شناخت صفات خداوند از زبان امام علی (ع) در خطبه غرّاء

همان طور که می دانیم در طول تاریخ هیچ موضوعی به اندازه مباحث اعتقادی، فکر بشر را به خود مشغول نکرده، بسیاری از موضوعا و مطالب در یک مقطع زمانی و مکانی خاصی اوج گرفته و پس از مدتی، فروکش کرده و یا برای همیشه به بایگانی تاریخ پیوسته است.

اما در باره مباحث اعتقادی مثل مبدأ و معاد و شناخت صفات خداوند بیشترین کتب، مقالات سمینارها برگزار شده است. که همگی گواه این مدعایند که تفکر پیرامون مسایل اعتقادی، مبدا و معاد و شناخت صفات خداوند، نه یک بحث مقطعی بلکه یکی از خصایص ذاتی فکر و روح آدمی است.

از سوی دیگر، عمده ترین طریق شناخت خداوند، آشنایی با صفات خداوند است، زیرا ذات خدا برای هیچ کسی قابل شناخت نیست. به فرموده امام  علی (ع) «الَّذِی لَا یُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا یَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ»[1] و هر اندازه که این آشنایی عمیق تر و جامع تر باشد، خداشناسی کامل تری به بار می آورد.

برخی از صفات خداوند در خطبه غراء مطرح گردیده است، که در این مقاله به پنج مورد از صفات خداوند مانند: قدرت، رزاقیت، خالقیت، بخشندگی و رحمت خداوند پرداخته می شود.

صفات خداوند

قرآن کریم خداوند را متصف به همه صفات می داند، «ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها»[2]،«له الاسماء الحسنی»[3] نیکوترین نامها و بالاترین اوصاف از آن خداوند است.

لذا صفات خداوند را نمی‌توان در عدد مشخصی محدود کرد. بلکه صفات خداوند، همانند خود واجب نامحدود است.

می توان در یک تقسیم بندی کلی صفات خداوند به دو قسم (جمالیه) مانند ازلیت، ابدیت، حیات، قدرت، علم… و (جلالیه)  مانند ترکیب، جسمانیت، مکان، جهت، ظلم… تقسیم کرد.

دسته اول، از صفات خداوند که صفات کمالی است و خداوند به آنها متصف است «صفات ثبوتیه» نامیده می شود، و دسته دوم،از صفات خداوند که از نقص و کاستی ناشی می شود، و خداوند از اتصاف به آنها منزه است «صفات سلبیه» نامیده می شود.

از طرف دیگر برخی از دانشمندان علم کلام، صفات سلبی را هفت مورد بر شمرده اند: مثل، عدم جسمانیت، عدم عَرَضیت، دیده نشدن، مکان نداشتن، حلول در غیر نداشتن و اتحاد با چیزی نداشتن.

اما جعفر سبحانی و مرتضی مطهری معتقدند که همه صفات سلبی به مفهوم «سلب هر نوع نقص» از خداوند بر می گردد و اینگونه نیست که بتوان فهرستی از صفات سلبی ارائه کرد.[4]

اولین صفات خداوند قدرت مطلق

اولین صفات خداوند، صفت قدرت است، که بسیاری از صفات ثبوتبه دیگر نیز به آن بر می گردد. مانند الخالق، الرزاق، لذا اثبات صفت قدرت مستلزم اثبات صفات دیگر خداوند است.

امام علی (ع) در چندین خطبه، به صفت قدرت خدا اشاره نموده است و صفات خداوند را اینگونه بیان می کند.

  1. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلَا بِحَوْلِهِ وَ دَنَا بِطَوْلِهِ مانح کل غنیمة و فضل»[5]. امام علی (ع) نخست خداوند را به خاطر چهار صفات خداوند مورد ستايش قرار مى دهد و مى گويد: «ستايش مخصوص خداوندى است، که با قدرتش برترى يافته و با نعمتش به بندگان نزديک شده، خداوندى که بخشنده هر غنيمت و فضلى است و برطرف کننده هر بلا و مصيبتى.»[6]

مى دانيم که صفات خداوند، برخلاف اوصاف محدود بندگان است؛ او، هم قريب است و هم بعيد، هم ظاهر است و هم پنهان، و هم داراى صفات ديگرى که به دليل تضادّش، در بندگان جمع نمى شود. ولى در ذات بى نهايت او جمع است.

