برخی از مخالفان دین، تلاش نموده اند چنین القا کنند که عصر پیشرفت و تکنولوژی متناسب با قرآن نیست و اعجاز قرآن کریم تنها مربوط به عصر نزول می باشد، به همین سبب همانند دیگر کتب آسمانی قبلی مانند انجیل، تنها می تواند برای استفاده فردی کاربرد داشته باشد. این دیدگاه برخاسته از نظریه جدایی دین از سیاست است که با مغالطه خود جامعیت قرآن را نشانه گرفته است. بدیهی است یکی از نشانه های اعجاز قرآن مجید و از جمله دلایل خاتمیت دین مبین اسلام و برتری آن بر دیگر ادیان، جاودانگی و جامعیت قرآن کریم است.
جامعیت قرآن کریم از مهمترین مباحث زیر بنایی، جهت شناخت این کتاب الهی و یکی از موضوعات بحث انگیز امروزی است. قطعا تشریح و بررسی دقیق و عمیق این موضوع می تواند بر ادعاهای پوچ در این زمینه خط بطلان کشد.
جامعیت قرآن در نگاه امیرالمومنین (ع)
نهج البلاغه، اخ القرآن و بهترین و ناب ترین منبعی است که می تواند رهپویان طریق را در شناخت صحیح و حقیقی قرآن مجید یاری دهد.
در نگاه امیرمؤمنان علی (ع)، قرآن نسخه ای جامع و جاودانی است که از نیازهای بشر برای رسیدن به سرمنزل سعادت و کمال، فروگذار نکرده است. حضرت در موارد گوناگون و به شیوه های زیبا و حکیمانه به ترسیم این ویژگی پرداخته است؛ در یکی از خطبه های نهج البلاغه[1] با استناد به آیات قرآن، جامعیت آن را بوضوح تشریح کرده است.
حضرت بعد از آنکه درباره دو رأی مختلف صادر شده از دو قاضی سخن می گوید، با استفهام انکاری می پرسد:
«آیا خداوند دین ناقصی فرو فرستاده و در تکمیل آن از آنان مدد جسته است؟ آیا آنها شریک خدایند و بر خدا لازم است به گفته ایشان رضایت دهد؟ یا اینکه خداوند دین را کامل نازل کرده، اما پیغمبر (ص) در تبلیغ و ادای آن کوتاهی ورزیده است؟»
آنگاه با استشهاد به آیات قرآن به صراحت به این شبهه پاسخ می دهد:
«وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ يَقُولُ «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ»[2] وَ فِيهِ تِبْيَانٌ لِكُلِّ شَيْءٍ[3] وَ ذَكَرَ أَنَّ الْكِتَابَ يُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ أَنَّهُ لَا اخْتِلَافَ فِيهِ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ «وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً»[4].
خداوند می فرماید: «در قرآن از هیچ چیز فروگذار نکرده ایم» و نیز می فرماید: «در قرآن بیان همه چیز آمده است »و یاد آور شده است که آیات قرآن، یکدیگر را تصدیق می کنند و اختلافی در آن وجود ندارد، چنانکه می فرماید: «اگر قرآن از ناحیه غیر خدا بود، اختلافات فراوانی در آن می یافتند.»
مرحوم طبرسی در ذیل آیه 38 سوره انعام به ذکر یکی از این اقوال پرداخته، می نویسد: «مراد از کتاب، قرآن است، چرا که شامل جمیع نیازهای دنیوی و اخروی آدمی است؛ چه مفصل بیان شده باشد و چه مجمل، اما مجمل آن در لسان پیامبر اکرم (ص) تشریح شده و حق تعالی ما را مامور به تبعیت از او کرده است، چنانکه فرمود: «وَمَا آتَاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»[5] و شما آنچه را رسول حق دستور می دهد (منع یا عطا می کند) بگیرید و هرچه را نهی می کند، واگذارید.»[6]
بنابراین، قرآن مجید از بیان معارفی که موجب سعادت و کمال حقیقی انسان در دنیا و آخرت می باشد، فروگذار نکرده است.[7]
علامه طباطبایی در تفسیر آیه 82 نساء پس از برشمردن مفاهیم آیه می نویسد: «از آنجا که قرآن اختلاف قبول نمی کند، تغییر و تحول، نسخ و باطل و غیره را هم نمی پذیرد؛ از این رو لازم می آید که شریعت اسلامی تا روز واپسین استمرار داشته باشد.»[8]
حضرت در ادامه خطبه 18 در چندین عبارت بسیار زیبا در حالی که ظاهر و باطن قرآن را معرفی می کند، تاییدی دیگر بر جامعیت قرآن ارائه می دهد:
«ان القرآن ظاهره انیق[9] و باطنه عمیق»[10]
ظاهر قرآن زیبا و شگفت آور و باطن آن ژرف و پرمایه است، پس عموم و خواص مردم می توانند بهترین و بیشترین بهره را از این کتاب ببرند.
