مسئله ترتیب سوره ها و آیات قرآن در مصحف امام علی (ع) و مصحف رایج یکی از مسائل چالش برانگیز است. برخی معتقدند در مصحف امام علی (ع) چینش سوره ها بر اساس ترتیب نزول آیات بوده و با مصحف رایج تفاوت هایی دارد. اما دانشمندان معاصر این تفاوت ها را به تفسیر و تأویل آیات نسبت داده و نه ترتیب نزول. این مقاله نشان می دهد که در واقع ترتیب سوره ها و آیات در هر دو مصحف یکسان است و تفاوت ها بیشتر در تفسیر و تأویل آیات است، نه در چینش آنها.
دو نظریه درباره ترتیب سوره ها و آیات
الف) دیدگاه قدیم برخی از علمای شیعه و سنی این است که چینش مصحف امام علی (ع) بر اساس نزول بوده و تفاوت مصحف ایشان با مصحف رایج در ترتیب سوره های قرآن و احتمالاً برخی از آیات است.
ب) اما برخی معاصران دیدگاه جدیدی مطرح کرده و روایات مربوط به ترتیب مصحف امام علی (ع) را از لحاظ سندی ضعیف دانسته یا تأویل کرده اند.[1] ایشان معتقدند که تفاوت مصحف امام علی (ع) با مصحف موجود در این است که در مصحف امام (ع) تفسير و شأن نزول آیات ذکر شده اما در مصحف عثمانی نیامده است.[2] دلیل این مدعا این است که اولین خبری که در منابع اهل سنت نقل شده خبر ابن سعد از محمد بن سیرین است که گفت: «… فزعموا انه كتبه على تنزيله»[3]
این روایت اساس مطلب در منابع اهل سنت است که صراحتاً بر ترتیب مصحف على (ع) براساس نزول دلالت ندارد و به گفته ابن سیرین قوم گمان کردند که علی (ع) مصحف را بر اساس نزول نوشته است. در حالی که هیچ کدام از راویان آن مصحف را مشاهده نکرده اند تا بر اساس مشاهداتشان گزارش دهند. به گفته برخی اندیشمندان معاصر هیچ کس آنچه را که علی (ع) در مصحف خود نوشته ندیده است. پس؛ نظرهای دیگران صرفاً بدون دلیل است، و آنچه درباره این مصحف از طريق غیر معصوم نقل شده است اساسی ندارد.[4]
تفسیر و تأویل در مصحف امام علی (ع)
در روایات شیعه، قدیمی ترین نقل از ابن شهر آشوب است که از قول ابو رافع گفت: «الّفه كما أنزل الله و کان به عالماً»[5] امام صادق (ع) از قول علی (ع) فرمود: «هَذَا كِتَابُ اَللَّهِ قَدْ أَلَّفْتُهُ كَمَا أَمَرَنِي وَ أَوْصَانِي رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَمَا أُنْزِلَ»[6] این است کتاب خدا همان گونه که رسول خدا به من امر نمود و وصیت کرد آن را تألیف نمودم نیز فرمود: «هَذَا كِتَابُ اَللَّهِ كَمَا أَنْزَلَهُ اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ»[7] این است کتاب خدا آن چنان که خداوند بر محمد (ص) نازل کرده است.
برخی شدیداً معتقدند که تعابير «كما انزل الله»، «كما انزل»، «علی تنزیله» که در این احادیث ذکر شده است، فقط درباره متن آیات قرآن به کار می رود و نمی توان از آنها تفسیر و تأویل آیات را برداشت کرد. بنابراین؛ تفاوت مصحف امام (ع) و مصحف عثمانی فقط در ترتیب سوره ها و آیات در قرآن است.[8] در نقد این دیدگاه می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
اولاً: اصطلاح «تنزیل» صرفاً به معنای متن آیات قرآن نیست، بلکه گاهی علاوه بر متن آیات، تفسیر و تأویل آن را دربر دارد، چنان که از روایت ابن سیرین و عکرمه به دست می آید.[9] در حدیث دیگری آمده است که محمد بن فضیل گوید: از حضرت ابوالحسن (ع) راجع به قول خدای عزوجل می خواهند با پف دهانشان نور خدا را خاموش کنند.[10] پرسیدم، ایشان فرمود: یعنی می خواهند ولایت امیر المؤمنین (ع) را با پف دهانشان خاموش کنند، گفتم خدا تمام کننده نور خود است. فرمود: خدا تمام کننده امامت است به دلیل قول خدای عزوجل کسانی که به خدا و رسولش و نوری که فرو فرستاده ایمان آورند؛[11] پس نور همان امام است. گفتم: این تنزیل است؟ فرمود: آری، این حرف تنزیل است. و اما غیر آن تأویل است.[12] در این حدیث امام (ع) به صراحت تفسیر آیات قرآن را تنزیل خطاب می کنند، زیرا تفسیر آیات نیز از طرف خداوند بر رسولش نازل می شود.[13]
ثانياً: عبارت «كما انزل الله» یا مشابه آن مانند لفظ «مصحف» به طور خاص برای آیات قرآن به کار می رود. اما این سخن به این معنا نیست که کاربرد این الفاظ در معنای عام باطل باشد. بلکه می توان گفت امام علی (ع) آن چه را از طرف خداوند متعال نازل شده است، جمع آوری کرد، که شامل متن قرآن وحی قرآنی و تفسیر و تأویل آن وحی بیانی است. در قرآن کریم آمده است: «إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ … ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ» در حقیقت گرد آوردن و خواندن آن بر عهده ماست. سپس، توضیح آن نیز بر عهده ماست.[14] «وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» و این قرآن را به سوی تو فرود آوردیم تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده است توضیح دهی و امید که آنان بیندیشند.[15] بر اساس این آیات تبیین و توضیح قرآن کریم از طرف خداوند متعال بر رسول اکرم (ص) نازل شده که همان وحی بیانی است.
ثالثاً: در روایات متعددی از قول امام علی (ع) نقل شده که ایشان تفسیر و تأویل قرآن را به امر پیامبر (ص) و املای ایشان نگاشته است.[16] یکی از محققان معاصر می گوید: بر اساس مصادر حدیثی رسول خدا (ص) امام علی (ع) را مأمور کرد تا قرآن را با تفسیر و تأویل و ناسخ و منسوخش نگارش کند.[17] مشابه این سخن از سایر علمای شیعه نیز نقل شده است.[18]
رابعاً: اگر مراد از «تنزیل» و «كما انزل الله» فقط متن قرآن باشد، تفاوت مصحف علی (ع) با مصحف موجود صرفاً در ترتیب سوره ها و آیات خواهد بود، در این صورت این مصحف امتیاز خاصی نخواهد داشت. تا ائمه (ع) آن را به منزله یکی از منابع علوم خود معرفی کنند؛ زیرا ایشان از همین مصحف رایج هم می توانستند به مثابه منبع علم خود نام ببرند و نیازی به ذکر مصحف امام (ع) نبود.
خامساً: به گزارش روایات فریقین صحابه این مصحف را نپذیرفته و آن را رد کرده اند. اگر مراد از «ما انزل الله» متن قرآن بود و این مصحف صرفاً بر اساس نزول نوشته شده بود نپذیرفتن این مصحف از طرف صحابه به دلیل جابجایی چند سوره امری بی اساس به نظر می رسید؛ پس این مصحف مشتمل بر تفسیر و تأویل آیات بوده است که صحابه از آن بیمناک بوده و آن را رد کردند.
سادساً: درباره مصحف على (ع) تعابیر مختلفی وارد شده است. از جمله:
- «لوجد فيه علم كثير»[19]
- «لو وجد مصحفه لكان انفع و اكثر علماً» و«لو وجد مصحفه لكان فيه علم كبير»[20]
- «لو اجتمعت الانس و الجن أن يؤلفوه ذلك التأليف ما استطاعوا»[21]
- «وكان به عالما»[22]
بنابراین؛ اگر تفاوت دو مصحف صرفاً در ترتیب سوره ها و آیات باشد، تعابیر قبل معنایی نخواهد داشت. زیرا علم کثیر و ناتوانی جن و انس از تألیف قرآنی همانند مصحف علی (ع) در صورتی صحیح است که این قرآن حقایق فراوانی را علاوه بر متن آیات در خود جای داده باشد.
نکته دیگر این که عالم بودن علی (ع) به قرآن محدود به اطلاع از ترتیب نزول آیات به لحاظ تاریخی نیست و امکان اطلاع سایر صحابه از این ترتیب تاریخی نیز بوده است. چنان که شواهد فراوانی در این باب نقل شده که علم علی (ع) بر قرآن شامل اسرار و معانی عميق و تأویل و تفسیر کامل آیات است که کسی جز امام معصوم امکان اطلاع در این حقایق را ندارد.