امام علی (ع) در جمله اوّل اشاره به همين معنا مى کند، مى فرمايد: «خداوند بسيار بالاست و در عين حال بسيار نزديک است! بلندى مقام او به دليل قدرت اوست و نزديکى او به سبب نعمت و منّت او».

بديهى است که هر موجودى غير از خداوند ـ به دليل اين که قدرتش محدود است ـ نه قادر به هرگونه فضل و بخششى است و نه توانا بر دفع هر بلا و مصيبتى!

تنها ذات پاک خداست که با قدرت نامحدودش هرگونه توانى را دارد.

  1. «فطر الخلائق بقدرته»[7] مخلوقات را با قدرت خود آفريد.

با توجّه به آنچه در معناى «فطر» آمده است، امام (ع) آفرينش را تشبيه به شکافتن پرده ظلمانى عدم کرده، پرده اى که يکپارچه و منسجم و خالى از هرگونه شکاف است.

ولى قدرت بى پايان حق آن را مى شکافد و مخلوقات را از آن بيرون مى فرستد و اين چيزى است که جز از قدرت او ساخته نيست.

  1. « و لو فكروا فى عظيم القدره و جسيم النعمه لرجعوا الى الطريق و خافوا عذاب الحريق»[8].

اگر در عظمت قدرت (خداوند) و اهميّت نعمت او مى انديشيدند، به راه راست باز مى گشتند، و از آتش سوزان دوزخ مى ترسيدند؛ ولى دلها بيمار و چشمهاى بصيرت معيوب است،

4 . «خلق الخلائق بقدرته و استعبد الارباب بعزته»[9] موجودات را به قدرت خود بيافريد و به عزت و چيرگى خود هر مهتر گردنكش را بنده ساخت.

با توجه به خطابه های امام علی (ع)  در مورد صفات خداوند که تمام موجودات، خلایق، آسمان و زمین را با قدرت خود آفرید، اگر انسانها به عظمت قدرت و اهمیت نعمت خداوند می اندیشیدند دچار انحراف و گمراهی نمی شدند و به راه راست باز می گشتند.

البته معصیت و اطاعت انسانها تغییری در قدرت خداوند ایجاد نمی کند. «لا ينقص سلطانك من عصاك، و لا يزيد فى ملك من أطاعك، و لا يرد أمرك من سخط قضأك»[10].

خدايا! كسى كه تو را معصيت كند از قدرتت كم نمى شود، و كسى كه تو را اطاعت كند بر حكومتت افزون نگردد، و كسى كه از قضاوتت ناخرسند باشد، فرمانت را بر نمى گرداند.

دومین صفات خداوند، صفت رزاقیت است

صفت رزاقیت خدا را همه ما شنیده ایم و تمام جانداران نیز از رزق او برخوردارند، یعنی رزق خودمان را از خدا می گیریم و بالاترین رزاق هم خود خدا است.

رزّاق صیغه مبالغه است. پس اصل و فراوانی رزق به دست خداوند است، حالا این فراوانی به دوگونه قابل تقسیم است:

  1. مرزوق‌ های خداوند متعال فراوان هستند، هیچ موجودی نیست مگر به گونه ای روزی خور پروردگار است.
  2.  خداوند متعال نسبت به برخی انسان‌ها روزی فراوان می دهد، «یَبسِطُ» و نسبت به برخی دیگر به صورت «یَقدِرُ» رزق و روزی می دهد. به تعبیر دیگر نسبت به بعضی گشاده دستی می کند، و نسبت به بعضی دیگر از انسانها آنچنان گشاده دستی نمی‌کند.