استاد محمد تقی جعفری در این خصوص می نویسد:
«مقصود از عمق معانی، دشوار بودن و حالت معمایی نیست، بلکه قرآن همه مسائل نهایی مربوط به انسان و جهان را در آیاتی که کلمات آن ساده و زیباست، مطرح کرده است. از طرفی، عبارت بعدی امام (ع) که می فرماید: لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه و لا تکشف الظلمات الا به؛ نکات شگفت آور آن فانی نگردد و اسرار نهفته آن پایان نپذیرد و هرگز تاریکی های جهل و نادانی جز به آن رفع نشود، حاکی از استمرار جاودانی محتویات قرآن است.»[11]
امام (ع) در یکی دیگر از سخنان حکیمانه خویش می فرماید:
«واعلموا انه لیس علی احد بعد القرآن من فاقة ولا لاحد قبل القرآن من غنی»[12]
«آگاه باشید! هیچ کس پس از داشتن قرآن، فقر و بیچارگی ندارد و هیچ کس پیش از آن، غنا و بی نیازی نخواهد داشت.»
بیان کوتاه اما پر معنای حضرت متضمن این معناست که این نسخه الهی از چنان غنای فرهنگی برخوردار است که پیروان خود را بی نیاز از هرگونه مکتب و مسلکی می کند؛ درحالی که دیگر مکاتب فکری و کتب بشری قادر به پاسخگویی نیازهای اخلاقی و معنوی بشر نیستند.
در وصف دیگری از قرآن به صورتی شیوا و دلنشین می فرماید:
«ثم انزل علیه الکتاب نورا لا تطفا مصابیحه و سراجا لا یخبو توقده و بحرا لا یدرک قعره و منهاجا لا یضل نهجه و شعاعا لا یظلم ضوؤه و فرقانا لا یخمد برهانه و تبیانا لا تهدم ارکانه.»[13]
سپس کتاب آسمانی یعنی قرآن را بر او نازل فرمود؛ نوری که خاموشی ندارد، چراغی که افروختگی آن زوال نپذیرد، دریایی که اعماقش را درک نتوان کرد، راهی که گمراهی در آن وجود ندارد، شعاعی که روشنی آن تیرگی نگیرد، جداکننده حق از باطل که درخشش دلیلش به خاموشی نگراید و بنیانی که ارکان آن منهدم نگردد.
هدف حضرت از بیان این عبارات آن است که دوران حقایق و مفاهیم قرآن محدود و موقت نیست و آیات و دستوراتش پیوسته نوین و جاودانی اند، تا آنجا که مفهوم آیاتی که درباره گروه معینی نازل شده، عمومیت داشته همگان را در موارد مشابه و تا روز واپسین دربرمی گیرد.[14]
از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
«اگر چنین بود که آیه ای درباره قومی نازل می گشت و با از بین رفتن آن قوم، آیه هم از بین می رفت، از قرآن چیزی باقی نمی ماند ولکن قرآن تا زمانی که آسمانها و زمین برپاست، اول تا آخر آن جریان و سریان دارد.»[15]
ارتباط قرآن و علوم مختلف
بنابر اصل جامعیت قرآن، برخی این مجموعه عظیم الهی را حاوی کلیه علوم و مسائل مورد نیاز بشر پنداشته و در پی ایجاد رابطه ما بین کلیه علوم نوین با قرآن برآمده اند.
