در پرتو احادیث نبوی، مناقب امام علی (ع) چنان گسترده است که او را همراه همیشگی قرآن، جانشین بلا فصل رسول، و معیار حب الهی و نجات از آتش معرفی کرده است؛ ازاین رو بازخوانی این مناقب امام علی (ع) مسیری برای شناخت حجت خدا و پرچم هدایت پس از پیامبر (ص) خواهد بود.

در پرتو احادیث نبوی، مناقب امام علی (ع) چنان گسترده است که او را همراه همیشگی قرآن، جانشین بلا فصل رسول، و معیار حب الهی و نجات از آتش معرفی کرده است؛ ازاین رو بازخوانی این مناقب امام علی (ع) مسیری برای شناخت حجت خدا و پرچم هدایت پس از پیامبر (ص) خواهد بود.

مناقب امام علی (ع) و قرآن

شهر بن حوشب گفت: نزد ام سلمه بودم که ابو ثابت غلام آزاد شده امام علی (ع) از ام سلمه اجازه گرفت و داخل خانه شد. ام سلمه گفت: ای ابا ثابت آن هنگام که قلبها به جایگاهشان به پرواز درآیند قلب تو به کجا پرواز می کند؟ گفت: از علی (ع) پیروی می کنم، ام سلمه گفت: به اطاعت از حق توفیق یافته ای؛ قسم به خدایی که جانم در دست اوست از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: «علی (ع) با قرآن است و قرآن با علی (ع)؛ این دوهرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض برمن وارد شوند.[1]»

مناقب امام علی (ع) جانشین بلافصل نبی

رسول خدا (ص) در موارد متعددی از جمله در حال بیماری که به فوت منجر شد، فرمود: «ای مردم! بزودی از میان شما می روم آگاه باشید؛ براستی من در میان شما قرآن و عترت و اهل بیتم را جانشین قرار می دهم. سپس دست امام علی (ع) را گرفته، بلند کرده و فرمودند: این علی (ع) با قرآن است و قرآن با علی (ع) است. از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض برمن وارد شوند، پس مسائل و مشکلات را از آن دو سؤال کنید و راه حل بخواهید».[2]

نظر به علی (ع) عبادت است

ابن مسعود گفت: رسول خدا (ص) فرمود: «نظر و نگاه به علی (ع) عبادت است.» طلق بن محمد گفت: عمران بن حصین را دیدم که با تأمل به علی (ع) نگاه می کرد. در این مورد از او سؤال شد؟ گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: نظر به علی بن ابی طالب (ع) عبادت است».[3]

حب على (ع) رهایی از جهنم

رسول خدا (ص) فرمود: «ای علی! اگر امت من آن قدر روزه بگیرند که مانند کمان خمیده شوند؛ و آن قدر نماز بگذارند که چون زه کمان لاغر شوند؛ ولی دشمن تو باشند، خدای متعال آنها را با صورت در جهنم خواهد انداخت».[4]

ابن عباس گفت: رسول خدا (ص) فرمود: «اگر مردم بر دوستی علی بن ابی طالب (ع) متحد می شدند، خدا جهنم را نمی آفرید».[5] رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود: دوستی تو ایمان و دشمنی با تو نفاق است. و اول کسی که وارد بهشت می شود دوستدار تو و اول کسی که وارد جهنم می شود. دشمن توست و خداوند تو را برای این امر اهلیت داده است. پس تو از من و من از تو هستم و پیامبری بعد از من نیست (من آخرین پیامبر هستم)[6].

