راهبردهای عملی مدیریت زمان در نهج البلاغه

مدیریت زمان توانایی استفاده موثر و کارآمد از زمان است. شاید مدیریت زمان ساده به نظر برسد، اما در عمل بسیار سخت است. آموختن مهارت های مدیریت زمان کمک می کند تا زمان ارزشمند و محدود، با بیشترین بازدهی مورد استفاده قرار گیرد.

در ادامه 9 گانه راهبردهای عملی مدیریت زمان مورد بحث قرار می گیرد، همچنین مناسب هست، دیگر راهبردهای عملی و معنوی وقت شناسی و مدیریت زمان در زندگی انسانی نیز مورد مطالعه قرار گیرد.

1- عمل گرایی

«اعْمَلُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ عَلَى أَعْلَامٍ بَيِّنَةٍ، فَالطَّرِيقُ نَهْجٌ‏ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ أَنْتُمْ فِي دَارِ مُسْتَعْتَبٍ، عَلَى مَهَلٍ وَ فَرَاغٍ».[1]

امام علی (ع) در بخشی از این خطبه، به غنیمت شمردن فرصت عمر و زندگی در این دنیا اشاره می کنند و طی بیانی کوتاه و پرمحتوا، تذکراتی آموزنده می دهند: «به عمل بپردازید، خدا شما را رحمت کند!» و سپس با اشاره به مسیر می فرماید: «و باید اعمال شما بر طبق نشانه های روشن (کتاب خدا و سنت معصومین (ع)) بوده باشد».

سپس یادآوری می کنند که تشخیص این راه و مقصد آن کار مشکلی نیست: «راه، روشن است و شما را به خانه امن و امان (بهشت و سعادت جاویدان) دعوت می کند». آنگاه به فرصت های بسیار گرانبهایی که مردم در اختیار دارند و غالباً به آن توجه ندارند، اشاره کرده و طی هشت جمله، جوانب مختلف این فرصت های گرانبها را روشن می سازند:

«شما در سرایی هستید که می توانید از خطاهای خود (از پیشگاه خداوند) عذرخواهی کنید و رضایت او را جلب نمایید». «مهلت کافی و فراغت خاطر (برای انجام حسنات و کسب فضایل) دارید». «پرونده های اعمال گشوده و قلم ها آماده نوشتن است (و این فرصت گرانبهایی است که نباید آن را از دست دهید)». «بدن های شما سالم و زبان ها آزاد است (و آماده انجام هر کار خیر و بیان هر سخن نیکی هستید». «توبه پذیرفته می شود و اعمال مقبول می گردد».

از یکسو وسایل سعادت فراهم و از سوی دیگر، موانع راه قابل برطرف کردن است، اگر از این فرصت ها استفاده نشود، به راستی جای تأسف است! به خصوص اینکه هیچ تضمینی سپرده نشده که این فرصت گرانبها تا کی پایدار می ماند و ممکن است در یک لحظه کوتاه، همه چیز پایان گیرد و درهای توبه بسته شود، پرونده های اعمال مختومه گردد، قلم ها از نوشتن حسنات باز ایستد، بدن ها علیل و ناتوان به بستر بیماری افتد، زبان ها از کار بیفتد و هیچ گونه راه بازگشتی وجود نداشته باشد.[2]

همچنین حضرت (ع) می فرماید: «فَاعْمَلُوا، وَ الْعَمَلُ يُرْفَعُ، وَ التَّوْبَةُ تَنْفَعُ، وَ الدُّعَاءُ يُسْمَعُ، وَ الْحَالُ هَادِئَةٌ، وَ الْأَقْلَامُ جَارِيَةٌ؛ وَ بَادِرُوا بِالْأَعْمَالِ، عُمُراً نَاكِساً، أَوْ مَرَضاً حَابِساً، أَوْ مَوْتاً خَالِساً».[3]

امام علی (ع) به لزوم بهره گیری از فرصت ها پیش از فرا رسیدن اجل تأکید ورزیده و می فرماید: «تا هنگامی که فرصت برای قبولی اعمال دارید و توبه سودمند است و دعا به اجابت می رسد و در آرامش به سر می برید و قلم های (فرشتگان برای نوشتن اعمال صالح) در جریان است، عمل کنید».

