دوران حکومت امام علی (ع) از مقاطع مهم تاریخ صدر اسلام است که با شکل گیری جریانهای سیاسی مختلف همراه بود. این جریانهای سیاسی هر یک با انگیزه های قدرت طلبانه، اقتصادی، فکری یا شخصی در برابر آن حضرت قرار گرفتند و در روند تحولات جامعه اسلامی تأثیر گذاشتند. بررسی جریانهای سیاسی مخالف امام علی (ع) ما را با ریشه ها و زمینه های گوناگون این مخالفتها آشنا می سازد.
۱- قدرت طلبان
مقصود از قدرت طلبان که از جریانهای سیاسی تأثیرگذار بودند، کسانی هستند که در صدد دستیابی به مراکز و اهرمهای قدرت هستند و از هر شیوه و چیزی که آنان را برای رسیدن به قدرت کمک کند استفاده می کنند به چند نمونه از این قدرت طلبان توجه کنید: وقتی سپاه عایشه از مکه خارج شد به هنگام نماز مروان نزد طلحه و زبیر آمد و گفت: کدامیک از شما را به عنوان رهبر اعلام کنم تا امامت نماز را نیز به عهده گیرد؟ عبد الله پسر زبیر در پاسخ مروان گفت: پدر مرا به عنوان رهبر و امامت جماعت اعلام نما!! محمد پسر طلحه نیز در پاسخ مروان گفت: پدر مرا به عنوان رهبر و امام جماعت به مردم معرفی کن!!
وقتی خبر این گفتگو پخش شد عایشه شخصی را نزد مروان فرستاد که با این کار تصمیم داری نیروها را متفرق کنی؟! پسر خواهرم (عبدالله بن زبیر) باید به عنوان امام جماعت به مردم معرفی شود. به دنبال این بگو مگو معاذ بن عبید گفت: به خدا قسم بعد از پیروزی آغاز درگیری داخلی ماست زیرا نه طلحه حاضر است به نفع زبیر کنار برود و نه زبیر حاضر است به نفع طلحه کنار برود.[1]
نمونه دیگر: بعد از خروج سپاه عایشه از مکه و رسیدن آنان به منطقه ذات عراق – سعید بن عاص با مروان ملاقات کرد و به او گفت: مقصد نهایی کجاست؟ و اینها را (اشاره به عایشه، طلحه و زبیر) برای چه به اینجا آورده ای مروان پاسخ داد: می رویم تا قاتلان عثمان را بکشیم؟!
سعيد بن عاص طلحه و زبیر را کنار کشید و به آنان گفت صادقانه بگویید بعد از پیروزی کدامیک به حکومت خواهید رسید؟ هر دو گفتند: هر کدام از ما را که مردم انتخاب کنند؟! سعيد بن عاص گفت: باید پسر عثمان به حکومت برسد زیرا شما به بهانه خونخواهی عثمان مردم را بسیج کرده اید؟ آن دو گفتند: بزرگان مهاجران را کنار بگذاریم و کار را به دست بچه یتیمان بسپاریم؟! سعید بن عاص گفت: من با شما همکاری نخواهم کرد.[2]
همانطوری که ملاحظه می کنید اینها نه حاضرند رقیب دیگری را تحمل کنند و نه حاضرند همدیگر را تحمل کنند و برای رسیدن به قدرت و بسیج نیرو از زشت ترین شیوه آن روز که آوردن همسر رسول خدا (ص) و سوء استفاده از موقعیت اجتماعی او باشد استفاده کرده اند.
