صفحه اصلی » نهج البلاغه » حکمت صد و نهم
فراز
متن عربی
متن فارسی
1
لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ
هيچ دارائى پرسودتر از خرد نيست (زيرا خرد سعادت دنيا و آخرت را در بر دارد)
2
وَ لَا وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ الْعُجْبِ
و هيچ تنهائى ترسناكتر از خود پسندى نيست (زيرا خود پسند مردم را از خود پست تر پنداشته آنها هم از او دورى كنند و تنها ماند)
3
وَ لَا عَقْلَ كَالتَّدْبِيرِ
و هيچ عقلى چون تدبير و انديشه نيست (زيرا انديشه راه را آماده و استوار مى سازد)
4
وَ لَا كَرَمَ كَالتَّقْوَى
و هيچ جوانمردى مانند پرهيزكارى نيست (زيرا پرهيزكار نزد خالق و خلق عزيز و ارجمند است)
5
وَ لَا قَرِينَ كَحُسْنِ الْخُلْقِ
و هيچ همنشينى چون خوى نيكو نيست (زيرا خوى نيكو دلها را بدست آورد)
6
وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ
و هيچ ميراثى مانند ادب و آراستگى نيست (زيرا آراستگى شخص را محبوب مى سازد)
7
وَ لَا قَائِدَ كَالتَّوْفِيقِ
و هيچ پيشوايى مانند توفيق و دست يافتن بكار نيست (زيرا توفيق شخص را براه راست و خدا پسند مى كشاند)
8
وَ لَا تِجَارَةَ كَالْعَمَلِ الصَّالِحِ
و هيچ تجارت و بازرگانى مانند كردار پسنديده نيست (زيرا نيكبختى هميشگى را در بر دارد)
9
وَ لَا رِبْحَ كَالثَّوَابِ
و هيچ سودى مانند پاداش (الهىّ) نيست (زيرا سودى است هميشگى)
10
وَ لَا وَرَعَ كَالْوُقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ
و هيچ اجتناب و دورى چون ماندن در جلو شبهه (چيز نامعلوم) نيست (زيرا اقدام در شبهه بحرام مى كشاند)
11
وَ لَا زُهْدَ كَالزُّهْدِ فِي الْحَرَامِ
و هيچ پارسائى مانند بى رغبتى در حرام نيست (زيرا بى رغبتى در حرام مستلزم آراستگى و پاكى است)
12
وَ لَا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ
و هيچ دانشى مانند تفكّر و پيش بينى نيست (زيرا بر اثر آن به مبدأ و معاد راه برده از گمراهى برهد)
13
وَ لَا عِبَادَةَ كَأَدَاءِ الْفَرَائِضِ
و هيچ عبادتى مانند انجام واجبات نيست (زيرا پاداش آن بيشتر از مستحبّات و در ترك آن عذاب و كيفر است)
14
وَ لَا إِيمَانَ كَالْحَيَاءِ وَ الصَّبْرِ
و هيچ ايمانى مانند شرم و شكيبائى نيست (زيرا باين دو ايمان كامل مى گردد)
15
وَ لَا حَسَبَ كَالتَّوَاضُعِ
و هيچ بزرگوارى و سرفرازى مانند فروتنى نيست (زيرا فروتن را همه از دل دوست دارند)
16
وَ لَا شَرَفَ كَالْعِلْمِ
و هيچ شرافت و بزرگى مانند دانش نيست (زيرا دانش راهنماى شخص است)
17
وَ لَا عِزَّ كَالْحِلْمِ
و هيچ ارجمندى مانند بردبارى نيست (زيرا بردبارى موجب سرفرازى است)
18
وَ لَا مُظَاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَةِ .
و هيچ پشتيبانى استوارتر از كنگاش كردن نيست (زيرا مشورت سبب پى بردن بپايان كار و سود و زيان آنست).