علی (ع) جواز عبور از صراط

قیس بن حازم گفت: ابوبکر، علی بن ابی طالب (ع) را ملاقات کرد و با حالت تبسم نظر به چهره علی (ع) انداخت حضرت (ع) به او فرمود: تبسم تو برای چیست؟ گفت: رسول خدا (ص) می فرمود: احدی از صراط عبور نمی کند، جز کسی که از على (ع) جواز عبور داشته باشد».[7]

دوستی علی (ع) برائت از آتش

ابن عباس گفت: رسول خدا (ص) فرمود: «دوستی علی (ع) برائت از آتش است».[8]

نیز رسول خدا (ص) فرمود: «دوستی علی (ع) گناهان را می خورد، آنچنان که آتش، هیزم را».[9]

عمر بن خطاب گفت: رسول خدا (ص) فرمود: «اگر مردم بردوستی علی بن ابی طالب (ع) اجتماع می کردند خداوند جهنم را نمی آفرید».[10]

حب على (ع) حب خدا و رسول (ص)

ابن عباس در مناقب امام علی (ع) می گوید: رسول خدا (ص) مرا در پی علی (ع) فرستاد. وقتی علی (ع) به محضرآن حضرت آمد، پیامبر (ص) به او فرمود: تو در دنیا و آخرت آقا و بزرگ هستی کسی که تو را دوست بدارد مرا به دوستی گرفته و دوست تو دوست من است و دوست من دوست خداست دشمن تو دشمن من و دشمن من خصم خداست. خوشا به حال کسی که تو را دوست بدارد؛ وای بر کسی که بغض تو را بر دل داشته باشد».[11]

ابن رافع گفت: رسول خدا (ص) در شأن علی (ع) فرمود: «کسی که علی (ع) را دشمن بدارد، مرا به دشمنی گرفته و کسی که مرا به دشمنی بگیرد، خدا را به دشمنی گرفته؛ کسی که علی (ع) را محبوب خویش قرار دهد، مرا به دوستی گرفته و کسی که محبت مرا داشته باشد خداوند متعال را به دوستی برگزیده است».[12]

دوستدارترین خلق بعد پیامبر (ص)

انس بن مالک در تأثیر مناقب امام علی (ع) نقل می کند: «پرنده بریانی را برای پیامبر (ص) هدیه آوردند آن بزرگوار خوردن گوشت آن را خوش داشتند، فرمود: خدایا دوستدارترین فرد از خلقت نزد خودت را برسان تا با من در خوردن این مرغ شریک شود. پس علی بن ابی طالب (ع) آمد و طلب اجازه کرد تا بر پیامبر (ص) وارد شود، پیامبر (ص) صدای علی (ع) را شنید و فرمود: «ای علی به جانب من وارد شو».[13]

وجوب اطاعت از علی (ع)

رسول خدا (ص) فرمود: «براستی خدا اطاعت و پیروی از من را برشما واجب کرد و شما را از معصیت و نافرمانی ام نهی فرمود و نیز طاعت و فرمانبری از علی (ع) را بعد از من واجب کرد و شما را از معصیت و نافرمانی او نهی فرمود. او وصی من است. اواز من و من از او هستم محبت او ایمان و بغضش کفر است؛ دوستدارش دوستدار من است و هر که بغض او را داشته باشد بغض مرا دارد؛ و او مولا و سرپرست کسی است که من مولا و سرپرست اویم و من سرپرست هر مرد و زن مسلمان هستم و من و علی (ع) دو پدر این امت هستیم.[14]» رسول خدا (ص) فرمود: «حق علی (ع) بر مسلمانان چون حق پدر بر پسرش می باشد».[15]

مناقب امام علی (ع) و پرچم هدایت

رسول خدا (ص) فرمود: «براستی خداوند متعال در مورد علی (ع) برمن پیمانی قرار داد. براستی علی (ع) پرچم هدایت، پیشوای دوستان ، خواهان من و نور و روشنایی کسی است که مرا اطاعت و پیروی کند و هم او کلمه ای است که متقین ملازم آن هستند».[16]

مناقب امام علی (ع) و باب شهر علم

ابن عباس گفت: رسول خدا (ص) فرمود: «من شهر حکمت هستم و علی (ع) در آن است. پس کسی که خواهان ورود به شهر حکمت است باید از در آن وارد شود.[17]» ابن عباس گفت: رسول خدا (ص) فرمود: «من شهر علمم و علی (ع) در آن است. پس کسی که خواهان علم است باید از درب شهر وارد شود».[18]