ایشان به این امر مهم اشاره می کنند که تا شما در دنیا هستید، پنج فرصت مهم در دست دارید: اعمال خوب شما به پیشگاه خدا می رود و با آب توبه می توانید گناهان را بشویید. دعاها در پیشگاه خدا به اجابت می رسد. آرامشی دارید که می توانید با استفاده از آن هر کار نیکی انجام دهید و بالاخره فرشتگان آماده اند تا اعمال نیک شما را در نامه اعمالتان ثبت کنند.

ولی اگر این فرصت از دست رود و در آستانه مرگ قرار گیرید، تمام این امکانات پنج گانه از شما سلب می شود و جز حسرت و اندوه متاعی نمی خرید. سپس می فرماید: «و به انجام اعمال صالح مبادرت ورزید، پیش از آن که عمر پشت کند (و مرحله پیری و ناتوانی برسد) یا بیماری مانع از عمل گردد، یا مرگ (همه چیز را از شما) برباید».[4]

ایشان در بخشی از خطبه نهج البلاغه نیز می فرماید: «فَاعْمَلُوا وَ أَنْتُمْ فِي نَفَسِ الْبَقَاءِ، وَ الصُّحُفُ مَنْشُورَةٌ وَ التَّوْبَةُ مَبْسُوطَةٌ، وَ الْمُدْبِرُ يُدْعَى وَ الْمُسِيءُ يُرْجَى، قَبْلَ أَنْ يَخْمُدَ الْعَمَلُ …».[5]

امام (ع) در این بخش از خطبه، در عباراتی کوتاه و پرمعنا، همه مخاطبان خود را به استفاده از فرصت ها تشویق می کنند و به همگان هشدار می دهند که این فرصت دائمی نیست و دیر یا زود از دست خواهد رفت؛ پس بکوشید تا جامه حسرت و یأس نپوشید.

ایشان در مورد چگونگی فرصت ها به پنج نکته اشاره می کنند:

نخست می فرماید: «اکنون که در متن زندگی و حیات هستید، عمل کنید. (زیرا مهمترین نتیجه عمر، عمل است)». تعبیر نفس البقاء اشاره لطیفی به این معناست که گویی بقا در دنیا به موجود زنده ای تشبیه شده که در حال نفس کشیدن است و پیش از آن که از نفس بیفتد، باید از آن استفاده کرد.

در جمله دوم می فرماید: «نامه های عمل گشوده است» و با گشوده بودن پرونده ها، هر گونه اصلاحی امکان پذیر است.

در جمله سوم می فرماید: «بساط توبه گسترده است». روشن است که تا درهای توبه باز است، راه بازگشت باز است و با آب توبه می توان آتش های برافروخته گناهان را خاموش کرد. در چنین حالتی انسان به درگاه خدا اظهار ندامت می کند و قطره اشکی که حاصل توبه ای نصوح و خالص است، دریایی از آتش را خاموش می کند.

در جمله چهارم و پنجم می فرماید: «در حالی که فراریان از طاعات خدا به سوی او فراخوانده می شوند و به بدکاران و گنهکاران امید عفو داده می شود».

در ششمین هفتمین و هشتمین جمله می فرماید: «پیش از آن که چراغ عمل خاموش گردد، مهلت قطع شود و اجل پایان گیرد»، آری! تا عمر باقی است، تنور عمل داغ و مهلت باقی و فرصت برقرار است و در آن لحظه که انسان چشم از این جهان بربندد، همه این ها پایان می گیرد.

در نهمین و دهمین جمله می فرماید: «پیش از آن که در توبه بسته شود و فرشتگان (که مأمور ثبت اعمال نیک و بدند) به آسمان صعود کنند (سخت بکوشید و فرصت را غنیمت بشمارید)».[6]

2- پرهیز از شتاب زدگی و سستی

انسان قبل از اقدام نسبت به هر کاری لازم است آن را ارزیابی و عاقبت سنجی نماید و دست به اقدام آن بزند. حضرت علی (ع) بر تامل و تفکر و ترک شتاب و عجله هنگام اتخاذ تصمیم، تأکید داشته و می فرماید:

«وَإِيَّاکَ وَالْعَجَلَةَ بِالاْمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا، أَوِ التَّسَقُّطَ فِيهَا عِنْدَ إِمْکَانِهَا، أَوِ اللَّجَاجَةَ فِيهَا إِذَا تَنَکَّرَتْ، أَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا إِذَا اسْتَوْضَحَتْ؛ فَضَعْ کُلَّ أَمْر مَوْضِعَهُ، وَأَوْقِعْ کُلَّ أَمْر مَوْقِعَهُ»؛[7] «مبادا هرگز در کاری که وقت آن فرا نرسیده، شتاب کنی! یا در کاری که وقت آن رسیده، سستی ورزی و یا در چیزی که (حقیقت آن) روشن نیست، ستیزه جویی نمایی و یا در کارهای واضح و آشکار کوتاهی کنی! تلاش کن تا هر کاری را در جای خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهی».

همچنین امام علی (ع) می فرماید: «مِنَ الْخُرْقِ الْمُعَاجَلَةُ قَبْلَ الْإِمْكَانِ، وَ الْأَنَاةُ بَعْدَ الْفُرْصَة»؛[8] «از نادانی شخص، عجله کردن پیش از امکان و از دست دادن امکانات، پس از فرصت است».

انجام دادن کارها به خصوص کارهای کلان و زیربنایی، نیازمند مقدمات و زمینه سازی متناسب است و در غیر این صورت، معمولاً به نتیجه مطلوب نخواهد انجامید. انجام دادن کارها، پیش از فراهم آوردن مقدمات لازم و زمینه سازی مناسب، می تواند فرد یا سازمان را با مشکلات بسیاری رو به رو سازد و خسارات فراوانی پدید آورد.

در این مورد حضرت علی (ع) می فرماید: «وَ مُجْتَنِي الثَّمَرَةِ لِغَيْرِ وَقْتِ إِينَاعِهَا كَالزَّارِعِ بِغَيْرِ أَرْضِهِ»؛[9] «آن كس كه ثمره بستان خود را پيش از رسيدنش بچيند، همانند كشاورزى است كه در زمين ديگرى مى‏ كارد».

3- نظم و انضباط

نظم در کارها و برنامه ریزی دقیق مبتنی بر مدیریت زمان حساب شده برای انجام امور، متضمن فواید فراوانی است که به پیشرفت فرد و اجتماع مدد می رساند. نظم، از اتلاف وقت و ضایع شدن دیگر نیروها و امکانات آدمی جلوگیری می کند.

شخص منظم می تواند در زندگی به کلیه تعهدات و پیمان های خود به موقع وفا کند. ارزش نظم در زندگی انسان همین بس که امیرمؤمنان (ع) آن را هم ردیف دیگر ارزش های والای اسلامی قرار داده و در واپسین روزهای حیات خویش به فرزندان بزرگوارشان رعایت آن را سفارش نموده و فرمودند:

«أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ، وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ …».[10]

در این بیان بلیغ، نظم در ردیف تقوا که از والاترین ارزش های اسلامی است، قرار گرفته و وفای به آن گوشزد گردیده است. از طرفی انسان برای رسیدن به کمال باید در پرتو عقل و اندیشه از کوتاهترین راه بهره جوید تا به هدف عالی خویش دست یابد.

در این مسیر، نظم، کوتاه ترین راه و طریق غلبه بر سختی ها و یافتن کاستی ها و صرفه جویی در وقت و استفاده بهینه از آن است. از اینرو، انسان منظم، زودتر به هدف می رسد و همواره از نشاط و تحرک بیشتر برخوردار است و در زندگی برنامه ریزی کامل تری دارد و آینده نگر و دوراندیش است. چنین فردی، کلیه وظایف فردی و اجتماعی خود را به موقع و در کمال دقت انجام خواهد داد.

مهمترین منبعی که استفاده صحیح از آن می تواند در برقراری نظم و انظباط مؤثر باشد، مدیریت زمان است. آنجا که انسان ها با گرایش های در جامعه بشری در تصادم و ناسازگارند، آنچه می تواند آنان را از این تنش نجات بخشد، وفاداری و عمل به قانون و ارج نهادن به حقوق یکدیگر است. نظم پذیری، دروازه و مجوز حرکت به سوی بهره وری است؛

چنان که حضرت (ع) در عهدنامه مالک اشتر می فرماید: «أمضِ لِكُلِّ يَومٍ عَمَلَهُ فَإنَّ لِكُلِّ يَومٍ ما فيهِ»؛[11] «کارها را آنچنان تنظیم کن که کار هر روز را در همان روز انجام بدهی و آن را به روز بعد موکول نکنی؛ زیرا برای هر روز کار خاصی است که باید در همان ظرف معین واقع شود».

4- تنظیم برنامه زندگی

توجه و بهره برداری صحیح و مناسب از لحظات گرانبهای عمر، موجبات رشد و تعالی را فراهم خواهد آورد. آدمی باید چگونه استفاده کردن از اوقات زندگی را انتخاب کند و با هوشیاری هرچه تمامتر، سرمایه وقت را به گونه ای توزیع نماید که همه ابعاد زندگی را در بر بگیرد؛ چرا که با عدم صحیح توزیع وقت، بخشی از زندگی مورد بی مهری قرار گرفته و در نتیجه به مجموعه زندگی لطمه وارد می آید.

آموزه های اسلامی همواره توصیه می کنند که مسلمانان برای وقت خویش برنامه داشته باشند و آن را بر اساس اصول صحیح و منطقی در بخش های گوناگون و مورد نیاز توزیع کنند؛ چنان که حضرت (ع) می فرماید:

«لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ؛ فَسَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ، وَ سَاعَةٌ يَرُمُّ مَعَاشَهُ، وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ بَيْنَ لَذَّتِهَا فِيمَا يَحِلُّ وَ يَجْمُلُ. وَ لَيْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ خُطْوَةٍ فِي مَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ»؛[12]

«مؤمن را سه ساعت است: ساعتی که در آن با خدای خویش مناجات کند و ساعتی که کارهای زندگی خویش را به صلاح آورد و ساعتی که واگذارد نفس خویش را در لذت های حلال و پسندیده و عاقل را نشاید که آهنگ کاری جز این سه کار کند: مرمت امور زندگی یا گام برداشتن در راه آخرت یا لذت بردن از چیز غیر حرام».

امام علی (ع) به اعتدال در عبادت، کار و لذت اشاره می کنند. همان طور که عبادت خدا واجب است، تأمین زندگی و درآمد نیز واجب است و تأمین آسایش روح و جسم که از طریق خوردن، خوابیدن، تفریح سالم … تأمین می گردد، به منظور بازیافتن قدرت برای عبادت و کار بیشتر واجب است.

5- هدفمندی

ذهن دارای مکانیسم هدف جویی است و در هر شخصی نیرویی به نام غریزه زندگی یا نیروی زندگی وجود دارد که در تمام عمر، خود به خود در تلاش است تا زندگی را خوش تر و پرثمرتر سازد؛ همانطور که در جسم نیز نیرویی وجود دارد، به نام قوه سازنده وجود که در تمام عمر، خود به خود می کوشد تا با امراض و ناراحتی های جسمی مبارزه کند و سلامت و تعادل هر چه بیشتر را فراهم کند.[13]

هدف، به زندگی جهت و معنی محسوس می بخشد و در واقع انسان هدفمند، روشمند است.[14] هیچ عاقلی در محدودیت زمان عمر و زوال قدرت تردید نمی کند؛ زیرا تردید در امری محسوس که دائماً در برابر دیدگان انسان قابل مشاهده و لمس است، امکان پذیر نیست.

بنا به اعتقاد خاتم الانبیاء (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و دیگر اولیاء، زمان عمر کوتاه است و هر نوعی از قدرت و به هر اندازه ای رو به زوال و فناست و طواغیت تاریخ و اشقیا و پلیدان و پیروان باری به هر جهت نیز به این امر اذعان دارند. آنچه که این دو گروه را از یکدیگر جدا می سازد، موضوع سومی است که عبارت است از: زندگی حرکتی است رو به هدف بزرگ.

به نظر می رسد برای شناخت سطوح و آرمان ها و انگیزه ها و کیفیت های زندگی مردم، در هر دو قلمرو فرد و اجتماع، تنها باید دریافت که موضوع، حرکت زندگی رو به کدام مقصد است. اگر کسی زندگی را حرکتی رو به یک هدف بزرگ تلقی کند، با نظر به عظمت آن هدف، حتی یک لحظه از زمان و یک پدیده ناچیز از قدرت را هم بیهوده تلف نمی کند و از ناچیز ترین پدیده حیات گرفته تا چشمگیرترین واقعیات حیات و حتی مرگ، همه و همه را در محاسبه دقیقی انجام می دهد؛

در صورتی که اشقیا و پلیدان، بدان جهت که مست قدرت و هوی و هوس خویشند، توجه و کاری با حکمت آغاز و پایان زندگی ندارند. حضرت علی (ع) در این خصوص می فرماید:

«فَاللَّهَ اللَّهَ‏ أَيُّهَا النَّاسُ فِيمَا اسْتَحْفَظَكُمْ مِنْ كِتَابِهِ وَ اسْتَوْدَعَكُمْ مِنْ حُقُوقِهِ، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَ لَمْ يَتْرُكْكُمْ سُدًى وَ لَمْ يَدَعْكُمْ فِي جَهَالَةٍ وَ لَا عَمًى، قَدْ سَمَّى آثَارَكُمْ وَ عَلِمَ أَعْمَالَكُمْ وَ كَتَبَ آجَالَكُمْ، وَ أَنْزَلَ عَلَيْكُمُ الْكِتَابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ»؛[15]

«ای مردم! خدا را، خدا را در نظر بگیرید (بترسید از خدا) درباره آنچه که از شما در حفظ و عمل به قرآن خواسته است و در مراعات عمل به حقوقی که نزد شما به ودیعت نهاده است، زیرا خداوند سبحان شما را بیهوده نیافریده و به حال خودتان وانگذاشته و شما را در جهل و کوری رها ننموده است. خداوند عزیز همه آثار اعمال شما را (از خیر و شر) معین فرموده و همه اعمال شما را دانسته و اجل های شما را ثبت نموده است. خداوند متعال قرآن را که (بیان کننده همه چیز است) برای شما فرستاده است».

همچنین می فرماید: «ای مردم! از خدا بترسید. هیچ کس بیهوده آفریده نشد تا به بازی بپردازد و او را به حال خود وانگذاشته اند تا خود را سرگرم کارهای بی ارزش نماید».[16]

6- تدبر و آینده نگری

تدبر بدین معناست که انسان در ظواهر امور توقف نکند و قبل از اقدام به هر کاری جوانب و زوایای مختلف آن را بررسی نماید و پیامدهای احتمالی آن را پیش بینی کند، در فرجام امور بیندیشد و پایان کاره را بنگرد. آینده نگری و دوراندیشی یکی از شرایط مدیریت خردمندانه و منطقی است.

ضرورت آینده نگری، مسأله ای عقلانی است و هر انسان خردمندی آن را باور دارد؛ چرا که پیامدهای احتمالی هر کاری، در صورتی قابل جبران خواهد بود که قبل از اقدام، توجه کافی به آن گردد و پیش بینی های لازم در موردش صورت گیرد.

امام علی (ع) دوراندیشی و آینده نگری را نشانه خردمندی دانسته و عاقل ترین انسان را فردی می داند که آینده نگری بیشتری داشته باشد و می فرماید: «أعقَلُ النّاسِ أنظَرُهُم في العَواقِبِ»؛[17] «خردمندترین مردم، عاقبت اندیش ترین آن هاست». انسانی که اهل تدبر نباشد، در ظواهر هستی می ماند و راه به حقیقت عالم نمی برد و این عدم تدبر در تمام زندگی و رفتار آدمی تاثیر می گذارد.

7- جدّیت در بهره وری از عمر و مدیریت زمان

پویایی و تلاش در بهره وری مؤثرتر از عمر و مدیریت زمان مؤثر است؛ چنان که حضرت علی (ع) می فرماید: «فَعَلَيْكُمْ بِالْجَدِّ وَ الِاجْتِهَادِ»؛[18] «جدیت و کوشش کنید» و در کلام زیبا و نغز دیگری می فرمایند: «لَا يُدْرَكُ الْحَقُّ إِلَّا بِالْجِدِّ»؛[19] «جز با جدیت و تلاش، به حق نمی توان رسید».

کسی که گذر عمر را به خوبی درک کند، جدی تر و از لهو و بازیچه، گریزان تر خواهد بود. امیرمؤمنان (ع) در متن توصیف یکی از برادران متعهد دینی، با اشاره به این ویژگی مهم می فرماید: «هرگاه صحنه جدی و میدان عمل پیش می آمد، شیر بیشه شجاعت بود».[20] ناگفته پیداست که افراد صاحب عزم، دنبال سورچرانی و شکم بارگی و بهره مندی های غیر ضروری مادی نیستند.

8- مشورت و استفاده از تجارب دیگران

فواید و برکات فراوانی که از مشورت نصیب انسان می شود، هرگز از تلاش های بی وقفه شخصی، امکانات مادی و تفکر فردی عاید نمی گردد. از عوامل بهره وری سریع از عمر و مدیریت زمان، استفاده از تجربه های سودمند دیگران است. آن که از تجارب بزرگان و دانایان در زندگی درس بگیرد، نیمی از راه را در رسیدن به اهدافش پیموده است.

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه بر این مهم، فراوان تأکید کرده و از سویی، خود نیز در انتقال تجربه های مفید و راهگشا به مردم و فرزندان خود بسیار کوشیده است؛ چنان که در وصیت به فرزند گرانقدرشان، امام حسن مجتبی (ع) می فرماید:

«فرزندم! من گرچه به اندازه پیشینیان عمر نکرده ام، ولی در کارها و خبرها و آثارشان اندیشه و سیر کرده ام. تا آنجا که مثل یکی از آنان شده ام، بلکه بر اثر آگاهی از تجربه های آنان، با همه آنان از آغاز تا پایان زیسته ام و زلال را از تیره و سود را از زیان بازشناخته ام».[21]

همچنین آن حضرت (ع)، حفظ تجارب را نوعی خردمندی دانسته و می فرماید: «العَقلُ حِفظُ التَّجارِبِ»؛[22] «خردمندی، حفظ کردن تجربه هاست» و کارگزاران خویش را به استفاده از اهل تجربه در کارها دعوت نموده و می فرماید: «وَتَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ»؛[23] «از کارگزاران اهل تجربه استفاده کن»؛ چرا که اندوخته های تجربی دیگران، حاصل یک عمر زیستن در فرازها و نشیب ها و موفقیت ها و ناکامی های زندگی است و راه کوتاه تری برای دستیابی آسانتر به هدف است.

9- پرهیز از دوستی با بدان

همنشین بد، غارتگر عمر انسان، تباه کننده اخلاق و هدر دهنده فرصت ها و امکانات اوست. قضاوت دیگران نسبت به آدمی، با شناخت ویژگی های دوستان و معاشران او رقم می خورد. از اینرو، همنشین پسندیده در تعالی و زندگی فرد بسیار مؤثر است.

مولی الموحدین (ع) در این خصوص می فرماید: «إِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصَاحِبِهِ»؛[24] «دوست را با دوستش می سنجند». همچنین ایشان در نهج البلاغه از برخی دوستی ها به شدت نهی می کنند، تا مبادا سرمایه عمر انسان از رهگذر چنین افرادی تلف شود؛

از جمله در کلامی گهربار می فرماید: «با احمق و نادان همنشینی مکن؛ زیرا او هم کار خود را در نظر تو می آراید و هم دوست دارد، تو نیز مثل او باشی. از سوی دیگر، آدمی را به دوست داشتن دوستان خدا دعوت می کنند که سبب صلاح و اصلاح و خدایی شدن او می شود».

نتیجه گیری

مدیریت زمان، به معنای استفاده بهینه از آن در کلام امام علی (ع)، تحت عنوان غنیمت شمردن فرصت ها مورد توجه قرار گرفته است. نهج البلاغه، یک سیستم کاملا عملی و دقیقا عملیاتی برای بهره گیری بهینه و مدیریت زمان ارائه داده است.

پی نوشت ها

[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 94.

[2] . مکارم شیرازی، ترجمه گویا و شرح فشرده نهج البلاغه، ج4، ص272.

[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 230.

[4] . مکارم شیرازی، ترجمه گویا و شرح فشرده نهج البلاغه، ج8، ص487.

[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 237.

[6] . مکارم شیرازی، ترجمه گویا و شرح فشرده نهج البلاغه، ج8، ص565.

[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 363.

[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 5.

[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 47.

[11] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[12] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 390.

[13] . مطهری، سیری در نهج البلاغه، ص216.

[14] . خنیفر و پور حسینی، مهارت های زندگی، ص35.

[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 86.

[16] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 370.

[17] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 211.

[18] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 230.

[19] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 29.

[20] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 28.

[21] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.

[22] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 230.

[23] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[24] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 69.

منابع

  1. خنیفر، حسین؛ پورحسینی، مژده، مهارت های زندگی، قم، نشر هاجر، 1385.
  2. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
  3. مطهری، مرتضی، سیری در نهج البلاغه، قم، صدرا، 1376.
  4. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه گویا و شرح فشرده نهج البلاغه، قم، موسسه مطبوعاتی هدف، 1356.

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

طباطبایی مزرعه نو، طاهره سادات، مدیریت زمان در نهج البلاغه، فصلنامه آیین علوی، شماره 6، 1401، ص 78-47.

راهبردهای عملی مدیریت زمان در نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.