۲- زراندوزان
یکی دیگر از جریانهای سیاسی فعال در عصر امام، زراندوزان بودند، مقصود از زراندوزان کسانی هستند که درصدد پر کردن جیب خود از بیت المال بودند این گروه را که بیشتر غارتگران بیت المال تشکیل می دهند خود به چند گروه تقسیم می شوند:
الف: گروهی که در زمان عثمان از امتیازات ویژه استفاده می کردند و چون امام على (ع) آنان را از این امتیازات محروم کرد علیه امام سر به شورش برداشتند. به عنوان نمونه عبد الرحمن سلمی از امت کسانی که با امام علی (ع) دشمنی داشت روزی شخصی به او گفت: عبد الرحمن سوالی دارم ولی تو را به خدا قسم می دهم پاسخم را صادقانه بدهی، عبدالرحمن پذیرفت. آن مرد گفت: تو را به خدا غیر از این است که دشمنی تو با امام علی (ع) از روزی آغاز شد که او بیت المال کوفه را تقسیم کرد و به تو و خانواده ات امتیاز ویژه نداد؟ عبد الرحمن گفت: چه کنم که مرا به خدا قسم داده ای! آری چنین بود.[3]
ب: گروهی که در زمان عثمان امتیاز ویژه ای نداشتند. (چون از بنی امیه نبودند) ولی با به قدرت رسیدن حضرت چهره ای والایی از خود به نمایش گذاشتند و با رسیدن به قدرت به جمع ثروت پرداختند و همین که حضرت با آنان برخورد می کرد، به معاویه پناه می بردند.
به عنوان نمونه: یزید بن حجیّه از طرف امام به حکومت ری منصوب شده بود و پس از درگیری با خوارج و شکست آنان تمام اموال آنان را خودش تصاحب کرد، به دنبال این حادثه امام او را دستگیر و شخصی بنام سعد را مأمور نگهداری او تا رسیدن به مرکز نمود، یزید شب هنگام از خواب سعد سوء استفاده کرد و فرار نمود و به معاویه پناه برد و علیه امام قصیده ای بسیار مفصل سرود و در آن، ضمن ناسزا به حضرت اعلام می کند که از دشمنان سرسخت آن حضرت است.[4]
ج: گروهی که در گذشته از امکانات دولتی استفاده می کردند ولی امام حاضر نبود امتیازات ویژه به آنان بدهد و بر این اساس برای رسیدن به ثروت و بیت المال در کنار معاویه قرار گرفتند و تمام تلاش خود را برای سرنگونی حکومت امام به کار گرفتند. به عنوان نمونه: عمرو بن عاص همین که دید خانۀ عثمان محاصره شده است از مدینه خارج شد و به فلسطین رفت و مدتها ماند و وقتی که دید حکومت امام علی (ع) تثبیت شده است به شام رفت به این شرط در کنار معاویه قرار گرفت که معاویه حکومت مصر را در اختیار او قرار دهد و معاویه نیز که در جریان درگیری با امام على (ع) به طرحهای شیطانی عمر و بن عاص نیازمند بود به این شرط تن داد.[5]
3- منافقان
به کسانی گفته می شود که اندیشۀ دینی را قبول نداشته، ولی به دلائل مختلف در جامعۀ اسلامی اظهار می دارند که اندیشۀ دینی را قبول دارند و در فرصتهایی که در اختیارشان قرار می گیرد علیه اندیشۀ دینی اقدام می کنند؛ این جریان فکری بعد از قدرت یافتن پیامبر اسلام (ص) در جامعۀ اسلامی بوجود آمد و در طول تاریخ، اسلام ضربه های سختی از این افراد خورده است در عصر حضرت امیر (ع) یکی از گروههای مخالف آن حضرت را جریان نفاق تشکیل می دهد به چند نمونه توجه کنید:
الف: اشعث بن قیس: ابن ابی الحدید در شرح خطبۀ ۱۹ نهج البلاغه، زندگی اشعث را شرح می دهد که چگونه اظهار اسلام کرد و در زمان ابوبکر، او خواهرش را به عقد اشعث در آورد و در زمان عثمان حاکم آذربایجان شد و پس از مرگ عثمان در سلک یاران امام علی (ع) درآمد سپس می گوید: با اینکه اشعث در جمع یاران امام علی (ع) بود ولی از منافقان زمان اوست همانطوری که عبدالله ابن ابی سلول در بین اصحاب رسول خدا (ص) بود و این دو از رهبران جریان نفاق می باشند.[6]
ب: عمرو بن عاص: ابن ابى الحديد در شرح خطبۀ ۲۶ نهج البلاغه پس از نقل جریان معامله عمرو بن عاص با معاویه برای همکاری علیه امام علی (ع) و نقل سخنانی از عمرو بن عاص از استادش نقل می کند: «و مازال عمرو بن العاص ملحداً ما تردد قط في الاحاد والزندقه وكان معاويه مثله و يكفى من تلاعبها بالاسلام حديث»[7] عمرو بن عاص همیشه ملحد بود و هرگز در الحاد و کفر شک نداشته است و معاویه نیز مانند او بود و برای روشن شدن بازیچه قرار دادن آنان اسلام را کفایت می کند.