دلایل دیدگاه مشهور در ترتیب سوره ها و آیات
دلیل اول:
امام باقر (ع) فرمود: «إِذَا قَامَ اَلْقَائِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ضُرِبَ فَسَاطِيطُ لِمَنْ يُعَلِّمُ اَلنَّاسَ اَلْقُرْآنَ عَلَى مَا أَنْزَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَصْعَبُ مَا يَكُونُ عَلَى مَنْ حَفِظَهُ اَلْيَوْمَ لِأَنَّهُ يُخَالِفُ فِيهِ اَلتَّأْلِيفَ.» چون قائم آل محمد (ص) ظهور فرماید خیمه هایی برپا میکند و قرآن را به همان شکل که نازل شده بود به مردم می آموزد و آن روز فراگرفتن قرآن از امروز دشوارتر است، زیرا آن قرآن با قرآن فعلی از نظر تألیف مخالف است».[23]
نقد و بررسی
اولاً: این حدیث مرسل است و جز در کتاب شیخ مفید در منابع پیش از آن دیده نمی شود و ممکن است عبارت پایانی این حدیث «فاصعب ما يكون على من حفظه اليوم لأنه يخالف فيها لتأليف» سخن شيخ مفید و برداشت ایشان از حدیث مذکور باشد؛ زیرا وی از میان علمای شیعه اولین کسی است که مسئلة ترتيب مصحف على (ع) را بر اساس نزول مطرح کرد.[24]
ثانیاً: از این حدیث استنباط می شود که مصحف امام (ع) به لحاظ ترتیب سوره ها و آیات با مصحف کنونی تفاوت زیادی دارد. زیرا اگر صرفاً تفاوت در ترتیب سوره ها و آیات بود یادگیری آن برای حافظان قرآن دشواری نداشت، در حالی که ترتیب آیات قرآن در مصحف موجود منشأ و حیاتی داشته و با نظارت پیامبر اکرم انجام شده است و دلایل عقلی و نقلی فراوانی بر این امر دلالت دارد.
ثالثاً: این حدیث شاهد خوبی است که عبارت «ما انزل الله » صرفاً متن قرآن کریم نیست بلکه تفسیر و تأویل آن نیز است. از آنجا که بر اساس نظر مشهور چینش آیات قرآن موجود مطابق نظر پیامبر (ص) بوده است. بنابراین؛ قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) نیز مردم قرآن را بر اساس «ما انزل الله» می آموزند و این یادگیری مختص به بعد از ظهور حضرت نیست. مگر این که منظور از عبارت «ما انزل الله» نص قرآن و تفسیر آن باشد. بنابراین؛ دشواری حفظ قرآن در زمان ظهور به دلیل وجود همه خصوصیات مربوط به تنزیل، شأن نزول، تفسير، و تأویل آیات است.
دلیل دوم:
حدیث دیگری که به آن استناد شده این است که امام باقر (ع) فرمود: «مَا اِدَّعَى أَحَدٌ مِنَ اَلنَّاسِ أَنَّهُ جَمَعَ اَلْقُرْآنَ كُلَّهُ كَمَا أُنْزِلَ إِلاَّ كَذَّابٌ وَ مَا جَمَعَهُ وَ حَفِظَهُ كَمَا نَزَّلَهُ اَللَّهُ تَعَالىٰ إِلَّا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ اَلْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ.» جز دروغ گو هیچ کس از مردم ادعا نکند که تمام قرآن را چنان که نازل شده جمع کرده است و کسی جز علی بن ابی طالب و امامان (ع) پس از وی آن را چنان که خدای تعالی فرستاده جمع نکرده اند.[25]
نقد و بررسی
چگونه ممکن است که تدوین قرآن بر حسب نزول صرفاً به ائمه (ع) نسبت داده شود در حالی که متأخر از کاتبان وحی اند و کاتبان وحی می توانستند قرآن را بر حسب نزول بنویسند همان طور که این چنین نوشته اند. به نظر می رسد منظور این حدیث از کل قرآن صرفاً آیات نازل شده نیست بلکه تفسیر و تأویل آن را نیز شامل می شود؛ چراکه در حدیث آمده است کسی جز علی (ع) و ائمه قادر به جمع قرآن نیستند، در حالی که کل قرآن در مصحف موجود جمع آوری شده است و ائمه (ع) بارها به همین قرآن موجود در اثبات احکام و استنباط آنها استناد کرده و با آن علیه مخالفان خود احتجاج می نمودند.[26]
پس ائمه مصحف موجود را بر اساس قرآنی که تحریف نشده است و کل «ما انزل الله» در آن جمع آوری شده پذیرفته اند. احادیث عرضه روایت به قرآن اخذ به کتاب و رجوع به قرآن شواهد دیگری بر ادعای قبل است.[27] برخی از نویسندگان بر اساس دو روایت قبل و شواهد دیگر معتقدند فقط على (ع) می توانسته است قرآن را بر اساس نزول جمع آوری کند و سایر صحابه ترتیب نزول قرآن را به طور کامل نمی دانسته اند.
