار» است و تضعيف وي مورد اتفاق همگان نيست، بلكه يحيي بن معين العجلي وابن شاهين او را جزو ثقات شمرده و بزّاز نيز نظر ابن عدي را درباره اشعث پذيرفته كه مي گويد: «في الجملة حديثش پذيرفتني است».[12]
دکتر بشار در تعلیقه اش بر کتاب درباره «اشعث الکندی» می نویسد: «دیدگاه ها درباره او گوناگون است و تضعیف وی به طور کلی روا نیست».
ابن حجر و توجیه جمع آوری قرآن به حفظ
ابن حجر عسقلاني نيز گزارش جمع آوری قرآن توسط امام علی (ع) را مردود مي شمرد و بعد از آنكه بخشي از روايت ابن ابي داود را ذكر مي كند، چنين مي گويد:
«سند اين روايت بدليل انقطاعش ضعيف است و بر فرض كه سند متصل باشد، مراد از كلمه «جمع» در متن روايت، حفظ و از بر كردن است و اگر در برخي از طرق اين حديث مي گويد: مصحف را بين دو لوح قرار داد [كنايه از اينكه جمع به معناي گِردآوردن در يك مجموعه است نه به معناي به سينه سپردن] از خطاي راوي سرچشمه مي گيرد».[13]
عيني نيز در شرحش بر صحيح بخاري همين نظر را درباره جمع آوری قرآن با نام مصحف امام علي (ع)، ابراز كرده است.[14]
بنابراين از نظر ابن حجر گزارش مصحف امام علي (ع) از چند جهت مخدوش است:
الف. سند اين روايت به خاطر انقطاعش ضعيف است.
ب. بر فرض اتصال سند مراد از كلمه جمع از بر كردن است.
ج. اگر در برخي از روايات تصريح به جمع بين دو لوح دارد، ناشي از خطاي راويِ حديث است.
نقد و بررسی
ليكن هيچ يك از اين اشكالها وارد نيست، زيرا انقطاع سند به محمد بن سيرين – كه از تابعين است – در برخي از طرق اين روايت است و در همه طرق آن نيست. ملاحظه كرديد ابن الضُريس آن را از محمد بن سيرين از عكرمه از امام علي (ع) آورده است. و عكرمه هم نزد ابن حجر از وثاقت برخوردار است، وی درباره عکرمه می نویسد: «ثقة، ثبت عالم بالتفسیر …».[15]
آلوسي نيز در تفسيرش، طريق ابن الضريس را صحيح شمرده است.[16] افزون بر اين ابن سيرين كه در نزد علماي رجال به اوصاف ثقة، عابد، كبيرالشأن موصوف است،[17] وجود چنين مصحفي را محرز دانسته و در همان روايت ابن الضريس از عكرمه، درباره خصوصيات آن مصحف پرسش مي كند و در روايت ديگري در جستجوي آن مصحف مي گويد: «در پي آن مصحف برآمدم و نامه اي به مدينه نگاشتم [ليكن] چيزي دستگيرم نشد».[18]
اشكال دوم ابن حجر ناشي از حذف بخشي از روايت ابن ابي داود است كه در آن، متأسفانه امانت را رعايت نكرده است. ابن ابي داود در اين حديث مي گويد:
«چون پيامبر خدا (ص) وفات كرد، امام علي سوگند ياد نمود كه ردا بر دوش نگيرد جز براي نماز جمعه تا آنكه قرآن را يك جا در مصحفي گرد آورد، پس اين كار را كرد».[19]
ابن حجر اين روايت را چنين مي آورد:
«حتي اجمع القرآن فجمعه»،[20] تا آنكه قرآن را جمع كنم پس جمع كرد.
و از آن نتيجه مي گيرد كه مراد از جمع حفظ در سينه است، يعني تعبير «يجمع القرآن في مصحف ففعل» را حذف كرده و ناديده گرفته است.
داوري سوم ابن حجر نيز خطاست، چرا بايد راوي حديثي كه از قول امام علي (ع) مي گويد: «… ردا بر دوش نمي گيرم تا آنكه مصحف را يكجا بين دو لوح گردآورم»، به خطا رفته باشد؟ اين راوي كسي جز عبدخير نيست و وهم وي، به تعبير ابن حجر، نشانه ناتواني او در حفظ روايت و طبق معيارهاي دانشمندان رجال موجب تضعيف اوست، ليكن ابن حجر از همين عبدخير در اين زمينه روايت ديگري، از ابن ابي داود مي آورد و مي گويد:
«آنچه درست تر است و بايد بر آن اعتماد شود روايتي است كه ابن ابي داود از عبد خير آورده كه مي گويد: از [امام] علي [عليه السلام] شنيدم كه مي گفت: ابوبكر بزرگ ترين پاداش را درباره مصاحف دارد، چون وي نخستين كسي است كه كتاب خدا را يك جا گرد آورده است».[21]
چگونه عبدخير در اينجا از وهم و خطا به دور مانده و روايتش مورد اعتماد و پذيرش ابن حجر و مانند او قرار گرفته است؟
آلوسی: جمع آوری قرآن یعنی به خاطر سپردن
از جمله افراد ديگري كه در اين زمينه اظهار نظر كرده است آلوسي بغدادي (درگذشت 1270ق) است. وي برخي از اسناد روايات درباره را «موضوع» (روايت از طريق ابوحيان توحيدي) و «ضعيف» (روايت از طريق ابن سيرين) مي شمرد و تنها روايت ابن الضريس را صحيح السند مي داند.[22] در آن روايت محمد بن سيرين از عكرمه مي پرسد: «آيا [امام] علي در آن مصحف، آيات را بر طبق نزولشان ترتيب داد؟…»
با اين همه آلوسي مي گويد: «مراد از اين روايت – آن طور كه گفته اند – به خاطر سپردن قرآن در سينه است».[23] شايد آلوسي مي خواهد بگويد: امام علي (ع) قرآن را در سينه خود، به صورت ترتيب نزول از بَر كردند افزون بر آن، اساسا برخورد آلوسي و ديگران در برخورد با سند اين روايات به شيوه علمي نيست، بنابر اين اگر اين روايات جداگانه تأويل، و يا به خاطر ضعف سند، ردّ شوند، از شيوه پژوهشي در علم درايه بيرون است. چون رواياتي كه مضمون واحدي را گزارش مي كنند، بر اساس اصطلاح «علم دراية» به صورت حديث «متابع» و «شاهد» تلقي مي شوند؛ يعني رواياتي كه در اين زمينه در نظر آلوسي ضعيف يا موضوع مي باشند چون مضمونشان با مضمون حديث صحيح السند يكسان است به اين حديث صحيح، قوت بيشتري مي بخشد و به طريق آن استفاضه مي دهد.[24]
نكته ديگري كه در اينجا بايد يادآور شد آن است كه اساسا تعبير «جمع آوری قرآن» كه در برخي از اين روايات مطرح است، گرچه از يك نظر مي تواند به معناي حفظ در سينه باشد، اما در اين مورد هر گز به معناي از بركردن به كار نرفته است اصولاً بحث از بركردن ذيل مبحث «حفظ القرآن» مطرح است نه مبحث «جمع القرآن». چون بعد از وفات پيامبر خدا و تعيين خليفه، امام علي (ع) كاري ديگر نداشت تا در خانه بنشيند و قرآن را از بر كند، و حتي برخي از اهل سنت همين مطلب را توجيهي بر معارف بي شمار امام علي (ع) نسبت به ديگر خلفا به شمار آورده اند و مي گويند: «بيشتر مطالب تفسيري در بين خلفاي راشدين از علي (ع) است، چرا كه وي تا پايان خلافت عثمان از مقام خلافت بركنار بود».[25]
اين توجيه سخت سست و بي بنيان است. اگر امام از هر كاري فارغ بود، براي حفظ قرآن در سينه چه نيازي داشته در خانه بنشيند و سوگند ياد كند كه ردا بر دوش نگيرد و … به علاوه طبق روايات متواتر از خود اهل سنت در ذيل آيه شريفه «لنجعلها لَكم تذكِرةً و تَعِيها اُذُنٌ واعِية»؛[26] از پيامبر خدا (ص) چنين رسيده است:
پيامبر خدا صلي اللّه عليه [وآله] به [امام] علي كه خدا او را گرامي داشت تا هر گز سر به بت نسايد، فرمود: من از خدا خواسته ام تا تو را مصداق اين آيه قرار دهد، و از اين روست كه [امام] علي گفته است: هر چه شنيدم هر گز آن را فراموش نكردم و فراموش نخواهم كرد».[27]
با اين ويژگي، امام علي (ع)، نه تنها قرآن بلكه همه علومي را كه حضرت رسول (ص) به وي سپرده بودند، در سينه اش محفوظ داشت و جمع آوری قرآن در يكجا نيز – طبق برخي از روايات – بنا به سفارش خود حضرت رسول خدا (ص) و نيز براي اقامه ثقلين بوده و قطعا هيچ كس به اندازه امام علي (ع) چنين شايستگي نداشته است؛ چون امام علي (ع) به اتفاق فريقين «باب مدينة علم النبي» است و «لم يسبقه الاولون والاخرون بعلم» و خودش فرمود: «واللّه ما نزلت آية الا و قد علمت فيما نزلت و اين نزلت و علي من نزلت…».
