هيچ نعمت و خوشى از آن در نمى يابيد مگر آنكه نعمت ديگرى را از دست مى دهيد (اگر سير در شهرها را آرزو كنيد و بآن نائل گرديد اندوه دورى از وطن و اهل بشما خواهد رسيد، و اگر مال و فرزند يابيد از نعمت آسودگى جدا خواهيد ماند و همچنين) و معمّرى از شما (كسيكه عمرش باقى است جوان يا پير، نه بس بزرگ سال) روزى از عمرش باو داده نمىشود مگر آنكه روز ديگرى از مدّت عمر و زندگانيش نابود مىگردد (رسيدن او به فردا ممكن نيست مگر به گذشتن امروز كه در آن باقى است و به گذشتن امروز يك روز به مرگ نزديك ميشود، پس لذّت و خوشى با نزديك شدن به مرگ در حقيقت لذّت و خوشى نيست) و افزونى در خوردن براى او لذّت نو و تازه نمىآورد مگر به از بين رفتن آنچه از روزى پيش از آن خورده (از غذاى لذيذى نمى تواند بهرهمند شد مگر آنكه از غذاهاى لذيذ ديگر چشم بپوشد، و جامه اى نمى پوشد مگر اينكه جامه ديگرى از تن بكند، و در خانهاى ساكن نمى گردد مگر آنكه از خانه ديگرى بيرون رود)