بنابراین؛ عبارت «ما انزل الله» صرفاً درباره متن آیات قرآن است و تفسیر آن را دربر ندارد. بنابراین؛ مصحف در دسترس که به دست صحابه تدوین شده است. با مصحف امام (ع) متفاوت است.[28] در حالی که وی معتقد است، چینش آیات در مصحف موجود بر اساس ترتیب طبیعی نزول است و با مصحف امام تفاوت ندارد.
پس در تدوین مصحف موجود بقیه صحابه همانند علی (ع) از ترتیب سوره ها و آیات اطلاع داشته و بر همان اساس مصحف موجود را جمع آوری کرده اند. چگونه ممکن است که صحابه ترتیب نزول چند هزار آیه قرآن را بدانند اما ترتیب نزول صد و چهارده سوره قرآن را ندانند و چرا باید دانستن ترتیب نزول سور قرآن از عهده جن و انس خارج باشد!
نکته دیگر این که نویسنده فوق تأکید زیادی بر این مسئله دارد که مطالعه سوره های قرآن در بستر تاریخی شان و با توجه به ترتیب نزول آنها بسیاری از اختلافات تفسیری را حل خواهد کرد و فهم عمیقی از آیات به دست خواهد داد. اما در مصحف موجود به دلیل فقدان این ویژگی مهم رویدادهای تاریخی آشفته به نظر می آیند و بر خلاف توالی تاریخی شان نشان داده می شوند.[29] سؤال این است که:
اولاً: ایشان این آشفتگی رویدادهای تاریخی را در مصحف موجود چگونه با جنبه اعجاز لفظی قرآن مطابق می داند، در حالی که چینش صحیح آیات در سور و نیز چینش منطقی و ترتیب سوره ها و آیات در قرآن که به منزله فصلهای این کتاب الهی اند. شواهدی بر اعجاز قرآن خواهد بود.
چگونه ممکن است کتابی که همه جملات و کلمات آن در نهایت فصاحت و بلاغت و دیگر مصادیق اعجاز لفظی به کار رفته است، بین فصل هایش (سور آن) جنبه اعجاز لحاظ نشده باشد و در رویدادهای تاریخی آن آشفتگی دیده شود. بنابراین ادعای نبود نظم و ترتیب بین سوره های قرآن به معنای این است که بگوییم خدای حکیم کتابی برای هدایت بشریت فرستاده است که بین بخشهای آن نظم منطقی نیست که این سخن با حکمت الهی ناسازگار است.
ثانیاً: اگر این توالی تاریخی در فهم تفسیر این مقدار اهمیت دارد باید همه جا این توالی تاریخی رعایت شود در حالی که بنا بر نظر بعضی از قرآن پژوهان محتمل است، که در برخی سور مدنی آیات مکی گنجانده شود و این ترتیب به هم خورده است.[30]
نیز بر اساس شواهد ذکر شده رسول خدا (ص) در تعیین جایگاه آیات در سوره ها نقش اساسی داشته و خود ایشان چندین آیه را در یک سوره قرار داده و جای هر آیه را مشخص کرده است.[31] اگر توالی تاریخی شرط اساسی فهم قرآن بود، پیامبر اکرم (ص) به کاتبان وحی می گفت که از یک کنار آیات قرآن را در مصحف هایشان بنویسند و آیات را جابه جا نمی کردند.