بر فرض كه روايت عبدخير از قول امام علي (ع) در تعارض با اين روايت قرار گيرد، ساقط خواهد بود، چون خبر واحد است و در مقام تعارض با روايات مستفيضه به صورت حديث «شاذ» (يعني خبري صحيح كه با راجح تر از خود معارض است) در مي آيد.
تعابیر قفاری دربارۀ ناقلان روایات جمع آوری قرآن
به هر صورت، اصل وجود مصحف امام علي (ع) امري محرز است و جا براي خدشه در مدارك آن نيست. با اين حال، كساني چون قفاري را مي بينيم كه با خشن ترين كلام و زشت ترين القاب درباره ناقلان روايات مصحف امام علي (ع) – از شيعه – چنين داوري مي كند:
«چگونه بايد اين «افك» را كه شمار اندكي از دروغگويان نقل كرده اند، تصديق كرد!… اين روايات از سنخ خرافاتي است كه عقل به دور از هوا و هوس نمي پذيرد و در دلي كه ايمان جاي گرفته وارد نمي شود…».[28]
عجيب آنكه وي گزارش مصحف امام علي (ع) در كتاب سليم بن قيس را نقطه آغاز تحريف قرآن در كتب شيعه به حساب آورده است.[29] غافل از آنكه اگر صرف وجود گزارش مصحف امام علي (ع) در كتاب سليم بن قيس نشانه نقطه آغاز تحريف قرآن است، تمام كساني كه از اهل سنت درباره اين مصحف گزارشي داده اند هم به اين مشكل دچارند، بويژه آنكه اين مسأله در كتابهاي متعدد آنان مطرح شده. هم از اين رو است كه قدماي اماميه از اهل سنت مي پرسند: چرا صحابه از قرآن امام علي (ع) روي گرداندند؟ به عنوان نمونه فضل بن شاذان (ولادت 260 هجری) مي نويسد:
«شما [اهل سنت] روايت داريد كه پيامبر خدا (ص) از علي بن ابي طالب (ع) پيمان گرفت قرآن را يكجا فراهم آورد و امام علي (ع) هم بر اين كار توفيق يافت… پس آنچه علي بن ابي طالب نگاشت كجاست؟ تا آنكه شما [بر اثر فقدان آن مصحف] قرآن را از دهان مردم، جمع آوري كرديد!».[30]
لازم به ذكر است در برخي از گزارشهاي پيرامون تدوين جمع آوری قرآن توسط امام (ع) آمده است: علت تأخير بيعت امام علي (ع) با ابوبكر، اشتغال ايشان براي همین جمع آوری قرآن است، ليكن بنا به مدارك معتبر فريقين امام (ع) – و تمام بني هاشم – تا 6 ماه بعد از نصب خلافت ابوبكر با او بيعت نكردند.[31]
و عبدالكريم شهرستاني از اهل سنت نيز همين پرسش را بدين گونه مطرح مي كند:
«چگونه آنان جمع علي بن ابي طالب را فرو گذار كردند [و خود عهده دار جمع قرآن شدند] آيا زيد بن ثابت از علي بن ابي طالب آگاه تر به نوشتن قرآن بود؟ آيا سعيد بن العاص از علي بن ابي طالب آشناتر به لغت قرآن بود؟ آيا علي بن ابي طالب نزديك تر از هر كس ديگر به رسول اللّه نبود؟… بلي، آنان همداستان شدند و مصحف علي بن ابي طالب را فرو گذاشتند و آنرا مهجور كردند».[32]