ج: معاویه: مغيرة بن شعبه از کسانی است که بعد از پیامبر اسلام (ص) نقش زیادی در انحراف حکومت و تثبیت بنی امیه داشته است پسر مغیره نقل می کند: من با پدرم به دیدار معاویه می رفتم و هرگاه پدرم از ملاقات معاویه باز می گشت از هوش، ذكاوت، عقل و تدبیر معاویه سخن بسیار می گفت تا اینکه شبی به خانه آمد دیدم بسیار غمگین است و از خوردن شام امتناع کرد ساعتی انتظار کشیدیم دیدیم فایده ندارد و غم پدر برطرف نشد تصور کردیم از دست ما عصبانی است پرسیدم: پدر چه شده است چرا اینقدر غمگینی؟ پدرم لب به سخن گشود و گفت: پسرم من از نزد کافرترین و پست ترین انسان می آیم؟ آن شخص کیست؟ معاویه!
پدر تو که همیشه از او تعریف می کردی؟ پسرم! آری.
پس چه شده است؟ پسرم امشب من و او جلسه ای خصوصی داشتیم به او پیشنهاد کردم ای امیرالمؤمنین!! عمری از تو گذشته و پیر شده ای اگر عدالت پیشه کنی و نسبت به اقوام خود (بنی هاشم) صله رحم بجا آوری و به آنان توجه کنی بهتر است و این کار تو در تاریخ خواهد ماند و ثوابش در آخرت برای تو و در دنیا مردم از تو به نیکی یاد می کنند از طرفی بنی هاشم نیز توان مقابله با تو را ندارند؟
معاویه گفت: هرگز، هرگز، کدام نام نیک خواهد ماند؟ ابوبکر به قدرت رسید و به عدالت رفتار کرد و با مرگش نام او نیز خاموش شد. عمر به قدرت رسید و با آن همه تلاش، همین که مرد نامش فراموش شد، ولی یتیم بنی هاشم روزی ۵ بار نامش را با صدای بلند فریاد می کنند: «أشهد أنّ محمداً رسول الله (ص)» ای بی پدر! کدام عمل و کدام نام بعد از نام یتیم بنی هاشم خواهد ماند!! نه به خدا قسم تا نام این مرد را دفن نكنم بطوری که هرگز نامش را نبرند امکان ندارد آرام گیرم؟! [8]
۴- حسودان
عده ای از مخالفان سیاسی امام علی (ع) نه درصدد بدست گرفتن مراکز قدرت بودند و نه درصدد زراندوزی و نه منافق بودند و نه… بلکه با توجه به فضائل امام علی (ع) و موقعیت او نزد پیامبر (ص) و عشق و علاقه بی حد طرفدارانش به او به این همه امتیاز حسادت می ورزیدند. گرچه در دنیای سیاست و سیاستمداران کمتر به ویژگیهای روحی انسان و نقش آنها در رفتارشان توجه می شود ولی نباید آنها را نادیده گرفت به عنوان نمونه مخالفت عايشه ام المؤمنین با امام علی (ع) از این نگاه قابل توجیه است.
