وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ رُوِىَ عَنْ نَوْف الْبِكالِىِّ قالَ: خَطَبَنا بِهذِهِ الْخُطْبَةِ بِالْكُوفَةِ اَميرُالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ وَ هُوَ قائِمٌ عَلى حِجارَة نَصَبَها لَهُ جَعْدَةُ بْنُ هُبَيْرَةَ الْمَخْزُومِىُّ، وَ عَلَيْهِ مِدْرَعَةٌ مِنْ صُوف وَ حَمائِلُ سَيْفِهِ ليفٌ، وَ فى رِجْلَيْهِ نَعْلانِ مِنْ ليف، وَ كَـاَنَّ جَبينَـهُ ثَفِنَـةُ بَعيـر. فَقـالَ عَلَيْـهِ السَّـلامُ :
از خطبه هاى آن حضرت است از نَوف بِکالى روایت شده که امیرالمؤمنین علیه السّلام این خطبه را در کوفه براى ما بیان فرمود، و به وقت ایراد خطبه به روى سنگى که آن را جَعده فرزند هُبَیره مخزومى نصب کرد ایستاده بود، و جبّه اى از پشم بر تن داشت، و بند شمشیر و کفش پایش از لیف درخت خرما بود، و پیشانى مبارکش از سجده مانند پینه زانوى شتر مى نمود، و بدین گونه آغاز سخن فرمود: