اصلاحات و تحولات انقلابی دین اسلام در سخن و سیره امام علی(ع)

از عواملی که در اجتماع اثر بنیادی دارد و تحولات بسیار عظیم و اساسی به بار می آورد، انقلاب است. انقلاب اوضاع جامعه را زیر و رو می کند معیارها و ضوابط را تغییر می دهد و ارزش های نوینی را جایگزین آنها می سازد، بر اثر انقلاب گروهی سقوط می کنند و گروهی اوج می گیرند، بسیاری از عزیزان ذلیل می شوند و بسیاری از ذلیلان به عزت می رسند. مستکبران گردنکش سرکوب می گردند و مستضعفان سرکوب شده رفعت و سربلندی می یابند.

امام صادق (ع) درباره انقلاب و نتایج اجتماعی آن فرموده است: «تَمَنَّوُا الْفِتْنَةَ فَفِيهَا هَلَاكُ الْجَبَابِرَةِ وَ طَهَارَةُ الْأَرْضِ مِنَ الْفَسَقَةِ»[1]؛

تمنای انقلاب کنید، فکر انقلاب در سر بپرورید، و در آرزوی انقلاب باشید چه در طوفان انقلاب است که جباران زورگو و مستبدان خودسر به هلاکت می رسند و زمین از لوث وجود گناهکاران و متجاوزین پاک می گردد.

در این حدیث کلمه «فتنه» برای انقلاب اجتماعی به کار رفته است. «فتنه» دارای معانی متعددی است. از آن جمله به معنی انقلاب آمده است. اقرب الموارد معانی فتنه را ذکر می کند و در پایان می گوید: «اختلاف الناس في الآراء وما يقع بينهم من القتال»[2]؛ فتنه اختلافی است که در آرا و نظرات مردم پدید می آید و سرانجام منجر به درگیری و خونریزی می شود.

نتایج انقلاب مکتب اسلام

انقلاب مکتبی اسلام که چهارده قرن قبل در عصر نبی اکرم (ص) بنیانگذاری شد، از جمله انقلاب های عظیم جهانی است که گذشت قرون و اعصار نتوانسته است آن را به دست فراموشی بسپارد و هم اکنون صدها میلیون نفر در سراسر گیتی آن انقلاب را مقدس می شمرند و تعالیم آن را برای همه انسان ها مایه سعادت و رستگاری می دانند.

انقلاب اسلامی تحولات و دگرگونی های عمیقی در جمیع شئون مادی و معنوی جامعه به وجود آورد، عقاید و افکار مردم را تغییر داد، اخلاق و اعمال آنان را اصلاح نمود و اجتماع را از قوانین و سنن سعادت بخش برخوردار ساخت. چه بسیار عزت ها را به ذلت، و ذلت ها را به عزت مبدل نمود و روابط انسانها را بر معیارهای جدید پایه گذاری کرد.

امام على (ع) در یکی از خطبه های خویش پیرامون قیام رسول گرامی (ص) و گرایش پاکان به آن حضرت سخن گفته و در ضمن به پاره ای از نتایج انقلاب اشاره نموده و چنین فرموده است:

«دَفَنَ اللَّهُ بِهِ الضَّغَائِنَ وَ أَطْفَأَ بِهِ [النَّوَائِرَ] الثَّوَائِرَ أَلَّفَ بِهِ إِخْوَاناً وَ فَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً أَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ وَ أَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ»[3]؛

خداوند به وسیله پیشوای اسلام و در پرتو انقلاب اسلامی، کینه های درونی مردم عصر جاهلی را در ضمیرشان دفن نمود و آنها را از اثر انداخت. شعله های زیانبار دشمنی را که باعث ضررهای گوناگون و احياناً قتل و خونریزی می شد، خاموش کرد. با پیوندهای دینی از یک طرف افراد پراکنده را به هم نزدیک نمود، بین آنان الفت و برادری برقرار ساخت و از طرف دیگر روابط جاهلانه را از بین مردم بر انداخت و کسانی که در عصر جاهليت قرین و عدیل یکدیگر بودند از هم جدا کرد. خداوند به وسیله پیامبر گرامی (ص)، ذلت و خواری را به عزت برگرداند و هم به وسیله او عزت را به ذلت تبدیل کرد.