روزی که عایشه به عنوان همسر پیامبر (ص) به خانه او آمد هنوز حضرت زهرا (س) در خانه پدر بود و عایشه از همان روز نخستین از محبت و عشق فراوان پیامبر (ص) نسبت به دختر و در نتیجه شوهر آینده اش با خبر شد و با رفتن حضرت زهرا (س) به خانه امام علی (ع) و اظهار محبت فراوان پیامبر (ص) نسبت به این زن و شوهر بخصوص که پیامبر (ص) از مادر حضرت زهرا (س) یعنی حضرت خدیجه (س) نیز فراوان به نیکی یاد می کرد طبیعی بود که گرد رشک بر خاطر عایشه بنشیند.
دیری نگذشت که خداوند به حضرت زهرا (س) و امام علی (ع) فرزندانی کرامت کرد ولی عایشه تا پایان عمر پیامبر (ص) دارای فرزند نشد. از طرفی پیامبر (ص) نسبت به فرزندان فاطمه (س) بسیار اظهار عشق و علاقه می کرد و آنان را فرزندان خود می نامید صحابه رسول خدا (ص) نیز به تبعیت از پیامبر (ص) به فرزندان امام علی (ع) اظهار محبت می کردند.
حادثه دیگری در زمان پیامبر (ص) اتفاق افتاد که بر ناخشنودی عایشه از امام علی (ع) افزود و آن حادثه این بود، روزی که منافقان تهمت افک را بر او نهادند پیامبر (ص) با اطرافیان از جمله با امام علی (ع) مشورت کرد او گفت: زنان بسیارند در این باره از خادمۀ خانه بپرس تا آنچه رخ داده به تو بگوید.[9] همین امور کافی است که عایشه از دست امام علی (ع) ناخشنود باشد و اتفاقاً عایشه خودش به این حسادت نسبت به امام علی (ع) اعتراف کرده است به این جریان توجه کنید:
چون جنگ جمل پایان یافت امام علی (ع) دستور داد باقیماندۀ سپاه عایشه هرکس می خواهد در بصره بماند آزاد است و هر کس می خواهد به مدینه برگردد و نیز آزاد است و همۀ امکانات را فراهم کرد و به محمد بن ابوبکر برادر عایشه دستور داد که عایشه را به مدینه برساند و چهل نفر از زنان سرشناس بصره را نیز همراه عایشه روانه کرد. هنگام حرکت عایشه، امام علی (ع) دستور داد مردم جمع شدند و با او وداع کنند. به هنگام وداع عایشه، رو به مردم گفت: ای فرزندانم، بخاطر بعضی از مسائل، بعضی از ما از بعضی دیگر گله مندیم، هیچکس نباید به خاطر این مسائل به دیگری تجاوز کند. به خدا قسم من و علی (ع) در گذشته با هم اختلافی نداشتیم مگر بعضی از مسائل که بین زن و اقوام همسرش وجود دارد و به خدا قسم علی نزد من از ناخشنودان نیکوکار است. سپس امام علی (ع) فرمود: ای مردم عایشه راست می گوید.[10]
۵- تجدید نظر طلبان (خوارج)
از دیگر جریانهای سیاسی تجدید نظر طلبان هستند که در گذشته به یک سلسله اصول اعتقادی معتقد بودند براساس آن اصول رفتار می کردند پس از مدتی به دلائلی از آن مبانی فکری عدول کرده اند ولی چون شهامت اعلام این انحراف فکری را ندارند، عملکرد گذشته خود را تخطئه می کنند و رفته رفته آن مبانی را که اندیشۀ دینی است. زیر سؤال برده اند این گروه در تاریخ اسلام به خوارج مشهور شده اند.
هستۀ اصلی این گروه در زمان رسول خدا (ص) در جنگ طائف هنگام تقسیم غنائم بروز کرد که ذوالحویصره، خطاب به پیامبر (ص) گفت: محمد به عدالت رفتار نکردی!! این گروه معیاری برای تشخیص حق و باطل جز تشخیص خودشان نداشتند و خودشان را مسلمان، انقلابی، اصلاح گر واقعی می دانند و بقیه را کافر، ارتجاعی و…. می دانند.
با اینکه این جریان مدتها بعد از نزول آیۀ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ…»[11] واقع شده است ولی اگر در جمله ای که از این شخص نقل شده دقت شود معلوم می شود که او خود را از پیامبر (ص) بالاتر دانسته و حتی حاضر نیست کلمۀ رسول الله را بکار ببرد و معیار عدالت هم تشخیص خود اوست!!
