حجیت قرآن کریم از جمله مسائلی است که مورد اختلاف بسیاری از علما و اندیشمندان فرقه های اسلامی و غیر اسلامی بوده است. حجت یعنی دلیل و برهان، هر چیزی که می تواند مورد احتجاج و استدلال بر علیه غیر واقع شود، معمولاً وقتی دو نفر با یکدیگر گفتگو می کنند، ظاهر کلام و الفاظ بکار گرفته، در رساندن مقصود و مفهوم گوینده برای طرف مقابل خود، از حجیت برخوردار است، یعنی آن را مبنا و دلیل قرار می دهد. برخی از علمای حدیث، به علت اینکه قرآن دارای آیات متشابه هست و بنابر روایاتی فهم حقیقی و باطن قرآن، مخصوص معصومین (ع) هست، تمسک و استدلال مستقیم به ظاهر آیات قرآن را حجیت نمی دانند و برای تمسک به آن دچار تردید شده اند، این درحالیست که این دیدگاه مورد نقد و اشکال جدی است در ادامه با تکیه بر خطبه های نهج البلاغه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
منظور از حجیت قرآن کریم چیست؟
منظور از حجیت قرآن کریم آن است که این کتاب آسمانی از هر جهت برای همگان قابل درک و فهم است و در مقام استنباط و استناد می توان بدان تکیه کرد و آن را مورد عمل و دلیل و مبنا قرار داد.
برخی از «علماى حديث» اشکال وارد می کنند، آنان چنين عقيده دارند كه ظواهر قرآن حجيت ندارد؛ يعنى نمى توان از ظاهر آيات بدون تمسك به روايات رسيده از معصومان (ع) به مفهوم و معناى آن رسيد، لذا هرگونه تفسيرى بدون نقل و تمسك به روايات ممنوع شمرده مى شود.[1]
آیت الله خویی در پاسخ به آنان و درباره حجیت قرآن کریم می نویسد: «ظواهر قرآن، حجیت و مدرکیت دارد و ما می توانیم در موارد مختلف به معنای ظاهری آن تکیه کرده، آن را مستقلا مورد عمل قرار دهیم و در گفتار و نظریات و استدلالهای خویش به آن تمسک جوییم؛ زیرا ظواهر قرآن برای عموم مردم، حجت و مدرک است.»[2] وی سپس پنج دلیل را برای اثبات این موضوع مطرح می کند.
بدین ترتیب قرآن کریم از همه جهات برای بشر حجت است و دلیل محکمی برای او در پیشگاه حق تعالی است.
حجیت قرآن کریم در نهج البلاغه نیز به وضوح روشن است. حضرت (ع) در خطبه ای می فرماید:
«فَالْقُرْآنُ آمِرٌ زَاجِرٌ وَ صَامِتٌ نَاطِقٌ، حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، أَخَذَ عَلَيْهِ مِيثَاقَهُمْ وَ ارْتَهَنَ عَلَيْهِمْ أَنْفُسَهُمْ؛ أَتَمَّ نُورَهُ وَ أَكْمَلَ بِهِ دِينَهُ»؛[3]
قرآن امر کننده و نهی کننده است و – برحسب ظاهر – خاموش – ولی در واقع – گویا است و حجت و برهان خدا بر بندگان است که از ایشان بر آن پیمان گرفت و آنها را در گرو آن قرار داد. نور آن را تمام گردانید و دین خود را به سبب آن کامل کرد.
نکات مهم خطبه در حجیت قرآن کریم
در این قسمت، توجه به چند نکته ضروری است:
نکته اول:
حضرت، قرآن را به عنوان حجت خدا بر خلق معرفی می کند. بدیهی است، از آنجا که قرآن کریم معجزه اصلی است و شامل کلیه دستورات سعادت بخش برای بشر است، از جانب خداوند منان حجت بر تمام انسانهاست.[4] از این رو اگر پیروان این کتاب آسمانی بدان عمل کنند، در آخرت نیز دلیلی بر اعمال خویش در پیشگاه حق تعالی خواهند داشت.
