صفحه اصلی » نهج البلاغه » حکمت سوم
فراز
متن عربی
متن فارسی
الْبُخْلُ عَارٌ
بخل و تنگ چشمى ننگ است (چون مردم بخيل را بر اثر دلبستگى او به كالاى دنيا سرزنش مى نمايند).
وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ
و ترسو بودن نقص و كاستى است (زيرا رسيدن بمقام فرع بر شجاعت و دلاورى است).
وَ الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ
و تنگدستى زيرك را از (بيان) حجّت و دليلش گنگ و لال مى گرداند (همانطورى كه توانگرى پست و نادان را گويا مى سازد).
وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ .
و بينوا و بى چيز در شهر خود غريب است (كسى با او آمد و شد نمى كند).
وَ الْعَجْزُ آفَةٌ
و عجز و واماندگى آفت و بيچارگى است (كه شخص را از پا در مى آورد).
وَ الصَّبْرُ شُجَاعَةٌ
و شكيبائى دلاورى است.
وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ
و پارسائى دارائى است (زيرا پارسا مانند مال دار كه بكسى نيازمند نيست بدنيا و كالاى آن نيازمند نمى باشد)
وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ .
و دورى از گناهان سپر است (از عذاب الهىّ، همانطور كه سپر شخص را از شمشير محافظت مى نمايد پرهيزكارى او را از سختيهاى دنيا و آخرت رهائى مى دهد).