همین شخص یکی از رهبران خوارج در زمان امام علی (ع) بود، این گروه عملکرد گذشته خود و امام را در جنگ جمل قبول داشتند و در جنگ صفین وقتی شکست این طرح روشن شد که آنان را به اهدافشان نمی رساند پذیرش حکمیت از طرف خود و امام را محکوم و همه سپاه امام حتی خود امام را کافر دانسته و اصرار داشتند که توبه کنند رفته رفته کار این گروه به جایی رسید که اصول ابتدایی اسلام را زیر پا گذاشته و ترور، غارت، دزدی و…. رفتار عادی آنان شد به این جریان توجه کنید:
بعد از جریان حکمیت یکی از رهبران خوارج با جمعی از همفکران خود از بصره عازم نهروان بود در بین راه به عده ای از مسافران برخورد کردند که در بین آنان زن و مردی سوار الاغ بودند دستور داد این دو را آوردند و پس از تهدید و ارعاب پرسیدند: کیستی؟ عبدالله بن خباب صحابی رسول خدا (ص) آیا ترسیدی؟ آری. از این پس درامانی.
حدیثی از پدرت برای ما بگو که خودش آن را از زبان پیامبر شنیده باشد؟ پدرم فرمود: از رسول خدا (ص) شنیدم فتنه ای برپا خواهد شد که دل انسان همانند بدن او در آن فتنه می میرد. انسان در آن فتنه، شب هنگام مؤمن است و صبح هنگام، کافر و صبح هنگام، مؤمن است و شب هنگام کافر. ما بخاطر همین حدیث را خواستیم از تو بپرسیم؟ نظرت درباره ابوبکر و عمر چیست؟ آنان انسانهای خوبی بودند.
نظرت راجع به عثمان در اول و آخر خلافتش چیست؟ او در اول و آخر خلافتش درست عمل کرده است. نظرت راجع به علی (ع) قبل و بعد از حکمیت چیست؟ او شناختش نسبت به خدا از شما بیشتر، رعایت دینداریش بهتر و از بینش عمیق تری از شما برخوردار است. معلوم می شود تو از هوای نفست پیروی می کنی و ملاک عشق و علاقه تو نسبت به انسانها اسم آنهاست نه رفتار آنان؟ بخدا قسم طوری تو را می کشیم که تاکنون احدی را چنین نکشته ایم ؟!!
بدنبال این مناظره او را گرفته، دستهایش را بسته و همسرش (که ماه های پایان دوران حاملگی را می گذراند) را زیر درخت خرمایی آوردند. در این بین دانه خرمایی از درخت افتاد یکی از خوارج آن را برداشت و در دهانش گذاشت که بخورد و دیگری آن را از دهان او بیرون آورد و داد زد بدون اجازه صاحبش مال مردم می خوری؟! در این بین خوکی از آنجا گذشت که صاحبش از اهل کتاب بود یکی از خوارج آن خوک را با شمشیرش کشت دیگری به او گفت: این فساد در زمین است. صاحب خوک آمد و او را راضی کردند (البته با این صحنه ها او می بایست راضی می شد).
