اى شگفتا آيا خلافت با مصاحبت و همراه بودن (با پيغمبر اكرم) مى رسد (كه عمر با ابو بكر گفت: تو در سختى و آسايش مصاحب و همراه رسول خدا بودى دستت را بده تا با تو بيعت كنم، هنگاميكه ابو بكر باو مى گفت: دستت را بده تا بتو بيعت نمايم) و بسبب مصاحبت و خويشاوندى (با آن بزرگوار) نمى رسد؟ ( (سيّد رضىّ «عليه الرّحمة» فرمايد:) و روايت شده كه آن حضرت در اين باره سروده: فإن كنت بالشّورى ملكت أمورهم فكيف بهذا و المشيرون غيّب و إن كنت بالقربى حججت خصيمهم فغيرك أولى بالنّبىّ و أقرب يعنى اگر تو (ابو بكر) بسبب شورى و اجماع امّت زمام كارهاى مردم را بدست گرفتى پس چگونه باين رسيدى كه اصحاب رأى و انديشه (بنى هاشم و مخصوصا امام عليه السّلام در آن شورى و اجماع) حاضر نبودند، و اگر به خويشاوندى (با رسول اكرم) بر زد و خورد كننده آنان (در باره خلافت) غلبه و برترى يافتى (ابو بكر در سقيفه با انصار احتجاج نموده دليل آورد كه ما عترت و خويش رسول خدا هستيم) پس ديگرى (امام عليه السّلام) به پيغمبر نزديكتر و سزاوارتر است (زيرا اگر پيغمبر دختر ترا گرفته امام عليه السّلام داماد و پسر عمّ او است))