آیت الله معرفت این پندار را افراطی می داند و می گوید:
«این ادعا که هرآنچه بشر به آن رسیده یا می رسد مانند دستاوردهای علمی، فنی، فرهنگی و… از قرآن بوده، و یا ریشه قرآنی دارد، ادعایی گزاف و بی اساس است. مقصود از کمال و جامعیت قرآن، جامعیت در شؤون دینی، اعم از اصول و فروع آن است؛ یعنی آنچه در رابطه با اصول، معارف و احکام و تشریعات، بطور کامل در دین مطرح گشته است، به عبارت دیگر هرآنچه که در زمینه سلامت و سعادت معنوی، روحی و اخلاقی انسان است، در برنامه ها و اهداف قرآن قرار دارد، اما روشهای اجرایی، ساختاری و اجتماعی برای پیاده کردن این برنامه ها به عهده انسانهاست.
بایستی به این نکته توجه داشت که دلیل ادعای قرآن کریم به کمال، در«الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ»[16] و یا «تِبْیانًا لِکلِّ شَیء»[17] برعهده داشتن تشریع مطالب است؛ چنانچه از زاویه تکوین چنین می گفت، باید انتظار می داشتیم که هرآنچه بشر از علوم طبیعی، تجربی و… نیاز دارد بطور کامل در قران آمده باشد و یا حداقل ریشه اش در قرآن باشد، ولی منظور قرآن از «بیان هرچیز» و «کامل بودن دین» آن است که قرآن هر آنچه را در زمینه شریعت است برای ما طرح و پایه ریزی کرده است».[18]
آیه «وَلا رَطْبٍ وَلا یابِسٍ إِلا فِی کتَابٍ مُبِینٍ»[19] نیز که برخی برای تایید صحبت خود مبنی بر اینکه در قرآن همه علوم بشری و طبیعی نهفته است، بدان تمسک جسته اند، زمانی مورد قبول است که «کتاب مبین» را «قرآن» فرض کنیم، حال آنکه مفسران آن را «لوح محفوظ» تفسیر کرده اند، یعنی هرآنچه در عالم وجود تحقق می یابد، در آن لوح محفوظ ثبت می گردد. طبق شواهد ارائه شده مفسران، منظور از «کتاب مبین» در آیه فوق «قرآن» نیست.
آیة الله معرفت جایی دیگر در تایید صحبت خود، دخالت قرآن در امور مربوط به علوم طبیعی را که بشر خود بایستی بدان برسد، دور از شان قرآن کریم دانسته و می گوید:
«از طرفی شان قرآن و دین اقتضا نمی کند در اموری که مربوط به یافته های خود بشر است، دخالت کند و حتی راهنمایی کردن او هم معنا ندارد؛ زیرا خداوند به انسان عقل و خرد ارزانی داشته و فرموده: «وَعَلَّمَ آدَمَ الأسْمَاءَ کلَّهَا»[20] یعنی به انسان اسماء را آموخته است. منظور از اسماء حقایق اشیاست؛ یعنی ما به انسان قدرت پی بردن به تمام حقایق هستی را داده ایم و برای آنکه جنبه جانشینی او در زمین به منصه ظهور برسد، باید خود جوشیده و به فعلیت برسد. خداوند انسان را توانمند و خردورز و کاوشگر آفریده است. از طرف دیگر میدان تاثیر پذیری را در طبیعت بازگذاشته است «وَسَخَّرَ لَکمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ»[21] همین کافی است که بشر بتواند با تصرف در طبیعت به طرف سازندگی دنیوی حرکت کند و لزومی ندارد که خداوند فرمول شیمی یا مسائل ریاضی را توضیح دهد».[22]
واضح است که شارع در برخی موارد در مسائل غیر شرعی نیز دستوراتی داده است، زیرا خدایی که «یعْلَمُ السِّرَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ»[23] است، به هنگام بیان مطالبی از اسرار طبیعت به صورت اشاره و کنایه صحبت می کند و این تراوشاتی است که به هنگام بیان مناسب شرعی عرضه می شود. از دیدگاه دیگر، این موضوع از تفضل خدای تعالی بر بشر خبر می دهد. بطوری که وظیفه خدای سبحان بیان این امور نبوده است؛ بلکه از روی تفضل و لطف اشاراتی کرده است.
از این رو، وظیفه شرع، دخالت در آنچه عقل بشر بدان می رسد، نبوده است. البته در احکام تعبدی بشر که شرع دستور عمل یا احتیاط را داده، عقل بشر توان پی بردن به واقعیت آن عمل را نداشته است و چنانچه این توان را می یافت، قطعا آنچه را شرع دستور داده، پیاده می کرد. در نتیجه در اسلام احکامی وجود دارد که صرفاً جنبه تعبّدی دارد و با پیشرفت علم، احکام آن قابل تغییر نیست.
دلیل عقلی بر جامعیت قرآن کریم
آنچه گذشت دلایل نقلی متقنی بر جامعیت قرآن مجید بود. در میان بیانات گهربار حضرت علی (ع) به دلیل عقلی بر این مطلب رهنمون می شویم؛ امام (ع) در جایی می فرماید:
«وَ أَكْمَلَ بِهِ دِينَهُ وَ قَبَضَ نَبِيَّهُ (صلی الله علیه وآله) وَ قَدْ فَرَغَ إِلَى الْخَلْقِ مِنْ أَحْكَامِ الْهُدَى بِهِ؛ فَعَظِّمُوا مِنْهُ سُبْحَانَهُ مَا عَظَّمَ مِنْ نَفْسِهِ، فَإِنَّهُ لَمْ يُخْفِ عَنْكُمْ شَيْئاً مِنْ دِينِهِ وَ لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً رَضِيَهُ أَوْ كَرِهَهُ إِلَّا وَ جَعَلَ لَهُ عَلَماً بَادِياً وَ آيَةً مُحْكَمَةً تَزْجُرُ عَنْهُ أَوْ تَدْعُو إِلَيْهِ؛ فَرِضَاهُ فِيمَا بَقِيَ وَاحِدٌ وَ سَخَطُهُ فِيمَا بَقِيَ وَاحِدٌ»[24]
پیامبرش را هنگامی از این جهان برد که از رساندن احکام و هدایت قرآن به خلق فراغت یافته بود؛ پس خداوند را آنگونه بزرگ بدارید و تعظیم کنید که خود بیان کرده است؛ زیرا حکمی از دین خود را بر شما پنهان نگذاشت و هیچ مطلبی را که مورد رضایت و خشنودیش باشد وانگذاشت، جز اینکه نشانی آشکار و آیه ای محکم که از آن جلوگیری یا به سوی آن دعوت کند، برایش قرار داد. پس رضایت و خشم و قانون او در گذشته و حال و آینده درباره همه یکسان است.
مسلما وقتی پیامبری برای هدایت بشر فرستاده می شود و خاتم پیامبران معرفی می گردد، کتاب آسمانی او نیز که معجزه ابدی هم نام گرفته، باید تامین کننده این هدف باشد، و الا هدف الهی مهمل جلوه می کند؛ بنابراین لازم است پیامبر تا به انجام رساندن این هدف در میان امت باشد تا تمامی احکام دین خدا که متضمن تکامل و تعالی و هدایت انسان است، به مردم عرضه گردد.
از طرف دیگر، بایستی این احکام چنان واضح و روشن باشند که دقیقا مبین اوامر و نواهی الهی که سعادت بشر در گرو آن است، باشند.
همچنین، از نظر عقلی، جامعیت قرآن اقتضا می کند که دستورات آن متغیر نبوده دستخوش تحولات زمان قرار نگیرد. سخن آخر امام (ع) دقیقا گویای همین مطلب است: «احکام الهی تا قیامت تغییر نمی پذیرد، بلکه حکم هر مساله مطابق ست با آنچه در عهد رسول اکرم (ص) در قرآن و سنت بیان شده است.»[25]
می توان به وضوح دریافت که دیدگاه امام علی (ع) پیرامون جامعیت قرآن مجید در راستای همان نگاه قرآن است که فرموده: «الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الإسْلامَ دِینًا»[26]
و در جایی دیگر فرمود: «فیه تبیان لکل شیء»[27]
و نیز فرمود: «وَمَن يَبۡتَغِ غَيۡرَ ٱلۡإِسۡلَامِ دِينࣰا فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡهُ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ»[28]
روشن است با توجه به دیدگاههای همه جانبه حضرت در این زمینه، به کلیه نظرات افراطی که وجود همه علوم بشری را در قرآن می دانند و یا نظرات تفریطی که به حجیت ظواهر قرآن بدون تمسک به روایات تردید وارد می کنند، خط بطلان می کشد و از این میان معنای صحیح آیات قرآن نیز روشنتر رخ می نمایاند.
در پرتو مساله جامعیت، مسئله حجیت قرآن کریم و نظریه اهل حدیث مورد بحث و نقد قرار گرفته است که دعوت می شود آن را مطالعه کنید.
نتیجه گیری
در دیدگاه حداکثری و افراطی، قرآن کریم جامع همه دانشها و موضوعات الهی و بشری است، به دیگر سخن همۀ علوم نوین یا ریشه های آن در قرآن وجود دارد. در برابر آن، دیدگاهی است که جامعیت قرآن را در زمینه سلامت و سعادت معنوی، روحی و اخلاقی انسان می داند، این در حالیست که روشهای اجرایی، ساختاری و اجتماعی برای پیاده کردن این برنامه ها به عهده انسانها واگذار شده است. براساس خطبه ها و توصیف های امام علی (ع) در نهج البلاغه، جامعیت قرآن به حکم عقل نیز اثبات می گردد.
پی نوشت ها
[1] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 18.
[2] . سوره انعام، آیه 38.
[3] . (وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ تِبۡيَٰنࣰا لِّكُلِّ شَيۡءࣲ) سوره نحل، آیه 89.
[4] . سوره نساء، آیه 82.
[5] . سوره حشر، آیه 7.
[6] . طبرسى، مجمع البيان، ج4، ص372.
[7] . طباطبايى، تفسیر الميزان، ج7، ص83.
[8] . طباطبايى، تفسیر الميزان، ج5، ص21.
[9] . انيق به معناى «حسن معجب» مى باشد، يعنى از نظر انواع بيان داراى زيبايى شگفت آورى است. بنگريد به: شریف رضی، نهج البلاغه، تحقیق صبحى صالح، ج2، فهرس الالفاظ الغريبة.
[10] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 18.
[11] . جعفرى، ترجمه و تفسير نهجالبلاغه، ج4، ص266-269.
[12] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 176.
[13] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 198.
[14] . خويى، بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، ج1، ص41-42.
[15] . عياشى، التفسير، ج1، ص10.
[16] . سوره مائده، آیه 3.
[17] . سوره نحل، آیه 89.
[18] . میرمحمدی و معرفت، جامعيت قرآن كريم، ص5؛ گفت و گو با استاد معرفت، مجله پژوهشهاى قرآنى، ش11-12، ص210-212.
[19] . سوره انعام، آیه 59.
[20] . سوره بقره، آیه 31.
[21] . سوره جاثیه، آیه 13.
[22] . میرمحمدی و معرفت، جامعيت قرآن كريم، ص5.
[23] . سوره فرقان، آیه 6.
[24] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 183.
[25] . فيض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ص595.
[26] . سوره مائده، آیه 3.
[27] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 18.
[28] . سوره آل عمران، آیه 85.
فهرست منابع
- قرآن کریم
- جعفرى تبریزی، محمدتقی، ترجمه و تفسير نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1376، چاپ هفتم.
- خويى، سید ابوالقاسم، «بيان» در علوم و مسائل كلى قرآن، مترجم: هاشم هاشم زاده هریسی و محمدصادق نجمی، خوی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی، 1375. چاپ پنجم.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- طباطبايى، سید محمدحسین، الميزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، 1393ق.
- طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، بیروت، دار المعرفة، 1408ق.
- عياشى، محمد بن مسعود، التفسيرعیّاشی، قم، بنیاد بعثت، 1379.
- فيض الاسلام، سیدعلینقی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، کاتب: طاهر خوش نویس، تهران، چاپخانه سپهر، (بی تا).
- گفت و گو با استاد معرفت، مجله پژوهشهاى قرآنى، سال 1376، ش11-12، ص208-221.
- میرمحمدی، سیدابوالفضل؛ معرفت، محمدهادى، جامعيت قرآن كريم نسبت به علوم و معارف الهى و بشرى، مجله نامه مفيد، سال 1375، ش6، ص4-22.
منبع مقاله | بازنشر با ویرایش از:
نقیبی، فاطمه، بررسی ادله جامعیت و جاودانگی قرآن کریم در نهج البلاغه، نشریه ندای صادق، بهار و تابستان 1379 شماره 19، ص19-22.

















