وَ مِن خَبَرِ ضِرَارِ بْنِ حَمْزَةَ الضّبائِیّ عِنْدَ دُخولِهِ عَلى مُعاوِیةَ وَ مَسأَلتِه لَه عن أمِیر المُؤمِنین، و قال: فَأَشْهَد لقَد رأیتُه فی بَعضِ مَواقِفه و قد أَرخى اللّیلُ سُدولَهُ و هو قائِمٌ فی مِحرَابِه قابِضٌ على لِحَیتِه یتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیمِ، و یَبکی بُکاءَ الحَزِین، و یقول:
در خبرى آمده است که «ضرار بن حمزه ضبائى» به هنگام ورودش بر معاویه و سؤال معاویه از او درباره حالات امیرمؤمنان (علیه السلام) چنین گفت: گواهى مى دهم که من او را در بعضى از مواقف دیدم در حالى که شب پرده تاریک خود را فرو افکنده بود و او در محرابش به عبادت ایستاده، محاسن مبارک را به دست خود گرفته بود و همچون مار گزیده به خود مى پیچید و از سوز دل گریه مى کرد و مى گفت: