طلحه و زبير هر يك امارت و حكومت بر مردم را براى خود اميدوار بوده و درخواست مى نمايند، نه براى رفيقش (زيرا هر يك خلافت را براى خود دست و پا ميكند، پس پيمان شكنى و ياغى شدنشان بر من چنانكه اظهار مي كنند به طرفدارى از دين و ايمان نيست، بلكه بجهت حبّ دنيا و شهوت جاه است، لذا در اين جنگ و زد و خورد) بسوى خدا تقرّب نجسته به ريسمانى و به رشتهاى خود را باو نزديك نمى نمايند (عذر و بهانه اى ندارند كه نزد حقّ تعالى براى ريختن خون هاى ناحقّ حجّت و دليل قرار دهند، و چون ايشان طرفدار دين نبوده خدا را در نظر ندارند)