صفحه اصلی » نهج البلاغه » خطبه شصت و هشتم
فراز
متن عربی
متن فارسی
1
وَ قَدْ أَرَدْتُ تَوْلِيَةَ مِصْرَ هَاشِمَ بْنَ عُتْبَةَ وَ لَوْ وَلَّيْتُهُ إِيَّاهَا لَمَّا خَلَّى لَهُمُ الْعَرْصَةَ وَ لَا أَنْهَزَهُمُ الْفُرْصَةَ بِلَا ذَمٍّ لِمُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ فَلَقَدْ كَانَ إِلَيَّ حَبِيباً وَ كَانَ لِي رَبِيباً .
قصد گماردن هاشم پسر عتبه را بر آن سرزمين داشتم، اگر كار را بدو وا مى گذاشتم، عرصه رابراى آنان خالى نمى كرد، و فرصت را از دستشان به در مى آورد. در اين ماجرا محمد را سرزنش نمى كنم، كه دوست من بود، او را پرورده بودم و چون فرزندم مى نمود.