ثالثاً: شواهد عقلی و نقلی ای وجود دارد که نشان دهنده و حیانی بودن چینش سور قرآنی در مصحف موجود است؛[32] از جمله:
الف) احادیث ختم قرآن و فضیلت ختم آن[33] نشان دهنده این است قرآن کریم در زمان رسول خدا (ص) آغاز و پایانی مشخص داشته و سوره های آن ترتیب ویژه ای داشته است.
ب) احادیث پیامبر اکرم (ص) درباره بخشهای قرآن که ایشان عناوینی را برای هر مجموعه سوره قرآن بیان کرد که اجمالاً با ترتیب کنونی سوره ها هماهنگ است.[34] به طور مثال بخشهای «سبع طوال» در این احادیث (هفت سوره طولانی آغاز قرآن) به ترتیب از ابتدای قرآن آغاز شده و به آخر قرآن منتهی می شود و مقصود از «مفصل» سوره های بخش پایانی قرآن کریم است که کوتاه تر از سوره های بخش های پیشین اند و غالباً آیات کوتاه دارند. این ترتیب در ذکر مجموعه یادشده اجمالاً با نظم کنونی سوره های قرآن هماهنگ است و شاهدی بر این که است که ترتیب سوره ها و آیات در زمان پیامبر (ص) سامان یافته است.
ج) عنوان فاتحه الکتاب در احادیث نبوی که در این احاديث عنوان فاتحه الكتاب برای سوره حمد به کار رفته است و این امر نشانه این است که در عهد رسول خدا سوره های قرآن ترتیب کنونی را داشته و پیامبر (ص) از طریق وحی، ترتیب سوره ها و آیات را ابلاغ کرده است. بنابراین سوره حمد نخستین سوره ای است که قرآن کریم با آن آغاز می شود.[35]
برتری داشتن دیدگاه معاصرین
بنابراین در باب مصحف امام علی (ع) دو نظریه وجود مطرح شد: نظریه مشهور علمای شیعه و نظریه جدید برخی معاصران علوم قرآنی که تفاوت مصحف على (ع) و مصحف موجود را صرفاً در بیان تفسير تأويل و شأن نزول آیات می دانند و این که مصحف علی (ع) همانند تفاسیر قرآن کنونی نوشته شده که تفسیر آیات در ذیل و حاشیه آنها ذکر شده است. هر دو گروه از دلایل و شواهد فراوانی برای اثبات مدعای خود بهره جسته اند. اما با توجه به شواهدی که در مباحث قبل ذکر شد و بیان چند مقدمه دیگر می توان نظریه معاصران را به نظریه مشهور احتمال قوی تری دانست:
اول: قرآن معجزه پیامبر اکرم (ص) در اثبات نبوت ایشان تا روز قیامت است، پس باید جنبه های اعجاز در آیات و سوره های آن محفوظ باشد.
دوم: پیامبر اکرم (ص) به امام علی (ع) دستور داد تا قرآن کریم را جمع آوری کند.
سوم: بنا بر شواهد تاریخی مصحف موجود در زمان عثمان به صورت یک مصحف مدون یا یک قرآن تدوین شد.[36]
چهارم: بر اساس برخی روایات شیعه و سنی عمل عثمان در جمع آوری قرآن مورد تأیید اکثر صحابه و به خصوص حضرت علی (ع) بوده است و حتی برخی بزرگان شیعه معتقدند علی (ع) بر جمع قرآن در زمان عثمان نظارت داشته و با تصویب آن حضرت این کار انجام شده و در حقیقت پشتوانه کار عثمان در جمع و ترتیب سوره ها و آیات آگاهی های حضرت علی (ع) درباره قرآن بوده است.[37] نیز نقل شده است، که مصحف عثمانی بر اساس آیات در مصحف علی (ع) و قرائت آن نگاشته شده و اکثر صحابه بر آن اتفاق نظر داشتند. بنابراین عثمان به جز مصحف امام علی (ع) مصحف های سایر صحابه را سوزانید.[38]
پنجم: شواهد فراوانی بر توقیفی بودن چینش آیات و سور از طرف پیامبر اکرم (ص) وجود دارد.[39]
نتیجه گیری
با توجه به مقدمات فوق می توان گفت که حضرت علی (ع) ترتیب سوره ها و آیات مصحف کنونی را بر اساس مصحف خویش تنظیم کرده و چینش آیات و سور آن را بر اساس نظر حضرت رسول (ص) قرار داده است تا جنبه های کامل اعجاز قرآن محفوظ باشد و ایشان و سایر ائمه (ع) همیشه به قرآن موجود استناد کرده اند پس مصحف امام علی (ع) در ترتیب آیات و سور هیچ تفاوتی با مصحف کنونی نداشته و صرفاً تأویل و تفسیر آیات در آن مصحف افزوده شده است.
