من شما را از حكومت حكمين (كه اكنون پشيمان شدهايد) نهى كردم، پس شما امتناع كرده مخالفت نموديد مانند مخالفين پيمان شكن (هنگاميكه لشگر معاويه در جنگ صفّين قرآنها را بر سر نيزهها كردند گفتيد: ايشان ما را بسوى كتاب خدا دعوت مىنمايند و ما را لازم است دعوت آنها را اجابت كنيم، و من مىدانستم آنان چون شكست خورده اين حيله را بكار بردهاند، گفتارشان را باور نكردم، شما با من مخالفت نموده گفتيد: اگر دعوت ايشان را اجابت نكنى ترا بآنها تسليم مىنماييم، پس من بدون رضايت چاره نداشتم) تا اينكه بميل و خواهش شما رفتار كردم (از جنگ دست كشيده مالك اشتر را هم از كار زار باز گردانيدم)