عزت آفرینی اسلام برای مستضعفان

در عصر جاهلی بت ها مورد کمال تکریم و احترام بودند و بت پرستان نیز عزیز و گرامی. در عصر جاهلی دختر زنده به گور کردن باعث سربلندی و افتخار بود و دختر را زنده نگاه داشتن مایه ننگ و ذلت. در عصر اسلام زنده به گور کردن دختران عمل جنایی و مایه شرمساری و سرافکندگی شناخته شد و زنده نگه داشتن آنان از وظایف انسانی و اسلامی تلقی گردید. در عصر جاهلی گردنکشی و زورگویی نشانه قدرت و بزرگی بود و قدرتمندان خودسر و مستبد مورد عزت و احترام بودند. اما در عصر اسلام رعایت عدل و قانون معیار بزرگی و عزت شد و گردنکشی و جبّاریت موجب خواری و حقارت. در انقلاب اسلامی جباران ستمگر به ذلت و پستی افتادند و از اوج بزرگی و قدرت به حضيض عجز سقوط کردند و مستضعفان ذلیل و مردم به اوج بزرگی و عزت رسیدند و وارث حکومت مستکبران شدند.

در صدر اسلام آل امیه در برابر آل هاشم صف آرایی کردند و برای آن که از پیشرفت رسول گرامی (ص) و گسترش اسلام جلوگیری نمایند، به توطئه های خائنانه دست زدند و از تمام وسایل استفاده نمودند اما نقشه های آنان نقش بر آب شد، سرانجام دین خدا پیروز گردید پیشوای اسلام و مسلمانان غلبه کردند آل امیه با همه غرور و تکبرشان مغلوب شدند، انقلاب اسلامی، قوانین الهی، عزت کاذب و ظالمانه آنان را نابود ساخت و ناچار شدند در پیشگاه اسلام و مسلمین سر ذلت و خواری فرود آورند.

امام على (ع) ضمن نامه ای که به معاویه نوشته و در نهج البلاغه آمده است با جملات کوتاهی تاریخ گذشته و سوابق ننگین آل امیه را شرح داده و در پایان از فضیلت اسلام یاد کرده و به مقررات ذلت بار آن برای مستکبرین و عزت آفرین برای مستضعفین اشاره کرده است.

«وَ أَمَّا قَوْلُكَ إِنَّا بَنُو عَبْدِ مَنَافٍ، فَكَذَلِكَ نَحْنُ وَ لَكِنْ لَيْسَ أُمَيَّةُ كَهَاشِمٍ وَ لَا حَرْبٌ كَعَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ لَا أَبُو سُفْيَانَ كَأَبِي طَالِبٍ وَ لَا الْمُهَاجِرُ كَالطَّلِيقِ وَ لَا الصَّرِيحُ كَاللَّصِيقِ وَ لَا الْمُحِقُّ كَالْمُبْطِلِ وَ لَا الْمُؤْمِنُ كَالْمُدْغِلِ، وَ لَبِئْسَ الْخَلْفُ خَلْفٌ يَتْبَعُ سَلَفاً هَوَى فِي نَارِ جَهَنَّمَ. وَ فِي أَيْدِينَا بَعْدُ فَضْلُ النُّبُوَّةِ الَّتِي أَذْلَلْنَا بِهَا الْعَزِيزَ وَ نَعَشْنَا بِهَا الذَّلِيلَ».[4]

این که گفته ای ما فرزندان عبد منافیم ما نیز فرزندان او هستیم و میان ما و شما تفاوت بسیار است نه امیه مانند هاشم است و نه حرب مانند عبدالمطلب. نه ابوسفیان مثل ابوطالب است و نه مهاجر همانند آزاد شده. نه نسب صریح مانند نسب الحاقی است، نه راستگو مانند دروغگو، و نه مؤمن همانند منافق. چه بد فرزندی است آن که از پدر مرده و جهنمی خود پیروی می کند.

هر یک از این جملات که امام (ع) در نامه خود آورده به گوشه هایی از تاریخ اشاره می کند که پاره ای از آنها روشنگر افتخارات آل هاشم است و قسمتی یادآور ننگ های بنی امیه.

سپس امام (ع) در نامه خود خاطرنشان می فرماید که از همه این تفاوت ها گذشته ما، برتری و امتیاز نبوت است که به وسیله احکام و مقررات آن عزیزان گردنکش و خودسر را خوار و ذلیل نمودیم و به ذلیلان مستضعف و مظلوم بزرگی و عزت بخشیدیم.

انقلاب اصلاحات امیر المؤمنین (ع)

روزی که مردم با امام علی (ع) به خلافت بیعت کردند و زمام امور مملکت را به وی سپردند، حضرت تصمیم گرفت در اداره امور کشور روش انقلابی در پیش گیرد و شمولاتی عمیق و اساسی به وجود آورد. زیرا می دانست در طول بیست و چند سالی که از مرگ رسول گرامی (ص) گذشته در مملکت انحرافهایی پدید آمده است. بعضی از شغل های حساس مملکت به دست افراد ناصالح افتاده، پاره ای از مسایل اسلامی به دست فراموشی سپرده شده و قسمتی از بیت المال مسلمین به مصارف ناروا می رسد و باید تمام این امور بر وفق معیارهای اسلامی اصلاح گردد.

