صفحه اصلی » نهج البلاغه » حکمت دویست و دوم
فراز
متن عربی
متن فارسی
1
الْجُودُ حَارِسُ الْأَعْرَاضِ
بخشش نگهبان آبروها است (مردم از بخشش كننده خوشنود بوده آبروى او را حفظ مى نمايند)
2
وَ الْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِيهِ
و بردبارى دهن بند نادان و نابردبار است (بردبارى نادان را از هرزه گوئى باز داشته و بدى را مى گرداند)
3
وَ الْعَفْوُ زَكَاةُ الظَّفَرِ
و گذشت (از گناه) زكوة فيروزى است (هر كه بر دشمن فيروزى يابد زكوة آن گذشت از او است)
4
وَ السُّلُوُّ عِوَضُكَ مِمَّنْ غَدَرَ
و دورى نمودن از كسيكه بيوفائى نمود عوض تو است (از دوست بيوفا دل برداشته دورى كن تا بيوفائيش را تلافى كرده باشى)
5
وَ الِاسْتِشَارَةُ عَيْنُ الْهِدَايَةِ
و مشورت نمودن (و راه راست جستن) همان هدايت و راه يابى است،
6
وَ قَدْ خَاطَرَ مَنِ اسْتَغْنَى بِرَأْيِهِ
و كسيكه به رأى و انديشه اش (از مشورت با ديگران) بى نياز شد خود را در خطر و تباهى افكند،
7
وَ الصَّبْرُ يُنَاضِلُ الْحِدْثَانَ
و شكيبائى سختيهاى روزگار را دور مى نمايد،
8
وَ الْجَزَعُ مِنْ أَعْوَانِ الزَّمَانِ .
و بيتابى از يارى كنندگان زمانه است (زيرا زمانه آماده پير نمودن و نيست كردن است و بيتابى هم همين كار را انجام مى دهد)
9
وَ أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى
و بزرگترين توانگرى آرزو نداشتن است،
10
وَ كَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِيرٍ عِنْدَ هَوًى أَمِيرٍ
و بسا عقل و خرد كه اسير و گرفتار هوا و خواهشى است كه بر او فرمانروا است (هواى نفس بسيارى از مردم بر عقولشان مسلّط است)
11
وَ مِنَ التَّوْفِيقِ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ
و از رسيدن و دست يافتن بكار نيك نگاه دارى تجربه و آزمايش است،
12
وَ الْمَوَدَّةُ قَرَابَةٌ مُسْتَفَادَةٌ
و دوستى (با مردم) خويشاوندى است كه بهره برده شده،
13
وَ لَا تَأْمَنَنَّ مَلُولًا .
و از دلتنگ و رنجيده (از خود) ايمن مباش (راز خويش با او مگو و بعهد و پيمانش دل مبند).