​یکی دیگر از صفات خداوند «خَیرُ الرَّازِقین» است. خداوند متعال نه تنها روزی می دهد، بلکه بهترین روزی ‌دهنده است.

قهراً این سوال پیش می‌آید؛ مگر ما جز خدای متعال روزی دهنده دیگری هم داریم، که بگوییم خدای متعال «خَیرُ الرَّازِقین»​ است؟

نظیر این تعبیرات در جاهای دیگر قرآن نیز آمده ، مانند این که می گوییم خدای متعال «أرحَمُ ألرَّاحِمین» یا «أکرَمُ ألاکرَمین»​ است.

در میان تمام کسانی که به نوعی روزی می‌دهند (که در جای خودش باید بحث شود) هیچ کس جز خدای متعال روزی دهنده حقیقی نیست. اگر دیگران هم چیزی به انسان عطا می کند، در واقع واسطه رزق و روزی هستند، نه اینکه مستقلا عطا کننده روزی باشند.

در روایتی از امام علی (ع) آمده است. «كانَ فيما وَعَظَ بِهِ لُقْمانُ ابْنَهُ اَنْ قال لَهُ: يا بُنَىَّ»لقمان پسرش را اینگونه موعظه می نمود، که فرزند عزیزم «لِيَعْتَبِرْ مَنْ قَصُرَ يَقينَهُ وَ ضَعُفَتْ نيَّتُهُ فى طَـلَبِ الرِّزْقِ، اَنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تعالى خَلَقَهُ فى ثَلاثَةِ اَحْوالِ مِنْ اَمْرِهِ وَ آتاهُ رِزْقَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ فى واحِدَةٍ مِنْها كَسْبٌ وَ لا حيلَةٌ، اِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى سَيَرْزُقُهُ فِى الْحالِ الرّابِعَةِ… فى رَحِمِ اُمِّهِ… مِنْ لَبَنِ اُمِّهِ… مِنْ كَسْبِ اَبَوَيْهِ… حتّى اِذا كَبِرَ وَ عَقَلَ وَ اكْتَسَبَ لِنَفْسِهِ ضاقَ بِهِ اَمْرُهُ وَ ظَنَّ الظُّنونَ بِرَبِّهِ وَ جَحَدَ الْحُقوقَ فى مالِهِ وَ قَتَرَ عَلى نَفْسِهِ وَ عِيالِهِ، مَخافَةَ اِقْتارِ رِزْقٍ وَ سوءِ يَقينٍ بِالْخَلَفَ مِنَ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعالى».[11]

كسى كه در به دست آوردن روزى، يقينش [به خدا] اندك و نيّتش [به روزى رسان] سست است، بايد از آن عبرت آموزد كه خداى تبارك و تعالى او را در سه جا از خلقتش روزى داد؛ بى آن كه خودش متوجه آن باشد، و در آنها تلاش و برنامه اى داشته باشد. پس خداى تبارك و تعالى در مرحله چهارم نيز روزى او را خواهد داد.

در رحم مادرش، از شير مادرش و از درآمد والدينش روزى او را داد مگر انسان از آنها اطلاع داشت؟! تا آن او بزرگ شد و عقلش رشد كرد و مستقلاً درآمد كسب كرد. در اين هنگام بر خود سخت گرفت و به پروردگارش بدگمان شد و از ترس تنگدستى و يقين نداشتن به وعده خداى تبارك و تعالى، حقوق مالى خود (نسبت به ديگران) را ناديده گرفت و خود و خانواده اش را در سختى و تنگنا قرار داد.

لذا لقمان به پسرش می گوید که خوب نگاه کن، نترس، یقین داشته باش که خدای متعال رزاق است. و انسان نباید نسبت به آینده خود اندوهی راه دهد، هر کس را به اندازه ظرفیتش روزی می دهد.

لذا یکی از صفات خداوند «یا مُقَدِّرَ ألرِّزق»،​ مُقَدِّر دو معنا دارد. یکی به معنای تقدیر و اندازه‌گیری است، چون فرمود که «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ[12]»​ همه چیز خزائنش پیش ما است؛ ما به مقدار مشخص نازل می کنیم؛ پس خدا مُقَدِّر است.