مناقب امام علی (ع) و اولین مؤمن

در مناقب امام علی (ع) معاذ بن جبل می گوید: رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود: «در هفت صفت با مردم احتجاج می کنی و هیچ یک از افراد قریش در این هفت صفت با تو محاجه نمی کند: تواولین آنان در ایمان به خدا؛ با وفاترینشان در عهد و پیمان خدا؛ با استقامت ترین آنها در امر خدا؛ تقسیم کننده ترینشان به نحو تساوی؛ عادل ترین آنان در میان مردم و رعیت؛ و بیناترین آنها در قضاوت و بزرگترینشان نزد خدا در مزیت هستی».[19]

ابی لیلی الغفاری نیز در مناقب امام علی (ع) چنین گفته است: از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: بزودی بعد از من فتنه ای واقع می شود؛ وقتی آن فتنه پدید آمد، ملازم و همراه علی بن ابی طالب (ع) باشید. براستی او اول کسی است که به من ایمان آورد و اول کسی است که روز قیامت با من مصافحه می کند؛ او صدیق اکبر و فاروق امت، يعسوب المؤمنين؛ و مال يعسوب منافقین می باشد».[20]

مناقب امام علی (ع) و قسيم بهشت و جهنم

ابی سعید خدری گفت: رسول خدا (ص) فرمود: «زمانی که روز قیامت برسد، خدای تعالی به محمد (ص) و علی (ع) می فرماید: دوستانتان را وارد بهشت و دشمنانتان را وارد جهنم کنید. پس علی (ع) بر شفیر جهنم می نشیند و می فرماید: این برای تو (جهنم) و این برای من و این معنای قول خدای متعال است که: «هر کافر معاندی را که به حق عناد می ورزد در جهنم بیافکنید».[21]

ابن عمر گفت: رسول خدا (ص) خطاب به علی (ع) فرمود: «ای علی (ع)! هنگامی که قیامت فرا رسد تختی از نور برایت می آورند و بر سرت تاجی است که نورش درخشش دارد و چشمهای اهل محشر را خیره می کند، پس از جانب خداوند متعال ندا می رسد، وصی محمد (ص) کجاست؟ پس تو می گویی: بلی، منم؛ این جا هستم. پس منادی صدا می زند: دوستانت را وارد بهشت و دشمنانت را وارد جهنم کن؛ پس تو تقسیم کننده بهشت و جهنمی».[22]

ابن مسعود گفت: رسول خدا (ص) فرمود: «یا علی (ع)! براستی تو تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی تو در بهشت را میکوبی و دوستانت را بدون حساب وارد بهشت می کنی».[23]

عامر بن واثله – که آخرین شخص متوفی از صحابه است ـ از علی (ع) نقل کرده که فرمود: «رسول خدا (ص) فرمود: «ای علی (ع)! تو وصی من هستی؛ جنگ با تو جنگ با من است؛ و صلح با تو، صلح با من. تو امام و پدر امامان هستی که یازده نفر بعد از تو هستند. امامانی که پاک و معصومند و از آنها مهدی (عج) است که زمین را پر از قسط و داد می کند. پس، وای بر دشمنان اینها. ای علی (ع)! اگر کسی تو و فرزندانت را به خاطر خدا دوست بدارد، خداوند او را با تو و اولاد تو محشور می کند. و شما با من در درجات بلند بهشت رضوان هستید. تو تقسیم کننده بهشت و جهنمی، دوستانت را به بهشت و دشمنانت را به جهنم وارد می کنی».[24]

على (ع) حجت خدا بر بندگان خدا

رسول خدا (ص) در مناقب امام علی (ع) فرمود: «من و علی (ع)، حجت خدا بر بندگانش هستیم.[25]» انس بن مالک گفت: من نزد رسول خدا (ص) بودم؛ در این هنگام علی (ع) جلو آمد. پیامبر (ص) فرمود: «من و این [علی] حجت خدا بر بندگانش در قیامت هستیم».[26]

حجت بودن در قیامت، فرع بر حجت بودن در دنیاست. اگر کسی در دنیا اطاعتش لازم باشد و در اندیشه و عمل، حجت و دلیل قرار گرفته باشد، در قیامت نیز حجت در حساب، جزا و پاداش خواهد بود؛ و إلا حجت بودن در قیامت بدون حجت بودن در دنیا معنا ندارد.

