كانَ لى فيما مَضى اَخٌ فِى اللّهِ، وَ كانَ يُعْظِمُهُ فى عَيْنى صِغَرُ الدُّنْيا فى عَيْنِهِ. وَ كانَ خارِجاً مِنْ سُلْطانِ بَطْنِهِ، فَلايَشْتَهى ما لايَجِدُ، وَلايُكْثِرُ اِذا وَجَدَ. وَ كانَ اَكْثَرَ دَهْرِهِ صامِتاً
مرا در گذشته برادری خدایی بود، کوچکی دنیا در نظرش او را در نظرم بزرگ می نمود.از سلطه شکمش آزاد بود، آنچه نمی یافت آرزو نمی کرد، و هرگاه می یافت زیاده روی نداشت.اکثر روزگارش را خاموش بود