عبدالله بن خباب وقتی این رفتار را از آنان دید گفت: اگر در آنچه انجام می دهید صادق باشید من از شما واهمه ندارم چون من مسلمان هستم و بدعتی نیز در دین نگذاشته ام گذشته از آنکه شما به من امنیت دادید. بدنبال سخنان عبدالله، خوارج او را به پهلو خوابانده و همانند گوسفند سر بریدند ؟! بعد به طرف همسرش آمدند آن زن فریاد زد: من یک زن هستم از خدا نمی ترسید ؟! آنان شکم او را دریدند و سه نفر دیگر از زنان که همراه این گروه بودند را نیز کشتند.[12]
6- متحجران
از دیگر جریانهای سیاسی «متحجران» هستند، کسانی که درک درستی از دین و جامعیت دین بخصوص در مسائل اجتماعی ندارند و اگر بخواهیم به زبان روز بیان کنیم دین را تنها رابطۀ خدا و انسان می دانند و از تنظیم روابط بین انسانها بر اساس دین عاجزند و حاضر نیستند سخنی بگویند و آن را نفی می کنند و صرفاً جنبه های عبادی دین توجه آنان را جلب کرده و به آن سخت پایبند هستند و اگر کسانی بخواهند جنبه های اجتماعی دین را پیاده کنند بر نمی تابند و به اسم مخالفت این رفتار با دین به مخالفت با آن برمی خیزند و هرگز شهامت قیام مسلحانه علیه حکومت را ندارند و مخالفت آنان در حد تبلیغات و ایرادهای به ظاهر شرعی گرفتن خلاصه می شود.
گرچه مشهور شده است که این گروه خوارج را تشکیل می دادند ولی باید توجه داشت که همه خوارج از این گروه نبودند بلکه بخش کوچکی از آنان را متحجران و به تعبیر حضرت امیر (ع) جاهل متنسک تشکیل می دادند و آن دسته از خوارج که قیام مسلحانه می کردند از حاشیۀ امنیتی این گروه در جامعه سوء استفاده می کردند
به هر حال جمعی از مخالفان حضرت امیر (ع) را این گروه تشکیل می دادند که به دخالت امام علی (ع) در مسائل اجتماعی و حاکمیت دین اعتراض داشتند به این نمونه توجه کنید:
از جمله مخالفان حضرت امیر (ع) ابو سعید بود دربارۀ امام علی (ع) می گفت: اگر علی در مدینه می ماند و به خوردن خرما قناعت می کرد برایش بهتر بود از آنچه که در آن وارد شده است و تلاش زیاد می کرد که مردم از امام علی (ع) حمایت نکنند. روزی حضرت او را دید که برای وضو گرفتن آب زیادی مصرف می کند حضرت به او فرمود: آب زیادی را هدر دادی؟! در پاسخ امیر (ع) گفت: خون هایی که امیرالمؤمنین هدر داده است بیشتر از این هاست؟!
حضرت فرمود: بخاطر آن خونها غمگین هستی؟ آری! حضرت فرمود: برای همیشه غمگین باش. گفته اند به دنبال این سخنان تا پایان عمر همیشه گرفته و غمگین بود.[13]
نتیجه گیری
جریانهای سیاسی مخالف امام علی (ع) بازتاب دهندۀ تنوع انگیزه ها و منافع در جامعۀ آن روز بودند. این جریانهای سیاسی از قدرت طلبان و زر اندوزان تا منافقان، حسودان، تجدیدنظرطلبان و متحجران را دربر می گرفتند. وجه مشترک بسیاری از این جریانهای سیاسی، ناتوانی در پذیرش عدالت و حاکمیت دینی بود. در برابر این جریانهای سیاسی، امام علی (ع) بر اصول حق مداری و عدالت پای فشرد و الگویی ماندگار بر جای گذاشت.
پی نوشت ها
[1]. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج3، ص209.
[2]. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج2، ص209.
[3]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج4، ص100.
[4]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج4، ص83.
[5]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج2، ص65.
[6]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج1، ص297.
[7]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج2، ص65.
[8]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج5، ص129.
[9]. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج2، ص197.
[10]. طبری، تاریخ طبری، ج3، ص547.
[11]. حجرات، 2.
[12]. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج3، ص341.
[13]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج4، ص95.
فهرست منابع
- قرآن کریم.
- ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، قم، مکتبة المرعشی النجفی، 1404ق.
- ابن اثیر، علی بن محمد، الكامل في التاريخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، تهران، اساطیر، 1362.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
مرتضوی، سیدمحمد، حضرت علی (ع) و مخالفان سیاسی؛ از کتاب «امام علی (ع) فرهنگ عمومی و همبستگی اجتماعی»، تهران، زهد، 1380، ص288-306.

















