البتّه طلحه را ملاقات مكن، زيرا اگر او را ملاقات كنى مىيابى مانند گاوى كه شاخ خود را پيچيده و تيز كرده (بهر كسيكه نزديك او رود آماده شاخ زدن است، كنايه از آنكه طلحه بفتنه و فساد مشغول است و از تكبّر و نخوت گوش به سخن هيچكس نمىدهد) سوار شتر سركش ميشود و مىگويد: آن شتر رام است (كارهاى دشوار پيش گرفته از نادانى و خود سرى آسان مىشمارد)