على (ع) خليفۀ رسول خدا

رسول خدا (ص) به علی (ع) (در حالی که به او اشاره می کرد و دستش را گرفته بود) فرمود: «بعد از من، علی (ع) خلیفه من در میان شماست؛ پس بشنوید آنچه می گوید و اطاعت کنید».[27]

رسول خدا (ص) فرمود: «علی بن ابی طالب (ع) خلیفه خدا و خلیفه من است؛ خلیل خدا و خليل من؛ حجت خدا و حجت من است؛ باب رحمت خدا و باب من است؛ منتخب خدا و منتخب من است؛ دوست خدا و دوست من؛ شمشیر خدا و شمشیر من است؛ و هم او برادر مصاحب و وزیر من است. محب او محب من؛ مبغض او مبغض من است؛ ولی او ولی من و دشمن او دشمن من است؛ همسرش دختر من است؛ فرزند او فرزند من و گروه او گروه من است. گفته او گفته من و امر او امر من است؛ و هم او آقای اوصیا و بهترین فرد از امت من است».[28]

روایتی از عمر بن خطاب

عمر بن خطاب گفت: رسول خدا (ص) (وقتی که بین اصحاب عقد اخوت بستند) فرمودند: «این علی (ع) است که برادر من در دنیا و آخرت است؛ خلیفه من در خاندان من و وصی من در میان امت من است؛ او وارث علم من و ادا کننده دین من است؛ دارایی او از من و دارایی من از اوست؛ سود او سود من و ضرر او ضرر من است. کسی که او را دوست بدارد مرا به دوستی گرفته است و کسی که او را دشمن بدارد، مرا به دشمنی گرفته است».[29]

عبدالله بن مسعود گفت: در شب جن، رسول خدا (ص) مرا به دنبال خودش فرا خواند. و من با او راه افتادم و رفتیم تا به نقطه بلند مکه رسیدیم گفتم: ای رسول خدا (ص) آیا ابابکر را به جانشینی خود بر نمی گزینید؟ حضرت (ص) روی از من گرداند، فهمیدم که موافق نیستند پس گفتم ای رسول خدا (ص)! آیا عمر را خلیفه خود قرار نمی دهید؟ آن حضرت دوباره از من روی گرداندند، دیدم که موافق نیستند. سؤال کردم ای رسول خدا (ص)! آیا علی (ع) را به جانشینی بر نمی گزینید؟ فرمود: «او خلیفه من است؛ به خدایی که جز او معبودی نیست اگر با او بیعت کنید و از وی اطاعت نمایید همه شما را به بهشت وارد می کند».[30]

علی (ع) داناترین فرد

پیامبر (ص) فرمود: «عالمترین فرد از امتم بعد از من علی بن ابی طالب (ع) است».[31]

علی (ع) امیر کل مؤمنان

پیامبر (ص) فرمود: «اگر مردم می دانستند چه زمانی علی (ع) امیرالمؤمنین نامیده شده است فضل و برتری او را انکار نمی کردند او امیرالمؤمنین نامیده شد در حالی که آدم میان روح و جسد بود. خداوند فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بلی. پس خدای متعال: فرمود من پروردگار، شما محمد پیامبر شما و علی (ع) امیر شماست».[32]

ابو هریره گفت: از رسول خدا (ص) سؤال شد در چه زمانی نبوت برای شما لازم و قرار داده شد؟ فرمود: «پیش از آن که آدم آفریده شود و روح در او دمیده گردد و فرمود: «و آن زمانی که پروردگار تو از صلب بنی آدم فرزندانشان را برگرفت و آنها را گواه و شاهد بر خودشان گرفت [که] آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بلی. پس (خدای متعال فرمود: من پروردگار بلند مرتبه شما، و محمد پیامبر شما و علی (ع) امیر شماست».[33]