به هر حال، از قفاري بايد پرسيد، كه چرا گزارش مصحف امام (ع) در كتاب سليم بن قيس آغاز گرايش به تحريف قرآن نزد شيعه است؟ در حالي كه در خود كتاب سليم عبارتي كه گوياي تحريف قرآنِ موجود باشد، نيست، بلكه بر عكس در متن گزارش مصحف امام علي (ع) تأكيد بر حجّيت قرآن موجود دارد و مي گويد در مصحف امام علي (ع) اضافاتي از نسخ تأويل و تنزيل، بيان ناسخ و منسوخ و … بوده است.[33]
نتیجه گیری
در جمع بندی کلی می توان گفت انکار «جمع آوری قرآن» توسط امام علی (ع) در دیدگاه برخی از علمای اهل سنت، بیش از آن که مبتنی بر نقد جامع اسناد تاریخی باشد، متأثر از پیش فرض های کلامی و گرایش های جدلی است. بر این اساس، بازخوانی منصفانه گزارش های مربوط به «جمع آوری قرآن» می تواند به تصحیح برداشت ها و رفع خلط میان مسئله جمع آوری قرآن و ادعای تحریف قرآن بینجامد.
پی نوشت ها
[1] . جارالله، الوشيعة، ص33.
[2] . السالوس، الاثرالامامة في الفقه الجعفري و اصوله، ص160.
[3] . الهي ظهير، الشيعة والقرآن، ص143.
[4] . السیف، الشيعة الاثني عشرية و تحريف القرآن، ص4.
[5] . قفاري، اصول مذهب الشيعة، ص235-236؛ قاسم، حقيقة الشيعة، ص159.
[6] . قفاري، اصول مذهب الشيعة، ص1281.
[7] . السعودی، الشیعة الإمامیة، ص42.
[8] . ابن ابی داود، کتاب المصاحف، ج2، ص338.
[9] . محمد بن ایوب بن یحیی بن الضریس، درگذشت 294 هجری قمری.
[10] . محمد بن عبدالله بن محمد بن أشته، درگذشت 360 هجری قمری.
[11] . سیوطی، الاتقان، ج1، ص58.
[12] . مزي، تهذيب الكمال، ج3، ص269.
[13] . ابن حجر، فتح الباري، ج9، ص12-13.
[14] . عینی، عمدة القاری، ج2، ص17.
[15] . ابن حجر، تحرير تقريب التهذيب، ج3، ص32، رقم 4673.
[16] . آلوسي، روح المعاني، ج1، ص41.
[17] . مزی، تهذيب الكمال، ج25، ص344.
[18] . سیوطی، الاتقان، ج1، ص58.
[19] .ابن ابی داود، كتاب المصاحف، ج2، ص338.
[20] . ابن حجر، فتح الباري، ج9، ص12.
[21] . ابن حجر، فتح الباري، ج9، ص12.
[22] . آلوسی، روح المعاني، ج4، ص41.
[23] . آلوسی، روح المعاني، ج4، ص42.
[24] . سیوطی، تدريب الراوي، ص202؛ صبحی صالح، علوم الحديث و مصطلحه، ص241.
[25] . سیوطی، الاتقان، ج2، ص187؛ ابن عطية، المحرر الوجيز، ج1، ص13.
[26] . سوره الحاقة، آیه 34.
[27] . طبري، تفسير الطبري، ج29، ص31.
[28] . قفاری، اصول مذهب الشيعة، ص262.
[29] . قفاری، اصول مذهب الشيعة، ص202.
