سپاس خدائى را سزا است كه منع عطاء و نبخشيدن، مال و مكنتش را نمى افزايد، وجود و بخشش، ثروت و دولتش را نمى كاهد، زيرا (آنچه عطاء فرمايد مى آفريند، نه مانند عطاء و بخشيدن بندگان از جمع آمده ها اخراج نمايد، لذا امام عليه السّلام مى فرمايد:) مال هر عطاء كنندهاى غير از خداى تعالى كم گرديده و هر منع كننده از عطايى سواى حقّ تعالى نكوهش شده است (زيرا منع از عطاء يا از خوف و ترس فقر و پريشانى است و يا از خسّت و پستى، ولى چون در خزائن خداوند متعال از عطاء كم و كاست راه نمىيابد تا از فقر خوف داشته باشد، و از بخل و خسّت و اين قبيل اوصاف رذيله منزّه و مبرّى است، عطاء نكردن او از روى حكمت و مصلحت است، پس اگر چيزى به بندگان عطاء فرمايد و يا منع نمايد در هر دو حال جواد است. مردى از حضرت علىّ ابن موسى الرّضا عليه السّلام پرسيد معنى جواد چيست آن بزرگوار فرمود: سخن تو دو وجه دارد، اگر از مخلوق مىپرسى جواد كسى است كه آنچه خداوند بر او واجب گردانيده اداء كند، و بخيل كسى است كه بآنچه خداوند بر او واجب نموده بخل ورزد، و اگر خالق را در نظر دارى، پس او جواد است چه عطاء فرمايد و چه منع نمايد، زيرا اگر به بندهاى عطاء فرمود چيزى داده است كه نداشته و مستحقّ آن بوده، و اگر منع كرد چيزى نداده كه استحقاق آنرا نداشته است) او است احسان كننده (بر بندگان خود) نعمتها و منفعتها و نصيب و بهره هاى بسيار را،