هذَا الْخَطيبُ الشَّحْشَحُ. (يُريدُ الْماهِرَ بِالْخُطْبَةِ، الْماضِىَ فيها، وَ كُلُّ ماض فى كَلام اَوْ سَيْر فَهُوَ شَحْشَحٌ، وَ الشَّحْشَحُ فى غَيْرِ هذَا الْمَوْضِع ِ الْبَخيلُ الْمُمْسِكُ)
این گوینده ای شَحْشَح است. (منظورش این است که در گفتارْ ماهر و در بیان مطالبْ رسا و روان است، و هر تندرو در سخن و رفتار «شحشح» است، و شحشح در غیر این مقام به معنای بخیل است.)