نشسته بودم که چشمم اختيار از دستم ربود و در رويا فرو رفتم رسول خدا بر من ظاهر گشت و عرض کردم: اي پيامبر خدا، از امت تو چه کجي ها و خصومت و لجاجتها ديده ام. پيامبر فرمود: بر آنان نفرين کن گفتم: خداوندا، بهتر از آنان را به جاي آنان به من عنايت فرما و براي آنان بجاي من شري را جانشين بساز.