نتیجه گیری

با استناد به سخنان رسول خدا (ص)، مناقب امام علی (ع) نشانه ای از حقانیت مسیر هدایت و معیاری برای نجات از آتش و عبور از صراط است؛ از این رو تمسک ابدی به ولایت در حقیقت تمسک به حبل المتین الهی و همراهی با قرآن ناطق تا ابد خواهد بود.

 

پی نوشت ها

[1] . قندوزی، ينابيع المودة، ص٩٠؛ الاربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۱۹۹؛ بحرانی، غاية المرام، ص۵۴۰-۵۳۹.

[2] . هیثمی، الصواعق المحرمة، ص۷۵؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۲، ص۱۱۳.

[3] . قندوزی، ینابیع المودة، ص90؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۲، ص۱۱4؛ مجمع الزوائد، ج9، ص119؛ شوشتری، احقاق الحق، ج7، ص89-110؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۲، ص۱۱۳؛ بحرانی، غایة المرام، ص925-927.

[4] . شوشتری، احقاق الحق، ج7، ص180-183.

[5] . قندوزی، ينابيع المودة، ص٩1؛ کشف الغمة، ج1، ص132؛ شوشتری، احقاق الحق، ج7، ص149-152.

[6] . الاربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۱۲۱.

[7]. طبری، الرياض، ج۲، ص۱۷7؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة،، ج۳، ص۱۰۴؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۳، ص۱۰۴؛ شوشتری، احقاق الحق، ج۷، ص۱۱۵-۱۲۱.

[8]. قندوزی، ینابیع المودة،، ص251.

[9]. قندوزی، ینابیع المودة،، ص251.

[10]. قندوزی، ینابیع المودة،، ص251.

[11]. قندوزی، ينابيع المودة، ص١٩١؛ إربلی، كشف الغمة، ج۱، ص۱۲۶؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۲، ص۲۰۰؛ حاکم نیشابوری، مستدرك الصحيحين، ج۳، ص۱۲۷.

[12]. قندوزی، ينابيع المودة، ص۱۹۱؛ فضائل الخسمة، ج۲، ص۲۰۴؛ هيثمي، مجمع، ج۹، ص۱۳۱.

[13]. شوشتری، احقاق الحق، ج۵ ص۳۳۹.

[14]. قندوزی، ینابیع المودة، ص۱۲۳؛ فضائل الخسمة، ج۲، ص95.

[15]. قندوزی، ینابیع المودة، ص ۱۲۳.

[16]. قندوزی، ینابیع المودة، ص۱34.

[17]. شافعی، مناقب، ص124؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۲۰۴؛ شوشتری، احقاق الحق، ج۵، ص۵۰۲-۵۲۰؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۲، ص۲۴۹.

[18]. ابن کثیر، البداية، ج۷، ص۳۵۸؛ شوشتری، احقاق الحق، ج۵، ص۴۶۸-۵۰۱؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۲، ص۲۵۰؛ حاکم نیشابوری، مستدرك الصحيحين، ج۳، ص۱۲۶.

[19]. طبری، الرياض النضرة، ج۲، ص۱۹۸؛ ابونعیم، حلیة الاولیاء، ج1، ص66؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۱، ص۱۸۹.

[20]. ابن حجر، الاصابه، ج۷، القسم الأول، ص۱۶۷؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۱، ص۱۸۹.

[21]. حسکانی، شواهد التنزيل، ج۲، ص۱۹۰-۱۹۱.

[22]. قندوزی، ينابيع المودة، ص۸۴-۸۳؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۳، ص105؛ شوشتری، احقاق الحق، ج۱۴، ص۲۵۹.

[23]. قندوزی، ينابيع المودة، ص۸۴.

[24]. قندوزی، ينابيع المودة، ص۸۵.

[25]. المناوى، كنوز الحقايق، ص۴۶؛ شوشتری، احقاق الحق، ج4، ص۲۲۳-۲۱۹؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۲، ص۱۹۶.

[26]. ابن حسنويه، بحر المناقب، ص۵۷؛ شوشتری، احقاق الحق، ج4، ص۲۲۰-۲۱۹؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۲، ص۹۶.

[27]. فخر رازی، نهاية العقول، ص۱۹۵.

[28]. شوشتری، احقاق الحق، ج۴، ص۲۹۷.

[29]. قندوزی، ينابيع المودة، ص۲۵۱.

[30]. هيتمي، مجمع الزوائد، ج۸، ص۳۱۲؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج۲، ص۲۱.

[31]. أخطب، المناقب، ص۴۹؛ شوشتری، احقاق الحق، ج۴، ص۳۱۹.

[32]. ترمذی کشفی، المناقب المرتضوية، ص١٠٢؛ شوشتری، احقاق الحق، ج۴، ص۲۷۵.

[33]. شوشتری، احقاق الحق، ج۴، ص۲۷۶.

 

فهرست منابع

  1. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دار إحياء التراث العربي، ۱۴۰۸ق.
  2. أخطب خوارزم، موفق، مَناقِبُ الامام أمیرُالمُؤمنین (ع)، قم، جامعه مدرسین، 1411ق.
  3. اربلی، علی بن عیسی، كشف الغمة في معرفة الأئمة، تبریز، بنی هاشمی، 1381ق.
  4. اصفهانی، أبونعیم، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، بیروت، علمیة، 1394ق.
  5. بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، غاية المرام و حجة الخصام في تعيين الامام من طريق الخاص و العام، بیروت، مؤسسة التاريخ العربي، 1422ق.
  6. ترمذی کشفی، محمد صالح، المناقب المرتضوية، تهران، کوروش، روزنه، 1380.
  7. تستری، نورالله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، قم، مكتبة آية الله المرعشي النجفي، 1409ق.
  8. الحاکم النیسابوری، أبو عبدالله، المستدرك على الصحيحين، بیروت، علمیة، 1411ق.
  9. حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، قم، دارالهدی، 1380.
  10. حسینی فیروزآبادی، سید مرتضی، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، المجمع العالمي لاهل البیت علیهم السلام، بیروت، 1428ق.
  11. خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، بیروت، علمیة، 1417ق.
  12. در بحر الماقب، حنفی موصلی، محمد، بی جا، مؤسسة قصبة الیاقوت، 1445ق.
  13. رازی، فخرالدین، نهایة العقول فی درایة الاصول، بیروت، دارالذخائن، 1436ق.
  14. زاری، فخرالدین، مناقب الإمام الشافعي، بیروت، دارالجیل، 1413ق.
  15. طبری، محب الدین، الرياض النضرة في مناقب العشرة، بیروت، علمیة، 1424ق.
  16. عسقلانی، ابن حجر، الإصابة في تمييز الصحابة، بیروت، علمیة، 1415ق.
  17. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم و اشرف، علی. ينابيع المودة لذوي القربی، قم، دارالأسوة، ق۱۴۲۲.
  18. مناوی، عبدالرئوف، کنوز الحقایق فی حدیث خیر الخلایق، تبریز، بی تا، 1367ق.
  19. هیثمی، ابن حجر، الصَّواعِق المُحْرِقَة فِی الرَّدِّ عَلی اَهْل البِدَع وَ الزَّنْدَقَة، مصر، مکتبة القاهرة، 1385ق.
  20. الهيثمي، نور الدين، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، بیروت، علمیة، 1422ق.

 

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

امین زاده، محمدرضا، فضائل اهل بیت (ع) از منابع اهل سنت، ص75 الی 93؛ قم، در راه حق، 1377.

فضائل و مناقب امام علی (ع) در کلام رسول خدا (ص)

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    مطالب پربازدید

    هیچ نوشته‌ای پیدا نشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *