طوبی در نهج البلاغه؛ سعادت مؤمنان از نگاه امام علی (ع)

واژه طوبی در نهج البلاغه از جمله تعابیر برجسته ای است که امام علی (ع) در تبیین مسیر سعادت فردی و اجتماعی به کار گرفته اند. کاربرد این واژه بیانگر تأکید ایشان بر خودسازی، عمل به تکالیف الهی و توجه به نقش فرد در ساختار جامعه اسلامی است. بررسی مصادیق طوبی در نهج البلاغه نشان می دهد که این مفهوم، اگرچه به طور مستقیم بر آرزو یا تمنا دلالت ندارد، اما به گونه ای تلویحی امید، خیر و سعادت را به مخاطب القا می کند.

طوبی در نهج البلاغه

یکی از پر کاربردترین واژه هایی که حضرت (ع) در این زمینه استفاده می کنند، طوبی در نهج البلاغه است. این واژه اگرچه به صورت صریح دلالت بر آرزو و تمنا نمی کند، اما به صورت ضمنی و تلویحی این معنا را به مخاطب القا می کند.

در مورد اصل و ریشه واژه طوبی، دو دسته نظر اساسی وجود دارد:

گروهی با فرض اینکه این واژه عربی است، آن را از ماده طیب[1] و مصدری بر وزن فُعلی[2] دانسته اند؛ چنان که ابن منظور در تحلیل این واژه آورده است که قول تمامی نحوییون بر همین نظر است[3] و یا اینکه آن را مؤنث أطیب می دانند.[4]

گروهی دیگر طوبی را واژه ای غیر عربی دانسته اند؛ نظیر صاغانی که معتقد است اصل آن توبی است و از زبان هندی وارد لغت عرب شده است. نظر دیگری می گوید، طوبی در زبان حبشی نام بهشت است.[5] آرتور جفری در کتاب خود، نظرات مستشرقانی را آورده که بر این باورند، اصل این واژه سریانی است و در عین حال با ریشه مشترک سامی که در عربی به صورت طیب ظاهر می شود، ارتباط دارد.[6]

این واژه به معنی غبطه و سعات،[7] زندگی نیکو و پاکیزه تر،[8] زندگی به همراه خیر و کرامت، درختی در بهشت، پاکیزه ترین چیزها، خوشا به حال و فرح و چشم روشنی[9] آمده است.

گروه هایی که حضرت علی (ع) در قالب واژه طوبی در نهج البلاغه مطرح کرده به شش دسته اصلی تقسیم می گردند:

1- تلاش در جهت انجام تکالیف و وظایف واجب

«طُوبَى لِنَفْسٍ أَدَّتْ إِلَى رَبِّهَا فَرْضَهَا»؛[10] «خوشا به حال آن کس که مسئولیت های واجب را در پیشگاه خدا به انجام رسانده است».

«فَطُوبَى لِذِي قَلْبٍ سَلِيمٍ أَطَاعَ مَنْ يَهْدِيهِ وَ تَجَنَّبَ مَنْ يُرْدِيهِ»؛[11] «خوشا به حال کسی که قلبی سالم دارد، خدای هدایتگر را اطاعت می کند، از شیطان گمراه کننده دوری می گزیند».

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ، طُوبَى لِمَنْ … وَ اشْتَغَلَ بِطَاعَةِ رَبِّهِ …»؛[12] «ای مردم خوشا به حال کسی که … به اطاعت پروردگارش مشغول باشد».

2- ترس از معاد

«طُوبَى لِمَنْ ذَكَرَ الْمَعَادَ، وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ»؛[13] «خوشا به حال کسی که به یاد معاد باشد، برای حسابرسی قیامت کار کند».

3- اهمیت به خانواده و تلاش برای کسب روزی حلال

«طُوبَى لِمَنْ لَزِمَ بَيْتَهُ»؛[14] «خوشا به حال کسی که به خانه و خانواده خود بپردازد و غذای حلال خود را بخورد».

« طُوبَى لِمَنْ … طَابَ كَسْبُهُ »؛[15] «خوش به حال کسی که کسب و کار او پاکیزه است».

4- اهتمام به توبه

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ، طُوبَى لِمَنْ … بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ»؛[16] «ای مردم خوش به حال کسی که … بر خطاهای خویش بگرید».

5- قناعت پیشگی و زهد

«طُوبَى لِلزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا، الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ»؛[17] «خوشا به حال آنان که از دنیای حرام چشم پوشیدند و دل به آخرت بستند».

«طُوبَى لِمَنْ …، وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ»؛[18] «خوش به حال کسی که … با قناعت زندگی کند و از خدا راضی باشد.

6- پرداختن به عیوب شخصی خویش

« يَا أَيُّهَا النَّاسُ، طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ، وَ طُوبَى لِمَنْ …، فَكَانَ مِنْ نَفْسِهِ فِي شُغُلٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ»؛[19] «خوشا به حال کسی که عیب شناسی نفس، او را از عیب جویی دیگران باز دارد …. پس همواره به خویشتن خویش مشغول باشد و مردم از او در امان باشند».

علامه شوشتری معتقد است، غایت و نهایت عمل و رفتار بر طبق طوبی لنفس این است که مخاطب این آیه قرآن قرار گیرد.[20] «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي»؛[21] «تو ای روح آرام یافته، به سوی پروردگارت باز گرد، در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است. پس در سلک بندگانم در آی و در بهشتم وارد شو».

می توان گفت مجموع این آرزوها، ترسیم کننده چهره واقعی یک مؤمن است که در پرداختن به وظایف شخصی دینی و خانوادگی اش موفق است. در اینجا اشاره به یک نکته ضروری می نماید و آن اینکه امیرالمؤمنین (ع) همان اولوالامری است که اطاعت از او در کنار اطاعت از خدا و رسولش (ص) واجب گشته است[22] و به اعتقاد علامه طباطبایی اطلاق امر به اطاعت از رسول (ص) و اولی الامر، دلیل بر عصمت ایشان است.[23]

از اینرو، حضرت علی (ع) انسانی کامل، عبدی صالح و مؤمنی با اعتقادات و اعمالی عاری از خطا و اشتباه است. اگر ایشان در ضمن سخنان خود از واژه طوبی در نهج البلاغه استفاده می کند، به طور قطع روی سخن آن حضرت (ع) با خودشان نیست؛ چرا که در نهج البلاغه خود را این گونه معرفی می کند:

«أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِيءُ بِنُورِ عِلْمِهِ؛ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ؛ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ، وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ. فَوَاللَّهِ مَا كَنَزْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ تِبْراً وَ لَا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَفْراً وَ لَا أَعْدَدْتُ لِبَالِي ثَوْبِي طِمْراً»؛[24]

«آگاه باش هر پیروی را امامی است که از او پیروی می کند و از نور دانشش روشنی می گیرد، آگاه باش! امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید، اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید.

پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته و از غنیمت های آن چیزی ذخیره نکرده ام، بر دو جامه کهنه ام، جامه ای نیفزودم و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است».

از این رو، این حکمت ها و موعظه ها از باب امر به معروف و نهی از منکر و خودسازی فردی برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی مسلمانان ایراد شده است و در واقع حضرت (ع) نسخه جامع سعادت را در قالب این عبارات کوتاه بیان نموده اند. این اسلوب سخن حضرت (ع) همان قاعده ایاک أعنى و اسمع يا جاره است که در تفسیر عیاشی به نقل از امام صادق (ع) آمده است.

زبان قرآن در انتقال پیام ها و مفاهیم نیز همین است.[25] در واقع امیرالمؤمنین (ع) در قالب واژه طوبی در نهج البلاغه، سخنان خود را با کنایه و تعریض به دیگران انتقال داده است. بنابراین آرزوهای حضرت علی (ع) در قالب واژه طوبی نهج البلاغه، نقشه ای چند بعدی جهت رسیدن به سعادت برای انسان هایی است که به دنبال راه خیر و صلاح اند و تشنه داشتن یک برنامه جامع سعادت محور هستند.

ایشان سعادت را موضوعی مرکب می داند که در اصطلاح به آن غایت جامع می گویند. از دیدگاه ایشان سعادت مفهومی است که بیش از یک مؤلفه دارد و هر کدام به طور مستقل سازنده آنند و فقدان هر یک از این مؤلفه ها به سعادت آدمی آسیب می رساند.[26]

نتیجه گیری

بررسی موارد کاربرد طوبی در نهج البلاغه نشان می دهد که این واژه، فراتر از یک تعبیر زبانی، ابزاری برای تبیین ارزش های اخلاقی و ترسیم افق سعادت مؤمنان است. امام علی (ع) با بهره گیری از این مفهوم، معیارهای خودسازی فردی و تعالی اجتماعی را معرفی کرده و راهی روشن برای حرکت در مسیر عبودیت ترسیم نموده اند. از این رو، طوبی در نهج البلاغه را می توان نمادی از امید، خیر و رستگاری دانست که هم جنبه فردی و هم بُعد اجتماعی حیات انسان را دربرمی گیرد.

پی نوشت ها

[1] . ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج3، ص430.

[2] . طریحی، مجمع البحرین، ج3، ص79.

[3] . ابن منظور، لسان العرب، ج1، ص564.

[4] . معین، فرهنگ معین، ج1، ص1032.

[5] . ابن منظور، لسان العرب، ج1، ص564.

[6] . جفری، واژه های دخیل در قرآن مجید، ص296.

[7] . هاشمی خوئی، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، ج21، ص188.

[8] . ابن منظور، لسان العرب، ج1، ص564؛ معین، ج1، ص1032.

[9] . طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج6، ص250.

[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 45.

[11] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 214.

[12] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 176.

[13] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 44.

[14] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 176.

[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 123.

[16] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 176.

[17] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 104.

[18] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 44.

[19] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 176.

[20] . شوشتری، بهج الصباغة فی شرح نهج البلاغه، ج6، ص397.

[21] . فجر، 30-27.

[22] . نساء، 59.

[23] . طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج4، ص389.

[24] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 45.

[25] . فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج2، ص420.

[26] . رشاد، دانشنامه امام علی (ع)، ج4، ص225.

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1403ق.
  3. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، دار صادر، 1414ق.
  4. جفری، آرتور، واژه های دخیل در قرآن مجید، ترجمه: فریدون بدره ای، انتشارات توس، 1372
  5. رشاد، علی اکبر، دانشنامه امام علی (ع)، قم، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1385.
  6. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
  7. شوشتری، محمد تقی، بهج الصباغة فی شرح نهج البلاغه، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1376.
  8. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1417ق.
  9. طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین، تهران، مرتضوی، 1375.
  10. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1389.
  11. فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر الصافی، تهران، انتشارات الصدر، 1415ق.
  12. معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، نشر ندا، 1381.
  13. هاشمی خوئی، حبیب الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، تهران، مکتبة الاسلامیه، 1356.

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

مهدیه، سمیه، تحلیلی بر آرزوهای امیر المومنین (ع) در نهج البلاغه، فصلنامه آیین علوی، شماره 5، 1401، ص 84-65.

طوبی در نهج البلاغه؛ سعادت مؤمنان از نگاه امام علی (ع)

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.