سپاس خدائى را سزا است كه بوسيله آفريده هايش بر وجود و هستى خويش راهنما است (زيرا هر مخلوقى ممكن است و ممكن به خودى خود داراى وجود و هستى نمى گردد، پس هويدا است كه او را خالق و آفريدهاى مى باشد) و بحدوث و نو پيدا شدن آفريده هايش بر ازلى بودن و ابتداء نداشتن خود دليل است (زيرا ايجاد كننده اگر ازلى و قديم نبوده حادث باشد به ايجاد كننده ديگرى نيازمند بوده نمى تواند مبدأ ايجاد باشد) و بشبيه بودن آفريده ها با يكديگر نشان مى دهد بر اينكه مانندى براى او نيست (زيرا اجسام در جسميّت با هم شريكند، پس اگر شبيهى از آنها براى او بود او هم جسم بود و جسميّت از لوازم امكان است و امكان در واجب روا نبود)