نکته دوم:
خداوند از بندگان خود بر فراگرفتن و عمل به قرآن کریم پیمان گرفت. ابن ابی الحدید در این باره می نویسد: «از آنجا که خداوند سبحان در عقول مکلفان، ادله توحید، عدل و از جمله مسائل نبوت را قرار داد و نبوت پیامبر اکرم (ص) را عقلا اثبات کرد، به مانند گیرنده میثاق از مکلفان است به تصدیق دعوتش و قبول قرآنی که نازل گشت، بدین صورت، نفوس آنها را مرهون بر وفا قرار داد که در این حال، آنکه مخالفت کند به خود زیان رسانده و تا ابد هلاک شده است.»[5]
برخی دیگر از شارحان نهج البلاغه در ذیل این عبارت گفته اند: «خدا به واسطه نبی اکرم (ص) از بندگانش پیمان گرفت که به قرآن عمل کنند.»[6]
همچنین احتمال دارد مراد از آن، قضیه ذریه قبل از خلقت آدم (ع) باشد که در اخبار هم آمده است.[7]
تفسیر این عبارت، به هر صورتی که باشد، مبین این مطلب است که نفوس بندگان با خداوند در پذیرش قرآن – به عنوان کتابی الهی – برای هدایت و سعادت بشری پیمان بسته اند؛ به طوری که حضرت دقیقا بیان می دارد که خداوند نفوس و ارواح عباد را مرهون وفا به این امر قرار داد.
زمانی نفوس، مرهون رعایت حق تعالی و اطاعت از او و دستوراتش – که همگی در کتاب آمده – می شوند که این کتاب از حجیت لازم برخوردار باشد.
نکته سوم:
این کتاب را کامل کننده دین مبین اسلام معرفی کرد. این گفته حضرت دقیقا گویای این است که: «ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينࣰا»[8]؛ امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است، برایتان برگزیدم.
این مطلب نشان از آن دارد که قرآن مجید زیربنای دین جاودانی اسلام است؛ پس لازم است از جامعیت، جاودانگی و حجیت برخوردار باشد.
امام علی (ع) در جایی دیگر فرموده است:
«أَنَا حَجِيجُ الْمَارِقِينَ وَ خَصِيمُ النَّاكِثِينَ الْمُرْتَابِينَ، وَ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ تُعْرَضُ الْأَمْثَالُ»؛[9]
من با خارج شوندگان از دین احتجاج و با شک کنندگان در دین دشمنی می کنم؛ کارهای مشتبه به حق، به قرآن عرضه می گردد.
این عبارت تفسیرهای مختلفی دارد؛ علامه مجلسی می گوید: «احتمال دارد مراد از امثال، حجتها یا احادیث باشد؛ یعنی آنچه در مخاصمه با مارقان و مرتابان بدانها احتجاج می شود، باید به کتاب خدا عرضه گردد تا صحت و فساد آن روشن شود و یا آنچه درباره خلیفه سوم عثمان به من استناد می دهند، باید بر کتاب خدا عرضه گردد.»[10]
ابن ابی الحدید و علامه خویی مراد حضرت از این سخن را همان گفته خداوند می دانند که فرمود: «هَٰذَانِ خَصۡمَانِ ٱخۡتَصَمُواْ فِي رَبِّهِمۡ»[11]؛ این دو گروه (مؤمن و کافر) که در دین خدا با هم به جدل برخاستند، مخالف و دشمن یکدیگرند.[12]
در شأن نزول این آیه روایتی است از امام حسین (ع) که نضربن مالک آن را نقل کرده است. نضر می گوید: «به امام (ع) گفتم: یا ابا عبدالله از قول خداوند در آیه «هَٰذَانِ خَصۡمَانِ ٱخۡتَصَمُواْ فِي رَبِّهِمۡ» به من خبر ده! پس فرمود: ما و بنی امیه درباره خدای تعالی به خصم برخاستیم. ما گفتیم صدق الله و آنها کذب گفتند؛ پس ما روز قیامت دو خصم هستیم.»[13]
روایاتی شبیه به همین مضامین که دو خصم ذکر شده را امام علی (ع) و طرف مقابل را دشمنان وی معرفی کرده: در اخبار و روایات بسیار وارد شده است که در اینجا مجال ذکر آن نیست.
درست است که طبق روایات رسیده، خصومت بین محمد و آل محمد (ع) و دشمنان آنها باید برکتاب خدا عرضه گردد تا حق و ناحق از هم تمییز داده شود، اما همین می رساند کتابی که قابلیت عرضه شبهات را داشته و میزان و مقیاس قرار می گیرد،[14] بایستی کتابی منزه از هر عیب، نقص و تحریف بوده و بتواند مرجع و حجت و مبنا باشد.
امام (ع) در یکی از بیانات نورانی خویش صریحا به همین مطلب اشاره کرده، می فرماید:
«وَ كَفَى بِالْكِتَابِ حَجِيجاً وَ خَصِيماً»[15] قرآن برای بازخواست و داوری کفایت می کند.
بدین ترتیب، قرآن برهان قاطع و حجتی محکم است برای کسی که به آن احتجاج و با آن مخاصمه کند. و همین حجیت قرآن کریم سبب می گردد که این مجموعه وحی الهی به عنوان ماخذ اصلی قوانین اسلام تلقی گردد و اصل و ریشه همه فروع قرار گیرد.
نتیجه گیری
بدون شک آیات بسیاری بر مفهوم بودن کلام خدا دلالت دارد، آیات بسیاری که عموم همه انسانها را مورد خطاب قرار می دهد «یا أیّها النّاس» و «یا بنی آدم»، همچنین حدود 300 آیه که انسان را به تفکر، تعقل، تدبّر و… دعوت می کند همگی دلیل متقنی بر حجیت قرآن کریم می باشد. باید توجه داشت که قرآن به زبان ساده و برای مردم فرو فرستاده شده تا مردم به آسانی از آن بهره مند شوند، از این رو فهم دین و عمل صحیح به احکام آن، مبتنی بر تدبّر و تفکر در آیات قرآن و تعمّق در کلمات سبحانی است، منتها این تدبّر موقوف بر مقدّماتی است که تا تحصیل نشود، نتیجۀ مطلوب حاصل نخواهد شد.
پی نوشت ها
[1] . بنگريد به: بحرانی، الحدائق الناضرة، ج1، ص26-35.
[2] . خويى، بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، ص413.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 183.
[4] . ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج10، ص116.
[5] . ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج10، ص117.
[6] . مغنيه فى ظلال نهج البلاغه، ج3، ص41.
[7] . ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ص117.
[8] . سوره مائده، آیه 3.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 75.
[10] . مجلسى، شرح نهج البلاغة المتقطف من بحار الانوار، ج1، ص207.
[11] . سوره حج، آیه 19.
[12] . ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج6، ص171؛ هاشمی خویی، منهاج البراعة، ج5، ص228.
[13] . حويزى، تفسير نورالثقلين، ج3، ص476.
[14] . برخى شارحان مراد حضرت در خطبه 75 را ميزان و مقياس قرار گرفتن قرآن كريم دانسته اند. بنگريد به: مغنیه، فى ضلال نهج البلاغه، ج1، ص385.
[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
فهرست منابع
- قرآن کریم
- ابن ابى الحديد، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، قم، مکتبة آیت الله المرعشي النجفي (ره)، 1363.
- بحرانى، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فى احکام العترة الطاهرة، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، 1363.
- حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسير نورالثقلين، مصحح: هاشم رسولی، قم، اسماعیلیان، 1415ق، چاپ چهارم.
- خويى، سید ابوالقاسم، «بيان» در علوم و مسائل كلى قرآن، مترجم: هاشم هاشم زاده هریسی و محمدصادق نجمی، خوی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی، 1375. چاپ پنجم.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- مجلسى، محمدباقر، شرح نهج البلاغة المتقطف من بحار الانوار، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سازمان چاپ، 1367.
- مغنيه، محمدجواد، فى ظلال نهج البلاغة، بیروت، دار العلم للملايين، 1979م.
- هاشمى خویی، سید حبيب الله، منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغة، تهران، مکتبة الاسلامیة، 1400ق.
منبع مقاله | بازنشر و ویرایش از:
نقیبی، فاطمه، بررسی ادله جامعیت و جاودانگی قرآن کریم در نهج البلاغه، نشریه ندای صادق، بهار و تابستان 1379 شماره 19، ص19-24.

