به تعبیر حسن زاده آملی: «یکی از صفات خداوند مهندس است». به خدا می گوییم یا مُهَندِس. بعد ایشان می فرمودند که مهندس مُعَرب مُاَندز است، مُاَندز از اندازه گرفته شده است، اندازه فارسی است، یعنی مقدار. اندازه از آن اسم فاعل ساخته شده، مُاَندز عربی شده است، مهندس شده است، یعنی خدای متعال مُقدِّر است، یعنی اندازه گیر است.

و حال اینکه خدای متعال به خاطر مصلحت می آید روزی بعضی ها را می کاهد، چرا؟ چون می بیند، «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی[13]»​می آید به اندازه ای به او می دهد که طغیان نکند.

سومین و چهارمین صفات خداوند خالقیت و بخشندگی است

یکی از ویژگی های خداوند متعال، دانایی و آگاهی است. او بر همه چیز و بر همه ابعاد آن ‌ها (اول و آخر، و ظاهر و باطن) احاطه دارد و از حقیقت امور، آگاه است.

این موضوع، نشان می دهد که تدبیر و تقدیر خداوند، مبتنی بر حکمت است و از این جهت، بهترین است. یکی از شاخه های توحید افعالی، توحید در خالقیت است.

بر همین اساس، یکی از نام ها ‌و صفات خداوند متعال، «خالق» است. صفت «خالق» (آفریدگار)، اسم فاعل از ماده «خلق» است و خلق، در اصل به معنای «اندازه کردن» و «ایجاد شیء بر پایه اندازه» به کار می‌رود.

خداوند، خالق هستی، سرشار از مهر و عطوفت است. او بندگان خود را دوست دارد و همواره منتظر بازگشت آنها به سوی خویش است. گویی درهای رحمت الهی به روی هر انسانی که از اعماق وجود خود خواهان بخشش باشد، گشوده شده است.

اما این بخشندگی بی‌حد و حصر، مشروط به پشیمانی و توبه واقعی است. انسان گناهکار باید با تمام وجود از کرده خود پشیمان باشد و پایان زندگی خوبی را با ترک گناه برای خود رقم زند

در قرآن کریم، آیات متعددی به رحمت و بخشندگی بی‌کران الهی اشاره دارند. خداوند در این آیه می فرماید: «وَ اللَّهُ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ»[14] و خداوند توبه کنندگان و پاکان را دوست دارد.

در وصیت امام علی (ع) به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام می خوانیم: «وان قارفت سیئة فعجل محوها بالتوبة» اگر مرتکب گناهی شدی، آن را به وسیله توبه هرچه زودتر محو کن.[15]

البته با توجه به این که امام مرتکب گناهی نمی شود، منظور در اینجا تشویق دیگران به توبه است.

داستان‌های متعددی نیز در منابع تاریخ و دین ما وجود دارند که گویای بخشش بی‌کران الهی هستند. داستان حضرت یوسف و برادرانش، داستان موسی (ع) و گوساله طلایی، و داستان زنی که به خاطر فرزندش شراب می نوشید، از جمله این داستان ها هستند.

این داستان ‌ها به ما می آموزند که هیچ گناهی به قدری بزرگ نیست که از رحمت بی‌کران الهی نا امید شویم. خداوند همواره منتظر بازگشت بندگان خود و بخشش آنهاست.

پنجمین صفات خداوند رحمت است

رحمت به معنی مهربانی است. راغب می گوید: «رحمت مهربانی و رقتی است که مقتضی احسان است، نسبت به شخص مرحوم، گاهی فقط در مهربانی و گاهی فقط در احسان بکار می رود. وقتی خداوند با رحم وصف شود، مراد از آن فقط احسان است نه رقت قلب».

از آنجا که هر صفتی که به خداوند متعال نسبت داده می شود، باید از هرنقصی مبرا باشد. بنابراین رحمت خداوند از نوع رقت قلب و انفعال پذیری نیست، بلکه به معنی اعطا و احسان او به دیگران است.