امام على (ع) متوجه بود که با ایجاد روش انقلابی، دگرگونی های عظیمی پدید می آید، جامعه زیر و رو می شود، بسیاری از عزیزان خوار می گردند، و گروهی از ذلیلان به بزرگی و عزت می رسند. عده ای از افراد شاغل از خدمات دولتی برکنار می شوند و عده ای از برکناران عهده دار کارهای مهم می گردند. از این رو ضمن اولین خطبه ای که در مدینه پس از بیعت مردم ایراد نمود جامعه را از شمولات و تغییراتی که با آنها مواجه خواهند شد، آگاه ساخت و فرمود:

«أَلَا وَ إِنَّ بَلِيَّتَكُمْ قَدْ عَادَتْ كَهَيْئَتِهَا يَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِيَّهُ (صلی الله علیه وآله) وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ وَ أَعْلَاكُمْ أَسْفَلَكُمْ».[5]

آگاه باشید که امتحان و ابتلای شما دوباره بازگشت نموده است همانند روزی که خداوند پیامبر اسلام (ص) را به نبوت برانگیخت. قسم به خدایی که او را به حق مبعوث نمود در حکومتشان به هم ریخته می شوید سپس با غربال امتحان از یکدیگر ممتاز می گردید، و مانند ریگی که محتوای آن برهم زده باشند، زیر و رو می گردید تا جایی که بعضی از شماها که در سطح زیرین جامعه قرار دارید بالا می آیید و بعضی که در سطح بالا هستید به زیر می روید و سقوط می کنید».

امام علی (ع) روش انقلابی خود را خیلی زود آغاز نمود و با سرعت به اصالحات اساسی دست زد. اما از یک طرف آنان که خویشتن را در معصرض خطر و احیاناً سقوط احاس می کردند به کارشکنی و اخلال تصمیم گرفتند، توطئه ها نمودند، جنگ داخلی به راه انداختند، و در راه حکومت امام علی (ع) ایجاد موانع کردند و از طرف دیگر دوستان ناآگاه آن حضرت به سستی گراییدند، در مقابل رویدادها بی تفاوت شدند، از یاری رهبر خود شانه خالی کردند، و عملا او را تنها گذاردند. در نتیجه امام علی (ع) در اداره مملکت با مشکلات گوناگون مواجه شد و پیش از آنکه نقشه اصلاحی خویش را پیاده کند به درجه رفیعه شهادت نایل گردید و مسلمین بزرگترین شخص اسلامی و گرانقدرترین سرمایه اجتماعی خود را از دست دادند.

 

نتیجه گیری

سخن و سیره امام علی(ع) تجلی عینی و ادامه منطقی انقلاب تحول آفرین اسلام است. ایشان با درک عمیق از انحرافات پیش آمده پس از رحلت پیامبر(ص)، حکومت خویش را بر پایه اصلاحات و تحولات انقلابی بنا نهاد و مصمم بود تا ساختارها و ارزش ها را به سوی عدالت ناب اسلامی بازگرداند. این مسیر، ناگزیر با مقاومت شدید ذی نفعان وضع موجود و حتی سستی برخی دوستان مواجه شد. بنابراین، دوران کوتاه حکومت علوی، درس آموزی ماندگار از اصلاحات انقلابی است که نشان می دهد تحقق آرمان های دگرگون ساز، افزون بر رهبری حکیمانه، به بصیرت و همراهی فعالانه جامعه نیازمند است. اگرچه این نقشه اصلاحی به طور کامل محقق نشد، اما چراغ راهی برای همه جوامعی است که خواهان بازگشت به اصول اصیل و تحول آفرین دین هستند.

پی نوشت ها

[1] . ابن ابی فارس، مجموعه ورام، ج2، ص87.

[2] . شرتونی، اقرب الموارد، ج4، ص118.

[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 96.

[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 17.

[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 16.

 

فهرست منابع

  1. ابن ابی فارس، ورام، مجموعة ورّام (تنبيه الخواطر و نزهة النواظر)، قم، فقیه، 1410ق.
  2. شرتونی، سعید، اقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد، قم، دار الأسوة، 1374.
  3. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج‌‌البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.

 

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

فلسفی، محمدتقی؛ عزّت و ذلّت از دیدگاه نهج البلاغه، کتاب کاوشی در نهج البلاغه – مجموعه مقالات و سخنرانی‌ها در کنگره بین‌المللی هزاره نهج‌البلاغه – جلد دوم، ص625-648.

اصلاحات و تحولات انقلابی دین اسلام در سخن و سیره امام علی(ع)

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    مطالب پربازدید

    هیچ نوشته‌ای پیدا نشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.