پی نوشت ها
[1] . مهدوی راد، تدوین الحدیث، ص۳۴۴-۴۰۰. ایازی، مصحف امام علی(ع)، ص۸۱-۹۵؛ مدرسی، میراث مکتوب، ص۲0؛ فرشچیان، مصحف امیرالمومنین، ص۸-۱۳؛ ناصحیان، مصحف علي (ع)، ۸۸-۸۰.
[2] . مهدوی راد، تدوین الحدیث، ص۴۴۰ ،ایازی، مصحف امام علی(ع)، ص۱۱۴.
[3] . ابن سعد، الطبقات، ج2، ص۱۳۳۸.
[4] . عسکری، روایات المدرستین، ج۲، ص۴۰۳.
[5]. ابن شهر آشوب، مناقب، ج۲، ص۵۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۸۹، ص۵۲.
[6] . مجلسی، بحارالانوار، ج۲۸، ص۳۰۸.
[7] . مجلسی، بحارالانوار، ج89، ص88؛ صفار، بصائر، ج۱، ص۶۹۵؛ کلینی، اصول کافی،ج4، ص۴۴۴.
[8] . نکونام، ترتیب مصحف، ص۸۲-۸۷ و 101.
[9] . نجارزادگان، سلامة القرآن، ص67.
[10] . صف، 8.
[11] . تغابن، 8.
[12] . كليني، اصول کافی، ج2، ص311.
[13] . محمد زاده، مصحف حضرت علي (ع) در منابع علم ائمه، ص83-107.
[14] . قیامت، ۱۷ و ۱۹.
[15] . نحل، 44.
[16] . صفار، بصائرالدرجات، ج1، ص۷۰۷-۷۱۲.
[17] . احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۴۰۳.
[18] . حر عاملی، الفوائد، ص۲۴۳؛ طوسی، الامالی، ص۴۴۱؛ شرف الدین، المراجعات، ص۴۱۱.
[19] . ابن عبدالبر،الاستیعاب، ج۲، ص۲۸۳.
[20] . ابـن جـزي، التسهیل، ج1 ص4.
[21] . سیوطی، الاتقان، ج1، ص127.
[22] . ابن شهر آشوب، مناقب، ج۲، ص۵۰.
[23] . مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۸۶.
[24] . مهدوی راد، تدوین الحدیث، ص۴۴۰.
[25] . صفار، بصائر، ج1، ص695.
[26] . حرعاملی، وسائل، ج۱، ص۴۱۳ و ۲۱۱؛ حرعاملی، وسائل، ج۱۷، ص۳۱۱.
[27] . حرعاملی، وسائل، ج27، ص34؛ كليني، اصول کافی، ج1، ص76؛ مجلسـي، بحارالانوار، ج2، ص244 – 250.
[28]. نکونام، ترتیب مصحف، ص۸۹-۹۳.
[29]. نکونام، ترتیب مصحف، ص۹۴- ۱۰۴.
[30] . حجتي، تاریخ قرآن، ص401.
[31] . حجتی، تاریخ قرآن، ص۴۲۴ – ۴۲۸ و ۴۳؛ صـبحي صـالح، مباحث، ص69-74؛ طباطبايي، المیزان، ج12، ص171.
[32]. ناصحیان، مصحف، ص۸۲-۸۷.
[33] . سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۶ و ۲۹۵؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۵۴؛ ابن بابویه، ثواب الاعمال، ص۱۰۲.
[34] . کلینی، اصول کافی، ج۴، ص۴۰۱؛ ابن حنبل، مسند، ج۴، ص10.
[35]. سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۶۶ و ۱۸۷؛ ابن بابویه، أمالی، ص۲۴۱؛ فیض کاشانی، الصافی، ج۳، ص۱۲۰.
[36]. حجتی، تاریخ قرآن، ص4۳۷-۴۴۵.