امام علی (ع) در مورد این صفات خداوند فرموده است. بيناست­؛ نه با عضو بينايى و چشم، و مهربان است نه به معناى نازک دل بودن «­بَصِيرٌ لاَ يُوصَفُ بِالْحَاسَّةِ، رَحِيمٌ لاَيُوصَفُ بِالرِّقَّةِ»[16]

بصير و بينا بودن خداوند به معناى علم او به تمام موجوداتى است که با چشم ديده می شود و رحيم بودن او به معناى لطف و رحمت و بخشش عطاى اوست به بندگانش.

اين گونه اوصاف ترکيبى است؛ از کمال و نقص خداوند؛ که کمال آن را داراست و از نقص آن منزه است.

لذا رحمت به دو قسم عقلی و عاطفی تقسیم می شود. رحمت عقلی همان رحمت تکوینی و حقیقی است که مجرد از رقت و عواطف است که به خداوند نسبت داده می شود، و رحمت عاطفی که همراه با احساسات و عواطف است که این قسم از رحمت به دلیل نقص داشتن به خداوند نسبت داده نمی شود.

طبق معارف قرآنی خداوند دارای دو گونه رحمت است: که رحمت عامه، شامل حال تمام مخلوقات می شود و در این شمول فرقی میان کافر و مومن با دیگران وجود ندارد.

همانگونه که امام صادق (ع) در وصیت خود به عبدالله بن جندب بجلی می فرماید: «و رحمتی وسعت کل شی فساکتبها للذین یتقون و یوتون الزکاه و الذین هم بایاتنا یومنون»[17]

همانگونه که خداوند رحمت و نعمت خود را بدون چشم داشتی در اختیار مخلوقات قرار می دهد، و همانگونه که برخی مخلوقات مانند خورشید، دریا و درختان به اذن او بر همه مخلوقات نورافشانی و ثمر دهی می کنند، انسان که اشرف مخلوقات است، باید از همه مخلوقات بیشتر به خالق خویش شبیه باشد.

در بحث انفاق های امام علی (ع) رحمت آنان نه تنها فقط برای شیعیانش بلکه شامل حال همه اقشار مردم می شد.«و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا»[18]

نتیجه

برخی از صفات خداوند در خطبه غراء مطرح گردیده است، مانند قدرت، خالقیت، بخشندگی، رحمت و رزاقیت که مورد بحث قرار گرفت. هدف امام (ع) از طرح صفات خداوند این است که انسان ها خداوند را بهتر بشناسد و قدم به قدم به خالق و مبدا جهان هستی که قدرت مطلقه در ید اوست، نزدیک تر شود. خلقت انسان و جهان هستی با تمام عظمت و پیچیدگی اش، خود گواهی روشن از عظمت قدرت بی انتهای اوست. صفات خداوندی که در خطبه غراء بیان شده، منبع امید و توکل برای انسان است، زیرا می داند که آفریننده ای دارد که بر هر کاری تواناست.

پی نوشتها

[1] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 1.

[2] -سوره اعراف، آیه 180.

[3] – سوره طه، آیه 8.

[4] – سبحانی، منشور جاوید، ج۱، ص۳۱. مطهری، درس‌های الهیات شفا،، ج۱، ص۸4.

[5] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطیه 83.

[6] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 83.

[7] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 1.

[8] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه185 بخش سوم .

[9] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 183.

[10] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه109.

[11] –  صدوق، خصال، ص122، ص114.

[12] – سوره حجر، آیه 21.

[13] – سوره علق، آیه 6.

[14] – سوره بقره، آیه225.

[15] – مجلسی، بحارالانوار، ج74، ص 208. حرانی، تحف العقول، ص81.

[16] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه177.

[17] – سوره اعراف، آیه 156.

[18] – سوره انسان، آیه 8.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
  3. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم.
  4. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، موسسة الوفاء، 1404ق.

شناخت صفات خداوند از زبان امام علی (ع) در خطبه غرّاء

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.