[30] . ابن شاذان، الايضاح، ص222.
[31] . بخاري، صحيح البخاري كتاب المغازي، باب غزوة خبير، ج3، ص38؛ مسلم، صحيح مسلم، باب قول رسول اللّه نحن لا نورث ما تركناه صدقة، ج1، ص72 و ج5، ص153؛ ابن عبدالبر، الاستيعاب، ج2، ص244؛ ابن الأثیر، اُسد الغابة، ج3، ص222؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج1، ص587.
[32] . شهرستاني، مفاتيح الاسرار، ج1، ص120.
[33] . كتاب سليم بن قيس، ص581.
فهرست منابع
- القرآن الکریم
- ابن ابی داود، عبدالله، کتاب المصاحف، تصحیح: آرتور جفری، طبع مصر، 1936م.
- ابن الأثیر، علی بن محمد، أسد الغابة في معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، 1409ق.
- ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباري شرح صحيح البخاري، بیروت، دار المعرفة، 1379ق.
- ابن حجر، احمد، تحرير تقريب التهذيب، تحقيق دكتر بشارعواد معروف و شعيب الارنووط، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1417ق.
- ابن شاذان، فضل، الايضاح، تحقيق جلال الدين حسيني ارموي، تهران، مؤسسة انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1351.
- ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، بيروت، دار الجيل، 1412ق.
- ابن عطية، عبدالحق، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، دار الکتب العلمية، بیروت، منشورات محمد علي بيضون، 1422ق.
- آلوسي، محمود، روح المعاني في تفسير القرآن العظیم والسبع المثاني، بيروت، دار الکتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون، 1415ق.
- الهي ظهير، احسان، الشيعة والقرآن، لاهور، إدارة ترجمان السنة، 1976م.
- بخاري، محمد بن اسماعیل، صحيح البخاري، بیروت، دار طوق النجاة، 1422ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من أنساب الأشراف، بیروت، دار الفکر، 1417ق.
- جارالله، موسی، الوشيعة في نقد عقائد الشيعة، لاهور، آکادمی سهیل، 1983م، چاپ سوم.
- السالوس، علی احمد، الاثر الامامة في الفقه الجعفري و اصوله، دوحة، دارالثقافة، 1405ق.
- السعودی، ربیع بن مسعود، الشیعة الإمامیة الاثني عشرية في ميزان الإسلام، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، 1414 ق.
- سليم بن قيس، اسرار محمد (كتاب سليم بن قيس)، تحقيق محمد باقر انصاري، قم، الهادی، 1415ق.
- السیف، علی احمد، الشيعة الاثني عشرية و تحريف القرآن
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، الاتقان في علوم القرآن، بيروت، دارالندوة الجديد، بی تا.
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزيع، 1420ق.
- شهرستاني، عبدالكريم، مفاتيح الاسرار و مصابيح الانوار، تهران، مرکز البحوث و الدراسات للتراث المخطوط، 1387.
- صالح، صبحی ابراهیم، علوم الحديث و مصطلحه، بيروت، دار العلم للملايين، 1984م.
- طبری، محمد بن جریر، تفسير الطبري: جامع البيان عن تأويل آي القرآن، قاهره، هجر، 1422ق.
- عيني، محمود، عمدة القاري (شرح العيني علي البخاري)، بيروت، دارالفكر، بی تا.
- قاسم، اسعد وحید، حقيقة الشيعة الاثني عشرية، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، 1421 ق.
- قفاري، ناصر بن عبدالله، أصول مذهب الشيعة الإمامية الإثني عشرية نقد و عرض، جیزه مصر، دار الرضا، 1431ق.
- مزي، يوسف، تهذيب الكمال في اسحاء الرجال، تحقيق دكتر بشارعواد معرف، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1413ق.
- مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، قاهره، دارالحدیث، 1412ق.
منبع مقاله | بازنشر با ویرایش از:
نجارزادگان، فتح اله، بررسی و نقد اسناد مصحف امام علی (ع) درمنابع فریقین، نشریه مقالات و بررسی ها، سال 1379، دفتر 68، ص23-44.

