[37] . ابن طاووس، سعد السعود للنفوس، ص278.
[38] . حلی، تذكرة، ج۳، ص۱۴۱.
[39] . صبحی صالح، مباحث، ص۶۹-74.
فهرست منابع
- قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند، تهران، دارالقرآن الکریم.
- ابن بابويه، محمد بن علي، امالي، قم، مؤسسه بعثت، 1417ق.
- ابن بابويه، محمد بن علي، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، جامعه مدرسين، بی تا.
- ابن حنبل، احمد بن محمد بن حنبل، المسند، مصر، بولاق، 1313 ق.
- ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبي طالب (ع)، بیروت – لبنان، دار الأضواء، ۱۴۱۲–۱۹۹۱.
- ابن طاووس، علی بن موسی، سعد السعود للنفوس، قم، احسن الحديث، 1428ق.
- ابن عبدالبر، يوسف، الاستيعاب، تحقيق علي محمد البجاوي، بيروت، دارالجيل،1412ق.
- احمدي ميانجي، علي، مكاتيب الرسول، قم، دارالحديث، 1419 ق.
- ايازي، محمدعلي، مصحف امام علي (ع)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1380ش.
- حجتي، محمدباقر، تاريخ قرآن كريم، تهران، نشر فرهنگ اسلامي، 1387ش.
- حر عاملي، محمد بن حسن، الفوائد الطوسية، تعليقه مهدي لاجوردي و محمد درودي، قم، علميه، 1403 ق.
- حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، قم، آل البيت، 1409 ق.
- حلي، يوسف بن محمد، تذكرة الفقهاء، قم، آل البيت، 1414 ق.
- سيوطي، جلال الدين، الاتقان في علوم القرآن، بيروت، دار الفكر، (بي تا).
- شرف الدين، عبدالحسين، المراجعات، بيروت، جامعة الاسلامية، 1402 ق.
- صبحي صالح، مباحث في علوم القرآن، بيروت، بيجا، 1972.
- صفار قمي، محمد بن حسن بصائر الدرجات في علوم آل محمد، ترجمه و تصحيح عليرضا زكي زاده، قم، وثوق،
- طباطبايي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، بيروت، الاعلمي،1417 ق.
- طوسي، محمد بن حسن، الأمالي، قم، دارالثقافة، 1414 ق.
- فرشچيان، رضا، مصحف اميرالمؤمنين يا نخستين كتاب در حوزۀ علوم قرآني، مجلۀ علمي پژوهشي دانشكدۀ ادبيات دانشگاه تهران، ش 1، 1385.
- فيض كاشاني، محمد محسن، الصافي، تحقيق حسين اعلمى، تهران، صدرا، 1415 ق.
- كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافى، ترجمة جواد مصطفوى، تهران، الكتب الاسلامية، (بي تا).
- متقي هندي، علي بن حسام الدين، كنزالعمال، تحقيق بكري حياني، بيروت، مؤسسة الرساله، 1409 ق.
- مجلسى، محمدباقر بحار الأنوار، بيروت، الوفاء، 1404 ق .
- مفيد، محمد بن نعمان، الارشاد في معرفه حجج الله علي العباد، قم، كنگرة شيخ مفيد، 1413 ق.
- مهدوي راد، محمدعلي، تدوين الحديث عند الشيعةالاماميه، تهران، هستي نما، 1388.
- ناصحيان، علي اصغر، مصحف علي (ع) از منظر احاديث، آموزه هاي قرآني دانشگاه علوم اسلامي رضوي، ش12، 1389.
- ناصحيان، علي اصغر، نگاهي نو به جمع قرآن، فصلنامة الهيات و حقوق دانشگاه علوم اسلامي رضوي، ش30، 1387.
- نجارزادگان، فتح الله، سلامة القرآن من التحريف، تهران، پيام آزادي، 1378.
- نكونام، جعفر، ترتيب مصحف امام علي (ع) موافق نزول يا موافق موجود، پژوهشنامه قرآن و حديث، ش2، 1386.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
محمد زاده، الهام؛ مرتضوی، سیدمحمد؛ حسینی شاهرودی، سیدمرتضی؛ مصحف حضرت علي (ع) در منابع علم ائمه، پژوهشنامه علوي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، سال هفتم، شمارة اول، بهار و تابستان 1395 ، ص83-107.

















