بارالها، تويي مانوس ترين انس گيرندگان بر دوستانت و حاضرترين آنان براي کفايت به کساني که توکل بر تو مي نمايند. آنان را در درونشان شاهدي و بر آنان در وجدان هاي باطني شان معطلي و تويي که به مقدار بينايي هاي آنان دانايي هستی.
پس رازهاي نهاني آنان براي تو آشکار است و دل هايشان به سوي تو شيفته و بي قرار. اگر غربت آنان را به وحشت بيندازد، ذکر تو انيسشان گردد و اگر مصيبتهاي روزگار بر سرشان تاختن آورد، پناهندگي به تو جويند، زيرا مي دانند که زمام همه امور به دست تو است و صدور آنها از مقام قضاي تو.
خداوندا، اگر از سوال کردن خود ناتوان باشم يا به آنچه که از تو طلب مي کنم، نابينا شوم، مرا به مصالح خويشتنم راهنمايي و دلم را به سوي موارد رشدم بگردان. اين الطاف از هدايتهاي تو ناشناخته نيست و از کفايتهايي که براي مخلوقاتت مي نمايي شگفت انگيز نمي باشد.